بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد لازاروس در بهزیستی ذهنی و رضایت …

ماموجوداتی هستیم که حرکت می کنیم، عاطفه داریم، حس می کنیم، تصور می کنیم و وابسته به یکدیگر هستیم.اساساً موجوداتی بیوشیمیایی[۲۱۰] هستیم. شخصیت ما نتیجۀ رفتارهای مداوم فرایند های عاطفی، حواس، تصورات، شناخت ها، روابط بین شخصی وکنش های بیولوژیکی ماست.
حروف اول هرکدام از این وجه های واژۀ BASIC_IB را شکل می دهند که اگر وجه بیولوژیکی را عوض کنیم وبه جای آن دارو بگذاریم ، سرواژۀ BASIC_ID را داریم.
فرض اصلی این است که BASIC_ID شامل دامنه کلی شخصیت بشر است. مشکلی وجود ندارد که شامل حیطه BASIC_ID نشود. درمان با مشکلات خاص یا وجهی که از آنجا مشکل شروع شده توجه داردوسپس تعامل این وجه را با شش وجه دیگر بررسی می کند. مثلاً فرض کنیم که شخصی راجع به یک ارزیابی شناختی عکس العمل های عاطفی شدیدی در فرد برانگیخته شده نتیجه اش این می شود که رفتار، احساس، تصور، روابط بین شخصی وبیولوژیکی او را هم درگیر می کند. یعنی؛ درگیری یک وجه روی وجه های دیگر هم اثر می گذارد. برای توضیح بیشتر مثال می زنیم؛ آقای اسمیت سردرد دارد او هیپوکندریا[۲۱۱] است وقتی آقای اسمیت سردرد دارد او ساکت وکناره گیر می شود(رفتار) ،احساس اضطراب می کند(عاطفه)، درد به قدری است که انگار چکش ومیخی به مخش می زنند(حس) وخیال می کند که از تومور مغزی[۲۱۲] خواهد مرد(تصور)، خودش را قانع می کند که احتمالاً دکتر ها در اشتباه هستند(شناخت)، با زنش دعوا دارد وزنش به او غرغر می کند(رابطه بین شخصی ) و به آسپرین ومسکن های دیگر پناه می برد (بیولوژیکی).
درمان نه تنها مشکلی را توضیح می دهد که چه کسی وچه چیزی مشکلات را تداوم می بخشد، بلکه مارا قادر می سازد که رویکردهای منطقی را مشخص سازیم. حتی وقتی که مثلاًعکس العمل های عاطفی فقط مربوط به اختلال بیولوژیکی (مانندضایعه یا عدم تعادل غدددرون ریز) باشد باز هم کل BASIC_IDدرگیر است.
۲-۳-۷-۳ تشریح رویکرد چند وجهی
درمان چند وجهی(MMT)یک رویکرد روان درمانی منظم و جامع است که توسط آرنولد لازاروس بوجود آمد. رویکرد چند وجهی به دوطریق سنت رفتاری را ارتقاء‌ می بخشد، یکی از اضافه کردن شیوه های ارزیابی منحصر به فرد و دیگری با کار عمیق و مفصل روی هریک از عوامل حسی، تخیلی، شناختی و بین فردی و اثرات تعاملی آنها.
فرض اساسی این رویکرد این است که مراجعان مشکلات اختصاصی چند وجهی دارند که بایدبا دامنه گسترده ای از روش ها به آنها پرداخت. در ارزیابی چند وجهی، هریک از هفت حوزه مهم دریک فرد که به اختصارBASIC.ID نامیده می شوند، بررسی می شوند. این وجوه شامل رفتار (B)، عاطفه (A)، حسیات (S)، تخیل یا تصویر ذهنی (I)، شناخت (C)، روابط بین فردی (I)، و داروها /زیست شناسی (D) هستند.
رویکرد چند وجهی شیوه ای عملیاتی برای پاسخگویی به سوالات چه چیزی؟ برای چه کسی؟ و تحت چه شرایط مفید خواهد بود؟ مناسب است، به عبارت بهتر، سوال برجسته این است که عمدتاً« چه کسی و چه مشکلی بهترین گزینه درمانی در رویکرد روان درمانی چند وجهی است؟».
درمان چند وجهی رویکردی شخصی شده و فرد گرایانه است. مشخصه این رویکرد سنجش و ارزیابی انتظارات و افراد و دستیابی به اصول و قوانینی جهت جستجی مداخلات مناسب برای هر فرد است. اثربخشی این رویکرد درمانی منوط به انعطاف پذیری، چند استعدادی و التقاط گرایی فنی درمانگر است. التقاط گرایی فنی از روش های برگرفته از منابع مختلف استفاده می کند، بدون اینکه لزوماً نظام ها و نظریه های که این شیوه ها را پیشنهاد کرده اند قبول داشته باشد. در نتیجه، دراین رویکرد درمانی مفروضه اساسی، ایجاد مجموعه ای هماهنگ، منظم و قابل آزمون از فرضیه ها و باورها در مورد انسان و مشکلات او راهبردهای درمانی مناسب برای آنهاست.
۲-۳-۸ مراحل مشاوره گروهی ودرمان به روش چند وجهی لازاروس
بطور کلی خلاصه مراحلی که در روش طی می شود به شرح ذیل است.
۱-مصاحبه اولیه[۲۱۳]
۲-تکمیل پرسشنامه چند الگویی زندگی
۳-تهیۀ نیمرخ الگویی(ابعادی)
۴-تهیۀ نیمرخ ساختاری[۲۱۴]
۵-تنظیم ثانویه ابعاد: BASIC_ID
۶-پیگیری[۲۱۵]
۲-۲-۸-۱ مصاحبۀ اولیه
همچون اغلب رویکردهای مشاوره ودرمانگری یکی از اهداف اصلی اولین ملاقات با مراجع ایجاد یک رابطه مطلوب با درمانگران است، گفتگوهایی در باره اسم، آدرس، وضعیت تحصیلی وجزء آن موضوعات مناسبی برای شروع درمانگری به روش چند بعدی هستند. در خلال مصاحبه اولیه درمانگران به دنبال یافتن پاسخ چند سؤال اصلی هستند.
لازاروس دوازده سؤال را که مشاور باید در پایان اولین ونهایتاً دومین جلسه به آنها پاسخ دهد چنین مشخص کرده است(پالمر، ۱۹۹۷).
۱-آیا نشانه یا نشانه هایی از روان گسیختگی (سایکوز مانند رفتار عجیب وغریب، افکار سرسختانه، هذیان ) وجود دارد؟
۲-آیا نشانه هایی از مشکلات جسمانی (ارگانیک) یا هر نوع آسیب حرکتی وجود دارد؟ (فقدان جهت یابی،قدان حافظه و…)
۳-آیا شواهدی مبنی بروجود افسردگی ،خودسرزنش گری،تمایل به خودکشی[۲۱۶] یا دیگر کشی[۲۱۷] وجود دارد؟
۴-مشاوره با چه مشکلاتی برای جلسه مشاوره آمده وچه مسئله ای شروع کننده اصلی مشکل وی بوده است؟
۵-چرا حالا برای مشاوره ودرمان مراجعه کرده وچرا قبلاً(یک هفته پیش ،یک ماه پیش) مراجعه نکرده است؟ آیا کسی اورا تحت فشار قرار داده است؟ یابحران خاصی اتفاق افتاده است؟چه عامل پیش بینی کننده ای اتفاق افتاد؟
۶-چه عواملی به نظر می رسد مشکلات را بهبود می بخشد یا آنها را تقویت می ک

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

ند؟ مشکلات چگونه شروع شدند؟
۷-آیا شخص یا چیزی بر تداوم مشکل اثر می گذارد ومانع حل مشکل مراجع می شود؟
۸-آیا مراجع به جریان مشاوره ودرمان امیدوار است؟ یا چه آرزو وانتظاری از درمان ومشاوره دارد؟
۹-آیا هیچ دلیلی وجود دارد که نشان دهد روش درمانگرایانۀ خاصی مفید تر یا غیر مفید تر ازدیگری است؟ روشهای درمانگر مستقیم مفیدترندیا غیر مستقیم؟
۱۰-آیا نشانه ای یا شاهدی وجود دارد که نشان دهد مراجع بهتر است انفرادی یا به عنوان بخشی از یک جمع یا یک واحد خانواده ویا یاور یک گروه درمانگری مورد درمان قرار گیرد؟
۱۱-آیا ممکن است رابطه رضایت بخشی هم برای مراجع وهم برای درمانگر توسعه یافته و به شخص دیگری ارجاع داده شود؟
۱۲-نقاط قوت مراجع کدامند؟ چه عامل یاری دهندۀ مثبتی وجود دارد؟
به این فهرست که لازاروس تهیه کرده است، پالمر ودرایدن (۱۹۹۵) یک سؤال اضافه کرده اند:
۱۳-آیا مراجع تجربه قبلی رجوع به مشاوره یا درمان دارد؟ اگر جواب مثبت است چه نتیجه ای بوده است؟ چه موارد مفید یا غیر مفیدی حاصل شده است؟
این سوال بسیار مهمی است، چراکه اگر درمانگر بخواهد بطور مثال رفتار درمانگری کاری را شروع کند واواز قبل آن را غیر مفید تشخیص داده باشد درمانگر از بکار بردن مستقیم این شیوه اجتناب می کند(جان بزرگی ونوری،۱۳۸۲).
اساس یک ارزیابی نظامدار چند بعدی به روش لازاروس ممکن است طیفی از سوال های تاریخچۀ زندگی مراجع باشد(پالمر،۱۹۹۷).