در طی سالیان گذشته، پژوهشهای زیادی در زمینه جو اخلاقی بیمارستان و رضایت شغلی پرستاران، در داخل و خارج از کشور صورت گرفته است؛ در زمینه نگرش تحصیلی دانشجویان نیز، تا حدی پژوهشهای داخلی و خارجی، نگرش دانشجویان رشتههای مختلف علوم پزشکی را به رشته تحصیلیشان مورد بررسی قرار دادهاند. اما با وجود اینکه در سالهای اخیر ارتباط میان جو اخلاقی و رضایت شغلی- که هر دو از متغیرهای مهم در رفتار شغلی هستند- در پرستاران مورد توجه قرار گرفته است؛ ارتباط بین این دو متغیر در بخش اتاق عمل- بهعنوان بخشی مجزا از بیمارستان که به دلیل کار گروهی، پرسنل این بخش ارتباطات نزدیکتری با یکدیگر دارند- مورد بررسی قرار نگرفته است. همچنین طبق مرور بر متون انجام شده، ارتباط جو اخلاقی این بخش با نگرش دانشجویان اتاق عمل به رشته تحصیلیشان، چه در پژوهشهای داخلی و چه در پژوهشهای خارجی، مورد مطالعه قرار نگرفته است. در این فصل با مروری بر متون نظری ابتدا به مفاهیم جو اخلاقی، رضایت شغلی و نگرش به رشته تحصیلی اشاره شده، سپس به نتایج برخی از جدیدترین پژوهشهای صورت گرفته در این زمینه پرداخته میشود.
جواخلاقی
تعریف اخلاق
انسان با هدایت فطری فضایل و رذایل را میشناسد. اصول اخلاقی خوب و بد را درک میکند و میداند که وفای به عهد، ادای امانت و … از صفات پسندیده اخلاقی و دروغگویی، نادرستی و اعمال خلاف انصاف، از صفات ناپسندیده اخلاقی است. همانطوری که شکل ظاهری مردم باهم فرق میکند، خلق افراد یعنی شکل نفسانی آنان نیز متفاوت است. شکل ظاهری و ساختمان طبیعی ناشی از قوانین خلقت است و چگونگی آن در اختیار ما نیست، اما شکل نفسانی و ساختمان معنوی و اخلاقی اغلب اکتسابی است و افراد باید با تلاش و کوشش، خود را به فضایل اخلاقی آراسته نمایند و با تحمل سختیها شکل باطنی خود را به خوبی و به شایستگی بسازند. تربیت در زمینه اخلاق به مراتب از سایر جنبههای تربیتی از نظر استعدادهای جسمی و روحی مهمتر و مؤثرتر است. زیرا اگر تربیت، تمام استعدادهای انسانی را تا سر حد کمال برساند ولی تربیت در زمینه اخلاق به خوبی صورت نگرفته باشد، بزرگترین لطمه به فرد و جامعه وارد خواهد شد. اخلاق میتواند به زندگی انسان نظم بخشد و انسان را از بینظمی و بیثباتی نجات دهد. اخلاق قدرت دارد انسان را در برخورد با حوادث مانند کوهی محکم و استوار نگه دارد. هر امتیازی میتواند برای بشر شخصیت ایجاد کند. اما بزرگترین امتیازی که عقل و دل مردم را تسخیر و احترام و محبت عمومی را برمیانگیزد، همانا اخلاق نیک است. هریک از سرمایههای مادی و معنوی آنگاه میتواند انسان را خوشبخت کند که با سرمایه اخلاق همراه باشد (۶۱). با این وصف، اخلاق تعیین ارزش همه فعالیتهای زندگی است؛ چرا که در هر یک از افعال ما یک جنبه اخلاقی وجود دارد، یعنی میتوانیم خوب یا بد بودن آن کار را در نظر بگیریم (۶۲).
علم اخلاق و پرستاری
علم اخلاق انواع زیادی دارد. آنهایی که به طور اختصاصی به پرستاری مربوط میشوند، عبارتند از: اخلاق زیستی، اخلاق بالینی، اخلاق پرستاری. بسیاری از افراد اصطلاح اخلاق را برای زمانی استفاده میکنند که اخلاق سیستمیک در قوانین مربوط به رفتار حرفهای گنجانده میشود؛ مانند قوانین اخلاق پرستاری. تمیز دادن اخلاق از مذهب، قانون، فرهنگ و فعالیتهای سازمانی مهم است. یک عمل که قانونی یا فرهنگی است لزوما به این معنی نیست که از نظر علم اخلاق درست باشد. اخلاق زیستی در مورد رفتار، عوامل ژنتیکی، اخلاق محیطی و مراقبت بهداشتی بحث میکند. اخلاق بالینی شاخهای از اخلاق زیستی است که به مشکلات اخلاقی در بالین بیمار مربوط میشود. اخلاق پرستاری که شاخهای از اخلاق بالینی است در مورد موضوعات اخلاقی برخاسته از عملکرد پرستاری میباشد (۶۳).
شغل پرستاری به دلیل ماهیت خود که در آن مفهوم مراقبت واژه زیربنایی و اصلی است یکی از مسائلی است که با موضوع اخلاق آمیخته است. این شغل در عین سادگی پیچیدگیها و ظرایف خاص خود را داراست. تاکید بر سادگی حرفه پرستاری در نهایت موجب آن میشود که کار پرستاری به شکل فعالیتی غیرعلمی و در ردیف اجرای دستورات پزشکی مطرح گردد. اما واقعیت آن است که با گسترش علم پزشکی و تغییر نیازهای مراقبتی بیماران، دیگر ساده کردن مفهوم پرستاری به اجرای دستورات پزشکی نمیتواند جوابگوی جامعه باشد. در اثر افزایش آگاهی مردم از حقوق خود بویژه در جوامع پیشرفته اکنون بحث مراقبت که با اساسیترین نیاز انسانها یعنی ادامه حیات آنها سر و کار پیدا میکند، مورد استقبال عمومی قرار گرفته و موجب آن گردیده که جامعه توقع داشته باشد مراقبت به کسانی سپرده شود که دانش و بینش کافی در انجام آن داشته باشند (۶۴). اما، از آنجایی که اخلاق به عنوان رفتار مناسب تمامی اعضای گروه با یکدیگر نیز تعریف شده است (۶۵)؛ لازمه مراقبت سلامتی آن است که بین بیماران، پزشکان و سایر متخصصان مراقبت سلامتی همکاری وجود داشته باشد. در همین راستا و برای رسیدن به مراقبت مناسب نیاز به آن است که ارتباط باز و صادقانهای برقرار شده، به ارزشهای فردی و حرفهای احترام گذاشته شده و نسبت به تفاوتهای افراد حساسیت وجود داشته باشد (۶۶). این امر بخصوص در اتاق عمل که افراد بصورت گروهی کار میکنند، اهمیت ویژهای دارد.
پنج اصل عمده اخلاقی که میبایست در سیستمهای ارائه خدمات سلامتی مورد توجه قرار گیرد، به شرح زیر میباشد: ۱) مراقبت سلامتی یکی از حقوق انسانهاست. ۲) مراقبت از افراد در کا

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

نون توجه مراقبت سلامتی است؛ اما در عین حال بایستی به نحوی حالت تداوم و فراگیر داشته باشد که امکان دسترسی به سلامت را برای گروههای مختلف مردم فراهم کند. ۳) وظیفه سیستم ارائه مراقبت سلامتی مشتمل بر پیشگیری از ناخوشی و کاهش ناتوانی نیز میشود. ۴) کسانی که در سیستم ارائه خدمات سلامتی کار میکنند ضروری است که با یکدیگر همکاری لازم را داشته باشند. ۵) تمام افراد و گروههایی که در سیستم ارائه خدمات سلامتی چه بطور مستقیم و چه به طور غیرمستقیم وارد میشوند، همیشه در قبال وظیفه ارتقا کیفیت، مسئول هستند (۶۴).
جو، جو سازمانی و جو اخلاقی
سازمانها نیز مانند اثر انگشتان آدمی یا دانههای برف، بیهمتا و یگانه هستند. هر سازمان دارای آداب، رسوم، سنتها، عقاید، نگرشها و نیز فرهنگ خاصی است که در مجموع میتوان از آن تحت عنوان جو سازمانی، یا اقلیم سازمانی نام برد. وقتی درباره جو صحبت میشود، تصورات ذهنی مختلفی نظیر جو زمین که همچون هالهای دور کره زمین را فرا گرفته است، به ذهن میآید. گاه نیز مفاهیمی مانند جو سالم، جو ناآرام، جو متشنج و جو سنگین، به ذهن تداعی میشود. معنی دیگر آن عبارت است از: اطراف و آنچه بر چیز دیگری احاطه دارد. صاحبنظران رشته مدیریت، جو را با مفاهیمی نظیر محیط، فرهنگ، اقلیم، احساس و حال و هوا، همخانواده دانستهاند و معتقد هستند که همه این عوامل در حیات سازمانها مؤثر هستند. بعضی تعاریف جو سازمانی یا اقلیم سازمانی عبارتند از:
۱- ماهیت محیط انسانی که کارکنان یک سازمان در آن به کار مشغول هستند.
۲- نقطهنظرهایی که به طور مشترک و در رابطه با شیوه رفتار کارکنان، در بین بیشتر مدیران سازمان، وجود دارد.
۳- کیفیت فراگیر در محیط داخلی سازمان که توسط اعضا تجربه میشود، بر رفتار آنان اثر میگذارد و نیز میتواند یکی از ویژگیهای خاص سازمان قلمداد شود.
۴- سطح روحیه افراد، قدرت و شدت احساس تعلق آنان، احساس مراقبت و خوب بودن در بین اعضای سازمان، عوامل تشکیل دهنده جو سازمانی هستند.
۵- جو سازمانی منعکس سازنده هنجارها، ارزشها و نگرشهای غالب در فرهنگ سازمان است و در شکلدهی رفتار افراد نقش دارد.
۶- جو سازمانی مجموعهای از صفات و ویژگیهای سازمانی است که کارکنان آن را احساس و درک میکنند و ظهور آن نیز از طریق اعمال، فرایندها و ارتباطهای اعضا با محیط، توصیف میشود (۶۷).
جو اخلاقی نیز یکی از ابعاد جو سازمانی است و از آن بهعنوان شخصیت سازمان یاد میشود (۷). از آنجایی که جو اخلاقی مشابه با سایر انواع جوهای کاری است، بنابراین ممکن است تاثیرات مشابهی نیز بر عوامل عملکردی سازمان داشته باشد (۶). جو اخلاقی ادراکات مشترک افراد از مسائل اخلاقی میباشد و چگونگی رفتار درست را از لحاظ اخلاقی در داخل سازمان نشان میدهد (۶۸) و در واقع همانند ذرهبینی برای تشخیص، ارزیابی و حل مسائل اخلاقی به کار میرود. این جو به عنوان زیرمجموعهای از جو کاری، نشان میدهد که تا چه حد اعمال سازمان طبق اصول اخلاقی انجام میگیرد و به عنوان پایهای برای تصمیمگیری سازمانی و پاسخ به تضادهای اخلاقی در سازمان عمل میکند. این نکته را باید در نظر داشت که جو اخلاقی مربوط به سطوح تکامل اخلاقی یا هنجارهای اخلاقی فردی نمیباشد، بلکه مانند همه جوهای کاری، مؤلفهای محیطی است که به وسیله افراد درک میشود (۶۹) و ادراکات از آن ممکن است بر مسائل اخلاقی موجود در داخل سازمان و بر معیارهای حل این مسائل، تاثیر بگذارد (۶).
تئوری ویکتور و کالن یکی از تئوریهای مطرح در مورد جو اخلاقی سازمانها میباشد. این تئوری بر ادراکات کارمندان از وقایع اخلاقی، اعمال و شیوههای اخلاقی سازمان استوار است و دو رکن اصلی دارد: معیار اخلاقی و محل بررسی. هر یک از این دو رکن دارای سه بعد میباشند که تحت یک جدولبندی متقاطع (شکل ۱)، در مجموع نه نوع جو اخلاقی بدست میآید (۷۰).
ویکتور و کالن این چارچوب را با ترکیب کردن ساختارهای نظری از رشد شناختی، نظریه اخلاقی و مکانهای تجزیه و تحلیل ارائه کردند. سه بعد اصلی نظریه اخلاقی ویکتور و کالن شامل خودمحوری (لذتجویی)، خیرخواهی (سودمندگرایی) و اصولی (اخلاقشناسی) است. این سه بعد به موازات الگوی کلبرگ (پیشقرادادی، قراردادی، فوق قراردادی) ایجاد شده است. کلبرگ معتقد است که رشد اخلاقی اساسا نشأت گرفته از استدلال اخلاقی است که در طی مراحل مختلف شکل میگیرد. ۱) استدلال پیش قراردادی: که در این سطح، فرد هیچ یک از ارزشهای اخلاقی را در خود درونی نکرده است. ۲) استدلال قراردادی: که در این سطح، فرد تابع هنجارهای درونیشدهای است که اساسا از جانب دیگران و محیط به او تحمیل میشود. ۳) استدلال فوق قراردادی: در این سطح استدلال اخلاقی بطور کامل در فرد درونی شده است.
همانطور که گفته شد ویکتور و کالن نه نوع جو اخلاقی را بر اساس نظریه اخلاقی و موقعیتهای قابل بررسی مطرح کردند. سه نظریه اخلاقی: خودمحور، خیرخواه و اصولی در تعامل با سه مرکز تحلیل فردی، محلی و جهانی (در واقع مراکزی هستند که افراد در آنجا حضور دارند یا با توجه به آن مرکز، تصمیمگیری میکنند)، نه نوع جو اخلاقی را شکل دادهاند. هر نه نوع جو، اطلاعات مناسبی را درباره ادراکی که در رفتار سازمانی تاثیرگذار است، فراهم میکنند.

مراکز قابل بررسی
جهانی محلی فردی