۲-۳-۲ هدف و روند تکامل درمان
هدف درمان کاهش رنج روان شناختی وپیشرفت رشد شخصی بطور سریع است درمانگران از برچسب های روان پزشکی اجتناب می کنند وبر نیاز به درمان چند وچندگانه تاکید می کنند.درمان شخصیت بشر را در وجه های جدا اما متعامل[۱۸۷] تجربه می کنند. با ارزیابی هرفرد در هرکدام از این وجه های خاص وارتباط بین آنها می توانیم درک کاملی وجامعی از این شخص ومحیط اجتماعی اش بدست آوریم .
بسیار معمول است که یک فروشنده راههایی را بررسی می کند که درنتیجه آن بتواند کالاهای خود را سریع تر بفروشد، زمان سوددهی سرمایه خود را به مطلوب ترین حد ممکن برساند وروش های تازه ای برای جلب مشتریانش بیابد.
یک درمانگر هم خدمات خود را بررسی می کند فروش اوبرای چه کسانی مفید است؟ برای چه کسانی مضر است؟ چه روش بهتری را برگزیندکه میزان خطا به حداقل برسد؟چه راهکارهایی پیشرفت او را تضمین می کنند؟ چه فاکتورهایی برای درمان بیماری مورد نظر مهم هستند؟
موقعی که من لازاروس دانشجو بودم به عنوان همکار درمانگر می دیدم که روش فرویدی وراجرزی موثراست بعد تحت تاثیر روش ولپی[۱۸۸] قرار گرفتم.تکنیک های جدیدی را در ادبیات رفتارگرایی شامل روش های حساسیت زدایی گروهی[۱۸۹] (لازاروس،۱۹۶۲ تصورهیجانی(۱۹۶۱) روش های حساسیت زدایی برای زنانی که زود به ارگاسم می رسند(لازاروس،۱۹۶۳) وروش های دیگر برای غلبه بر افسردگی معرفی کردم(به نقل از رحمانی،۱۳۸۸).
حدود اوایل ۱۹۶۵ مقاله ای راجع نیاز به درمان الکلیسم از طریق دیدگاه چند بعدی (۱۹۶۵)نوشتم. در سال ۱۹۶۶ به استفاده صرف از رفتارگرایی شک کردم وبه روابط بین شخصی مخصوصاًدر درمان آگروفیاتوجه کردم.در سال ۱۹۷۱ رویکردی وسیع را در کتابم به عنوان رفتار درمانی ومافوق آن مطرح کردم.
یکی از چیزهایی که وارد کرده بودم رفتار درمانی شناختی بود.درجریان کار می دیدم افرادی که خوب می شوند فلسفه متفاوتی از زندگی پیدا می کنند وعزت نفشان افزایش می یافت .به این ترتیب استفاده از روش های رفتاری وشناختی بیشتر وبیشتر شد.
در درمان از پرسشنامه ها[۱۹۰]، مصاحبه های تلفنی[۱۹۱] وجلسات حضوری بیشتر استفاده می کردم وهمچنین با همسر ودیگر اعضای خانواده هم مصاحبه می کردم.
آیا تکنیک های رفتار درمانی کافی است؟ چه افرادی با چه مشکلاتی به رفتار درمانی نیاز دارند؟ کدام روش های غیررفتاری موثر است (پال[۱۹۲]،۱۹۶۳). پاسخ به این سوالات از تحقیقات بعدی ام در سال ۱۹۷۰ بدست آمد.
خلاصه اینکه رفتار درمانی بیشتر در مورد افرادی که با بحران های موقعیتی، مشکلات سازگاری خاص، ترس های مرضی، ناتوانی های جنسی گوناگون، اختلالات تنشی واضطرابی وپاره ای از اختلالات بیولوژیکی مناسب است.همچنین برای کسانی که مشکل تصمیم گیری دارندنیز به کار می رود.تحقیقات بعدی نشان داد که رفتار درمانی برای اختلالاتی که جدی است عود می کنند؛ مانند وسواس فکری-عملی شدید،افسردگی واضطراب بالا.
به نظر من هر مسئله ای از بحران های موقعیتی ملایم، متوسط وشدید گرفته تا اختلالات روان شناختی درجه ازدرگیریBASIC_ID شخص رامنعکس می کند(یعنی افراط وتفریط در رفتار، عاطفه، احساس، تصور، شناخت، روابط بین شخصی وهمچنین در موضوعات بیولوژیکی[۱۹۳] ودارو(برون،روبرتس، جکسون[۱۹۴]،۱۹۸۰؛ به نقل از سلطانی،۱۳۸۹).
۲-۳-۳شخصیت در نظریه چند وجهی
مشاوران چند وجهی از آن جهت نسبت به شخصیت توجه نشان می دهند که تشخیص داده اند که اعتبار یک رویکرد چند وجهی، به دانش واطلاعاتی بستگی دارد که در تایید چنین رویکردی هستند.تورن[۱۹۵](۱۹۷۰)به عنوان معمار اصلی نظریه چند وجهی شناخته شده است.
در نظریه چند وجهی شخصیت، عناصر همه نظریه ها در چارچوبی قرارداده شده اند تا بوسیله آن بتوان به توضیح رفتار آدمی پرداخت. اما طبق نظر تورن(۱۹۶۱) وپالمر(۱۹۸۰) منبع اصلی یا اولیه این رویکرد، همان مطالعه افراد درزندگی روزمره خود ونیز درجهانی است که بطور مداوم درحال تغییرند.
در رویکرد چند وجهی گفته می شود که به نظر می رسد نقطه نظرهای سنتی صفات وساخت های ایستای شخصیت نمی توانند پیش بینی های معتبری برای رفتار آدمی باشند دلیل این ادعا نیز آن است؛ که دراین نقطه نظرها،تغییر مداوم وسریع این صفات وساخت های ایستای شخصیت و نیز عوامل دیگر به حساب آورده نمی شوند.
در دیدگاه چند وجهی گفته می شود که موجود زنده بطور مداوم تلاش می کند تا به بالاترین سطح یکپارچگی ممکن برسدونیز این نوع یکپارچگی را حفظ کند.
منظور از یکپارچگی نیز آن است؛ که موجود زنده در جهان مدام در حال تغییر وتحول است وبه فعالیت واداشته می شود ودرعین حال، موجود زنده بی وقفه در حال رشد وتغییر است وطی آن، سطوح مختلف یکپارچگی را تجربه می کند این نوع سطوح بر هم اثر می گذارندوهمراه با گذشت زمان در طی رشد آدمی ،دچار تغییر وتحول می شوند.
در رویکرد چند وجهی وبحث از نظریه شخصیت، به جای توجه نسبت به صفات شخصیتی، حالتهای روانی افراد مورد توجه قرار می گیرد.تورن(۱۹۷۳)رفتار(شخصیت)را به عنوان یک سیلان مداوم می داند که درحال تغییر،همواره از شخص سر می زندوتغییر می کند. به همین ترتیب، در آنچه به قانون تغییرجهانی معروف است، این فرض مطرح می شود که رفتار آدمی یکی از نتایج:
۱-وضع ارگانیسمی[۱۹۶] (ولی نه درحالت ایستای آن)
۲-وضع موقعیتی(دریک محیط اجتماعی متغیر میان فردی)
۳-موقعیت یا وضعیت کلی او با

این نوشته را هم بخوانید :   مطالعه و رتبه بندی میزان تاثیر عوامل موثر بر خلاقیت کارکنان بر ...

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

شد
با توجه به این مباحث می توان نتیجه گرفت که جریان زندگی آدمی یا حالت روانی او،خود منبع مهمی برای مطالعه رفتار(شخصیت) است(تورن،۱۹۷۳) بر اساس کارهای کارخوف وبرنسون[۱۹۷](۱۹۷۷)، گارفیلد (۱۹۸۰)، پالمر[۱۹۸](۱۹۸۰) می توان مجموعه ای از بیان ها را مشخص ساخت.در مکتب چند وجهی این فرض مطرح است که نیاز اولیه مددجویان همان دستیابی به بالاترین سطح ممکن یکپارچگی در هر زمان و حفظ این نوع یکپارچگی است(به نقل از مهرانی،۱۳۸۶).
مکتب چند وجهی با حالت روانی مددجو آنچنان که دردنیای وی تجربه می شود سروکار داردودر این مکتب گفته می شود که توجه اصلی مشاور وروان درمانگر باید معطوف هشیاری مددجو شود. بطور کلی باید گفت که رویکرد چند وجهی دارای نیروهای پرتاب اصلی است که این نیروها عبارتند از:
۱-مشاوره چند وجهی، مددجو را نسبت به موقعیت یا وضعیت مشکل،کاملا آگاه می سازد.
۲-به مددجو می آموزد که چگونه می توان با هشیاری وبا قصدوپیش گستر،سطح بالاتری از یکپارچگی را در خود بوجود آورد (ساعتچی،۱۳۷۴).
طبق نظر تورن(۱۹۶۷)مکتب چند وجهی تنها رویکرد کلی است که میدان دید آن برای کاراثربخش با طیف وسیعی از عواملی که بالقوه بر فرایند یکپارچگی اثر می گذارند،کافی است.
۲-۳-۴راهبردها[۱۹۹]
۲-۳-۴-۱ راهبردهای سنجش
برای سنجش نتایج مشاوره ونیز سودمندی آن برای مددجو،مدل چند وجهی فراوان ومناسبی ارائه شده است.
مدلی را که لیوی وسیمیک –داونینگ[۲۰۰] وکورمیروکورمیر به توصیه آن پرداخته اند از مدل های دیگر بهتر است.
در مدل لیوی وسیمیک –داونینگ سنجش یکپارچه مددجو از ابعاد مختلف شخصیتی وفرهنگی وی را دربرگرفته و نیز محیطی که مددجو درآن قرار گرفته،انجام می گیرد.این مدل، آن میزان جامع نظامدار وقابل انعطاف بود که مشاور می توانست با استفاده از آن ونتایج حاصل ازآزمون میزان شده، داده هایی را که بر اساس مشاهده مددجو بدست آورده است وگزارش هایی تهیه شده بوسیله شخص مددجوونیزروش های سنجش دیگر به کار گیرد.
روش های دیگر عبارتند از:
راهنمای تشخیصی وآماری اختلال های روانی(DSM-4) انجمن روانپزشکان آمریکا که از آن برای تعیین وضعیت روانی مددجویان،استفاده می شود.
مجموعه سنجش تحقق بخشی که بوسیله شوسترم[۲۰۱] (۱۹۷۶)ارائه گردیده است
نظام نقشه رشدی که از آن برای جادادن نقشه های پیچیده مراحل رشدی مددجودر مجموعه راهبردهای خاص سنجش چند وجهی، استفاده می شود.
به نظر تورن مکتب چند وجهی تمام معارف موجود در یک رشته خاص را در یک زمان ومکان ویژه تلفیق می کند، وی معتقد است که معرفت ما از شخصیت ودرمان بسیار پیشرفته است واین پیشرفت بوجود آمدن یک روش چند وجهی را ایجاب می کند. روش چند وجهی تنها روشی است که قادر است بفهمد، تحلیل کندومحاسن دیدگاههای مختلف روان شناسی و روانپزشکی حاضر را با روش های علمی مختلفی که دارند بکاربندد.