جستجوی مقالات فارسی – مطالعه و رتبه بندی میزان تاثیر عوامل موثر بر خلاقیت کارکنان بر …

۴) بسط: توانایی توجه به جزییات در حین انجام یک فعالیت است. اندیشه‌ی بسط یافته به کلیه‌ی جزییات لازم یک طرح می‌پردازد و چیزی را از قلم نمی‌اندازد. گیلفورد و تورنس از بُعد شناختی به خلاقیت نگریستهاند و بر همین اساس، آزمون‌های خویش را از خلاقیت تدوین کرده‌اند. گیلفورد در آزمون چهارگانه‌ای تفکر واگرا را می‌سنجند، مانند: سیالی فکری، سیالی کلامی، سیالی بیانی، سیالی تداعی. موارد استفاده از اشیا، طراحی و…
۲-۱۶-۲- بُعد انگیزشی:
انگیزه توسط محققانی مانند آمابیل مورد توجه قرار گرفته است. او اعتقاد دارد که توجه زیاد به بُعد شناختی، باعث شده است که ابعاد غیرشناختی و به خصوص انگیزه، علی‌رغم اهمیت زیاد آن، مورد توجه قرار نگیرد. انگیزه شامل دو نوع درونی و بیرونی است. انگیزه‌ی درونی انگیزه‌ای است که فعالیت، به خاطر خود عمل انجام می گیرد، زیرا خودِ کار، جالب و لذت بخش یا رضایت آمیز است. برعکس، در انگیزه‌ی بیرونی انجام کار برای تحقق هدف بیرونی است. آمابیل معتقد است خلاقیت نتیجه‌ی تعامل سه عاملِ مهارت‌های فردی، استعدادهای درونی و انگیزه است و محل تلاقی این سه عنصر اصلی نیز بستر اصلی رشد خلاقیت است .
در یک جمع بندی کلی می‌توان چـنین نتـیجه گرفت که خلاقـیت و نوآوری حداقل سه فایده برای جامعه دارد. باعث افزایش رشد اقتصادی می‌شود، بهره‌وری را بالا می‌برد، و باعث به وجود آمدن تکنولوژی، کالا و خدمات جدید می‌گردد.( باقری زاده ،۱۳۷۸: ۱۳۱ )
ادیسون (مخترع مشهور) می‌گوید :
خلاقیت یک درصد فکر بکر است و ۹۹ درصد زحمت؛ یعنی خلاقیت گاهی تا یک درصد کافی است؛ ولی برای رسیدن به مرحله ارزیابی، بسط، گسترش و تعمیم، ۹۹ درصد زحمت لازم است .
۲-۱۷- توزیع افراد خلاق در جامعه
ـ ۷۵% انسان‌ها نظاره گرند، از مسایل ایده نمی‌گیرند و عمل نمی‌کنند.
ـ۱۲% انسان‌ها عمل گرا هستند، خلاق نیستند و دست به عمل می‌زنند، اگر به آنها ایده بدهند عمل می‌کنند.
ـ ۱۲% انسان‌ها خلاق هستند، استعداد ایده دارند ولی دست به عمل نمی‌زنند ( ریسک نمی‌کنند ) .
ـ ۱% انسان‌ها ایده پرداز و عمل گرا هستند.
۲-۱۸- شرایط پرورش خلاقیت
برای بیشتر افراد ایجاد ایده‌های خلاقانه در مسیر‌هایی خارج از روند معمولی تفکر، اتفاق می‌افتد. خلاقیت، درواقع تجربه‌ای از تمرکز و توجه به موضوعی است.
زمانی که افکاری در ذهن طراحان در حال شکل‌گیری است در نظر اول به صورت معلق و بی هدف به نظر می‌رسند اما در واقع این خلاقیت است که در حال شکل‌گیری است. ایجاد ایده‌های خلاق به محیطی‌هایی نیاز دارد، که برای هر طراح منحصر به فرد است. برای جرقه زدن قوه تصور بعضی از متفکران خلاق در محیط‌هایی عاری از عدم تمرکز و بعضی دیگر نیاز به سرو صدا و شلوغی دارند. نه تنها طراحان نیاز به محیطی دارند که بهتر الهام بگیرند بلکه کسانی هم که این افراد را استخدام می‌کنند باید برای آنها چنین محیطی‌هایی را به وجود آورند.
یکی از روشهای مهم متبلورکردن خلاقیت به وجودآوردن فضای محرک، مستعد و به طور کلی خلاق است، بدین گونه که مسئولان سازمان باید به طور مستمر آمادگی شنیدن اندیشه‌های بدیع و نوین را داشته باشند و نظرات جدید و ارائه راههای تازه را تقویت کنند. متاسفانه بسیاری از مدیران نمی توانند چنین جوی را در سازمان خود بپذیرند. آنها نمی توانند فرآیند مستمر تغییر، که لازمه خلاقیت هست، به صورت دائم تحمل کنند.
به طور کلی، وجود محیط خلاق از مهمترین عوامل رشد خلاقیت است. در محیط نامطلوب برای پرورش خلاقیت از اندیشه های جدید و نو بیشتر انتقاد می شود و تمایلات دگرگونی و تغییر با مقاومت و ممانعت تقابل می کنند.
سیکزنتمی هالی[۶۰] می‌گوید: ما نمی‌توانیم به افراد و کارهای خلاق جدا از اجتماعی که در آن عمل می‌کنند بپردازیم؛ زیرا خلاقیت هرگز نتیجه عمل فرد به تنهائی نیست. آمابیل و همکارانش در مصاحبه با ۱۲۰ دانشمند در رشته‌های مختلف به این نتیجه رسیدند که عوامل محیطی در رشد خلاقیت برتری دارد. در نتیجه خلاقیت را مقید به تازگی، ارزشمندی و اجتماعی بودن می‌دانند.
نویسندگان مختلف شرایط و زمینه‌های متفاوتی را برای بروز خلاقیت در نظر دارند به هرحال راههای عمده‌ای که می‌تواند محرک خلاقیت باشد، عبارتند از:
۱- فضای خلاق: یکی از راههای مهم ظهور نوآوری به وجود آوردن فضای محرک خلاقیت است. بدین معنی که مدیریت باید همیشه آماده شنیدن ایده‌های جدید از هرکس در سازمان باشد. در واقع سازمان باید در جستجوی این گونه فکرها باشد و تنها منتظر ارائه اندیشه جدید نماند. به کارگیری سیستم مدیریت استعداد[۶۱] ابزار موثری در سازمان به شمار می رود. مدیران با بـه کارگیری این ابزار می‌توانند مهارتهای کارکنان مستعد را به طرز صحیحی گسترش دهند. ممکن است شما با افراد مستعد زیادی برخورد کنید که در سازمانی مشغول بکارند ولی نمی توانند نتایج قابل توجهی تولید کنند. این به خاطر فقدان سیستم مدیریت استعداد مناسب روی می‌دهد. سیستم مدیریت استعداد چهار عنصر دارد: جذب استعدادها- حفظ استعدادها- اداره و مدیریت استعدادها- کشف کردن استعدادها.
۲- دادن وقت برای خلاقیت: موسسات برای این منظور می‌توانند دفتر مخصوصی را به هریک از کارکنانی که شایستگی لازم را دارند اختصاص دهند.
۳- برقراری سیستم پیشنهادات: یکی از روشهای ترغیب خلاقیت برقراری سیستم دریاف

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

ت پیشنهادات است بدین ترتیب روشی برای ارائه پیشنهادات فراهم می شود.
۴– ایجاد واحد مخصوص خلاقیت: گاهی گروه خاصی از کارکنان برای نوآوری و خلاقیت استخدام می‌شوند و در بعضی از سازمانها این گروه را واحد تحقیق و توسعه می‌نامند. این گونه واحدها وقتشان را صرف یافتن ایده‌های جدید برای ارائه خدمات یا ساختن محصول، فناوری می‌کنند و گاهی تحقیق محض انجام می‌دهند. این گونه تحقیقات برای پیشرفت دانش بدون تلاش برای یافتن کاربرد فوری آن صورت می گیرد. البته بعدها این اندیشه‌های محض می‌تواند جنبه کاربردی داشته باشد. ولی امروزه تحقیقات کاربردی بیشتر معمول و مورد توجه است. (رضائیان، ۱۳۷۳: ۵۱-۲۹)
در دنیای سازمـانی امـروز مدیران خلاق، سازمان‌های خلاق وکارکنان خلاق اضلاع مثلث خـلاقـیت هـستند کـه بدون هـر یک خلاقـیت و نوآوری بـه سر منزل مقصود نمی‌رسد. ساختار سازمانی مناسب، حمایت، پشتیبانی و تشویق لازم مدیران دو عـنصر اساسی در خلاقـیت افرادند. و زمینه‌ها و شرایط خلاقیت امری الزامی است که سازمان ها می‌بایست آن را فراهم سازند تا به اهداف مورد نظر دست یابند. ( عبداللهی، ۱۵۱:۱۳۸۷)
۲-۱۹- مدلهای فرآیند خلاقیت
فرآیند خلاقیت یکی از ابعاد خلاقیت در سازمان است و مدلهای فرآیند خلاقیت بخشی از تئوری خلاقیت می‌باشند.(پلسک[۶۲]، ۱۹۹۶) در زیر فرآیند خلاقیت بر اساس مدلهای مذکور با توجه به سیر تاریخی آنها مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۲-۱۹-۱- مدل والاس:
یکی از نخستین مدلهای فرآیند خلاقیت توسط گراهام والاس[۶۳] (۱۹۲۶) ارائه شده است. این مدل دارای چهارمرحله است:
آمادگی: یعنی جمع آوری داده‌های مرتبط با مسئله
نهفتگی: به فعالیت ناخودآگاه روی مسئله اشاره دارد
اشراق: یعنی الهام از لحظه‌ای است که ایده‌ یا راه حل مسئله کشف می‌شود
اثبات: به آزمون کردن ایده ناشی از مرحله اشراق اشاره دارد.
از این دید، افراد خلاق ابتدا با مسئله یا یک فرصت آشنا شده و سپس از طریق جمع آوری اطلاعات با مسئله یا فرصت مورد نظر درگیر می شوند. در مرحله بعد افراد خلاق روی مسئله تمرکز می کنند.
در این مرحله فعالیت ملموسی مشاهده نمی‌شود و فرد سعی در نظم دادن تفکرات، اندیشه‌ها، تجارب و زمینه‌های قبلی خود جهت نیل به یک ایده دارد. درگیری ذهنی عمیق فرد (خودآگاه و ناخودآگاه ) فراهم کردن فرصت (جهت تفکر بر مسئله ) به خلق و ظهور ایده‌ای جدید و بدیع منجر می شود. در نهایت فرد خلاق در صدد برمی‌آید صلاحیت و پتانسیل ایده خویش را به اثبات برساند.
۲-۱۹-۲- مدل روسمن[۶۴]:
روسمن در سال ۱۹۳۱در تحقیقی از طریق پرسشنامه که توسط ۷۱۰مخترع تکمیل شد. فرآیند خلاقیت را به هفت مرحله تقسیم بندی کرد:
مشاهده یک نیاز یا مشکل
تجزیه و تحلیل نیاز