مقاله دانشگاهی – بهینه سازی ترمواکونومیک و اگزرژو اکونومیک بویلربازیاب حرارت سیکل ترکیبی و سیستم …

گاز مورد نظر

میزان خطا

اکسیژن

۵-۱۰×۶۷/۰

نیتروژن

۴-۱۰×۲۳/۰

دی اکسید کربن

۴-۱۰×۶۰/۰

دی اکسید نیتروژن

۵-۱۰×۵۴/۰

۲-۵ الگوریتم ژنتیک
ایده الگوریتم ژنتیکی یا GA از دو اصل انتخاب و تولید نسل در طبیعت بهره برده است. با گذشت زمان ساختار ژنتیکی موجودات تغییرکرده و نسلهای جدیدتر با محیط سازگاری بیشتری دارند. بدین طریق که امکان زنده ماندن و تولید مثل موجودات قویتر بیشتر از موجودات ضعیف میباشد. در نسلهای جدیدتر ساختار ژنتیکی موجودات قوی تکرار میشود و موجودات ضعیف از بین میروند. در بعضی موارد نیز جهش بوجود میآید بدین معنی که از آمیزش دو موجود، موجودی متولد میشود که بر اثر جهش ژنتیکی خیلی بهتر یا بدتر از والدین خود میباشد و به تعبیری یک نابغه یا یک عقب مانده متولد میشود و در نسلهای بعدی تأثیر میگذارد. طبیعت تضمین میکند که این نوع زاد و ولد موجب تولید موجودات بهتر شود.
الگوریتم ژنتیکی بر این اساس ابزاری ساده، ولی قدرتمند است. یک روش بهینه سازی بر اساس جستجو است که توسط جان هولند و شاگردانش در دانشگاه میشیگان ارائه شد. بعضی مسایل دارای راه حلهای مشخص میباشند: برای حل مسائل خطی با محدودیتهای خطی، معمولاً از روشهای حل LP(برنامه ریزی خطی) استفاده میشود و همچنین برای حل مسائل غیر خطی با محدودیتهای غیرخطی از NLP (برنامه ریزی غیر خطی) استفاده میشود. در حقیقت به این دلیل که بسیاری از روشها در محدوده مسائل خاص کاربرد دارند، پیدا کردن روش مناسب برای حل یک مسئله نیز خود مشکل دیگری است. بعضی روشها به دلیل محدودیت برای حل مسائل خاص خود نیز دچار مشکل میشوند. مثلاً برای بدست آوردن بیشینه یا کمینه یک تابع مشتقپذیر میتوان از مشتقگیری استفاده کرد. اما اگر این تابع مشتقپذیر نباشد و یا تعریف صریحی نداشته باشد، چه باید کرد؟
یکی از روشهای حل این گونه مسائل، الگوریتم ژنتیکی است که به دلیل استفاده از جستجو و همچنین مقدار تابع در نقاط مختلف فضای جستجو هیچ گونه عملیاتی بر روی تابع انجام نمیدهد. بعضی روشها مانند نیوتن کواسی، گرادیان کانجوگیت برای شروع حل مسئله نیاز به داشتن جواب نزد یک به جواب بهینه میباشند و این خود در بعضی مواقع موجب نیازمندی آنها به روشهای دیگری است که جوابی نزدیک به جواب بهینه تولید کنند، اما در الگوریتم ژنتیکی و روشهایی مانند جستجوی تصادفی شروع حل مسئله از نقاط تصادفی در فضای جستجو صورت میگیرد.
البته لازم به ذکر است که سرعت رسیدن به جواب در روشهایی مانند الگوریتم ژنتیکی و جستجوی تصادفی کمتر از سیمپلکس، نیوتن کواسی و… میباشد.
۲-۵-۱ مفاهیم الگوریتم ژنتیک
هدف الگوریتم ژنتیکی به دست آوردن جواب بهینه یا نزدیک به بهینه میباشد, برای این کار:
با پارامترهای کد شده کار میکند نه با خود پارامتر.
جستجو را بوسیله جمعیتی از نقاط انجام میدهد، نه یک نقطه. فقط به ذکر این نکته بسنده میکنیم که تعداد این نقاط نیز مهم است، به این صورت که تعداد جمعیت زیاد محاسبات را بسنده میکنیم که تعداد این نقاط نیز مهم است، به این صورت که تعداد جمعیت زیاد محاسبات را پوشش نداده و ممکن است الگوریتم در یک جواب محلی گیر کند.
از مقدار تابع در نقاط مختلف فضای جستجو استفاده میکند و نیازی به دانستن مشتق تابع یا اطلاعات دیگری از تابع ندارد.
الگوریتم ژنتیک از قوانین آماری استفاده می کند نه از قوانین محاسباتی.
برخی مفاهیم که در پیاده سازی الگوریتمهای ژنتیک به آنها برخورد میکنیم در زیر آورده شده است:
ژن و کروموزوم: ژن کوچکترین واحد سازنده GA میباشد. در حقیقت ژنها برای نمایش شکل کد شده پارامترها میباشد. به رشته ای از ژنها، کروموزوم میگویند. برای مثال وقتی متغیر X را به صورت باینری کد میکنیم، هر “۰” و “۱” یک ژن محسوب میشود و به رشتهای از این “۰” و “۱” ها که متغیر X را میسازند و در حقیقت شکل کد شده متغیرند، کروموزوم میگوییم.
تابع معیار: تابع معیار تابعی است که قرار است بهینه شود و وسیله لازم برای ارزیابی هر کروموزوم را فراهم میآورد. تابع معیار به هر کروموزوم یک عدد نسبت میدهد که مقدار این عدد میزان خوب بودن یا مناسب بودن آن کروموزوم را نشان میدهد. برای مثال وقتی میخواهیم خطای یک سیستم پیوسته به پاسخ پله را کمینه کنیم تابع معیارهای زیر مناسب میباشند :
و که e(t) مقدار خطا در هر لحظه میباشد.
جمعیت و نسل: جمعیت تعداد نقاطی از فضای جستجو است که GA با آنها به سمت جواب بهینه میرود. برای این کار عملگرهای مختلفی بر روی جمعیت اعمال میشوند و جمعیتی به وجود میآید که جایگزین جمعیت قبل میشود و با اعمال دوباره عملگرها این روند ادامه مییابد. این تکرارها نسلهای GA را بوجود میآورند.
والدین و فرزندان: در هر نسل افراد جمعیت به صورت جفت جفت و براساس احتمالی متناسب با تابع معیارشان انتخاب شده تا عملگرها بر روی آنها اعمال شود. به این جفتها “والدین” گفته میشود. پس از انجام عملگرها بر روی والدین، یک جفت موجود تولید میشود که “فرزندان “آنها میباشند.
۲-۵-۲ الگوریتم ژنتیکی ساده :
الگوریتم ژنتیکی به روشهای مختلف و با عملگرهای متنوعی پیادهسازی شده اند. آنچه در این پروژه به کار گرفته شده است، الگوریتم ژنتیکی ساده است که دیاگرام بلوکی آن در شکل (۲-۱۰) آورده شده است. انجام عملیات الگوریتم نیاز به پیادهسازی سه مرحله دارد :

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

سامانه پژوهشی – بررسی رابطه بین سیستم های اطلاعات مدیریت و ساختار سازمانی در سازمانهای دولتی …

۲-۲-۴- انواع سیستم های اطلاعات مدیریت :
۲-۲-۴-۱- سیستم پردازش تعاملات (TPS):
سیستم پردازش تعاملات ، اساس سیستم های بازرگانی بوده که به رده عملیاتی سازمان یاری می رساند . یک سیستم پردازش تبادلات ،‌یک سیستم رایانه ای است که کارهای روزمره سازمان را انجام داده و سوابق آنها را نگهداری و ثبت می کند .
سیستم های اطلاعات ، وظیفه ای که در رابطه با حیطه های عملیاتی سازمان مانند : حسابداری ، بازاریابی ، فروش ،‌تولید منابع انسانی ، انبار و غیره بکارگرفته می شوند را سیستم پردازش تعاملات می نامند . این سیستم ها تعاملات تکراری روزمره سازمانی را پردازش می نمایند.
امروزه TPS ها در زمینه های مختلف سازمانی طراحی و بکار گرفته میشوند و پایه و اساس سایر سیستم های اطلاعات می باشندو می توانند پایه اطلاعاتی سایر سیستم های سطوح بالاتر مانند سیستم گزارشات مدیریت ، سیستم های پشتیبانی تصمیمات و یا سیستم های راهبردی مانند سیستم مدیریت مشتری و سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی قرارگیرند.
۲-۲-۴-۲- سیستم گزارشات مدیریت (MRS):
سیستم گزارشات مدیریت مجموعه ای نظام یافته از افراد ، دستورالعمل ها ، پایگاه داده ها وتجهیزات است که گزارشات روزمره مورد نیاز مدیران را جهت تصمیم گیری ارائه می نماید . مدیران میانی جهت تصمیم گیری نیاز به اطلاعات مختلف دارند که هر یک از گزارشات از TPS های مختلف قابل دریافت است . ولی در کنار قرار دادن اطلاعات هر یک از گزارشات و نیز تحلیل رابطه آنها نیازمند ترکیب آنها و ارائه گزارشی تلفیقی است که رابطه اطلاعات را با یکدیگر نشان می دهد . چنین گزارشاتی از سیستم گزارشات مدیریت قابل دریافت است.(صرافی زاده ، اصغر،۱۳۹۰: ۱۱۵-۱۲۲)
۲-۲-۴-۳- سیستم پشتیبانی تصمیمات (DSS):
اولین بار در سال ۱۹۷۰ مفهوم ” سیستم های تصمیم گیری مدیریتی ” توسط مردی به نام میشل اسکات مطرح گردید . سپس در اواسط دهه ۱۹۷۰ عبارت سیستم پشتیبانی تصمیم گیری توسط فردی به نام پیتر کن۱ و همکارانش در دانشگاه MIT ،‌برای بیان سیستمی که از تصمیم گیری مدیران پشتیبانی می کند ولی جایگزین مدیران نمی شود ، مطرح گردید .
به زودی این مفهوم فراگیر گردید و نرم افزارهای متعددی برای سیستم پشتیبانی تصمیم گیری تولید گردید .
سیستم پشتیبانی تصمیم گیری سیستمی است که :
بر مبنای سیستم های کامپیوتری فعالیت می کند .
به تصمیم گیرندگان در تصمیم گیری کمک می کند.
می تواند به حل مسائل نیمه ساخت یافته و یا غیر ساخت یافته کمک کند .
دارای تعامل مستقیم با کاربران است .
دارای مدل های داده ای و تحلیلی است .
(خادمی ، عباسعلی ، ۱۳۷۲ : ۱۳)
سیستم پشتیبانی تصمیم گیری را نوعی سیستم اطلاعاتی تعاملی است که اطلاعات ، مدل ها و ابزار دستیابی ماهرانه به داده ها را برای کمک به تصمیم گیری در موقعیت های نیمه ساخت یافته و غیر
………………………………………………………………………………………………………………………………………………
۱-peter ken
جایی که هیچ کس واقعا نمی داند چگونه باید تصمیمی اتخاذ گردد ،فراهم می آورد .(آلتر۱ ، ۱۹۹۹ : ۱۷۳)
با کمک کامپیوتر مدیریت می تواند داده ها را به صورت کارا و موثر برای کسب دانش والگوهای معنا دار پردازش نماید .فورد و کین بیان می دارند که کاربر DSS ، سازنده DSS و DSS در طی جریان طراحی ، ساخت و پیاده سازی مراحل DSS بر یکدیگر تاثیر می گذارند که به واسطه یک فرایند انطباقی یادگیری و تکامل تدریجی توسعه یافته است . بنابر این یک DSS سیستمی است که دانش خود را بر مبنای حقایق و روش های سازگار با هر تغییر محیط خارجی و ساختار های داخلی سازمان ، اصلاح می کند . همچنین یک DSS می تواند در بازبینی فرایند های تصمیم ، تغییر مفروضات متضاد کاربران و تصمیم گیری و مبتنی بر متن ، کمک کند .
یک DSS خوب طراحی شده می تواند حل مسئله را تسهیل کند و فرایند یادگیری سازمانی را بهبود ببخشد . یک DSS می تواند شناسایی مسئله و مدل سازی را تسهیل کند ، در جمع آوری، ترکیب ، سازماندهی و ارائه دانش مربوط کمک کند .یک استراتژی حل مسئله مناسب را برگزیند ، راه های مختلف را ارزیابی می کند و بهترین راه حل را انتخاب می کند .همه این فعالیت ها می تواند یادگیری سازمانی را ارتقا دهد و یک فرایند رضایت بخش با کارایی و اثر بخش بیشتر را ایجاد نماید . به علاوه یک DSS می تواند در پیاده سازی و ارزیابی استراتژی منتخب مفید باشد .(گانش۲، ۲۰۰۰ : ۲۹۷-۳۰۹)
۲-۲-۴-۴- سیستم تصمیم گیری گروهی (GDSS) :
سیستم پشتیبانی تصمیم گیری گروهی (GDSS)،‌سیستم های کامپیوتری تعاملی می باشند که پیدا کردن راه
حل برای مسائل بدون ساختار را با استفاده از تصمیم گیرنده هایی که بصورت گروهی کار می کنند را
…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

۱-Alter 2- Ganesh

تسهیل می کند . آنها به گروهها به خصوص گروه مدیران در تجزیه و تحلیل وضعیت مشکل و در اجرای کارهای تصمیم گیری گروهی کمک می کنند . به غیر از داده ها ومدل های تصمیم ، GDSS بایستی پروسه تعامل و پویای تصمیم گیری گروهی را نیز در نظر بگیرد . نرم افزاری که برای پشتیبانی کار گروهی طراحی شده است به عنوان گروه افزار خوانده می شود . این نرم افزار مکانیزم هایی را فراهم میکند که به کاربران کمک می کند که پروژه های در حال اجرا را هماهنگ کرده و بتوانند آنها را ردیابی کنند .همچنین به مردم این اجازه را می دهد که با یکدیگر از طریق پشتیبانی کامپیوتر ارتباط و همکاری و هماهنگی داشته باشند .
از آنجایی که تصمیم گیری اغلب یک فرایند اشتراکی است . در مواردی که گروه تصمیم گیرنده از طریق سیستم های رایانه ای پشتیبانی می شوند ، این پشتیبانی را GDSS می نامند.(رشید فرخی ، فلورا ،۱۳۸۷ : ۵۸)

منابع مقالات علمی : بررسی بارشناختی بیرونی آموزش به شیوۀ چند رسانه ایِ مبتنی بر الگوی طراحی آموزشی …

ب) پرندۀ میزبان به تغذیۀ جوجۀ کوکو که چند برابر اوست ادامه می دهد.
الگوی عمل ثابت رفتاری غریزی (ژنی) است.
«رفتارهای غریزی در افراد مختلف یک گونه به یک شکل انجام می شوند. این رفتارها مجموعه ای از حرکت های مشخص و ثابت است».
غاز ماده ای که روی تخم های خود خوابیده است، هرچند وقت یک بار تخم ها را جابه جا می کند تا تخم ها به طور یکنواخت گرم شوند. غاز ماده اگر تخمی را در خارج از لانه ببیند، از جای خود بلند می شود، گردنش را دراز می کند و با منقار خود تخم را در یک مسیر زیگزاگی به لانه می آورد. حال اگر هنگام انجام چنین حرکتی تخم را بردارند، غاز همان حرکات را انجام می دهد، بدون این که به نبودن تخم توجهی داشته باشد
رفتار برگرداندن تخم در غازها مثالی از الگوی عمل ثابت است که همۀ آنها به یک شکل آن را نشان می دهند.
 
شکل۲ رفتار برگرداندن تخم به درون لانه
رفتار غریزی را با ذکر مثال توضیح دهید.
در الگوی عمل ثابت، رفتار با یک محرک شروع می شود، به طور کامل تا پایان پیش می رود و همیشه به یک شکل انجام می گیرد. به محرکی که باعث بروز الگوی عمل ثابت می شود، محرک نشانه می گویند . محرک نشانه اغلب یک علامت حسی ساده است.
مثلاً در نوعی ماهی، رفتار حمله به سایر نرهایی که وارد قلمرو او می شوند، با یک الگوی عمل ثابت انجام می گیرد. محرک نشانه در این الگوی عمل ثابت، رنگ قرمز شکم ماهی های نر مزاحم است، به طوری که به ماهی نری که شکمش قرمز نیست حمله نمی کند؛ در صورتی که به مدل های مصنوعی که سطح زیرین آنها قرمز است، حمله می کند. در این مثال رنگ قرمز تنها علامت حسی (محرک نشانه) است که ماهی به آن توجه می کند و سایر علائم مثل حجم یا شکل برای ماهی نر اهمیتی ندارد (شکل ۳)
 
شکل.۳
به مدل واقعی تر که فاقد رنگ قرمز در ناحیۀ
شکم است، کمتر از مدل های غیرواقعی دیگر حمله می شود.
انواع مختلفی از محرک های نشانه وجود دارد. در مورد رفتار غاز ماده، محرک نشانه شکل هندسی و انحنای جسم است.محرک نشانه در مثال ماهی، قرمز بودن سطح زیرین است.
بنابراین، . به محرکی که باعث بروز الگوی عمل ثابت می شود، محرک نشانه می گویند. در مورد رفتار غاز ماده، محرک نشانه شکل هندسی و انحنای جسم است.
تا این جا دیدیم که رفتار متأثر از ژن هاست؛ اما تجربه تا چه میزانی یک رفتار ژنتیکی را تغییر می دهد.
یادگیری در بسیاری از جانوران نقش مهمی در شکل گیری رفتار غریزی دارد. جانورانی که در سیرک، حرکات نمایشی انجام می دهند، هیچ گاه چنین رفتارهایی را در وضعیت طبیعی در زیستگاه های خود بروز نمی دهند؛ بلکه این رام کنندۀ حیوانات است که انجام حرکات نمایشی را به آنها یاد داده است.
تغییررفتار که حاصل تجربه باشد، یادگیری نامیده می شود.
ساده ترین نوع یادگیری و تغییر شکلِ رفتار عادی شدن است. در این یادگیری ساده، جانور یاد می گیرد که از محرک های دائمی که هیچ سود و زیانی برای او ندارند، صرف نظر کند و به آنها پاسخی ندهد.
مثلا،ً پرنده برای بار اول از زمین کشاورزی که در آن یک مترسک گذاشته اند، دوری می کند؛ امّا اگر جای مترسک تغییر نکند، وجود مترسک برای او عادی و بنابراین بدون ترس وارد آن زمین کشاورزی می شود.این نوع یادگیری حتی در مورد رفتارهای بسیار ساده، مانند انعکاس هم وجود دارد.
مثلاً شقایق دریایی و یا عروس دریایی با کوچک ترین تحریک مکانیکی، شاخک های حسی خود را منقبض می کنند، در حالی که نسبت به حرکت مداوم آب واکنشی از خود بروز نمی دهند.
شرطی شدن کلاسیک، آزمون و خطا (شرطی شدن فعال) و حل مسئله، انواع دیگر یادگیری هستند.
یکی ازمعروف ترین پژوهش ها در زمینۀ یادگیری، آزمایشی است که ایوان پاولوف ۱ فیزیولوژیست روسی، دربارۀ ترشح بزاق سگ انجام داد. هنگامی که پاولوف پودر گوشت (محرک) را به سگ گرسنه می داد، بزاق سگ (پاسخ) ترشح می شد. ترشح بزاق در واقع نوعی پاسخ غریزی به غذاست. پاولوف پس از گذشت مدتی از انجام این کار متوجه شد که حتی اگر غذایی به همراه نداشته باشد، با دیدن او بزاق سگ ترشح می شود. پاولوف بر این اساس آزمایشی را طراحی کرد. او هم زمان با دادن پودر گوشت، زنگی را به صدا درمی آورد. صدای زنگ محرکی بود که ارتباطی با غذا نداشت و به تنهایی برای سگ بی مفهوم بود؛ امّا به دنبال تکرار این کار، سگ بین صدای زنگ و غذا ارتباط برقرار کرد؛ به طوری که با صدای زنگ، حتی بدون وجود غذا بزاق او ترشح می شد. در واقع سگ نسبت به محرکی که تا قبل از آن برایش بی معنی بود، پاسخ می داد و به عبارتی نسبت به همراه بودن صدای زنگ و پودر گوشت شرطی شده بود (شکل ۴). به این نوع یادگیری شرطی شدن کلاسیک می گویند.
در این نوع یادگیری هرگاه یک محرک بی اثر (مثلاً صدای زنگ) به همراه یک محرک طبیعی(مثلاً غذا) به جانور عرضه شود، پس از مدتی محرک بی اثر به تنهایی سبب بروز پاسخ (مثلاً ترشح بزاق) در جانور می شود. به این محرک جدید، محرک شرطی می گویند؛ زیرا به شرطی می تواند سبب بروز رفتار شود که قبل از آن همراه با یک محرک طبیعی باشد. به محرک طبیعی محرک غیرشرطی نیز گفته می شود.
شکل ۴، در این مثال، غذا محرک غیرشرطی و ترشح بزاق پاسخی غیرشرطی است که با دیدن غذا ایجاد م یشود. زنگ محرک شرطی است که به دلیل همراه بودن با غذا موجب ترشح بزاق می شود. با تکرار این عمل، صدای زنگ

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

به تنهایی موجب ترشح بزاق می شود.
بنابراین، یادگیری تغییر در رفتار بر اساس تجربه است که به شکل شرطی شدن کلاسیک، کوشش و خطا و حل مسأله وجود دارد.
محرک شرطی و غیر شرطی را با ذکر مثال، توضیح دهید.
اسکینر برای بررسی نقش آزمون و خطا در یادگیری، آزمایش هایی را طراحی و اجرا کرد. او برای انجام مطالعات خود جعبه ای را طراحی کرد. در این جعبه اهرمی وجود داشت که با فشار دادن آن، مقداری غذا به درون جعبه می افتاد.
اسکینر موشی را درون جعبه قرار داد. موش، درون جعبه به جستجو و کاوش می پرداخت و هر از گاهی به طور تصادفی اهرم درون جعبه را فشار می داد که با وارد آمدن فشار به اهرم، مقداری غذا به درون جعبه می افتاد. موش در ابتدا بدون توجه به اهرم به حرکت خود درون جعبه ادامه می داد؛ اما سرانجام یاد گرفت که اگر اهرم را فشار دهد، غذا به دست می آورد. به این نوع یادگیری آزمون و خطا یا شرطی شدن فعال گفته می شود. در این نوع یادگیری جانور یاد می گیرد که انجام یک عمل یا رفتار خاص، منجر به پاداش یا تنبیه خواهد شد. اگر انجام آن رفتار به دریافت پاداش منتهی شود، احتمال تکرار آن افزایش می یابد؛ ولی اگر با انجام آن، جانور با تنبیه روبه رو شود، احتمال بروز دوبارۀ آن رفتار کاهش می یابد. با آزمون و خطا می توان به جانور یاد داد که در موقعیتی خاص،.( رفتار مشخصی انجام دهد و یا این که آن را انجام ندهد (شکل ۵)
شکل ۵، جعبۀ اسکین:. موش با آزمون و خطا یاد می گیرد برای به دست آوردن غذا اهرم را فشار دهد.
 

جستجوی مقالات فارسی – مطالعه و رتبه بندی میزان تاثیر عوامل موثر بر خلاقیت کارکنان بر …

۴) بسط: توانایی توجه به جزییات در حین انجام یک فعالیت است. اندیشه‌ی بسط یافته به کلیه‌ی جزییات لازم یک طرح می‌پردازد و چیزی را از قلم نمی‌اندازد. گیلفورد و تورنس از بُعد شناختی به خلاقیت نگریستهاند و بر همین اساس، آزمون‌های خویش را از خلاقیت تدوین کرده‌اند. گیلفورد در آزمون چهارگانه‌ای تفکر واگرا را می‌سنجند، مانند: سیالی فکری، سیالی کلامی، سیالی بیانی، سیالی تداعی. موارد استفاده از اشیا، طراحی و…
۲-۱۶-۲- بُعد انگیزشی:
انگیزه توسط محققانی مانند آمابیل مورد توجه قرار گرفته است. او اعتقاد دارد که توجه زیاد به بُعد شناختی، باعث شده است که ابعاد غیرشناختی و به خصوص انگیزه، علی‌رغم اهمیت زیاد آن، مورد توجه قرار نگیرد. انگیزه شامل دو نوع درونی و بیرونی است. انگیزه‌ی درونی انگیزه‌ای است که فعالیت، به خاطر خود عمل انجام می گیرد، زیرا خودِ کار، جالب و لذت بخش یا رضایت آمیز است. برعکس، در انگیزه‌ی بیرونی انجام کار برای تحقق هدف بیرونی است. آمابیل معتقد است خلاقیت نتیجه‌ی تعامل سه عاملِ مهارت‌های فردی، استعدادهای درونی و انگیزه است و محل تلاقی این سه عنصر اصلی نیز بستر اصلی رشد خلاقیت است .
در یک جمع بندی کلی می‌توان چـنین نتـیجه گرفت که خلاقـیت و نوآوری حداقل سه فایده برای جامعه دارد. باعث افزایش رشد اقتصادی می‌شود، بهره‌وری را بالا می‌برد، و باعث به وجود آمدن تکنولوژی، کالا و خدمات جدید می‌گردد.( باقری زاده ،۱۳۷۸: ۱۳۱ )
ادیسون (مخترع مشهور) می‌گوید :
خلاقیت یک درصد فکر بکر است و ۹۹ درصد زحمت؛ یعنی خلاقیت گاهی تا یک درصد کافی است؛ ولی برای رسیدن به مرحله ارزیابی، بسط، گسترش و تعمیم، ۹۹ درصد زحمت لازم است .
۲-۱۷- توزیع افراد خلاق در جامعه
ـ ۷۵% انسان‌ها نظاره گرند، از مسایل ایده نمی‌گیرند و عمل نمی‌کنند.
ـ۱۲% انسان‌ها عمل گرا هستند، خلاق نیستند و دست به عمل می‌زنند، اگر به آنها ایده بدهند عمل می‌کنند.
ـ ۱۲% انسان‌ها خلاق هستند، استعداد ایده دارند ولی دست به عمل نمی‌زنند ( ریسک نمی‌کنند ) .
ـ ۱% انسان‌ها ایده پرداز و عمل گرا هستند.
۲-۱۸- شرایط پرورش خلاقیت
برای بیشتر افراد ایجاد ایده‌های خلاقانه در مسیر‌هایی خارج از روند معمولی تفکر، اتفاق می‌افتد. خلاقیت، درواقع تجربه‌ای از تمرکز و توجه به موضوعی است.
زمانی که افکاری در ذهن طراحان در حال شکل‌گیری است در نظر اول به صورت معلق و بی هدف به نظر می‌رسند اما در واقع این خلاقیت است که در حال شکل‌گیری است. ایجاد ایده‌های خلاق به محیطی‌هایی نیاز دارد، که برای هر طراح منحصر به فرد است. برای جرقه زدن قوه تصور بعضی از متفکران خلاق در محیط‌هایی عاری از عدم تمرکز و بعضی دیگر نیاز به سرو صدا و شلوغی دارند. نه تنها طراحان نیاز به محیطی دارند که بهتر الهام بگیرند بلکه کسانی هم که این افراد را استخدام می‌کنند باید برای آنها چنین محیطی‌هایی را به وجود آورند.
یکی از روشهای مهم متبلورکردن خلاقیت به وجودآوردن فضای محرک، مستعد و به طور کلی خلاق است، بدین گونه که مسئولان سازمان باید به طور مستمر آمادگی شنیدن اندیشه‌های بدیع و نوین را داشته باشند و نظرات جدید و ارائه راههای تازه را تقویت کنند. متاسفانه بسیاری از مدیران نمی توانند چنین جوی را در سازمان خود بپذیرند. آنها نمی توانند فرآیند مستمر تغییر، که لازمه خلاقیت هست، به صورت دائم تحمل کنند.
به طور کلی، وجود محیط خلاق از مهمترین عوامل رشد خلاقیت است. در محیط نامطلوب برای پرورش خلاقیت از اندیشه های جدید و نو بیشتر انتقاد می شود و تمایلات دگرگونی و تغییر با مقاومت و ممانعت تقابل می کنند.
سیکزنتمی هالی[۶۰] می‌گوید: ما نمی‌توانیم به افراد و کارهای خلاق جدا از اجتماعی که در آن عمل می‌کنند بپردازیم؛ زیرا خلاقیت هرگز نتیجه عمل فرد به تنهائی نیست. آمابیل و همکارانش در مصاحبه با ۱۲۰ دانشمند در رشته‌های مختلف به این نتیجه رسیدند که عوامل محیطی در رشد خلاقیت برتری دارد. در نتیجه خلاقیت را مقید به تازگی، ارزشمندی و اجتماعی بودن می‌دانند.
نویسندگان مختلف شرایط و زمینه‌های متفاوتی را برای بروز خلاقیت در نظر دارند به هرحال راههای عمده‌ای که می‌تواند محرک خلاقیت باشد، عبارتند از:
۱- فضای خلاق: یکی از راههای مهم ظهور نوآوری به وجود آوردن فضای محرک خلاقیت است. بدین معنی که مدیریت باید همیشه آماده شنیدن ایده‌های جدید از هرکس در سازمان باشد. در واقع سازمان باید در جستجوی این گونه فکرها باشد و تنها منتظر ارائه اندیشه جدید نماند. به کارگیری سیستم مدیریت استعداد[۶۱] ابزار موثری در سازمان به شمار می رود. مدیران با بـه کارگیری این ابزار می‌توانند مهارتهای کارکنان مستعد را به طرز صحیحی گسترش دهند. ممکن است شما با افراد مستعد زیادی برخورد کنید که در سازمانی مشغول بکارند ولی نمی توانند نتایج قابل توجهی تولید کنند. این به خاطر فقدان سیستم مدیریت استعداد مناسب روی می‌دهد. سیستم مدیریت استعداد چهار عنصر دارد: جذب استعدادها- حفظ استعدادها- اداره و مدیریت استعدادها- کشف کردن استعدادها.
۲- دادن وقت برای خلاقیت: موسسات برای این منظور می‌توانند دفتر مخصوصی را به هریک از کارکنانی که شایستگی لازم را دارند اختصاص دهند.
۳- برقراری سیستم پیشنهادات: یکی از روشهای ترغیب خلاقیت برقراری سیستم دریاف

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

ت پیشنهادات است بدین ترتیب روشی برای ارائه پیشنهادات فراهم می شود.
۴– ایجاد واحد مخصوص خلاقیت: گاهی گروه خاصی از کارکنان برای نوآوری و خلاقیت استخدام می‌شوند و در بعضی از سازمانها این گروه را واحد تحقیق و توسعه می‌نامند. این گونه واحدها وقتشان را صرف یافتن ایده‌های جدید برای ارائه خدمات یا ساختن محصول، فناوری می‌کنند و گاهی تحقیق محض انجام می‌دهند. این گونه تحقیقات برای پیشرفت دانش بدون تلاش برای یافتن کاربرد فوری آن صورت می گیرد. البته بعدها این اندیشه‌های محض می‌تواند جنبه کاربردی داشته باشد. ولی امروزه تحقیقات کاربردی بیشتر معمول و مورد توجه است. (رضائیان، ۱۳۷۳: ۵۱-۲۹)
در دنیای سازمـانی امـروز مدیران خلاق، سازمان‌های خلاق وکارکنان خلاق اضلاع مثلث خـلاقـیت هـستند کـه بدون هـر یک خلاقـیت و نوآوری بـه سر منزل مقصود نمی‌رسد. ساختار سازمانی مناسب، حمایت، پشتیبانی و تشویق لازم مدیران دو عـنصر اساسی در خلاقـیت افرادند. و زمینه‌ها و شرایط خلاقیت امری الزامی است که سازمان ها می‌بایست آن را فراهم سازند تا به اهداف مورد نظر دست یابند. ( عبداللهی، ۱۵۱:۱۳۸۷)
۲-۱۹- مدلهای فرآیند خلاقیت
فرآیند خلاقیت یکی از ابعاد خلاقیت در سازمان است و مدلهای فرآیند خلاقیت بخشی از تئوری خلاقیت می‌باشند.(پلسک[۶۲]، ۱۹۹۶) در زیر فرآیند خلاقیت بر اساس مدلهای مذکور با توجه به سیر تاریخی آنها مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۲-۱۹-۱- مدل والاس:
یکی از نخستین مدلهای فرآیند خلاقیت توسط گراهام والاس[۶۳] (۱۹۲۶) ارائه شده است. این مدل دارای چهارمرحله است:
آمادگی: یعنی جمع آوری داده‌های مرتبط با مسئله
نهفتگی: به فعالیت ناخودآگاه روی مسئله اشاره دارد
اشراق: یعنی الهام از لحظه‌ای است که ایده‌ یا راه حل مسئله کشف می‌شود
اثبات: به آزمون کردن ایده ناشی از مرحله اشراق اشاره دارد.
از این دید، افراد خلاق ابتدا با مسئله یا یک فرصت آشنا شده و سپس از طریق جمع آوری اطلاعات با مسئله یا فرصت مورد نظر درگیر می شوند. در مرحله بعد افراد خلاق روی مسئله تمرکز می کنند.
در این مرحله فعالیت ملموسی مشاهده نمی‌شود و فرد سعی در نظم دادن تفکرات، اندیشه‌ها، تجارب و زمینه‌های قبلی خود جهت نیل به یک ایده دارد. درگیری ذهنی عمیق فرد (خودآگاه و ناخودآگاه ) فراهم کردن فرصت (جهت تفکر بر مسئله ) به خلق و ظهور ایده‌ای جدید و بدیع منجر می شود. در نهایت فرد خلاق در صدد برمی‌آید صلاحیت و پتانسیل ایده خویش را به اثبات برساند.
۲-۱۹-۲- مدل روسمن[۶۴]:
روسمن در سال ۱۹۳۱در تحقیقی از طریق پرسشنامه که توسط ۷۱۰مخترع تکمیل شد. فرآیند خلاقیت را به هفت مرحله تقسیم بندی کرد:
مشاهده یک نیاز یا مشکل
تجزیه و تحلیل نیاز

مطالعه و رتبه بندی میزان تاثیر عوامل موثر بر خلاقیت کارکنان بر جذب …

۳- تعارض:
زیگموند فروید از دو نوع فرآیند اولیه فکر یا ناخود آگاه و فرآیند ثانویه فکر یا خودآگاه نام می‌برد. او معتقد است که خلاقیت از تعارض درون شخصی خصوصا فرآیندهای ناخودآگاه برانگیخته می‌شود. (ویزبرگ[۳۲] ۱۹۹۲)
تولید ایده‌های تازه و جامه عمل پوشاندن به آنها باعث کاهش اظطراب ناشی از تعارض می‌شود. ( مال امیری ، خلاقیت،۱۳۸۶)
۴- افرادسالم و محیط سالم:
روانشناسان انسان گرا نظیر مازلو، فروم و راجرز عقیده دارند که زمانی خلاقیت بروز می‌کند که هیچ تعارضی در درون شخص وجود نداشته و محیط مناسب فراهم باشد.(اکاف و ورگارا[۳۳]، ۱۹۸۱)
۵- ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژنتیک:
از دیدگاه بعضی از جمله گیلفورد، خلاقیت استعداد طبیعی است که در محیط مساعد بروز می‌نماید . اما میزان این استعداد بستگی به ویژگیهای ژنتیکی دارد.
۶- معصومیت و اشتباه:
دبونو مهمترین منابع خلاقیت را معصومیت و اشتباه می‌داند. منبع معصومیت برای دستیابی به خلاقیت استفاده از افرادی است که آشنایی و تجربه لازم را با سازمان ندارند. تازگی ایده‌های این افراد به حدی است که شاید نتوان آنها را از افراد شاغل در سازمان با هر مقدار تجربه به دست آورد. در نتیجه سازمانها به منظور برخورداری از خلاقیت ناشی از معصومیت می‌توانند از افراد خارج از سازمان، استخدام کارکنان جدید و چرخش شغلی استفاده نمایند.
۷- اتفاق:
بعضی از صاحب نظران معتقدند که منبع آثار خلاق اتفاق است. پیشرفتهای پزشکی مانند کشف فلمینگ مرهون مشاهدات اتفاقی بود.
۸- آگاهی از کارهای گذشته:
ویزبرگ[۳۴](۱۹۹۲) بیان می‌کند خلاقیت در استمرار با گذشته شروع شده و این بدین معنی است که خلاقیت با دانسته‌های ما از کارهای دیگران شروع شده، اما بر مبنای اطلاعات جدید که از موقعیت‌ها نشات می‌گیرد فراتر از گذشته می‌رود. پیتردراکر[۳۵] (۱۹۹۱) عنوان می‌کند بیشتر خلاقیتها از جستجوی هدفدار منابع خلاقیت ایجاد می‌شود. این منابع را می‌توان در قالب وقایع غیر منتظره، ناسازگاری، نیازهای فرایند، تغییر در صنعت، تغییر در بازار، تغییرات جمعی، تغییر در ادراک و تکوین دانش جدید تقسیم بندی کرد.
۲-۷- فرآیند خلاقیت و نوآوری
مراحل خلاقیت ممکن است به فعالیت قوه درک و خرد انسان، یا مراحل مجزا ولی به هم پیوسته تعریف شود که انسان را به رهیافتهایی هدایت کند. نویسندگان و صاحب نظران این مراحل را به گونه‌های مختلف مطرح کرده‌اند. فرآیند خلاقیت به ترتیب در برگیرنده مراحل روبرو شدن با ایده‌ یا مشکل، شدت روبروشدن و رابطه روبرو شدن با محیط است که فرد خلاق را احاطه کرده است.
به طور کلی خلاقیت فرایندی است که دارای چندمرحله است:
مرحله اول، آمادگی: شامل توجه دقیق و تمرکز بر روی مسائل تحت بررسی و شاخصهای مختلف آن به منظور حل مسئله است.
مرحله دوم، نهفتگی: عبارت است از زمان تفکر و واکنش.
مرحله سوم، مرحله اصرار و پافشاری: دراین مرحله تلاشها بیشتر می‌شود، اطلاعات جدید افزوده می‌گردد.
مرحله چهارم، مرحله بینش و بصیرت: درجهت یافتن راه حل منحصر به فرد برای مسئله است.
مرحله پنجم، رسیدگی و تحقیق: اکنون بینش یا ایده جدید برای اطمینان از اینکه معتبر و مناسب است، مورد آزمون قرار می‌گیرد.
اتریک[۳۶] (۱۹۷۴) از صاحب نظران مدیریت، فرآیند خلاقیت را از اندیشه تا عمل به سه مرحله: به وجود آوردن اندیشه، پرورش اندیشه و به کارگیری اندیشه تقسیم کرده است.
آلبرشت[۳۷] (۱۹۸۷) مراحل خلاقیت عملی و قابل اجراتری را که از پنج مرحله تشکیل شده است، پیشنهاد می‌کند این مراحل به ترتیب عبارتند از: جذب اطلاعات، الهام، آزمون، پالایش و عرضه. آلبرشت معتقد است که شخص خلاق، اطلاعات پیرامون خود را جذب می‌کند و برای بررسی مسائل، رهیافتهای مختلفی را مورد بررسی قرار می‌دهد. زمانی که ذهن فرد خلاق از اطلاعات خام انباشته شد، به طور غیرقابل محسوس شروع به کار می‌کند و پس از تجزیه و تحلیل و ترکیب اطلاعات، رهیافتی برای مسئله ارائه می‌کند. (شهرآرای، مدنی پور، ۱۳۷۵: ۴۱)
جورج اف‌نلر[۳۸] در کتاب هنر وعلم خلاقیت برای خلاقیت مراحل چهارگانه: آمادگی[۳۹] ، نهفتگی، اشراق و اثبات[۴۰] را ذکر کرده است از این دید، افراد خلاق ابتدا با مسئله یا یک فرصت آشنا شده و سپس از طریق جمع آوری اطلاعات با مسئله یا فرصت مورد نظر درگیر می‌شوند. در مرحله بعد افراد خلاق روی مسئله تمرکز می کنند.
در این مرحله فعالیت ملموسی مشاهده نمی‌شود و فرد سعی در نظم دادن تفکرات، اندیشه‌ها، تجارب و زمینه‌های قبلی خود جهت نیل به یک ایده دارد. درگیری ذهنی عمیق فرد (خودآگاه و ناخودآگاه ) فراهم کردن فرصت (جهت تفکر بر مسئله ) به خلق و ظهور ایده‌ای جدید و بدیع منجر می‌شود. در نهایت فرد خلاق در صدد بر می‌آید صلاحیت و پتانسیل ایده خویش را به اثبات برساند.
دکتر رضائیان فراگرد نوآوری در محصول را شامل ۴ مرحله ایجاد فکر جدید؛ آزمایشهای اولیه؛ تعیین امکان پذیری و کاربرد نهایی می‌داند.
۲-۸- ابزار ها
برخی فاکتورهای تعیین‌کننده برای دستیابی به تفکر خلاق و جود دارند که می‌توان از آنها به عنوان ابزارهای نوآوری یاد کرد. این ابزارها عبارتند از:
* اراده * اعتماد به نفس  *

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

کمیت * شبیه سازی * استمداد از دیگران * مجاورت *تشابه / تباین * تغییر دادن *فعالیتهای جنبی و…
۲-۹- تکنیک ها و فنون خلاقیت و نوآوری
تکنیک های خلاقیت به عنوان ابزاری برای رشد خلاقیت و افزایش توان حل خلاق مسئله کمک شایانی به توان فرد در تمام مراحل خلاقیت و فرآیند حل خلاق مسئله می‌نماید. به عبارت دیگر هریک از تکنیک‌های خلاقیت، مرحله یا مراحلی از فرآیند خلاقیت را تقویت می‌کنند. دکتر الوانی معتقد است: زمانی فنون خلاقیت ثمربخش می‌گردند که زمینه مساعد و مناسبی برای نمود آنها فراهم آمده باشد. این فنون و تکنیک‌ها فردی و گروهی می‌باشند؛ که تکنیک‌های فردی شامل: توهم خلاق، DOIT، تکنیک‌های گروهی شامل: طوفان فکری، دلفی، سینکتیکس و تکنیک‌های مشترک شامل: اسکمپر، در هم شکستن مفروضات، چرا، مورفولوژیک که محور اصلی این روش ها و تکنیک‌ها، شکستن قالب‌های ذهنی است.
۲-۹-۱- تکنیک تحرک مغزی- یورش فکری- طوفان مغزی[۴۱]:
این تکنیک را که یکی از شیوه‌های برگزاری جلسات و مشاوره ودستیابی به انبوهی از ایده‌ها برای حل خلاق مسائل می‌باشد نخستین بار دکتر آلکس اسبورن در سال ۱۹۳۸ مطرح کرد و چنان مورد استفاده و استقبال مردم و سازمانها در غرب قرا گرفته که جزئی از زندگی آنان شده است. این واژه هم اکنون در واژه نامه بین المللی وبستر اینگونه تعریف می‌شود: اجرای یک تکنیک گرد همایی که از طریق آن گروهی می‌کوشند راه حلی برای یک مسئله بخصوص با انباشتن تمام ایده‌هایی که بوسیله اعضاء ارائه می‌گردد بیابند.
در این تکنیک مسئله‌ای به گروهی کوچک (۱۲ نفره) ارائه شده و از آنان خواسته می‌شود فی البداهه و به سرعت نسبت به آن واکنش نشان داده و برای آن پاسخی بیابند. در حالت گروهی خلاقیت بیشتری نسبت به حالت انفرادی دیده می‌شود.رقابت عامل دیگری است که در این فن موجب افزایش اثربخشی می‌شود. فی البداهه بودن نظرات بسیار مناسب است.
۲-۹-۲- تکنیک چرا ؟
این تکنیک هم برای حل مسائل و هم برای ایده‌یابی و ایده پردازی بکار می‌رود. تکنیک چرا دقیقا مثل چراهای مکرر کودکی است که کودکان برای گسترش فهم خود از دنیای اطرافشان از والدین می‌پرسند. اما با این تفاوت که در بزرگسالی باید یاد گرفته هایمان را زیر سوال ببریم. سادگی این تکنیک باعث شده است، بسیاری از مردم متوجه اهمیت و نقش آن نشوند. به عنوان مثال برای شناسایی و تعریف درست و کامل مسئله می‌توان از این تکنیک استفاده کرد. بلکه استفاده از این تکنیک به ما کمک می‌کند تا موقعیت و وضعیت را بهتر وروشن‌تر مشخص کنیم و در فرآیند آن به ایده‌های جدیدی دست یابیم.
۲-۹-۳- تکنیک الگو برداری از طبیعت[۴۲]:

بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد لازاروس در بهزیستی ذهنی و …

سلطانی وهمکاران(۱۳۸۹)، در پژوهشی با عنوان بررسی اثربخشی آموزش گروهی با رویکرد لازاروس بررضایت زناشویی زنان دریافتند که درمان روش شناختی-رفتاری و در زمینه کاهش تعارضات زناشویی، افزایش رضایت وسازگاری زناشویی وبهبود ارتباط اثربخش بوده است.
هرمن(۱۹۹۹)، پژوهشی درشیوۀ زوج درمانی به روش چند وجهی انجام داده است در این پژوهش ۶۵زوج(جمعاً۱۳۵ نفر)بوسیلۀ پرسشنامه ساختارمندچندوجهی وپرسشنامۀ رضایت زناشویی بمنظور یافتن حمایت های تجربی از شیوۀ زوج درمانی چند وجهی مورد ارزیابی قرار گرفتند این پژوهش از شباهت زوج ها در مقابل تفاوت زوج ها حمایت می کندوشیوۀ زوج درمانی چند وجهی به وسیلۀ ای داده ها حمایت می شود.وروش چند وجهی می تواند باعث افزایش رضایت از زناشویی شود.
مالوکا نیز درپایانامه ی خود همسو با نتایج این تحقیق در سال(۲۰۰۵)، سلامت ذهن وخود پنداره را در جوامع آسیب دیده مورد بررسی قرار داد.مطابق با هرم نیاز های مازلو، داشتن خودپنداره مناسب، نقش بسیار زیادی درقضاوت درباره کیفیت زندگی دارد.بر همین اساس،۵۷۰ آزمودنی مورد بررسی قرارگرفتند.پرسشنامه ها طوری طراحی شده بود که سطوحی از سلامت ذهن،خودپنداره، یک سری اطلاعات جمعیت شناختی، را مورد ارزیابی قرار می داد. یافته ها مشخص کردندکه دراین جوامع(جامعه آفریقای جنوبی) سطح سلامت ذهن با میزان خودپنداره به شدت به هموابستگی دارند. تحلیل رگرسیون چند متغیری، تایید کرد که متغیرهای جمعیت شناختی، ارتباط ضعیفی با سلامت ذهن دارند. خودپنداره ارتباط بسیار بالایی با میزان رضایت از زندگی دارد. که نتایج مشابه با نتایج تحقیق ما است.
همچنین نتایج این تحقیق با نتایج وانسا(۲۰۱۰)، ولی پور وهمکاران(۱۳۹۲)، بهزادنیا وهمکاران(۱۳۸۸)، همسو بوده است.
در تبیین احتمالی این پژوهش می توان گفت با توجه به پژوهش های پیشین که رضایت از زندگی تحت تاثیر خودپنداره وتصورات ذهنی فرد درمورد خودش، ورزش، عدم اضطراب وافسردگی در زندگی واحساس امنیت است ما دربرنامۀ مشاوره ای خود که وجوه رویکردهفتگانۀ لازاروس بوده اند این موارد را عملاً کار کرده ایم وتوانستیم که در جلسات خود تصورات خوشایند ومثبت را آموزش دهیم علاوه برآن نحوۀ شناخت از توانایی ها ونقاط ضعف را بیان کردیم وهمچنین با انجام فعالیت های عملی، برای جلوگیری از افسردگی واضطراب راهکار دادیم. با توجه به اینکه رضایت از زندگی جنبۀشناختی دارد، وبا موارد ذکر شده ارتباط دارد می توان نتیجه گرفت که تغییرات شناختی ایجاد شده در جلسات مشاوره ای باعث افزایش رضایت از زندگی شده است.
در تبیین احتمالی دیگر می توان نتیجه گرفت که رویکرد لازاروس دارای هفت وجه شناختی –رفتاری است رضایت از زندگی تحت تاثیر شناخت وعوامل محیطی است وبا توجه به این که در نیمرخ ساختاری هم شرکت کنندگان در وجه شناخت نمرۀ خوبی نداشتند وما در طول جلسات به این امر توجه می کردیم همیشه فنون را گوشزد می نمودیم به نظر می رسد که باعث افزایش رضایت اززندگی شدواز طرفی یک وجه رویکرد لازاروس هم شناخت است وبقیه وجه ها به نحوی تحت تاثیر شناخت ودر نتیجه با آموزشی که گروه آزمایش در یازده جلسه دریافت نمودندباعث افزایش رضایت از زندگی شرکت کنند گان شده است.
۵-۳-۲بحث در نتایج فرضیه سوم
نتایج تحلیل کواریانس مطابق جدول۴-۱۰،نشان می دهد که بین میانگین عاطفه منفی درگروه آزمایش نسبت به گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد(۰۵/۰>P)،نمرات عاطفه منفی در گروه آزمایش بطور معناداری کاهش یافته است.کاهش درعاطفه منفی، با یافته های جعفری(۱۳۹۲)، دهقانی وهمکاران(۱۳۸۸)، رحمانی وهمکاران(۱۳۸۶)، بیابانگرد(۱۳۸۰)، دادستان ودباغی (۱۳۸۰) وآلکس وود وهمکاران(۲۰۱۱)، سین ولیمبومیرسکی(۲۰۰۹) ، چارلز ومانک(۲۰۰۵)، همخوان است.
رحمانی وهمکاران(۱۳۸۶)، در پژوهشی به تاثیر مشاوره گروهی مبتنی بررویکرد لازاروس بر ارتباط مادران با دختران نوجوان با استفاده از روش تحلیل کوواریانس دریافتند؛ که تفاوت معناداری بین گروه آزمایش وگروه گواه درخرده مقیاس های عاطفه مثبت ومنفی، همانندسازی وارتباط وجود دارد.
پریرخ دادستان وپرویز دباغی درسال(۱۳۸۰)، تحقیقی با عنوان مقایسه اثربخشی دو روش درمان وآرامش آموزی تدریجی درکاهش اضطراب انجام دادند که دراین پژوهش ۲۷نفر دانش آموز مقطع متوسطه دارای اختلال اضطرابی[۲۷۶] در گروه سنی ۱۸-۱۴ سال از دبیرستان های منطقه ۱۸ آموزش وپرورش متوسطه توسط پرسش نامه کتل ومصاحبه بالینی انتخاب وپس از همتا سازی متغیر ها ی سن ،تحصیلات،وضعیت اقتصادی واجتماعی بطور تصادفی در سه گروه درمان وآرامش آموزی[۲۷۷] تدریجی هرکدام طی ۱۰جلسه درمان مداخله های مربوط را دریافت نمودند در هرگروه نمره حاصل ارزیابی ها در یک طرح پیش آزمون پس آزمون با استفاده از پرسش نامه های حالت صفت اسپیل برگر[۲۷۸]واضطراب کتل مورد ارزیابی قرار گرفتند .نتایج نشان دادند که در هردو روش درمان و تنش زدایی تدریجی در کاهش معنی دار اضطراب کلی، اضطراب آشکاروحالت اضطرابی موثر بودند. همچنین نتایج نشان داد روش درمان در کاهش عوامل زیربنایی وعمیق مانند صفت اضطرابی، اضطراب پنهان ومؤلفه های اضطرابی شخصیت بطور معنا داری مؤثرتر از روش آرامش آموزی بوده است.
جعفری وهمکاران(۱۳۹۲)،در پژوهشی با هدف تعیین اثربخشی آموزش گروهی با رویکرد چند وجهی لازاروس در سازگاری زناشویی زنان مراجعه کننده به کلینیک شهر اسلامشهر پرداخت

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

ه است .یافته های پژوهش نشان داده است که مداخلات مبتنی بر آموزش گروهی با رویکرد چند وجهی لازاروس می تواند ابعاد سازگاری زناشویی زنان را بطور معناداری افزایش دهد.لذا برای افزایش سازگاری زناشویی زنان لازم است که زمینۀ تقویت ابعاد گوناگون ویژگی های شناختی،عاطفی ورفتاری آنان فراهم شود.
در تبین احتمالی این پژوهش، می توان گفت که ازنظر لازاروس عواطف منفی شامل هیجاناتی مانند اضطراب، افسردگی، پشیمانی، خشم واحساس گناه است.برخلاف سایر ابعاد شخصیت،عواطف مستقیما قابل دستکاری نیستند،بلکه ازطریق تغییر شیوه تفکر درباره یک واقعه(شناخت)،تغییر می کند.به عبارت دیگر همه تغیرات در عواطف منفی از طریق تغییر در دیگر ابعادایجاد می شود. درپژوهش حاضر با مدنظر قراردادن این موضوع، در جلسات به شرکت کنندگان کمک شد تا افکار وشناخت های منطقی وغیرمنطقی وتاثیر آنها دراحساس،رفتار وعواطف را مورد توجه وتمرین قرار دهند، بر احساساتشان تمرکز نمایند، تصورات مثبت راایجاد کنندوهیجانات خود را به موقع ومناسب ابراز کنندوبرای برقراری روابط بهتر وسازنده، با بهره گیری از چهارچوب رویکرد اقدام نمایند.به عبارت دیگر سعی براین بود که با تمرکز بروجوه رفتار، عاطفه، احساس، تخیل یا تصویر ذهنی،شناخت، روابط بین فردی وداروها/زیست شناسی،به شرکت کنندگان درایجادکاهش عواطف منفی کمک شود، لذا تاثیر بکار گیری این رویکرد بر عواطف منفی که شامل افسردگی وروان رنجوری می شود دور از انتظار نیست.
در تبیین احتمالی دیگراین پژوهش می توان گفت؛ عاطفه منفی شامل اضطراب،افسردگی وروان رنجوری بود.همانطور که تعداد زیادی از پژوهش هاپیشین نشان داده اند روش وشناختی رفتاری که دربرگیرندۀ رویکرد لازاروس هستند، نقش قابل توجهی درکاهش اضطراب وافسردگی داشته است.دلیل عمده آن می تواند این باشد که دراین روش افراد با افکار، رفتار، احساسات ، تصورات وعواطف خود روبرو می شوندومشاور ویا درمانگر آنها را متوجه غیرمنطقی بودن یا تحریف شناختی این افکار می کند ویا آنها را متوجه کج رفتاری ها وعواطف ناخوشایند وتصور ذهنی نامطلوبشان می کند.
در برنامه آموزشی این پژوهش نیز سعی براین شد ابتدا شرکت کنندگان با این افکاروعواطف منفی خود وروش مقابله وتغییر آنها آشنا شوند وسپس از روش هایی که باعث بهبود نگرش آنها می شود استفاده شده؛بنابراین، این روش کاهش عاطفه منفی را منجر شد.
۵-۳-۳بحث درنتایج فرضیه چهارم
نتایج تحلیل کواریانس جدول ۴-۱۰، نشان داد که تفاوت معناداری بین میانگین نمرات عاطفه مثبت در گروه آزمایش وگروه کنترل وجود ندارد.یکی از عوامل مرتبط با یافته های حاضر،نقش عوامل وراثتی وشخصیتی مرتبط با بهزیستی ذهنی که باعث می شود این متغیرها در طول زمان کمتر دستخوش تغییر قرار بگیرند، است.
فیلیپس(۲۰۰۶)، معتقد است ژنتیک درنگاه اول دارای اهمیت تعیین کننده ای دررابطه با بهزیستی ذهنی است.افراد با طبیعت خوشحال وناراحت متولد می شوند واین طبیعت درکل مانند شخصیت شان به میزان قابل توجهی درطول زندگی ثابت است،اگرچه رویدادهایی مانند،عاشق شدن،بیکاری،ناتوانی جسمی،افت تحصیلی،اضطراب واسترس تحصیلی وکاهش اعتماد به نفس و…این عامل را دستخوش تغییر قرار می دهد، اما تقریبا افراد خیلی زود به حالت قبلی خود بر می گردند.
دینر ولوکاس(۱۹۹۵)، همسو بانتایج این تحقیق اذعان می دارند که در کل شخصت وژنتیک،۵۰درصد از بهزیستی ذهنی کوتاه مدت و۸۰ درصد بهزیستی ذهنی بلند مدت را توجیه می کند.لوکاس ودوننلاند[۲۷۹] (۲۰۰۷)، معتقدند که ۳۴ و۳۸ درصد شادی در زندگی، در طول زندگی غیر قابل تغیر است وبقیه آن تحت تاثیر عوامل محیطی است.
گوتیرز وهمکاران(۲۰۰۵)،نشان دادند که برخی از پژوهش ها، رابطه میان ویژگی های شخصیت وابعاد شناختی وعاطفی بهزیستی ذهنی را بررسی کرده ودریافتند که ازمیان ویژگی های شخصیت ، روان رنجور خویی مهمترین پیش بینی کننده عاطفه منفی ورضایت از زندگی به شمار می روددر حالی که برون گرایی درپیش بینی عاطفه مثبت مهم به نظر می رسد،برخی از پژوهش ها نشان داده اند که سازگاری و وظیفه شناسی احتمال تجربه عواطف مثبت در موقعیت های اجتماعی وپیشرفت را افزایش می دهدواز این راه با بهزیستی ذهنی رابطه دارند.می توان نتیجه گرفت که درپژوهش های مرتبط با بهزیستی،باید به دنبال شناسایی عوامل باثبات تر در این متغیر بودوهمچنین مداخلات باید عمیق تر باشند وخصوصیاتی که مرتبط با بهزیستی هستند وکمتر تحت تاثیر عوامل وراثتی قرار دارند را هدف قرار دهند
کیونگ(۲۰۰۳)،با مدل پنج عاملی شخصیت،مشخص کرد که همه ساختارهای شخصیت بطور معناداری با عاطفه مثبت ومنفی در ارتباط معنادار است.برحسب موارد ذکر شده دربالا می توان نتیجه گرفت که ژنتیک وبه دنبال آن شخصیت تاثیر بسزایی در قضاوت های افراد درمورد بهزیستی ذهنی(عواطف مثبت، عواطف منفی)دارد.
تحقبقات دیگر ارتباط نزدیک بین بهزیستی ذهنی رابا میزان سروتونین ودوپامین موجود در مغز وتاثیرات آشکاری که ژنتیک برآن دارد،نشان میی دهند(فیلیپس،۲۰۰۶؛ کومینس[۲۸۰]،۲۰۰۲). بصورتی که اختلاف دردرآمد، تحصیلات، حرفه، تعداد اعضای خانواده ودیگر ویژگی های جمعیت شناختی فقط۴درصدازاختلافات رادربهزیستی ذهنی توجیه می کند(گونزالز[۲۸۱]وهمکاران،۲۰۰۵).
برحسب موارد ذکر شده دربالا در تبیین احتمالی این پژوهش می توان گفت که ژنتیک وبه دنبال آن شخصیت تاثیر بسزایی در قضاوت های افراد درمو
رد بهزیستی ذهنی(یعنی عاطفه مثبت ومنفی) دارد.به همین دلیل مداخلات ممکن،تنها بخشی از واریانس افراد در میزان بهزیستی ذهنی را تبیین می کند.هر چند در برنامۀ مشاورۀ گروهی آموزش های لازم اجرا گردید ولی شایدآن طور که انتظار می رفت عواطف مثبت را به دلیل تاثیر پذیرفتن از ژنتیک نتوانست بخوبی افزایش دهد که با نتایج ذکر شده دربالا نیز همخوان است.
درتبیین احتمالی دیگر می توان گفت که درجلسات مشاورۀ گروهی بیشتر به بهبود عواطف وهیجانات منفی توجه شده است تا به ارتقا بخشیدن به عواطف مثبت وبه نظر می رسد که درجلسات مشاوره باید بیشتر کار می شد.
۵-۴ نتیجه گیری
یافته های تحقیق حاضر نشان داد که اثربخش بودن نظریه لازاروس منجر به افزایش بهزیستی ذهنی و رضایت از زندگی وکاهش عاطفه منفی در مولفه بهزیستی ذهنی می شودولی عاطفه مثبت همچنان ثابت باقی می ماند. به نظر می رسد بهزیستی ذهنی مولفه ی پیچیده ای استکه عوامل زیادی در تغییر و بهبود آن موثر است.بنابراین آموزش لازاروس فقط بخشی از واریانس بهزیستی ذهنی را تبیین می کندوبا توجه به این امر می توان پژوهش های گسترده تری همراه باآموزش های متنوع برمولفه بهزیستی ورضایت از زندگی انجام داد، ونتایج به دست آمده را مورد مقایسه قرار داد،تابدین وسیله بتوان ازنتایج کاربرد بیشتری به عمل آورد.
۵-۵محدودیت های پژوهش
عدم وجود پیشینۀ کافی درزمینۀ اثربخشی رویکردلازاروس بر بهزیستی ذهنی بود وتقریباً اولین تحقیقی است که اثربخشی رویکرد چند وجهی را بر بهزیستی ذهنی دانش آموزان در ایران مورد بررسی قرار می دهد.
در تعمیم نتایج به سایر گروههای سنی ونیز به جنس دختران باید جانب احتیاط رعایت شود.
اگرچه در طرح های آزمایشی باید گزینش فردی باشدولی به دلایل محدودیت هایی که دردبیرستان های ایران وجود دارد در این پژوهش از گروه به جای فرد استفاده شد.
با توجه به اینکه نمونه دانش آموزانی بودند که در دورۀ نوجوانی بسر می بردند احتمال کنش متقابل شرکت کنندگان با بلوغ ورشد شناختی وعاطفی همراه استواین عامل یک محدودیتی بود که اعتبار درونی را به خطر می اندازد.
۵-۶٫پیشنهادات
۵-۶-۱٫ پیشنهادات پژوهشی
۱- پیشنهاد می شود اثربخشی مشاوره گروهی آموزش مبتنی بر رویکرد لازاروس با دیگر آموزش ها (عقلانی عاطفی الیس،واقعیت درمانی گلاسر،شناخت درمانی،آموزش مهارت های اجتماعی وآموزش حل مسئله)، به شیوه مشاوره گروهی بر بهزیستی ذهنی ورضایت اززندگی مقایسه شود و با مقایسه نتایج میزان اثربخشی هریک از رویکردها را تعیین نماید.
۲- با توجه به کمبود پژوهش های آزمایشی انجام شده در زمینه رویکرد لازاروس وبهزیستی ذهنی،پژوهش های بیشتری در این مورد ضروری است.
۳-با توجه به اینکه پژوهش بروی دانش آموزان پسر انجام شد.انجام چنین پژوهشی در جامعه دانش آموزان دخترودیگر گروههای جامعه انجام دهند تا تعمیم یافته های پژوهش افزایش یابد.
۴-پیشنهاد می شود درتحقیقات بعدی برای ارزیابی میزان پایداری نتایج، پیگیری بلند مدت نتایج در نمونه بزرگتری انجام شود.

جستجوی مقالات فارسی – تأثیر امنیتی شدن بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (1389 1380)- قسمت 19

مقدمه
تا بدین‌جا به تشریح نظریه و روش در امنیتی کردن و کاربست آن در مورد مطالعاتی جمهوری اسلامی ایران در بازه زمانی 2002-2001 پرداختیم که ماحصل بحث، توفیق در امنیتی کردن جمهوری اسلامی ایران در پرتو حوادث 11 سپتامبر و عدم اقدام مناسب بازیگر امنیتی کننده یعنی ایالات متحده آمریکا، به منظور مدیریت تهدید بود. در این فصل فرایند امنیتی کردن جمهوری اسلامی ایران را در بین سال‌های 2010-2006 به بررسی و ارزیابی می‌نشینیم.
همچون فصل گذشته، تعیین داده‌های اصلی در حوزه امنیتی کردن، گام اول برای آغاز پژوهش به حساب می‌آید. داده‌های اصلی پژوهش در امنیتی کردن باید از چنان اتقانی برخوردار باشند که اولاً دعوی مناسب را برای تهدیدآمیزی یک پدیده ارائه دهند؛ ثانیاً حاوی عناصر احتمالی برون‌رفت[159] از تهدید باشند. حاصل شروط مذکور، تحقق پاسخ‌گویی به دو پرسش اصلی در امنیتی کردن یعنی «چه کسی، چگونه،چه چیزی را امنیتی کرد؟» و «چگونه مدیریت تهدید صورت پذیرفت؟» می‌باشد.
در این فصل با ملاحظه موارد فوق، قطع‌نامه‌های شش‌گانه شورای امنیت سازمان ملل متحد اعم از 1696،1737، 1747، 1803، 1835 و 1929 را به عنوان داده اصلی در امنیتی کردن جمهوری اسلامی ایران بر می‌گزینیم. مضاف بر قابلیت پاسخ‌گویی قطع‌نامه‌های تحریمی شورای امنیت علیه ایران به سؤالات پژوهش، دلیل انتخاب این متون، ابتناء بر اصول و ادبیات رسمی حقوق بین‌الملل عمومی و خصوصی است. این ویژگی، امر تحلیل گفتمان و استخراج سطوح و واحدهای تحلیل در امنیتی کردن جمهوری اسلامی ایران را تسهیل می‌کند. لازم به توضیح است که همانند فصل گذشته، سایر متون مرتبط و مواضع کشورها و موجودیت‌های درگیر در مسئله هسته‌ای ایران به عنوان داده‌های فرعی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. در این فصل، ابتدا به پیشینه برنامه هسته‌ای ایران، سپس تحلیل گفتمان قطع‌نامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد و در نهایت به بررسی سطوح و واحدهای تحلیل در امنیتی کردن جمهوری اسلامی ایران می‌پردازیم.

  1. پیشینه برنامه هسته‌ای ایران

اولین تلاش‌های ایران برای دست‌یابی به فناوری هسته‌ای به سال 1957 باز می‌گردد که در طی آن، موافقت‌نامه‌ای میان ایران و ایالات متحده آمریکا امضا شد. بر پایه این موافقت‌نامه، ایران موظف به استفاده صلح‌آمیز از انژری هسته‌ای و ایالات متحده آمریکا متعهد به کمک فنی و در اختیار قرار دادن چند کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده و انتقال رآکتور تحقیقاتی 5 مگاواتی آب سبک به تهران و نصب در دانشگاه تهران گردید(Patrikarakos, 2012: 15-16). علی‌رغم این اقدام، رآکتور تهران به مدت یک دهه، به دلیل فقدان نیروی متخصص در راه‌اندازی آن و زیر ساخت لازم، بلااستفاده بود. در 1968 به کمک اولین فیزیک‌دان هسته‌ای ایران، اکبر اعتماد، رآکتور تهران راه‌اندازی شد و برخی از اساتید دانشگاه تهران که در مدت 2 سال تحت آموزش وی قرار گرفته بودند، مشغول به فعالیت شدند. از جمله موارد جالب توجه آن بود که ایالات متحده آمریکا، اورانیوم با غنای 93% که برای تولید بمب هسته‌ای بکار می‌رود در اختیار ایران قرار داده بود و اساتید تازه‌کار دانشگاه تهران، اولین اقدامات پژوهشی خود را با این نوع اورانیوم آغاز کردند(Patrikarakos, 2012: 17). در این سال مرکز تحقیقات اتمی ایران نیز تأسیس شد تا نقش بازوی علمی رآکتور تهران را ایفا کند.
در دهه 1970 از یک‌سو به سبب افزایش قیمت نفت و در نتیجه افزایش درآمد ایران و از سوی دیگر حمایت آمریکا و علاقه محمدرضا پهلوی به برخورداری از انرژی هسته‌ای، راه برای تأسیس یک نهاد مستقل در ایران که سیاست‌های هسته‌ای منسجمی را دنبال کند، باز شد. سازمان انرژی اتمی ایران برای این منظور در 1974 تأسیس شد.
در حقیقت از این زمان به بعد است که گفته می‌شود ایران از طریق پیوند زدن اتم با اقتصاد، بحث جایگزینی انرژی هسته‌ای و سوخت‌های فسیلی را مطرح کرد و برخورداری از انرژی هسته‌ای را مقوله‌ای اجتناب‌ناپذیر خواند. امری که در دوران پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران نیز در دولت‌های مختلف پیگیری شد(Patrikarakos, 2012: 24-28).
شاه با اعتقاد به احیای شکوه و عظمت گذشته ایران، برخورداری از 20 رآکتور هسته‌ای را ضروری می‌دانست. از این جهت به همکاری با کشورهایی چون فرانسه، روسیه، چین، برزیل، ژاپن و بسیاری از کشورهای کلوب هسته‌ای روی آورد(Patrikarakos, 2012: 36). در این راستا برای ساخت نیروگاه‌های بوشهر، قرارداد خرید دو رآکتور 1200 مگاواتی میان ایران و آلمان غربی امضا گشت. همچنین دو رآکتور 900 مگاواتی از فرانسه خریداری شد(مالکی، 1386: 131).
پس از خرید این رآکتورها، موضوع تأمین سوخت، اولین دغدغه ایران محسوب می‌شد. به منظور تأمین سوخت، ایران مذاکراتی را در 1975 با یکی از شرکت‌های چند ملیتی با نام «یورودیف[160]» انجام داد که سهام‌داران آن، کشورهای فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، سوئد و بلژیک بودند. به دنبال دستیابی طرفین به توافق، علاوه بر تأمین سوخت و انصراف سوئد از مشارکت، 10% سهام این شرکت به مالکیت ایران در آمد(هدایتی خمینی، 1386: 117).
در پی ساخت رآکتورهای جدید، موضوع تأمین سوخت آن‌ها، رفته رفته به عنوان معضل اصلی پیشبرد برنامه هسته‌ای ایران خودنمایی کرد. از حیث فنی، حل این معضل در گرو برخورداری از چرخه کامل سوخت هسته‌ای است. چرخه سوخت فرایندی است که به کمک آن، اورانیوم را می‌توان به مقادیر دل‌خواه غنی کرد و بسته به میزا

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

ن غنای اورانیوم، از آن در موارد مختلف بهره برد. دستیابی به چرخه کامل سوخت هسته‌ای، به لحاظ نظری، علاوه بر استقلال کشورها برای تأمین سوخت هسته‌ای از منابع خارجی، آنان را قادر به تولید بمب هسته‌ای نیز می‌سازد.
چنین امری که در رژیم منع اشاعه هسته‌ای نیز توسط کشورهای مؤسس آن پیش‌بینی شده بود، مانع مهمی بر سر حل این معضل و عدم نیاز ایران به تأمین سوخت هسته‌ای از سایر کشورها محسوب می‌شد. این معضل، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران شدت یافت. چرا که جمهوری اسلامی ایران، ماهیتاً در تقابل با نظم موجود قرار گرفت و بهره‌مندی ایران از توان هسته‌ای مستقل توجیه‌ناپذیر جلوه‌گر شد.
در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، مباحثات متعددی میان مقامات سیاسی ایران بر سر ادامه ورود سوخت و تجهیزات رآکتور هسته‌ای از کشورهای غربی مطرح بود(Patrikarakos, 2012: 103) اما جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، تمامی توجهات را معطوف به دفاع از کشور ساخت. در طول جنگ، تأسیسات هسته‌ای بوشهر بارها هدف حملات نیروهای عراقی قرار گرفت و خسارات زیادی به این تأسیسات وارد شد. از سوی دیگر، حاکمیت شرایط جنگی بر کشور و همچنین اختلاف نظر داخلی در خصوص لغو قراردادهای هسته‌ای پیش از انقلاب، کشورهای طرف قرارداد ایران را نسبت به انجام تعهداتشان بی‌میل می‌ساخت.
با توجه به انصراف کشورهای غربی از تداوم همکاری‌های هسته‌ای، ایران در دوره سازندگی سعی کرد از کمک‌های چین و پاکستان بهره‌مند شود و در این راستا توافق‌نامه‌هایی را با هر دو کشور در زمینه آموزش افراد و تأمین تجهیزات مورد نیاز منعقد نمود. همچنین قرارداد تکمیل نیروگاه بوشهر با روس‌ها امضا شد و چند قرارداد با چین منعقد گردید. در این دوره چند سانتریفیوژ به کشور وارد و تلاش برای ساخت آن در داخل آغاز شد. در مجموع در دوران 8 سال ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، ایران به فناوری غنی‌سازی و امکانات لازم دسترسی پیدا کرد و در مورد ضرورت وجود نیروگاه اتمی در کشور و تولید سوخت هسته‌ای در داخل، در سطح مسئولین اجماع نظر ایجاد شد(روحانی، 1390: 37)
انجام چنین فعالیت‌ها و انعقاد قراردادهای مختلف که هیچ‌یک به اطلاع آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نرسیده بود، از یکسو و اعلام علنی مقامات ایران در خصوص تمایل کشور به تولید کیک زرد و دستیابی به هگزافلوراید اورانیوم (Patrikarakos, 2012: 157) از سوی دیگر، حساسیت‌های جهانی را بر انگیخت. جمهوری اسلامی ایران به منظور جلوگیری از سوء‌برداشت، به امضای معاهده منع جامع آزمایش هسته‌ای (CTBT) و تمدید معاهده منع اشاعه هسته‌ای (NPT) در سال 1996 اقدام کرد.
اما در 1997، انجام چند آزمایش موشکی با استفاده از موشک شهاب 3 که ادعا می‌شد اسرائیل را نیز می‌تواند مورد هدف قرار دهد( Patrikarakos, 2012: 161)، شائبه نظامی بودن برنامه هسته‌ای ایران را دامن زد. در حقیقت نگرانی اصلی این بود که جمهوری اسلامی ایران با اتکا به توان موشکی و حرکت در مسیر غنی‌سازی اورانیوم، قصد حمله به متحد اصلی آمریکا در منطقه، یعنی اسرائیل، دارد.
به دنبال پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری، برنامه هسته‌ای ایران دنبال شد. در این مقطع تحولات زیادی رخ داد که با نقض برخی از مفاد موافقت‌نامه پادمان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همراه بود. در 1999 برای اولین بار تزریق گاز هگزافلوراید اورانیوم در مقیاس آزمایشگاهی به سانتریفیوژ انجام شد (IAEA GOV/2004/83) که امیدهای ایران برای دستیابی به چرخه سوخت هسته‌ای را شکوفا می‌کرد. این اقدام مقدمه‌ای برای تأسیس سایت غنی‌سازی اورانیوم در نطنز بود. همچنین کار ساخت مجتمع تبدیل سوخت اورانیوم (UCF) اصفهان در دولت اول اصلاحات آغاز شد.
دولت دوم اصلاحات با اتکا به مقدمات فراهم شده زیرساختی برای غنی‌سازی، تصمیم به آغاز فعالیت غنی‌سازی اورانیوم گرفت. این تصمیم به سرعت تحت‌الشعاع ادعای علیرضا جعفر زاده، عضو سازمان مجاهدین خلق، مبنی بر وجود دو سایت اعلام‌نشده غنی‌سازی اورانیوم نطنز و مجمتع آب سنگین اراک که برای تولید پلوتونیوم نیز کاربرد دارد، قرار گرفت. مبنای این ادعا، اطلاعات ارائه شده توسط یکی از ایرانیان مقیم فرانسه در سحرگاه 13 آگوست 2002 به جعفرزاده بود که جهت انتشار در رسانه‌ها در اختیار وی قرار گرفت. او مختصات دقیق مکانی، ابعاد حجمی تأسیسات و میزان فعالیت‌های انجام شده در این‌دو سایت را در اختیار داشت(Patrikarakos, 2012: 175-176). از دید برخی، سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل در این زمینه نقش اصلی را بر عهده داشتند(Ansari, 2006: 198, Patrikarakos, 2012: 311 ). وقوع چنین رخدادی، بحران هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران را دامن زد.
اگرچه جعفرزاده خبر از وجود دو مجتمع مذکور را رسانه‌ای کرد، آژانس از وجود تأسیسات نطنز مطلع بود و اطلاعاتی در مورد ساخت مجتمع آب سنگین اراک در اختیار داشت(Patrikarakos, 2012: 177). اما شاید آن‌چه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را شگفت‌زده کرد، تصور میزان پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران و احتمال صحت ادعاهای جعفرزاده بود.
شش ماه پس از مطرح شدن ادعای جعفرزاده، در فوریه 2003، البرادعی به همراه اولی هاینونن، معاون امور پادمان‌های آژانس و پیر گولدشمیت، دیگر معاون آژانس، اجازه حضور در ایران و بازدید از تأسیسات نطنز یافتند.
تیم بازدیدکننده آژانس خواستار دیدار از «شرکت کالای الکتریک» شدند که وجه آزمایشگاهی و تحقیقاتی برنامه هسته‌ای ایران را بر عهده داشت. این امر با مخالفت ایران مواجه شد و ایران استدلال ن
مود که پروتکل الحاقی را امضا نکرده لذا آژانس اجازه انجام هیچ‌گونه بازرسی را در این زمینه ندارد(Patrikarakos, 2012: 178).
علی‌رغم اتقان استدلال ایران، تحت فشارهای متعدد آژانس، دیدار از شرکت کالای الکتریک در ژوئن همان سال امکان‌پذیر شد. هاینونن و سایر همکاران او در بازدید از این شرکت، مورد غیرمتعارفی ندیدند اما ایران به آنان اجازه داد تا از تجهیزات موجود که مدتی غیرفعال هم بودند، نمونه آزمایشگاهی تهیه کند. نمونه اخذ شده محیطی، حکایت از وجود مواد هسته‌ای اعم از اورانیوم پرغنا و کم‌غنا داشت(Patrikarakos, 2012: 179-180).
وجود مواد هسته‌ای در تأسیسات هسته‌ای ایران، دستمایه گزارش البرادعی به نشست 16 ژوئن 2003 شورای حکام آژانس شد. مدیرکل آژانس ضمن اعلام کوتاهی ایران در گزارش کردن برخی از فعالیت‌های هسته‌ای خود، از ایران خواست پروتکل الحاقی را امضا کند. شورای حکام نیز در پایان نشست خود، ایران را به علت اعلام نکردن برخی از فعالیت‌ها و برنامه‌های هسته‌ای سرزنش کرد و خواستار امضای پروتکل شد. همچنین مقرر داشت، مدیرکل، گزارش دیگری به نشست سپتامبر همان سال شورای حکام تحویل دهد(دهقانی فیروزآبادی، 1388: 497).
در پی گزارش مدیرکل و بیانیه شورای حکام آژانس مبنی بر کوتاهی‌های ایران، فشار بین‌المللی بر کشور برای امضاء و پذیرش پروتکل شدت گرفت. اتحادیه اروپا نیز ادامه مذاکرات و مناسبات اقتصادی با ایران را وابسته به پذیرش پروتکل دانست.
بحران هسته‌ای ایران در سپتامبر به اوج خود رسید. زیرا البرادعی در گزارش خود به شورای حکام اعلام داشت که ایران برخی از فعالیت‌های هسته‌ای خود را پنهان کرده است. این امر باعث شد تا این بار شورای حکام آژانس در نشست 12 سپتامبر، اقدام به صدور قطع‌نامه علیه ایران کند. مطابق با این قطع‌نامه، جمهوری اسلامی ایران موظف به متوقف ساختن بی درنگ و کامل غنی‌سازی اورانیوم، امضای فوری پروتکل الحاقی و اعلام ریز برنامه‌های هسته‌ای خود به آژانس شد(دهقانی فیروزآبادی، 1388: 498).
در فوریه 2004 در طی دیدار هیأت نمایندگی ایران از آژانس، ملاحظات اروپا در خصوص تعلیق برنامه هسته‌ای ایران مطرح شد. در این دیدار، بیان شد که ایران باید تا زمانی برنامه هسته‌ای خود را تعلیق کند که همه مسائل برجسته آژانس حل شود و این امر ممکن است 3 الی 4 سال به طول انجامد(Patrikarakos, 2012: 204). اظهار چنین درخواستی توسط مذاکره‌کنندگان اروپایی علاوه بر این‌که هیأت نمایندگی ایران را شوکه کرد، با واکنش مجلس شورای اسلامی ایران مبنی بر لزوم خروج از پیمان منع اشاعه، همراه شد.
اما دولت ایران در صورتی می‌توانست مصوبه مجلس مبنی بر خروج از پیمان منع اشاعه را اجرا کند که موضع ایالات متحده آمریکا در ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت را نادیده می‌انگاشت.
با توجه به شرایط موجود، ایران تصمیم گرفت برنامه غنی‌سازی اورانیوم را تحت نظارت آژانس از سر بگیرد. در این راستا در 23 ژوئن 2004 این تصمیم به اطلاع آژانس رسید و آژانس نیز مجوز لازم برای فک پلمپ تجهیزات غنی‌سازی را صادر نمود. علی‌رغم صدور این مجوز، در سپتامبر همان سال، شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قطع‌نامه دیگری علیه جمهوری اسلامی ایران تصویب کرد و خواستار توقف کامل برنامه هسته‌ای در مجتمع تبدیل سوخت هسته‌ای اصفهان شد(Alexander and Hoenig, 2008: 127). در پی این قطع‌نامه، توافق‌نامه‌ای میان ایران و کشورهای اروپایی منعقد شد که مطابق آن، ایران باید تعلیق داوطلبانه در تمامی جنبه‌های غنی‌سازی اعم از واردکردن سانتریفیوژ، تولید و مونتاژ، آزمایش، تبدیل اورانیوم، و همچنین فعالیت‌های مرتبط با بازفرآوری شامل جداسازی پلوتونیوم، را به اجرا می‌گذارد(Alexander and Hoenig, 2008: 127).
انعقاد توافق‌نامه پاریس به عنوان یک گام به عقب برای ایران محسوب می‌شد، اما حداقل، مانعی برای ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت بود و امید مذاکره‌کنندگان به حل مسئله ایران در چارچوب آژانس را افزایش می‌داد. این موضوع، مساوی با شکست سیاست آمریکا در قبال ایران تلقی شد.
در روزهای پایانی دولت اصلاحات در 1 آگوست 2005 ایران به آژانس اعلام نمود که تصمیم به آغاز مجدد فرایند تبدیل اورانیوم در مجتمع اصفهان دارد. بر این اساس عملیات تبدیل تترافلوراید اورانیوم به هگزافلوراید اورانیوم و آزمایش کنترل کیفی اجزاء سانتریفیوژ انجام شد(Alexander and Hoenig, 2008: 127).
با پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ایران، کشورهای اروپایی و ایالات متحده آمریکا پیش از صدور قطع‌نامه‌ای دیگر، چشم به سخنان و مواضع رئیس‌جمهور جدید ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد دوختند تا متناسب با استمرار یا تغییر رویکرد ایران، در خصوص برنامه هسته‌ای تصمیم‌گیری نمایند.
سخنان احمدی‌نژاد مبنی بر غیرعادلانه خواندن پیمان منع اشاعه و محروم کردن ملت‌ها از پیشرفت علمی و فناورانه با تهدید به استفاده از زور، تمایل کشورهای اروپایی به ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت را سبب شد(Patrikarakos, 2012: 223-224). اما حضور کشورهای روسیه و چین که به طرف‌های مذاکره کننده با ایران افزوده شده بودند و عدم رضایت اولیه آنان، تحقق این تمایل را به تأخیر انداخت.
در فوریه 2006، ایران با اطلاع‌رسانی قبلی، غنی‌سازی در نطنز را از طریق تزریق گاز هگزافلوراید اورانیوم به مخازن آغاز نمود. یک ماه بعد، یک آبشار 164 تایی تکمیل شد و در نهایت 11 آوریل اعلام شد که ایران در مجتمع نطن
ز به اورانیوم با غنای 5/3% دست یافته است(Alexander and Hoenig, 2008: 128).
دست‌یابی ایران به این مرحله از غنی‌سازی، شورای امنیت ملل متحد را مجاب ساخت تا مبتنی بر آخرین قطع‌نامه شورای حکام(IAEA GOV/2006/38)، به صدور قطع‌نامه علیه جمهوری اسلامی ایران مبادرت ورزد.
صدور قطع‌نامه 1696 را می‌توان به عنوان اولین گام یک نهاد بین‌المللی که مسئول صلح و امنیت بین‌المللی محسوب می‌شود، در جهت امنیتی کردن جمهوری اسلامی ایران دانست. تحلیل گفتمان این قطع‌نامه و پنج قطع‌نامه‌ای که متعاقب آن صادر شد، نحوه امنیتی کردن ایران را آشکار می‌کند.

  1. تحلیل گفتمان قطع‌نامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد

تحلیل گفتمان قطع‌نامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد، با اتکا به روش تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف در سه مرحله انجام می‌شود که در ادامه به آن می‌پردازیم. پیش از آغاز به تحلیل این قطع‌نامه‌ها باید خاطر نشان کرد که در تحلیل، نوع نگاه پژوهش‌گر مبتنی بر ساخت تهدید بوده تا بوسیله این نگاه، داده و اطلاعات لازم جهت پرداختن به سطوح و واحدهای تحلیل در امنیتی کردن جمهوری اسلامی ایران فراهم شود. لذا پاسخ‌گویی به سؤالات مورد نظر فرکلاف نیز با اخذ این نگاه انجام شده است.