از آن حیث که مخاطب در فرایند امنیتی کردن، به محض کاربرد پاره‌گفتار بازیگر امنیتی کننده به جستجو در محیط پیرامون یا بافت می‌پردازد تا قرائن لازم را بیابد و در صورت وجود بافت متناسب، دعوی بازیگر امنیتی کننده را می‌پذیرد، حکومت وقت ایران می‌بایست به تغییر در شرایط و بافت مقتضی مبادرت می‌ورزید. علی‌رغم ضرورت توجه به این مسئله، در بادی امر، جمهوری اسلامی ایران تنها به ابراز واکنش شدید نسبت به سخن‌رانی جرج دابلیو بوش پرداخت.
آیت‌اله خامنه‌ای، رهبر ایران، بوش را تشنه خون انسان‌ها و آمریکا را بزرگ‌ترین شیطان دانست. ایشان با اشاره به نطق رئیس جمهور آمریکا، اظهار داشت ما افتخار می‌کنیم که منفورترین شیطا‌ن‌های دنیا، با ما با این لحن حرف بزند. ما از تعریف و تمجید سردمداران رژیم آمریکا هرگز خشنود نمی‌شویم. مسئولان بی‌تجربه امروز آمریکا، کشور بزرگ خود را با این حرف‌ها و با این کارها، لحظه به لحظه به لبه پرتگاه سقوط نزدیک‌تر می‌کنند.(آیت‌اله خامنه‌ای، 1380)
رئیس جمهور ایران نیز، سخنان بوش را با الهام از منطق ائتلاف برای صلح و ردّ مقوله رواج خشونت که معرف ارزش‌های گفتمان اصلاحات بودند، پاسخ داد. سید محمد خاتمی تأکید کرد که شرارت، تبعید و فقری است که در دنیای کنونی وجود دارد. شرارت، قدرت‌های نظامی هستند که اجازه رشد به کشورهای دیگر نمی‌دهند. شرارت این است که کشوری که قدرت دارد، بخواهد فقط به منافع خود بیندیشد. شرارت این است که ما دموکراسی را برای برخی از کشورها قبول داشته باشیم و در برخی کشورهای دیگر با شدیدترین شیوه‌ها با حرکت دموکراتیک ملت‌ها و مردم مقابله کنیم.(خاتمی، 1380 ب و 1381) او همچنین با اشاره تلویحی به اسرائیل، اتهام شرارت را برازنده کسانی دانست که جهان را تهدید به سلاح اتمی می‌کنند(خاتمی، 1380 ج).
همچنین حسن روحانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ضمن موهن، گستاخانه و موذیانه خواندن سخنان بوش به تقسیم‌بندی دو جناح متضاد موجود در آمریکا پرداخت. وی با اشاره به وجود جو مناسب پس از 11 سپتامبر، خاطرنشان ساخت که جناح مخالف ایران که لابی صهیونیسم را نیز دربر می‌گرفت، فعال شد و بر بوش تأثیر گذارد(روحانی، 1381 الف و ب).
آیت‌اله هاشمی رفسنجانی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هم نطق بوش را مغالطه‌آمیز دانست و به عکس‌العمل و مواضع مخالف مقامات رسمی و غیررسمی دنیا اشاره کرد(هاشمی رفسنجانی، 1380 ب و 1381).
هیأت رئیسه و برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز ضمن اذعان به تأثیر صهیونیست‌ها بر تدوین این سخن‌رانی، آن را بر روند مذاکره ایران و آمریکا مؤثر دانستند. حسن قشقاوی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و عضو فراکسیون جبهه دوم خرداد اعلام کرد که آمریکا از شرایط مذاکره با ایران برخوردار نیست چرا که خود را محور خیر و ایران را محور شرارت می‌داند. وی با استناد به این تلقی آمریکا اظهار داشت چگونه می‌توان به عنوان محور شرارات، با آمریکا که محور خیر است، مذاکره کرد. (قشقاوی، 1381)
تغییر جهت موضع‌گیری‌های داخلی از مسئله محکوم نمودن سخنان بوش به موضوع مذاکره و رابطه با آمریکا که پیش از سخن‌رانی 2002 بواسطه سیطره گفتمان اصلاحات در دستور کار قرار گرفته بود، رفته رفته شدت یافت تا حدی که رهبر انقلاب را به اظهار نظر صریح در این زمینه وادار ساخت. ایشان در این باره گفت: الان وِرد و ذکر عده‌ای مذاکره با آمریکا شده است. چه مذاکره‌ای؟ مذاکره مشکل را حل نمی‌کند. حکومت آمریکا صریحاً با نظام اسلامی، هویت اسلامی و ایمان اسلامی مردم اعلام مخالفت کرده است. مذاکره موجب می‌شود که حکومت آمریکا بتواند همین توقعات بی‌جا و قلدرانه‌ای را که در مصاحبه‌ها و سخن‌رانی‌ها می‌گوید، پشت میز مذاکره، با حجم بیشتر و با قدرت بیشتر و چانه‌زنی بیشتر، بر سر مسئولان کشور ما بریزد.(آیت‌اله خامنه‌ای، 1381)
از سوی دیگر، ابراز برخی مواضع و برگزاری سخن‌رانی‌های متعدد مقامات آمریکایی که سعی در تأیید سخنان رئیس جمهور آمریکا داشتند، فضای داخلی ایران را به سمت امنیتی کردن موضوع مذاکره با آمریکا سوق داد. بی‌تردید حاکمیت این فضا در کشور، بافت متناسب جهت استمرار پذیرش پاره‌گفتار امنیتی رئیس جمهور آمریکا را فراهم می‌ساخت و تلاش‌های گذشته ایران را بی‌ثمر می‌کرد. سخنان رایس، مؤید این امر است. او اعلام داشت که این خط بطلانی برای هرگونه نیت خوب ایران در روزهای پس از بدترین حمله تروریستی تاریخ در جهان بود(Takeyh, 2009: 214).
تأکید ایالات متحده بر اعتبار پاره‌گفتار امنیتی در قبال ایران، سبب ناامیدی برخی از افراد متعلق به جریان اصلاحات در ایران و اعتقاد به شکست انگاره گفتگوی تمدن‌ها شد. بهزاد نبوی نائب رئیس وقت مجلس شورای اسلامی گفت: از زمانی که بوش ایران را در محور شرارت قرار داد، سیاست‌مداران اصلاح‌طلب، ضربه‌های زیادی را تحمل کرده‌اند. چرا که محافظه‌کاران می‌گویند، آزادی‌ها باید محدود شود، زیرا احتمال وقوع حمله خارجی وجود دارد(نبوی، 1381).
روشن است جریان اصلاحات با مخاطب قرار دادن جناح‌های سیاسی معتدل در آمریکا، همچنان در صدد غیرمعتبر کردن پاره‌گفتار بازیگر امنیتی کننده هستند. در این زمینه، پژوهشی نیز تدوین شده بود که به تأثیر سخن‌رانی بوش در میان نخبگان منتقد سیاسی و دانشگاهی ایران می‌پرداخت. نتیجه این پژوهش ح

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

کایت از آن داشت که حدود 30% از افراد مصاحبه شونده اعتقاد داشتند امکان گفتگو با آمریکا پس از نطق بوش، نابود شد(Heradstveit and Bonham, 2007: 432).
دلسردی از امکان پیش‌برد انگاره‌های اصلاحات همچون گفتگوی تمدن‌ها، تنش‌زدایی با آمریکا و ائتلاف برای صلح، جناح‌های وابسته به اصلاحات را به واکاوی علت بروز این رفتار آمریکا در قبال ایران وادار ساخت. «تعدد مراکز قدرت و تصمیم‌گیری» و «جریانات خودسر داخلی» که سیاست خارجی را نیز تحت تأثیر قرار دادند، به عنوان عوامل اصلی تبدیل شدن شعار گفتگوی تمدن‌ها به محور شرارت، معرفی شدند. راه‌کار برون‌رفت از این شرایط نیز اتکا به ایده «بازدارندگی سیاسی» عنوان شد. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، طی بیانیه‌ای اعلام داشت که بازدارندگی سیاسی، آمریکا را ناگزیر به اتخاذ سیاست‌های واقع‌بینانه و پذیرش موجودیت انقلاب و نظام از سوی آمریکا می‌سازد(ایسنا، 1381).
اما با افزایش احتمال حمله آمریکا به عراق، فضای لازم برای اعمال آموزه‌های گفتمان اصلاحات فراهم شد. اساساً نیت و هدف آمریکا از این حمله، در قالب موارد متعددی همچون ارتقاء جایگاه راهبردی آمریکا و اسرائیل در منطقه (Mearsheimer & Walt, 2007: 230)، تحقق ایده بین‌الملل‌گرایی نومحافظه‌کاران و دموکراسی‌سازی اجباری[185] (Cramer & Thrall, 2012: 4) یا تأمین امنیت نفتی ایالات متحده(Hurst, 2009: 153-181) گمانه‌زنی می‌شد. اما بذل توجه به سخنان بوش در ژانویه 2002، ماهیت این حمله را که چیزی جز سرنگونی صدام، پایان تروریسم و حذف یک شر در عالم نبود(Yaphe, 2008: 38)، آشکار می‌ساخت. نخبگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران نیز با اتکا بر این برداشت، کشور ایران را به مثابه دومین هدف آمریکا برای حمله و پیاده‌سازی طرح تغییر رژیم، تلقی می‌کردند. این امر سبب شد، اظهار نظرهای مقامات رسمی کشور تحت تأثیر قرار گیرد به گونه‌ای که رویکرد تقابلی با آمریکا تعدیل شد. به عنوان نمونه، آیت‌اله هاشمی رفسنجانی که آمریکا را به یک دایناسور با مغز گنجشک تشبیه کرده بود، خواستار رفتار مناسب از سوی ایران شد تا بهانه‌ای به دست دایناسورهای جهان ندهد(هاشمی رفسنجانی، 1381). دریابان علی شمخانی، وزیر وقت دفاع نیز تأکید کرد باید آمادگی عمومی بالا رود و مردم هم باید این احساس را داشته باشند که مورد تهدید قرار دارند(شمخانی، 1381).
احساس تهدید نسبت به حمله آمریکا به ایران، در برخی موارد به صراحت ابراز شد. محمدرضا تاجیک، مشاور رییس جمهور و رییس مرکز بررسی‌های استراتژیک بیان کرد که آمریکا تنها ابرقدرت موجود عصر ماست و تا زمانی که کشور ما فاقد مؤلفه‌های قدرت باشد، مقابله با آمریکا جز نوعی انتحار جلوه نخواهد کرد. بهزاد نبوی هم با اشاره به این‌که هیچ منطق و عقل سلیمی حکم نمی‌کند یک کشور جهان سومی به جنگ نظامی با ابرقدرت جهان برود، اظهار کرد که من به خاطر کشورم، مردمم و انقلابم از آمریکای تا بن دندان مسلح می‌ترسم. محسن آرمین نیز بر این باور بود که ما قدرت‌های گذشته را نداریم و در مقابل، آمریکا قوی‌تر و گستاخ‌تر شده و اگر جایی را نشان کرد، حتماً به آن جا حمله می‌کند. بله، ما روزی قصد رویارویی با آمریکا را داشتیم، اما امروز باید با او مذاکره کنیم، زیرا شعار دادن و اقدام‌های ماجراجویانه، منافع ما را تأمین نمی‌کند( صدقی، 1391: 96-95).
وقوف جمهوری اسلامی ایران به شرایط حساس آن زمان، سبب اتخاذ رویکرد منفعت‌محور در سیاست خارجی شد. نمود عینی این امر، همکاری جمهوری اسلامی ایران با آمریکا در جنگ عراق بود. یکی از کمک‌های بزرگ به آمریکا در این جنگ آن بود که ایران، متحدان شیعه خود در عراق را متقاعد ساخت تا با نیروهای نظامی آمریکا همکاری کنند(Takeyh, 2009: 216, Hunter, 2010: 61).
پیروزی آمریکا در جنگ عراق، اگرچه منجر به حذف تهدید منطقه‌ای ایران شده بود و در ابتدا، موضوعی مثبت تلقی می‌شد، رقم خوردن پیروزی بسیار سریع آمریکا در این جنگ، باعث ایجاد نگرانی در کشور در خصوص افزایش تمایل آمریکا برای حمله به ایران گشت. محسن رضایی متناسب با فضای موجود اظهار داشت که هر اقدامی در جنگ عراق یک مقدمه برای یک اقدام علیه ایران است(Takeyh, 2009: 217).
در کنار این نگرانی موجود در کشور، حکومت اصلاحات امیدوار بود با اتکا به کمک‌های خود به آمریکا در خلال جنگ عراق، باب نزدیکی با آمریکا را بگشاید و بواسطه آن، مانع از عبور آمریکا از مرحله سخن‌گفتن از تهدید و ورود به مرحله مدیریت تهدید با اتکا به ابزارهای غیرعادی همچون جنگ شود. در این زمان، سید محمد خاتمی به سرعت اعلام کرد که سخن گفتن با آمریکا منفعت ایران محسوب می‌شود. همچنین آیت‌اله هاشمی رفسنجانی به فرصت‌هایی که ایران در گذشته از دست داده، اشاره نمود و خاطرنشان ساخت که ایدئولوژی ما منعطف است(Takeyh, 2009: 217).
این سخنان نشان از تلاش برای خارج کردن ایران از یک موضوع فوری در دستورکار امنیت به یک موضوع عادی دردستورکار سیاست، و به سخن دیگر غیرامنیتی کردن ایران، داشت.
در ادامه پیگیری این رویکرد، جمهوری اسلامی ایران در می 2003 نامه‌ای خطاب به آمریکا از طریق سفارت سوئیس ارسال کرد که محتوای آن حکایت از یک چانه‌زنی کلان با ایالات متحده داشت. در این نامه ضمن اشاره به خواسته‌های ایران و ایالات متحده، گام‌هایی جهت دستیابی به خواسته‌های طرفین پیشنهاد شده بود(Parsi, 2007: 341-342). خواسته‌های ایران عبارت بودند از:
توقف رفتار خصمانه ایالات متحده و تغییر موقعیت ایران در آمریکا
پایان بخشیدن به همه تحریم‌ها علی
ه ایران و برداشتن موانع عملیات تجاری و مالی بین‌المللی ایران
حمایت از ادعاهای ایران در خصوص اخذ غرامت از عراق، احترام به منافع ملی ایران در عراق و ارتباط با شهرهای مقدس کربلا و نجف
دسترسی کامل ایران به فناوری صلح آمیز هسته‌ای، شیمیایی و بیولوژیک
به رسمیت شناختن منافع امنیتی مشروع ایران در منطقه‌ای با ملاحظه ظرفیت‌های دفاعی.
تعقیب تروریست‌های ضدایرانی که در صدر آن‌ها سازمان مجاهدین خلق قرار دارد و انجام اقدام قاطع برضد تروریست‌های ضدایرانی که در ایالات متحده حضور دارند.
خواسته‌های ایالات متحده آمریکا از زبان ایران نیز شامل موارد زیر بودند:
ایجاد اطمینان و شفاف‌سازی کامل نسبت به برنامه هسته‌ای ایران، همکاری کامل ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مطابق با تمامی ابزارهای مرتبط از جمله پروتکل 2+93 و تمامی پروتکل‌های آتی آژانس
اتخاذ اقدام قطعی بر ضد همه تروریست‌های موجود در قلمرو ایران، بویژه القاعده و همکاری کامل و مبادله تمامی اطلاعات مرتبط
استفاده از نفوذ ایران برای حمایت از ثبات‌سازی سیاسی در عراق و تأسیس نهادهای دموکراتیک و یک حکومت غیرمذهبی
توقف هرگونه کمک مادی به گروه‌های فلسطینی (همچون حماس و جهاد اسلامی) از قلمرو ایران، و اِعمال فشار بر آن‌ها برای توقف اقدامات خشونت‌آمیز علیه غیرنظامیان در درون مرزهای 1967
ایجاد فشار بر حزب‌اله برای تبدیل شدن به یک سازمان صرفاً سیاسی
پذیرش بیانیه اتحادیه عرب در بیروت مبنی بر راه‌حل دو دولتی برای منازعه اعراب و اسرائیل
شیرین هانتر ضمن اشاره به خلاصه‌ای از مفاد این نامه با استناد به مطالب دو کتاب از باربارا سلاوین[186] و تریتا پارسی[187]، مدعی می‌شود که رهبر انقلاب ایران، آیت‌اله خامنه‌ای هم در جریان ارسال این نامه بوده است(2010: 61).
در صورت صحت این ادعا، می‌توان بدین ارزیابی دست یافت که حکومت اصلاحات در ایجاد یک تلقی مشترک از شیوه برخورد با مسئله امنیتی شدن ایران، به موفقیت دست یافت. به سخن دیگر، رئیس جمهور خاتمی و حکومت او از طریق تأکید بر مذاکره با آمریکا، اهمیت اقناع بازیگر امنیتی کننده در فرایند امنیتی کردن را خاطرنشان ساخت و قدم در مسیر غیرامنیتی کردن جمهوری اسلامی ایران گذاشت.
اما در مقابل این حرکت ایران، پاسخ مناسبی از سوی آمریکا دریافت نشد. در واقع ایالات متحده آمریکا هیچ‌گونه عکس‌العملی از خود نشان نداد. کاندولیزا رایس در پاسخ به سؤالی مبنی بر تأیید وجود نامه ارسالی ایران، بیان داشت من بخاطر ندارم که چنین نامه‌ای دیده باشم(Hunter, 2010: 62).
قدر مسلم بروز چنین واکنشی از سوی آمریکا ریشه در دو موضوع داشت: اول- پیروزی مقتدرانه ایالات متحده آمریکا در جنگ عراق و افزایش امید برای پیگیری سیاست تغییر رژیم در ایران با توسل به زور و دوم- تفوق رویکرد نومحافظه‌کارانه بر حکومت بوش که رابطه با ایران را به مثابه رابطه با شیطان تصور می‌کرد.
موارد فوق، در کنار ظهور موضوع برنامه هسته‌ای، مانع از حذف برچسب امنیتی از جمهوری اسلامی ایران شد.
3- گفتمان سیاست خارجی ایران در دوره حکومت محمود احمدی‌نژاد
در این قسمت از نوشتار نیز همچون بخش پیشین، سیاست خارجی حکومت اصول‌گرا ناظر به امنیتی شدن را در پرتو تحلیل انتقادی گفتمان، در سطح توصیف، بررسی می‌کنیم.
از آن حیث که به منظور تحلیل گفتمان حکومت ایران در بازه زمانی 1389-1384 باید به متون تولید شده توسط نخبگان حاکم در این بازه زمانی مراجعه می‌شد، متن سخن‌رانی رئیس جمهور ایران، محمود احمدی‌نژاد در شصت‌ و یکمین نسشت مجمع عمومی سازمان ملل متحد انتخاب گردید. در ادامه، توصیف گفتمان اصول‌گرایی را در قالب ارزش‌های تجربی، رابطه‌ای و بیانی مولد متن بررسی می‌کنیم.
3.1. ارزش‌های تجربی
چنان‌که اشاره شد، ارزش‌های تجربی نمایان‌گر ایدئولوژی و منظومه فکری مولد متن هستند که در قالب واژگان و دستور زبان مناسب، امکان بروز می‌یابند. بررسی سال‌های اولیه زندگی افراد و نحوه اجتماعی شدن، چهارچوب ذهنی آنان را هویدا می‌سازد.

این نوشته را هم بخوانید :   جستجوی مقالات فارسی - تأثیر امنیتی شدن بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (1389 1380)- قسمت 19