بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد لازاروس در بهزیستی ذهنی و رضایت …

فرایند[۲۳۱] وپویایی، دو اصطلاح متداول برای توصیف فعالیت های گروهی است.گرچه این دو اصطلاح غالباً به جای هم بکار می روند، اما وقتی صحبت از فعالیت های مشاورۀ گروهی باشد، معانی آنها متفاوت است.فرایند گروه یک حرکت مداوم وپیش رونده به سوی اهداف گروه است. فرایند گروه دلالت بر جریان گروه از آغاز تا پایان آن دارد. وسیلۀ شناسایی یا توصیف مراحلی است که گروه طی می کند.
پویایی های گروه[۲۳۲]، پویایی گروه به آن دسته از نیروها ومیان کنش های اجتماعی اطلاق می شود که هر لحظه در گروه جاری است؛ توصیف گر آن دسته از تعامل های گروهی است که از جملۀ آنها، تمرکز براثر رهبری[۲۳۳]، نقش های گروهی ومشارکت اعضا در گروه است؛ وسیلۀتحلیل تعارض اعضای گروه با یکدیگر است. گاه پویایی گروه به برخی فنون گروهی خاص از قبیل:نقش بازی کردن، تصمیم گیری، جلسات رک گویی[۲۳۴] ومشاهده اطلاق می شود(نوابی نژاد،۱۳۹۲).
۲-۵ مروری بر تحقیقات انجام شده
۲-۵-۱ تحقیقات انجام شده درارتباط با بهزیستی ذهنی در داخل کشور
کریمی ،مرادی ویزدان بخش (۱۳۹۲)، در تحقیقی با عنوان «اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر بهزیستی ذهنی بیماران قلبی عروقی » پرداخته اند. یافته ها توسط آزمون آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نمره رضایت از زندگی و عاطفه مثبت در گروه آزمایش به طور معناداری (۰۵/۰>P) افزایش یافت. همچنین کاهش معنادار نمره عاطفه منفی در همین گروه مشاهده شد (۰۵/۰>P).
نتیجه گیری: درمان شناختی رفتاری باعث افزایش بهزیستی ذهنی در بیماران قلبی عروقی می شود.
رادی،وزیری ولطفی (۱۳۹۲)، در پژوهشی با عنوان:«اثربخشی آموزش طرح امید در میزان بهزیستی فاعلی زندانیان»، آزمودنی ها پیش وپس از مداخله با مقیاس رضایت از زندگی و مقیاس شادی فاعلی مورد ازمون قرار گرفتند .تحلیل کوواریانس داده ها نشان داده است،که آموزش طرح امید در افزایش سازه های بهزیستی فاعلی نظیر رضایت از زندگی وشادی فاعلی مددجویان موثر است.
ایمانپور،بهزادنیاوکشتی دار(۱۳۹۲)،در تحقیقی به مقایسه نقش فوق برنامه ورزشی در استرس تحصیلی و بهزیستی ذهنی دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی پرداخته اند، که با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان گفت فعّالیت های فوق برنامه ورزشی تاثیر مثبتی در بهزیستی ذهنی و استرس تحصیلی دانش آموزان مقطع راهنمایی دارد.
عبدالله پور(۱۳۹۰)،به بررسی رابطه بین صفات شخصیت(برونگرایی وروان رنجور خویی) وسبک های مقابله با تنیدگی(مسئله مدار،هیجان مدار، اجتنابی)با بهزیستی ذهنی (عاطفه مثبت،عدم عاطفه منفی ورضایت از زندگی)در دانشجویان دختر وپسر دریافتندالگوهای تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که درگروههای جنسیتی مختلف، رابطه بین عامل روان رنجور خویی با مقیاس های عاطفه مثبت، عدم عاطفه منفی ورضایت از زندگی، منفی ومعنادار ورابطه بین برون گرایی با مقیاس های عاطفه مثبت، عدم عاطفه منفی ورضایت از زندگی،مثبت ومعنادار بود؛ درگروههای جنسیتی مختلف،رابطه بین سبک مقابله مسئله مدار اجتنابی با مقیاس عاطفه مثبت، منفی ومعنادار ورابطه بین مقابله اجتنابی ومقیاس های عدم عاطفه منفی ور ضایت از زندگی، منفی وغیر معنادار بود.
چوب فروش، کلانتری، مولوی(۱۳۸۸) درپژوهشی به اثربخشی مدیریت شناختی- رفتاری استرس بر بهزیستی زنان نابارور، ۲۴ زن نابارور را باروش نمونه گیری دردسترس از کلنیک های زنان ونازایی یزد انتخاب وبصورت تصادفی به دوگروه ۱۲نفری آزمایش وکنترل جایگزین کردند.گروه آزمایش ۱۰جلسه هفتگی مداخلات شناختی دریافت کردند. یافته ها نشان داد میانگین نمرات بهزیستی در گروه آزمایش افزایش معنا داری هم درمرحله پس آزمون وهم درمرحله پیگیری داشته است.
سازگاری (۱۳۸۹) در پژوهشی به بررسی اثربخشی آموزش مؤلفه های هوش معنوی[۲۳۵] بربهزیستی ذهنی دانشجویان دختر پردیس قم به این نتیجه رسید که آموزش مؤلفه های هوش معنوی با تایید ۹۹%درصد بر افزایش بهزیستی ذهنی مؤثر است.
پژوهش عیسی نژاد، احمدی واعتمادی(۱۳۸۷) با هدف بررسی رابطه بهزیستی ذهنی وکیفیت روابط زناشویی صورت گرفت. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان داد که شادمانی ذهنی وعواطف مثبت بر کیفیت روابط زناشویی تاثیر مثبت دارند.همچنین عواطف منفی، تاثیر منفی بر کیفیت روابط زناشویی دارند.
شکری وهمکاران(۱۳۸۶)، در پژوهش خود به تفاوت های جنسیتی در بهزیستی ذهنی، نقش ویژگی های شخصیت به این نتیجه رسیدند که دختران درمقایسه با پسران در عامل های روان رنجور خویی وسازگاری وپسران در مقایسه با دختران در عامل های برون گرایی[۲۳۶]، وظیفه شناسی [۲۳۷]وپذیرش[۲۳۸] بطور معنا داری نمره های بالاتری گزارش کردند.بطور کامل نتایج نشان داد که تفاوت درعوامل شخصیتی، روان رنجور خویی وبرون گرایی در دوجنس، در پیش بینی بهزیستی ذهنی آنان نقش تعیین کننده ای ایفا می کند.
در پژوهشی با عنوان: رابطه ویژگی های شخصیت با راهبردهای مقابله وبهزیستی ذهنی معلمان، سروقد، رضایی وفدایی(۱۳۸۹)، به این نتایج دست یافتند که بین ویژگی های شخصیت با راهبردهای مقابله مسأله مدار وهیجان مداررابطه معنادار وجود دارد. همچنین بین راهبردمقابله مسأله مدار وهیجان مداربا بهزیستی ذهنی رابطه معنا دار وجود دارد واینکه ویژگی شخصیتی روان رنجور خویی پش بینی کننده ای قوی برای بهزیستی ذهنی است.
شکری وهمکاران (۱۳۸۸)، در پژ

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

وهشی تحت عنوان: روابط بین نوروزگرایی، سبک مقابله،تنش گری های تحصیلی، واکنش به تنش گرهاوبهزیستی ذهنی نشان دادند که سطوح بالاتربهزیستی ذهنی از طریق نمرات پایین تر در عامل نوروزگرایی، نمرات بالاتر درسبک مقابله مساله مدار وبالعکس نمرات پایین تر در سبک مقابله هیجان مدار پیش بینی شد.
حسینی (۱۳۸۶)، در پژوهش خود تحت عنوان: بررسی رابطه کمال گرایی[۲۳۹] و راهبردهای مقابله ای با بهزیستی روانی در پرستاران پرداخت، نشان داد که بین راهبردهای مقابله مساله مدار با بهزیستی روانی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد و بین راهبردهای هیجان مدار با بهزیستی روانی رابطه منفی و معناداری وجود دارد.
هادیان فرد(۱۳۸۴)، در پژوهشی به بررسی، احساس بهزیستی وفعالیت های مذهب در گروهی از مسلمانان مشخص کرد با عمل کردن به مناسک مذهبی خاص هر مذهب مانند نماز،پیش بینی کننده بهتری برای احساس بهزیستی بالاتر است.همچنین انتخاب دوست مذهبی، همسر مذهبی، پرداخت وجوهات شرعی، تشویق دیگران به مذهبی بودن وتحقیق درباره دین،پیش بینی کننده های بعدی برای احساس بهزیستی هستند.همچنین این پژوهش مشخص کرد که بین مذهبی بودن ومیزان بهزیستی تفاوت معناداری وجود ندارد.وبین افراد مجردومتاهل، سطح تحصیلات وعمل به باورهای دینی وبهزیستی ذهنی تفاوت معناداری وجود ندارد.
۲-۵-۲ تحقیقات انجام شده درارتباط با بهزیستی ذهنی در خارج کشور
آلکس وود [۲۴۰]وهمکاران(۲۰۱۱)دربررسی استفاده از توانایی های فردی و شخصی در طول زمان منجر به افزایش بهزیستی ذهنی می شود، نشان دادند که انسان هایی که استفاده از توانایی های فردی وشخصی زیادی را گزارش کردند، دارای سطح بالاتری از بهزیستی ذهنی در سرتاسر زمان بودند. استفاده از نیرو با عزت نفس بالاتر، زنده دلی،احساسات مثبت وادراک استرس کمتررابطه دارد.
سین ولیمبوسکی(۲۰۰۹)، درپژوهشی نشان دادند که روان درمانی های مثبت در افزایش بهزیستی ذهنی آزمودنی ها اثرگذار است وموجب افزایش عاطفه مثبت، کاهش عاطفه منفی وافزایش سطح رضایت از زندگی می شود.
سرد[۲۴۱] وهمکاران(۲۰۰۹)در پژوهشی نشان دادند CBI وبرنامه های آموزشی با هدف کاهش استرس می تواند بهزیستی ذهنی را بهبود بخشد.
آما[۲۴۲]و همکاران(۲۰۰۸)دربررسی خود تحت عنوان حمایت اجتماعی وهوش هیجانی پیش بینی کننده بهزیستی ذهنی، دریافتندکه حمایت اجتماعی وهوش هیجانی واثرات تعاملی آنها پیش بینی کننده بهزیستی ذهنیهستندو۵۰درصد واریانس عواطف مثبت وعواطف منفی بهزیستی ذهنی را تبیین می کند.در گام دوم حمایت اجتماعی پیش بینی کننده عواطف منفی بهزیستی ذهنی است ودر گام سوم هوش هیجانی پیش بینی کننده عواطف مثبت وبهزیستی ذهنی است ودرگام چهارم یک تعامل اثربخش معناداری وجود دارد. این مطالعه ارزش پیش بینی کنندگی حمایت اجتماعی وهوش هیجانی را در تعامل بهزیستی ذهنی بیان می کند واین نکته را خاطر نشان می سازد که روابط بین حمایت اجتماعی وبهزیستی ذهنی باتوجه به هوش هیجانی استوهوش هیجانی همیشه برای بهزیستی ذهنی لازم نیست، همچنین پژوهش بر این نکته تاکید می کند که، رابطه بین این سه مولفه پیچیده تر از آن است که در پژوهش های قبلی ارائه شده است.
سولدر وشافر[۲۴۳](۲۰۰۸)، در پژوهشی به عنوان((مدل دوعاملی ونقش آن درسلامت روان خانواده)) نشان دادند وجود بهزیستی بالا اهمییت زیادی در کارکرد بهینه درخلال بزرگسالی دارد،وجود این دوعامل در والدین موجب حمایت اجتماعی بهتر در خانواده، سلامت روحی وجسمی اعضاء ومشکلات اجتماعی کمتر می شود.
بالودر[۲۴۴] پژوهشی(۲۰۱۱)، نشان داد که فعّالیت های معنوی می تواند تا حدود زیادی کاهش بهزیستی روان شناختی افراد دارای بیماری مزمن را کنترل کند(به نقل از خوشخرام،۱۳۹۰).
روینی و همکاران (۲۰۰۹)، مداخله مدرسه را برای ارتقای بهزیستی روان شناختی در نوجوانان بررسی کردند.برنامه آنها برای ارتقای بهزیستی روان شناختی، مقایسه ای با روش مداخلۀ توجه درمانی در دانش آموزان دبیرستانی بود.نتایج نشان داد مداخلات مدرسه در ارتقای سلامت هیجان مثبت و بهزیستی نه تنهابرافزایش بهزیستی موثر بود بلکه در کاهش افسردگی ، بویژه کاهش اضطراب دانش آموزان مؤثر بوده است.
ملکود،کوتزوهترتون (۲۰۰۸)، افزایش بهزیستی ذهنی را از طریق آموزش مهارت های برنامه ریزی و هدف گزینی بررسی کرده اند. چنین مهارت هایی قابل یادگیری است وبهزیستی ذهنی را در افراد افزایش داده است، با آن رابطه علّی دارد(به نقل از محمدی،۱۳۹۰).
گلیدین وهمکاران[۲۴۵] (۲۰۰۶)، در تحقیق خود که به بررسی شخصیت وراهبردهای مقابله ای وبهزیستی برروی نقش والدین (مادروپدر) وجایگاه والدین (واقعی وغیرواقعی) پرداختند، نشان دادند که مادران بیشتر از راهبردجستجو حمایت اجتماعی و پدران بیشتر از راهبردهای ارزیابی مجددمثبت استفاده می کنندونتایج حاکی از این بود که بین روانجورخویی وراهبردمقابله هیجان مدار واجتنابی رابطه معناداری وجود دارد.
در پژوهشی که توسط چانک[۲۴۶] (۲۰۰۶)، در مورد مقایسه نظریه بوئن در نمونه کره ای وآمریکایی انجام شد،نتایج نشان داد که ارتباط معنا داری بین خودتمایزی با بهزیستی ذهنی واعتماد به نفس وافسردگی در دانشجویان کره ای وآمریکایی وجود دارد.
بویر و همکاران (۲۰۰۵)در تحقیقی تحت عنوان رابطه بین شخصیت،راهبردهای مقابله ای و بهزیستی ذهنی در ۲۳۰ نفر از بیماران مبتلا به سرطان سینه انجام دادند
و نشان دادند که بین راهبردهای مقابله ای مساله مدار(ارزیابی مجددمثبت وحمایت مذهبی)که از راهبردهای مقابله کارآمد هستند با بهزیستی ذهنی رابطه مثبت و معنادار دارند.همچنین نتایج نشان داده اند که بین ویژگی شخصیتی روان رنجور خویی با بهزیستی ذهنی رابطه منفی معناداری وجوددارد(به نقل از جلوانی،۱۳۹۰).
نالن وهوکسیما[۲۴۷] (۲۰۰۵)، درپژوهش خود نشان داده اندکه ویژگی های شخصیتی روان رنجورخویی وبرون گرایی با توجه به نقش متغیر جنسیت با بهزیستی ذهنی رابطه دارد .همچنین نشان داده اند که زنان در مقایسه با مردان در تجربه عواطف منفی نمره های بالاتری را نشان داده اند.
پین کوارت[۲۴۸](۲۰۰۱)، پژوهشی به برسی تفاوت های جنسی در عاطفه مثبت،عاطفه منفی وتعادل عاطفه دربین افراد میانسال وسالمند انجام داد.اوبا استفاده از یافته های ۱۲۵پژوهش دیگر، فراتحلیلی درمورد این موضوع انجام داد. وی دریافت که عاطفه مثبت وتعادل عاطفی با افزایش سن اندکی کاهش می یابدوعاطفه منفی با افزایش سن اندکی افزایش می یابد. در مجموع نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که درمیان افراد سالمند، عاطفه مثبت کاهش بیشتر وعاطفه منفی افزایش بیشتر می یابد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که احساسات مثبت ومنفی که برانگیختگی زیادی دارد مانند(هیجان زدگی یا آشفتگی) با افزایش سن کاهش پیدا می کندوهیجانات منفی ومثبت که برانگیختگی پایینی دارند مانند(احساس آرامش یا افسردگی) با افزایش سن، افزایش می یابند.
فاوا (۱۹۹۹)، دریافت که درمان های شناختی-رفتاری در کاهش نشانه های اختلال مؤثرند اما فاقد راه حل های کامل برای حل مشکلات آسیب شناسی روانی اند. بر این اساس فاوا سعی کرده تا بر پایۀ چهارچوب شناختی-رفتاری فعلی دیدگاهی بنا کند که متمرکز بر تسهیل بهزیستی افراد باشد، بر اساس این عقیده که بهبود بهزیستی می تواند به عنوان سپری در مقابل آسیب شناسی روانی، جلوگیری عود، کاهش نشانه های باقی مانده در پایان درمان عمل کند و عملکرد کلی و بهزیستی را بهبود بخشد(استفان و الکس،۲۰۰۶؛ به نقل از قربان زاده،۱۳۸۹).
۲-۵-۳ تحقیقات انجام شده درارتباط بارضایت از زندگی در داخل کشور
ولی پور وهمکاران(۱۳۹۲)، دریافتند در پژوهشی به بررسی ومقایسه تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر میزان رضایت از زندگی دانش آموزان پر داختند که خودآگاهی وهمدلی دانش آموزان، مقابله با استرس، هیجان دانش آموزان وارتباط میان فردی و اجتماعی دانش آموزان بر رضایت مندی از زندگی آنهامؤثر است.
درپژوهشی (اکبری وهمکاران،۱۳۹۲)، به رابطۀ خوش بینی-بدبینی وسبک های پردازش اطلاعات به عنوان پیش بینی های افسردگی و رضایت از زندگی در بین دانشجویان علوم انسانی و علوم پایه ی دانشگاه پیام نور تبریز دریافتند که بین سبک های پردازش اطلاعات خردگرایی وخوش بینی با رضایت از زندگی مثبت ومعنی دار بود. رابطه بین رضایت از زندگی و افسردگی،منفی ومعنی دار ولی بین خوش بینی وخردگرایی مثبت ومعنی دار بود. نتایج تحلیل رگرسیون چند گانه همزمان در این پژوهش نشان دادکه متغیرهای خوش بینی وخردگرایی پیش بینی های معنی داری برای افسردگی ورضایت اززندگی هستند.