مطالعه و رتبه بندی میزان تاثیر عوامل موثر بر خلاقیت کارکنان بر جذب …

۳- تعارض:
زیگموند فروید از دو نوع فرآیند اولیه فکر یا ناخود آگاه و فرآیند ثانویه فکر یا خودآگاه نام می‌برد. او معتقد است که خلاقیت از تعارض درون شخصی خصوصا فرآیندهای ناخودآگاه برانگیخته می‌شود. (ویزبرگ[۳۲] ۱۹۹۲)
تولید ایده‌های تازه و جامه عمل پوشاندن به آنها باعث کاهش اظطراب ناشی از تعارض می‌شود. ( مال امیری ، خلاقیت،۱۳۸۶)
۴- افرادسالم و محیط سالم:
روانشناسان انسان گرا نظیر مازلو، فروم و راجرز عقیده دارند که زمانی خلاقیت بروز می‌کند که هیچ تعارضی در درون شخص وجود نداشته و محیط مناسب فراهم باشد.(اکاف و ورگارا[۳۳]، ۱۹۸۱)
۵- ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژنتیک:
از دیدگاه بعضی از جمله گیلفورد، خلاقیت استعداد طبیعی است که در محیط مساعد بروز می‌نماید . اما میزان این استعداد بستگی به ویژگیهای ژنتیکی دارد.
۶- معصومیت و اشتباه:
دبونو مهمترین منابع خلاقیت را معصومیت و اشتباه می‌داند. منبع معصومیت برای دستیابی به خلاقیت استفاده از افرادی است که آشنایی و تجربه لازم را با سازمان ندارند. تازگی ایده‌های این افراد به حدی است که شاید نتوان آنها را از افراد شاغل در سازمان با هر مقدار تجربه به دست آورد. در نتیجه سازمانها به منظور برخورداری از خلاقیت ناشی از معصومیت می‌توانند از افراد خارج از سازمان، استخدام کارکنان جدید و چرخش شغلی استفاده نمایند.
۷- اتفاق:
بعضی از صاحب نظران معتقدند که منبع آثار خلاق اتفاق است. پیشرفتهای پزشکی مانند کشف فلمینگ مرهون مشاهدات اتفاقی بود.
۸- آگاهی از کارهای گذشته:
ویزبرگ[۳۴](۱۹۹۲) بیان می‌کند خلاقیت در استمرار با گذشته شروع شده و این بدین معنی است که خلاقیت با دانسته‌های ما از کارهای دیگران شروع شده، اما بر مبنای اطلاعات جدید که از موقعیت‌ها نشات می‌گیرد فراتر از گذشته می‌رود. پیتردراکر[۳۵] (۱۹۹۱) عنوان می‌کند بیشتر خلاقیتها از جستجوی هدفدار منابع خلاقیت ایجاد می‌شود. این منابع را می‌توان در قالب وقایع غیر منتظره، ناسازگاری، نیازهای فرایند، تغییر در صنعت، تغییر در بازار، تغییرات جمعی، تغییر در ادراک و تکوین دانش جدید تقسیم بندی کرد.
۲-۷- فرآیند خلاقیت و نوآوری
مراحل خلاقیت ممکن است به فعالیت قوه درک و خرد انسان، یا مراحل مجزا ولی به هم پیوسته تعریف شود که انسان را به رهیافتهایی هدایت کند. نویسندگان و صاحب نظران این مراحل را به گونه‌های مختلف مطرح کرده‌اند. فرآیند خلاقیت به ترتیب در برگیرنده مراحل روبرو شدن با ایده‌ یا مشکل، شدت روبروشدن و رابطه روبرو شدن با محیط است که فرد خلاق را احاطه کرده است.
به طور کلی خلاقیت فرایندی است که دارای چندمرحله است:
مرحله اول، آمادگی: شامل توجه دقیق و تمرکز بر روی مسائل تحت بررسی و شاخصهای مختلف آن به منظور حل مسئله است.
مرحله دوم، نهفتگی: عبارت است از زمان تفکر و واکنش.
مرحله سوم، مرحله اصرار و پافشاری: دراین مرحله تلاشها بیشتر می‌شود، اطلاعات جدید افزوده می‌گردد.
مرحله چهارم، مرحله بینش و بصیرت: درجهت یافتن راه حل منحصر به فرد برای مسئله است.
مرحله پنجم، رسیدگی و تحقیق: اکنون بینش یا ایده جدید برای اطمینان از اینکه معتبر و مناسب است، مورد آزمون قرار می‌گیرد.
اتریک[۳۶] (۱۹۷۴) از صاحب نظران مدیریت، فرآیند خلاقیت را از اندیشه تا عمل به سه مرحله: به وجود آوردن اندیشه، پرورش اندیشه و به کارگیری اندیشه تقسیم کرده است.
آلبرشت[۳۷] (۱۹۸۷) مراحل خلاقیت عملی و قابل اجراتری را که از پنج مرحله تشکیل شده است، پیشنهاد می‌کند این مراحل به ترتیب عبارتند از: جذب اطلاعات، الهام، آزمون، پالایش و عرضه. آلبرشت معتقد است که شخص خلاق، اطلاعات پیرامون خود را جذب می‌کند و برای بررسی مسائل، رهیافتهای مختلفی را مورد بررسی قرار می‌دهد. زمانی که ذهن فرد خلاق از اطلاعات خام انباشته شد، به طور غیرقابل محسوس شروع به کار می‌کند و پس از تجزیه و تحلیل و ترکیب اطلاعات، رهیافتی برای مسئله ارائه می‌کند. (شهرآرای، مدنی پور، ۱۳۷۵: ۴۱)
جورج اف‌نلر[۳۸] در کتاب هنر وعلم خلاقیت برای خلاقیت مراحل چهارگانه: آمادگی[۳۹] ، نهفتگی، اشراق و اثبات[۴۰] را ذکر کرده است از این دید، افراد خلاق ابتدا با مسئله یا یک فرصت آشنا شده و سپس از طریق جمع آوری اطلاعات با مسئله یا فرصت مورد نظر درگیر می‌شوند. در مرحله بعد افراد خلاق روی مسئله تمرکز می کنند.
در این مرحله فعالیت ملموسی مشاهده نمی‌شود و فرد سعی در نظم دادن تفکرات، اندیشه‌ها، تجارب و زمینه‌های قبلی خود جهت نیل به یک ایده دارد. درگیری ذهنی عمیق فرد (خودآگاه و ناخودآگاه ) فراهم کردن فرصت (جهت تفکر بر مسئله ) به خلق و ظهور ایده‌ای جدید و بدیع منجر می‌شود. در نهایت فرد خلاق در صدد بر می‌آید صلاحیت و پتانسیل ایده خویش را به اثبات برساند.
دکتر رضائیان فراگرد نوآوری در محصول را شامل ۴ مرحله ایجاد فکر جدید؛ آزمایشهای اولیه؛ تعیین امکان پذیری و کاربرد نهایی می‌داند.
۲-۸- ابزار ها
برخی فاکتورهای تعیین‌کننده برای دستیابی به تفکر خلاق و جود دارند که می‌توان از آنها به عنوان ابزارهای نوآوری یاد کرد. این ابزارها عبارتند از:
* اراده * اعتماد به نفس  *

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

کمیت * شبیه سازی * استمداد از دیگران * مجاورت *تشابه / تباین * تغییر دادن *فعالیتهای جنبی و…
۲-۹- تکنیک ها و فنون خلاقیت و نوآوری
تکنیک های خلاقیت به عنوان ابزاری برای رشد خلاقیت و افزایش توان حل خلاق مسئله کمک شایانی به توان فرد در تمام مراحل خلاقیت و فرآیند حل خلاق مسئله می‌نماید. به عبارت دیگر هریک از تکنیک‌های خلاقیت، مرحله یا مراحلی از فرآیند خلاقیت را تقویت می‌کنند. دکتر الوانی معتقد است: زمانی فنون خلاقیت ثمربخش می‌گردند که زمینه مساعد و مناسبی برای نمود آنها فراهم آمده باشد. این فنون و تکنیک‌ها فردی و گروهی می‌باشند؛ که تکنیک‌های فردی شامل: توهم خلاق، DOIT، تکنیک‌های گروهی شامل: طوفان فکری، دلفی، سینکتیکس و تکنیک‌های مشترک شامل: اسکمپر، در هم شکستن مفروضات، چرا، مورفولوژیک که محور اصلی این روش ها و تکنیک‌ها، شکستن قالب‌های ذهنی است.
۲-۹-۱- تکنیک تحرک مغزی- یورش فکری- طوفان مغزی[۴۱]:
این تکنیک را که یکی از شیوه‌های برگزاری جلسات و مشاوره ودستیابی به انبوهی از ایده‌ها برای حل خلاق مسائل می‌باشد نخستین بار دکتر آلکس اسبورن در سال ۱۹۳۸ مطرح کرد و چنان مورد استفاده و استقبال مردم و سازمانها در غرب قرا گرفته که جزئی از زندگی آنان شده است. این واژه هم اکنون در واژه نامه بین المللی وبستر اینگونه تعریف می‌شود: اجرای یک تکنیک گرد همایی که از طریق آن گروهی می‌کوشند راه حلی برای یک مسئله بخصوص با انباشتن تمام ایده‌هایی که بوسیله اعضاء ارائه می‌گردد بیابند.
در این تکنیک مسئله‌ای به گروهی کوچک (۱۲ نفره) ارائه شده و از آنان خواسته می‌شود فی البداهه و به سرعت نسبت به آن واکنش نشان داده و برای آن پاسخی بیابند. در حالت گروهی خلاقیت بیشتری نسبت به حالت انفرادی دیده می‌شود.رقابت عامل دیگری است که در این فن موجب افزایش اثربخشی می‌شود. فی البداهه بودن نظرات بسیار مناسب است.
۲-۹-۲- تکنیک چرا ؟
این تکنیک هم برای حل مسائل و هم برای ایده‌یابی و ایده پردازی بکار می‌رود. تکنیک چرا دقیقا مثل چراهای مکرر کودکی است که کودکان برای گسترش فهم خود از دنیای اطرافشان از والدین می‌پرسند. اما با این تفاوت که در بزرگسالی باید یاد گرفته هایمان را زیر سوال ببریم. سادگی این تکنیک باعث شده است، بسیاری از مردم متوجه اهمیت و نقش آن نشوند. به عنوان مثال برای شناسایی و تعریف درست و کامل مسئله می‌توان از این تکنیک استفاده کرد. بلکه استفاده از این تکنیک به ما کمک می‌کند تا موقعیت و وضعیت را بهتر وروشن‌تر مشخص کنیم و در فرآیند آن به ایده‌های جدیدی دست یابیم.
۲-۹-۳- تکنیک الگو برداری از طبیعت[۴۲]: