سلطانی زاده وهمکاران (۱۳۹۲)، در پژوهشی با عنوان «رابطه بین عاطفه مثبت و منفی با رضایت از زندگی دانشجویان دانشگاه اصفهان» نشان داده اند: سن، جنسیت و وضعیت تاهل نتوانست رضایت از زندگی را به طور معنی داری پیش بینی کند. به نظر می رسد حالات عاطفی بر ارزیابی ما در مورد رضایت از کل زندگی تاثیرگذار می باشد.
بهابانی وحاجیانی(۱۳۹۱)در پژوهشی به بررسی رضایت از زندگی وعوامل موثر برآن در میان افراد ۶۵-۱۵ساله خانوار های معمولی شهری وروستایی در ۳۰ استان کشور دریافتند که میانگین رضایت از زندگی شهروندان ایرانی به طرز معناداری از حالت متوسط پایین تر است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد متغیر امید به آینده،بیشترین قابلیت را برای تبیین متغیر رضایت اززندگی دربین متغیرهای پژوهش داشته است.
میرهادی وهمکاران(۱۳۹۰)، در پژوهشی به بررسی نقش عوامل فردی بر رضایت از زندگی پرستاران شاغل در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهررشت، دریافتند که اهمییت نسبی عوامل فردی (جنس ومتوسط درآمد ماهانه) بر رضایت از زندگی پرستاران،موثر است وبه نظر می رسد بکارگیری یک برنامه جامع برای بهبود میزان درآمد می تواند رضایت اززندگی پرستاران را ارتقاء بخشد.
بهزادنیاوهمکاران (۱۳۸۹)، نیز در تحقیق خود نشان داده اند تمرینات ورزشی مثل هیپ-هاپ باعث ارتقای عواطف مثبت و رضایتمندی بیشتری از زندگی در دانشجویان می شود.
سامانی وهمکاران(۱۳۸۶)، درپژوهش خود نشان داده اند که تاب آوری به واسطه کاهش مشکلات هیجانی ویا افزایش سطح سلامت روانی، رضایتمندی از زندگی را در پی داردونتایج رگرسیون چندگانه به روش سلسله مراتبی همزمان بیانگر این بوده است که اثر تاب آوری بر رضایتمندی از زندگی بصورت غیرمستقیم است.
۲-۵-۴ تحقیقات انجام شده درارتباط بارضایت از زندگی در خارج از کشور
وانسا (۲۰۱۰)، در مطالعات خود مشخص کرده است که نوجوانان راضی وخشنود،هیجانات مثبت بیشتری را تجربه می کنندواز رویدادهای پیرامون خود ارزیابی مثبت دارند.احساس مهار وکنترل بالاتری دارندومیزان پیشرفت تحصیلی ورضایت از زندگی بیشتری را تجربه می کنند(به نقل از مولوی،۱۳۸۹).
در پژوهشی که در سال ۲۰۰۵ توسط مور[۲۴۹] وهمکاران انجام شد، سطح کلی رضایت اززندگی وادراک از بهزیستی ذهنی دربین ۲۲۷نفر از شهروندان چینی مورد آزمون قرار گرفت. نتایج دلالت داشتند بر اینکه درجه متوسطی از رضایت از زندگی دربین این گروه وجود دارد وهمچنین مشخص گردید که ارتباطات اجتماعی وارتباطات خوشایند نقش مهم واصلی را در ارزیابی ادراک افراد از بهزیستی ذهنی دارد. متغیر های جمعیت شناختی نشان دادند که افراد بزرگسال از رضایت از زندگی بالاتری نسبت به جوانان برخوردارهستند.
آدلر و فاگلی[۲۵۰](۲۰۰۵) معتقدند که سپاسگذار بودن،رضایت اززندگی را افزایش می دهد.همچنین اظهار قدردانی وسپاسگذاری نسبت به دیگران، پیوند های اجتماعی را استوار می کند.آنها دریافتند که سپاسگذاری با رضایت از زندگی، عاطفه مثبت وعاطفه منفی رابطه دارد. حتی بعد از اینکه اثرات خوش بینی، معنویت وخودآگاهی هیجانی کنترل گردید، سپاسگزاری با رضایت اززندگی و عاطفه مثبت رابطه معنا داری دارد(به نقل از قهرمان،۱۳۹۰).
مالوکا درپایانامه ی خود در سال(۲۰۰۵) سلامت ذهن وخود پنداره را در جوامع آسیب دیده مورد بررسی قرار داد. مطابق با هرم نیاز های مازلو،داشتن خودپنداره مناسب، نقش بسیار زیادی درقضاوت درباره کیفیت زندگی دارد.بر همین اساس،۵۷۰آزمودنی مورد بررسی قرار گرفتند. پرسشنامه ها طوری طراحی شده بود که سطوحی از سلامت ذهن، خودپنداره، یک سری اطلاعات جمعیت شناختی، را مورد ارزیابی قرار می داد.یافته ها مشخص کردند که دراین جوامع(جامعه آفریقای جنوبی) سطح سلامت ذهن با میزان خودپنداره به شدت به هم وابستگی دارند. تحلیل رگرسیون چند متغیری،تایید کرد که متغیرهای جمعیت شناختی، ارتباط ضعیفی با سلامت ذهن دارند. خودپنداره ارتباط بسیار بالایی با میزان رضایت از زندگی دارد(به نقل از غضنفری،۱۳۸۵).
مالتبای[۲۵۱] وهمکاران(۲۰۰۳)، دریافتند افرادی که رضایت اززندگی بالاتری دارنداز سبک های مقابله ای مؤثرتر ومناسب تری استفاده می کنند. عواطف واحساسات عمیق تری را تجربه می کنندواز سلامت عمومی بالاتری برخوردار هستند. وعدم رضایت از زندگی با وضعیت سلامتی ضعیف تر، علائم افسردگی، مشکلات شخصیتی ،رفتار های نامناسب بهداشتی و وضعیت ضعیف اجتماعی همبسته است(به نقل از زکی،۱۳۸۶).
برنز[۲۵۲] (۲۰۰۰)، در مطالعه ای به بررسی تاثیر خوش بینی وبد بینی برعلائم افسردگی ورضایت از زندگی پرداخت که نمونه ۴۰۲ دانشجو بوده اند نتایج نشان داد که فرایند های خلقی مقدار مهمی از واریانس سازگاری ورضایت زندگی را تعیین می کند. دانشجویانی که دارای خلق خوشبینانه بودند از زندگی خود رضایت بیشتری داشتند وعلائم افسردگی کمتری را گزارش می کردند(به نقل از بهاری،۱۳۸۸).
دنیو وکوپر(۱۹۹۸)، فراتحلیلی در مورد ویژگی های شخصیتی که با سلامت ذهن ارتباط دارند، انجام دادند.آنها دریافتند که برونگرایی وروان رنجوری، بیشترین تاثیر را بر سلامت ذهن می گذارد و وظیفه شناسی تاثیر زیادی بر رضایت از زندگی دارد.
۲-۵-۵ تحقیقات انجام شده درارتباط با رویکرد لازاروس در داخل کشور
جعفری وهمکاران(۱۳۹۲)،در پژوهشی با هدف تعیین اثربخشی آموزش گروهی با رویکرد چند وجهی لازاروس در سازگا

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

ری زناشویی زنان مراجعه کننده به کلینیک شهر اسلامشهر پرداخته است .یافته های پژوهش نشان داده است که مداخلات مبتنی بر آموزش گروهی با رویکرد چند وجهی لازاروس می تواند ابعاد سازگاری زناشویی زنان را بطور معناداری افزایش دهد.لذا برای افزایش سازگاری زناشویی زنان لازم است که زمینۀ تقویت ابعاد گوناگون ویژگی های شناختی،عاطفی ورفتاری آنان فراهم شود.
سلطانی وهمکاران(۱۳۸۹)، در پژوهشی با عنوان بررسی اثربخشی آموزش گروهی با رویکرد لازاروس بررضایت زناشویی زنان دریافتند که درمان روش شناختی-رفتاری و در زمینه کاهش تعارضات زناشویی، افزایش رضایت وسازگاری زناشویی وبهبود ارتباط اثربخش بوده است.
زندی پور(۱۳۸۸)، در پژوهشی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد چندوجهی لازاروس بیماران ام.اس بر بهبود سلامت روان وتقویت حمایت اجتماعی بیماران را بررسی کرد یافته های پژوهش نشان داد مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد با بیماران ام اس می تواند در افزایش سلامت روان وتقویت حمایت اجتماعی این بیماران موثر باشد.
رحمانی وهمکاران(۱۳۸۶)، در پژوهشی به تاثیر مشاوره گروهی مبتنی بررویکرد لازاروس بر ارتباط مادران با دختران نوجوان با استفاده از روش تحلیل کوواریانس دریافتند؛ که تفاوت معناداری بین گروه آزمایش وگروه گواه درخرده مقیاس های عاطفه مثبت ومنفی، همانندسازی وارتباط وجود دارد.
خضرایی وجان بزرگی(۱۳۸۲)، در تحقیقی با هدف بررسی اثربخشی درمان بر کاهش تنیدگی وافزایش شاخص های سلامت جانبازان مبتلا به استئومیلت که مطالعه از نوع شبه آزمایشی،پیش آزمون وپس آزمون با گروه کنترل بود اجرا نمودند که تحلیل نتایج با روش کوواریانس نشان دادند که درمان برروی تنیدگی سلامت عمومی[۲۵۳] تاثیر دارد.
بیابانگرد(۱۳۸۰)، در رساله دکتری خوداثربخشی درمان لازاروس، عقلانی-عاطفی الیس وآرام سازی بر کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان را بررسی کرد دراین پژوهش ۸۳نفراز دانش آموزان مبتلا به اضطراب امتحان از مراجعان مشاوره وخدمات روان شناسی آموزش وپرورش شهر تهران ومراکز خدمات مشاوره ای مرکز ملی جوانان شهر تهران به روش تصادفی انتخاب شدند وبا استفاده از روش تصادفی در ۵گروه درمانی، ۱۷نفر لازاروس،۱۷نفر عقلانی –عاطفی الیس، ۱۸نفرآرام سازی، ۱۵ نفر دارونماو۱۶ نفر گروه گواه گنجانده شدند وپس اعمال ۱۰جلسه درمان، نتایج بررسی نشان دادند که درمان لازاروس از روش های آرام سازی ، دارونماباگروه گواه در کاهش اضطراب امتحان به طور معنی داری اثربخش تر بوده است .
پریرخ دادستان وپرویز دباغی درسال(۱۳۸۰)، تحقیقی با عنوان مقایسه اثربخشی دو روش درمان وآرامش آموزی تدریجی درکاهش اضطراب انجام دادند که دراین پژوهش ۲۷نفر دانش آموز مقطع متوسطه دارای اختلال اضطرابی[۲۵۴] در گروه سنی ۱۸-۱۴ سال از دبیرستان های منطقه ۱۸ آموزش وپرورش متوسطه توسط پرسش نامه کتل ومصاحبه بالینی انتخاب وپس از همتا سازی متغیر ها ی سن ،تحصیلات،وضعیت اقتصادی واجتماعی بطور تصادفی در سه گروه درمان وآرامش آموزی[۲۵۵] تدریجی هرکدام طی ۱۰جلسه درمان مداخله های مربوط را دریافت نمودند در هرگروه نمره حاصل ارزیابی ها در یک طرح پیش آزمون پس آزمون با استفاده از پرسش نامه های حالت صفت اسپیل برگر[۲۵۶]واضطراب کتل مورد ارزیابی قرار گرفتند .نتایج نشان دادند که در هردو روش درمان و تنش زدایی تدریجی در کاهش معنی دار اضطراب کلی، اضطراب آشکاروحالت اضطرابی موثر بودند. همچنین نتایج نشان داد روش درمان در کاهش عوامل زیربنایی وعمیق مانند صفت اضطرابی، اضطراب پنهان ومؤلفه های اضطرابی شخصیت بطور معنا داری مؤثرتر از روش آرامش آموزی بوده است.
ساعتچی اثربخشی درمان چندوجهی وتنش زدایی تدریجی عضلانی را برکاهش اضطراب مقایسه کرد در این پژوهش ۲۷ دانش آموز مبتلا به اختلال اضطراب در گسترۀ ۱۴ تا ۱۸ سال در دو گروه درمان فوق ویک گروه گواه قرار گرفتند.شیوه های درمان ذکر شده در دوگروه درمان هر کدام در ۱۰جلسه شد.نتایج حاصل نشان دادندکه هر دو روش درمان در در کاهش اضطراب کلی ،اضطراب آشکار وحالت اضطراب موثر بودند.همچنین این روش نشان داد کهروش چند وجهی در کاهش عوامل زیربنایی وعمیق مانند صفت اضطرابی واضطراب پنهان از روش تنش زدایی تجربی موثرتر بوده است.
۲-۵-۶ تحقیقات انجام شده درارتباط با رویکرد لازاروس در خارج کشور
گرامر وهمکاران[۲۵۷]۲۲تحقیق کنترل شده را شناسایی کردند که شامل ۱۷۴۳بیمار بود وهمگی با انواع درمان های چند وجهی مداوا شدند از ۱۳مقایسه انجام شده درمان چند وجهی از نظر کاهش نشانه در ۹مورد بهبود داشت.واز نظر سلامت ذهنی از ۶مقایسه در ۴مورد بهتر عمل کرده بود(۲۰۰۳،به نقل از رحمانی،۱۳۸۶).
در زمینه اثربخشی رویکرد لازاروس، می توان به پژوهشی اشاره کرد که آلن در سال ۲۰۰۲انجام داد.وی اظهار کردبرای حفظ و افزایش عملکرد در بیماران آلزایمر روش های روان شناختی مختلفی مؤثر بود، ولی مؤثرترین روش که مناسب این گروه باشد، روش جامع براساس رویکرد چندوجهی لازاروس بوده است.
کوری[۲۵۸](۲۰۰۱)، درمان چند وجهی کوتاه مدت را به شکل گروهی درمورد زنان که مورد سوء استفاده جنسی قرارگرفته بودند بکار برد که نتایج پیگیری بلند مدت با میانگین۷/۴سال نشان دادند که اگرچه بسیاری از آنان همچنان درسطح متوسطی علایم را داشتند اما در مجموع از این لحاظ بهبود یافته اند.
هرمن(۱۹۹۹)، پژوهشی درشیوۀ زوج درمانی به روش چند
وجهی انجام داده است در این پژوهش ۶۵زوج(جمعاً۱۳۵ نفر)بوسیلۀ پرسشنامه ساختارمندچندوجهی وپرسشنامۀ رضایت زناشویی بمنظور یافتن حمایت های تجربی از شیوۀ زوج درمانی چند وجهی مورد ارزیابی قرار گرفتند این پژوهش از شباهت زوج ها در مقابل تفاوت زوج ها حمایت می کندوشیوۀ زوج درمانی چند وجهی به وسیلۀ ای داده ها حمایت می شود(به نقل از شهسواری،۱۳۸۸).
اسوارتز[۲۵۹] (۱۹۹۹)گروه حمایت تلفنی همتایان وگروه مهارتی را در میان بیماران ام.اس مقایسه کرد، نتایج حاصل از پژوهش مبین پیشرفت چشمگیربیماران در ایفای نقش اجتماعی –روان شناختی ،بکارگیری رفتارهای مقابله ای مؤثر و بهزیستی بیماران بود(به نقل از هوگان وهمکاران[۲۶۰] ۲۰۰۲).
چارلز و مانک[۲۶۱] (۱۹۹۱)، به نقل از مهرانی(۱۳۸۶)، تاثیر روش راون تنش زدایی کاربردی وآموزش چند وجهی را به عنوان روش درمانگری جنبی در توانبخشی بیماران قلبی بررسی کردند. نتایج نشان داد که آموزش روش چند وجهی تاثیر بیشتری از روش تنش زدایی در کاهش تنش داشته است(به نقل از سلطانی،۱۳۸۹).
جدول ۲-۱ خلاصۀ پژوهش های انجام شده درداخل وخارج از کشور

ردیف پژوهشگر سال