جستجوی مقالات فارسی – بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و نوجوانان، …

ب. بخشی از متن اصلی
«زاغ روی به آبادانی نهاد، زنی را دید پیرایه بر گوشه‌ی بام نهاده و خود به طهارت مشغول گشته؛ در ربود.» (منشی، ۱۳۸۶: ۸۵)
۳-۸-۳-۳- روش خلق اثر
داستان «کلاغی و کلاغی بود»، یکی از حکایات فرعی باب شیر و گاو کلیله و دمنه را به خود اختصاص داده است با عنوان «زاغی که بر بالای درختی خانه داشت».
بازنویس با جایگزین کردن عنوان جدید که برگرفته از متن اثر حاضر است، آن ‌را موجز و هنری‌تر کرده است:

«کلاغی و کلاغی بود
یکی ماده، یکی هم نر.»
(کشاورز، ۱۳۸۴ب: ۲)

تمایز عمده‌ی این دو متن، در زبان نمایان می‌شود؛ کشاورز تنها به ساده و قابل فهم کردن زبان برای گروه سنی «ب»، یعنی کودکان دوم تا سوم دبستان اکتفا نمی‌کند، بلکه حکایت مأخذ را به شکلی هنری و موزون، یعنی در قالب شعر و نظم ارائه می‌دهد که در جلب توجه کودک، تأثیری چندین برابر دارد.
ورود شخصیت کلاغ نر و خلق گفت‌وگوی زنده و صحنه‌های جدید، گواه خلاقیت نویسنده است.
به علاوه بازنویس با افزودن مطالبی به آغاز و پایان داستان و هم‌چنین با بیان نکردن نقشه‌ی شغال از زبان خود او، پیرنگ را مستحکم و استوارتر کرده است.
اما عامل اساسی در جلب توجه‌ کودک به مطالعه‌ی این داستان، تصاویر زیبا و هنرمندانه‌ی کتاب است که تمامی شخصیت‌ها در آن حضور دارند؛ تصاویری جذاب و طبیعی که پابه‌پای متن، به کودک در دریافت مفهوم یاری می‌رساند.
۳-۸-۳-۴- عناصر داستان
– پیرنگ
روابط علی و معلولی ساده و به دور از پیچیدگی، حوادث داستان را به هم پیوند زده است و بنابراین پیرنگ از نوع باز است:
کلاغ نر می‌رود تا از شغال یاری بجوید زیرا همسرش به او نصیحت می‌کند که درگیر شدن با مار، کار عاقلانه‌ای نیست. او بعد از رفتن به آبادی و برداشتن جواهرات زن، آنها را روی مار می‌اندازد چونکه شغال، تنها راه مقابله با این دشمن خطرناک را نیروی مردم میداند.
اکنون عناصر طرح به کار رفته در داستان بررسی می‌شود:
دو بیت نخست به یاد کردن از خداوند اختصاص دارد و سپس کشاورز با بیان زندگی مشترک کلاغ نر و ماده، ساختن لانه و تخم‌گذاری آن‌ها، داستان را شروع می‌کند. گره‌افکنی زمانی است که مار، تخم کلاغ‌ها را می‌خورد و به دنبال آن کشمکش داستان در دو سطح بروز می‌کند؛ یکی زمانی که کلاغ نر و ماده، بعد از گفت‌وگو به این نتیجه می‌رسند که از شغال یاری بگیرند و دیگری، یعنی کشمکش اصلی، زمانی است که کلاغ نر، برای عملی کردن نقشه‌ی شغال راهی می‌شود. در این‌جا خواننده کنجکاور است که بداند، نقشه‌ی شغال چیست و آیا کلاغ موفق به کشتن مار می‌شود یا نه. بنابراین در حالتی از تعلیق قرار می‌گیرد. (در حکایت مأخذ، شغال نقشه‌ی خود را برای کلاغ و خواننده بیان می‌کند و بنابراین مخاطب از پایان داستان آگاه است و بدون هیچ کنجکاوی، آن را دنبال می‌کند، اما کشاورز از بازگو کردن نقشه‌ی شغال خودداری می‌کند و اجازه می‌دهد تا خود کلاغ آن‌را اجرا کند. در این حالت خواننده دچار تعلیق بیشتری می‌شود و با اشتیاق داستان را دنبال می‌کند.) بحران و نقطه‌ی اوج، زمانی شکل می‌گیرد که کلاغ، طلاهایی را که به همراه دارد، روی مار می‌اندازد. با کشته شدن مار توسط مردم، گره‌گشایی انجام می‌شود. تخم‌گذاری دوباره و به دنیا آمدن جوجه‌ها، پایان خوش داستان را رقم می‌زند.
پیرنگ اثر حاضر به علت شروع و پایان خوشی که بازنویس به داستان افزوده، از پیرنگ حکایت مأخذ استوارتر است؛ به ویژه این که کشاورز با شگرد خاص خود، حالت تعلیق را در خواننده افزایش داده است.
– شخصیت‌پردازی
علاوه بر شخصیت‌های حکایت مأخذ- زاغ، شغال و مار- در اثر حاضر یک شخصیت جدید نیز وارد می‌شود؛ کلاغ نر شخصیتی است که در حکایت مأخذ، نشانی از او نیست، اما بازنویس به منظور نشان دادن روابط گرم و صمیمانه‌ی خانوادگی که کودک بیش از هر مطلب دیگری به آن عشق می‌ورزد، او را میآفریند:

«کلاغی و کلاغی بود
یکی ماده، یکی هم نر
برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.