بررسی رابطه میان کارآفرینی، قابلیت بازاریابی، قابلیت نواوری و مزیت رقابتی پایدار در شرکت …

۱٫۹٫۱ روشهای تجزیه و تحلیل دادهای تحقیق
از آزمون همبستگی «اسپیرمن» برای بررسی همبستگی رابطه میان متغیرها بر اساس هدف تحقیق تحلیل میگردد». (سرمد، ۱۳۸۵ ص۹۱)
برای رتبهبندی از آزمون واریانس ” فریدمن” برای رتبه بندی ابعاد متغیرهای تحقیق به منظور شناسایی نقاط قوت و ضعف استفاده خواهد شد.
از آزمون میانگین یک جامعه آماری برای شناسایی وضعیت متغیرهای تحقیق از حیث مناسب بودن یا نبودن استفاده خواهد شد.
از آزمون تحلیل واریانس برای بررسی نظرات افراد بر حسب متغیرهای جمعیت شناختی همچون سن، سابقه و… استفاده خواهد شد.
همچنین آمار توصیفی برای تکتک متغیرهای فرعی و اصلی تحقیق ارائه خواهد شد (جداول و آمارهای توصیفی و نمودارهای ستونی)
از فرمول آلفای کرونباخ برای آزمون پایایی پرسشنامه استفاده خواهد شد.
از آزمون رگرسیون برای آزمون فرضیات تحقیق استفاد می شود.
۲٫۹٫۱ روشهای گردآوری اطلاعات
برای انجام این تحقیق از روشهای بررسی اسناد و مدارک ،جستجوی اینترنتی و مطالعات کتابخانهای و برای تبیین مبانی نظری و جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده خواهد شد.
۳٫۹٫۱ ابزار گردآوری اطلاعات
در قسمت مبانی نظری تحقیق ازمطالعات کتابخانهای و جستجوی اینترنتی و در قسمت مطالعات میدانی از آزمون فرضیههای تحقیق از پرسشنامه و در صورت لزوم مصاحبه استفاده خواهد شد.
۱۰٫۱ تعاریف واژه های تحقیق
کارآفرین :کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی ، اداره و تقبل کند.
قابلیت بازاریابی : دی(۱۹۹۴) قابلیت بازاریابی را بعنوان قابلیت شرکت در استفاده از دانش، تکنولوژی و منابع در جهت ارضای نیازهای بازار و مشتریان تعریف کرده است
نوآوری: دراکر(۱۹۸۵) به نوآوری بعنوان منبع ایجاد توانایی های جدید در جهت ایجاد ارزش توجه کرده است.نوآوری بصورت کلی نیازمند استفاده از منابع فعلی بروشی جدید و نوآورانه می باشد
مزیت رقابتی: مزیت رقابتی به معنای این است که یک سازمان نسبت به رقبای خود در یک صنعت عملکرد بهتری داشته باشد.
قابلیت نوآوری : دراکر بعنوان نوآوری محصول، نوآوری فرآیند، نوآوری مدیریتی و نوآوری بازاریابی تعریف کرده است. در این تحقیق از دیدگاه وی برای ارزیابی قابلیت نوآوری استفاده می شود.
فصل دوم- ادبیات و پیشینه تحقیق
مقدمه
از شروع مباحث کارآفرینی در ایران زمان زیادی نمی‌گذرد.در حال حاضر هم مسوولان اجرایی و هم مراکز آکادمیک سعی در شناساندن و گسترش این مفهوم دارند. کارآفرینی به عنوان یک پدیده در اقتصاد، نقش موثری در توسعه و پیشرفت اقتصادی کشورها داشته است. کارآفرینی به عنوان عنصر اصلی در تسریع توسعه کشورهای در حال توسعه و تجدید حیات و استمرار توسعه کشورهای صنعتی، جایگاه ویژه ای یافته است. رویکرد اکثر کشورها به کارآفرینی در دهه های اخیر، برخی از سیاستهای توسعه کارآفرینی را ایجاد کرده است که برآیند آن توسعه فرهنگ کارآفرینی، حمایت لازم از کارآفرینان، ارائه آموزشهای لازم و انجام تحقیقات و مطالعات مورد نیاز در این زمینه بوده است.
باتوجه به نقش و اهمیت کارآفرینی و سابقه درخشان کارآفرینان در توسعه بسیاری از کشورها و باتوجه به مشکلات اقتصادی زیادی که کشور ما با آن مواجه بوده و دست یاری از هر سویی می طلبد، ترویج و اشاعه مفهوم کارآفرینی، بسترسازی برای فرهنگ حامی کارآفرینی و مهمتر از همه تربیت افراد (بویژه تحصیل‌کردگان) برای تمامی جوامع بــه خصوص برای جوامع درحال توسعه ای مانند ایران از اهمیت و ضرورت حیاتی برخوردار است. آنچه در شرایط سخت کنونی ضرورت آن در جامعه بیش از پیش احساس می شود، پرداختن به این مقوله اساسی، یعنی کارآفرینی است. زیرا مسلماً کارآفرینان باتوجه به خصوصیات ممتاز و برجسته خود قادرند در چنین شرایطی منابع لازم برای ایجاد رشد و توسعه در زمینه های تولید و منابع انسانی فراهم کرده، اشتغال و کسب و کار جدید ایجاد کرده و با نوآوری صنعتی برتوسعه دامنه محصولات و خدمات بیفزایند (احمد پور، ۱۳۸۷)[۱۵].
کارآفرینی: تعاریف و مفاهیم
کارآفرینی توسط شومپیتر[۱۶] (۱۹۳۴) به عنوان عاملی برای برای شتاب در رشد اقتصادی معرفی شد (Heyton,2003).[17]
شومپیتر بین کارآفرینی به عنوان یک “وظیفه” و کارآفرین به عنوان ” شخص” تفاوت قائل شد. “کارآفرین کسی است که چیزی را خلق می کند”. دامنه نوآوری‌هایی که به وسیله یک کارآفرین ارائه می‌شود، نا محدود است: توسعه یک محصول یا خدمت جدید، یک کانال توزیع جدید یا تشخیص یک صنعت به طور کلی است.
هرچند واژه کارآفرینی بعد از شومپیتر کامل تر شد و از جنبه های مختلف به آن نگریسته شد، با این حال، کار شومپیتر را نمی توان نادیده گرفت، چرا که او چهار چوبی کلی برای کارآفرینی ارائه کرد: کارآفرینی به عنوان فرآیند (David H. Holt,2004)[18]
ویلیام بای گریو ( W. Bygrave – ۱۹۹۴ )[۱۹]
فرآیند کارآفرینی تمام وظایف، فعالیتها، و عملیاتی را که با درک فرصت و ایجاد یک سازمان به منظور پی‌گیری آن فرصت‌ها ارتباط می‌یابد، در بر می‌گیرد.
لامپ کین و دس (- ۱۹۹۶ Lumpkin , & Dess. G. T )[20]
عناصر کارآفرینی شامل ( نوآوری، ریسک پذیری، رفتار اثرگذار، رقابت ) است.
اکولاس و نک ( Echols & Neck – 1998 )[21]
کارآفرینی فرآیندی است که در محیط‌ها

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

و مجموعه‌های مختلفی اتفاق می‌افتد و طی آن تغییرات در سامانه اقتصادی از طریق نوآوری‌های افرادی که به فرصت‌های اقتصادی واکنش نشان می‌دهند، رخ می‌دهد که این باعث ایجاد ارزش فردی و اجتماعی خواهد شد.
میشل هیت و دیگران ( M. Hitt et al– ۲۰۰۰ )[۲۲]
کارآفرینی را در پنج عامل زیر معرفی کرده‌اند:
نوآوری
خطر پذیری