سامانه پژوهشی – بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد لازاروس در بهزیستی ذهنی و رضایت از زندگی …

در پژوهشی واتسون وهمکاران به این نتیجه رسیده اند که عواطف مثبت ومنفی با عوامل شخصیتی برون گرایی و روان رنجور خویی در ارتباط هستند.
اما باید درنظر داشت با وجود تبیین های نظری زیست شناختی، روان شناختی واجتماعی برای نقش تفاوت های چیستی در تجربه عواطف مثبت ومنفی، سازکار اصلی این رابطه هم چنان ناآشکار مانده است(ببینگتون، ۱۹۹۶، فرانک۲۰۰۰،هوکسیما، ۲۰۰۵[۱۶۵]؛ به نقل از شکری،۱۳۸۶).
۲-۱-۹-۳ متغیر های موثر در بهزیستی ذهنی
از آنجا که بهزیستی ذهنی به عنوان یکی از شاخص های مهم کیفیت زندگی مطرح شده است ومتغیر های زیادی از قبیل متغیر های زیستی ،اجتماعی،شخصیتی ،تحصیلی وشغلی و… در میزان بهزیستی افراد نقش دارند، بنابراین لازم است برای تامین سلامت روان شناختی به متغیرهای موثر در بهزیستی ذهنی توجه شود(دینر، ۲۰۰۵).
درواقع افراد در چگونگی رفتار، تفکر، احساس، نیازهاوخواسته ها با هم تفاوت دارندومیزان سازگاری متفاوتی دارند.دریک محیط اجتماعی مشابه برخی افراد توان مقابله با مشکلات وانتظارات را در اندک زمانی از دست می دهند وبه راحتی در دام اختلالات روان شناختی وعملکرد نامناسب گرفتار شده وسلامت روان شناختی وبهزیستی آنها به خطر می افتد. در مقابل عده ای با تحلیل موقعیت و با توجه به ویژگی های شخصیتی خاص،رفتار مناسبی از خود نشان می دهند واز سطح بهزیستی مطلوبی برخوردار خواهند شد(سروقد وهمکاران،۱۳۸۹). در این میان نکته مهم این است که متغیرهای بهزیستی در طول فرهنگ ها نیز متفاوت است به عنوان مثال دینر وهمکاران (۲۰۰۳)اظهار می دارند که متغیرهای موثر بر بهزیستی ذهنی ممکن است توسط فرهنگ تعدیل شود .این محققان نشان داده اند که راههای گوناگونی جهت بهزیستی است.که براساس ارزش های فرهنگی درونی شده،از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است(دینروهمکاران، ۲۰۰۳؛ به نقل از سلطانی، ۱۳۸۹).
در حالی که فرض می شود که قسمت زیادی از بهزیستی ذهنی توسط ویژگی ها ی فردی تعیین می شود؛اما پژوهش ها تاثیرمشخصات جمعی را نیز روی بهزیستی تایید واثبات کرده اند(فارل وهمکاران[۱۶۶]،۲۰۰۴؛ به نقل از هوگو ووان هوت[۱۶۷]،۲۰۱۰).
دینر وهمکاران (۲۰۰۹)بیان نمودند که آنچه لازمه شادکامی یا بهزیستی در یک فرهنگ است، ممکن است در فرهنگ دیگر به آن میزان ضروری ولازم نباشد.یک بعد فرهنگ که باعث درک تفاوت های بهزیستی می شود، خصوصیات فردی وجمعی است واین ساختار شامل حدودی است که درآن مردم خود را مختار ومستقل می دانند.فردگراها تلاش می کنند خود را از دیگران متمایز سازندودرنتیجه دراینجا احساسات منحصر به فرد، خصوصیات اصلی بهزیستی ومتغیرهای اصلی آن است(دینر وهمکاران، ۲۰۰۹).
۲-۱-۱۰ بهزیستی در تفکر ونظریات روان شناسان
شبیه فلاسفه، روان شناسان نیز همواره دراین باره اندیشیده اند که چگونه به طور صحیح می توان شادی را فهمیدوآن را بدست آورد.شبیه به فلاسفه، ویلیام جیمز پدر روان شناسی آمریکا معتقد است، شادی برای همه مردان وزنان در طول تاریخ یک اندیشه نهفته بوده است. وهمه خواهان بدست آوردن وپایدار بودن این انگیزش بوده اند(فریش، ۲۰۰۶،به نقل از سوری،۱۳۸۹).
زیگموند فروید، عقیده داشت شادی غایت نهایی انگیزه بشر است.هدف انسانها درزندگی، ماندن دراصل لذت است وما می کوشیم دربرخوردارشدن از حداکثر لذت وحداقل درد.اوبصورت بدبینانه ای فکر می کردکه ما هرگز نمی توانیم شاد باشیم. زیرا این با جامعه مدرن محدودیت ایجاد می کند. فروید درکتاب تمدن وناخرسندی های آن، در سال ۱۹۲۱(مهرگان، ۱۳۸۲)، راههایی رابرای رسیدن وبرخوردار بودن از شادی، هرچند بسیار اندک را مطرح می کندکه شامل می شود از استفاده از داروها تا مدیتیشن در کشتن تمایلات غریزی، انزوا از دیگران به منظور جلوگیری از آسیب های طرد شدن نظیر افسردگی…ویا فروبردن خود دریک جهان تخیلی از خوبی ها از طریق درگیر شدن در هنر، مذهب ویا حتی سایکوزوبه اعتقاد وی والایش(تصعید) بهتر ومناسبتر انگیزه های پرخاشگری وجنسی، در کار معنادار بویژه هنر وعلم صورت می گیرد نه سایکوز شدن ونه حتی مذهب.
بی اف،اسکینر[۱۶۸] رفتارگرا معروف،که احتمالا بیشترین تاثیر رابرروان شناسی در قرن گذشته، گذاشته است.شادی را دراثر ونتیجه داشتن یک محیط وشرایط پاداش دهنده می داند.یک زندگی پاداش دهنده، یعنی وجود زندگی که درآن یک سری تقویت کننده های قوی وجود داشته باشند وعدم وجود محرک های کنترل وآزاردهنده واستفاده بهینه جهت شکل دادن به رفتار براساس این محرک ها(فریش،۲۰۰۶؛ به نقل از جلوانی،۱۳۹۰).
تئوری های شناختی، شادی را در قضاوت یا ارزیابی های افراد از انتظارات، استانداردها ویا آرزوها وآرمان هایشان در زندگی می دانند. برطبق این دیدگاه، ما ممکن است تصمیم بگیریم به اینکه شادو یا راضی باشیم، از طریق مقایسه موقعیت وزندگی فعلی مان، با تعدادبیشماری از استانداردها وارزش های خودمان وبا محک زدن زندگی خودمان با زندگی دیگران ویا با شرایط مان درگذشته وحال وآینده.هنگامی که می بینیم آرزوها، اهداف ونیازهایمان، در زندگی روزمره اجرا شده وبه عمل درآمده است ما احساس رضایت می کنیم وبه دنبال آن شاد می شویم(فریش،۲۰۰۶، لیمبوسکی، کینگ[۱۶۹]،دینر،۲۰۰۵).
۲-۲ رضایت از زندگی
۲-۲-۱ نگاهی کلی بررضایت از زندگی
یکی از شاخص های بهداشت روانی،میزان رضایت از زندگی است. رضایت از زندگی به شیوه های گوناگون ت

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

عریف شده است.کمپل وهمکارانش (۱۹۷۴)رضایت اززندگی را به عنوان تفاوت بین آنچه که شخص می خواهد وآنچه که هست تصور کرده اند.در حقیقت یک تفاوت بین واقعیت وایده ال را مطرح کرده اند. رضایت از زندگی، نگرش فرد، از ارزیابی عمومی نسبت به کلیت زندگی خود ویا برخی از جنبه های زندگی همچون زندگی خانوادگی وتجربه آموزشی است (به نقل اززکی، ۱۳۸۶).
تجربه شادمانی وخرسندی درزندگی بعنوان هدف اعلای وجود انسانی تلقی شده است وبالعکس احساس غم وناخرسندی اغلب بعنوان مانعی در راه انجام وظایف فرد که به ناتوانی وی در ایفای وظایف منجر می شود تلقی می گردد. اهمّیت احساس سعادتمندی محققان را به این زمیته هدایت می نماید که چرا وچگونه افراد زندگی را به شیوه مثبت تجربه می کنند .در پذیرفته ترین مدل مفهومی احساس سعادت در دوبعد احساسی (احساسات مثبت ومنفی)وشناختی که رضایت از زندگی نامیده می شود، مفهوم سازی شده(دینر، ۱۹۹۴؛ به نقل از عظیمی هاشمی، ۱۳۸۳) ودر برخی از پژوهش ها تمایز این دوبعد نیز نشان داده شده است.به طور مثال دینر (۱۹۹۴) گزارش کرده است که بعد احساسی راحت تر بر شرایط فیزیکی(مانند درد وبیماری تاثیر می گذارد)، در حالی که رضایت از زندگی این گونه نیست. علاوه براین در یک پژوهش فراتحلیل ویژگی های شخصیتی (پنج عامل شخصیتی) ورضایت در ارتباط قرار داده شده است. رضایت از زندگی قویترین همبستگی را با عامل نورتیک داشته است (دینر، کوپر، ۱۹۹۸، به نقل از عظیمی هاشمی، ۱۳۸۳).
رضایت از زندگی بازتاب توازن میان آرزوهای شخص ووضعیت فعلی او است. به عبارتی هر چه شکاف بین سطح آرزوهای فرد و وضعیت عینی وی بیشتر گردد، رضایتمندی کاهش می یابد، اما سطوح آرزوهای فرد بتدریج با وضعیت وی تطبیق خواهد یافت(کمبا وهمکاران،۱۹۷۶، به نقل از حسینی ،۱۳۸۹).
احساس سعادت ورضایت اززندگی اگرچه تاحدزیادی به شرایط فردی بستگی دارد اما تاثیر عوامل اجتماعی در بروز یا افول آن بسیار پررنگ است .رضایت از زندگی ترکیبی از شرایط فردی واجتماعی است ودرواقع نشانه ای از نگرش های مثبت نسبت به جهان ومحیطی است که فرد را فراگرفته ودرآن زندگی می کند .
سطح پایین رضایت از زندگی به گرایش های منفی نسبت به جامعه کل مربوط می شود .شاید دلیل عمده این شرایط وضعیتی است که جامعه از جهت تحقق اهداف وایجاد امنیت ناشی از تحقق آن برای فرد درپی می آورد.احساس امنیت ناشی از ارضای نیازها وتحقق اهداف،رضایت از زندگی را دربین افراد یک جامعه گسترش می دهد. رضایت از زندگی بازتاب ارزیابی فرد از سطح مطلق شرایط فردی واوضاع بیرونی است که تا حدی بوسیله نظام سیاسی تحقق می یابد ونارضایتی می تواند ناشی از هریک از این دو بطور مجزا ویا درنتیجه هر دو عامل باشد. اگرچه نارضایتی از هریک از ابعاد مذکور قابل تعمیم وتسری به ابعاد دیگر است. بنابراین عنصر رضایت یکی از عناصر اساسی نظم وپیشرفت افراد در زندگی است.
(لیمبومیرسکی،۲۰۰۱)، معتقد است افرادی که رضایت از زندگی بالاتری دارند از شیوه های مقابله موثرتر ومناسب تری استفاده می کنند، عواطف واحساسات مثبت عمیق تری را تجربه می کنند واز سلامت عمومی بالاتری نیز برخوردارند .
رضایت از زندگی نیاز مند تبیین جامعه شناختی است. برخلاف آنچه درعرصه اخلاق تبلیغ می شود، معمولا فرض عامه برآن است که مادیات، اصلی ترین عامل خوشبختی است (تبلیغ این اخلاق که پول خوشبختی نمی آورد، خود نشان دهنده این است که فرض عامه برخلاف آن است). این تصور آنچنان عمیق ودرمیان مردم گسترده است که شاید بتوان ان را یکی از انواع تصورات غالبی شمارآورد، درحالی که شواهد این تصورات را نقض می کنند. از طرفی، این تصورات بصورت کلان وجوددارند؛ بدین معنا که افراد معتقدند که خانواده های غنی وثروتمند از خانواده های فقیر خوشبخت تر واز زندگی راضی تر هستندکه البته پژوهش های انجام گرفته نادرست بودند این تصور را نیز ثابت می کنند (خلعتبری وبهاری،۱۳۸۹).
۲-۲-۲رویکردهای رضایت از زندگی
در نگاه به متغیر رضایت از زندگی دو رویکرد نظری وجود دارد: در رویکرد نخست، رضایت از زندگی به مثابه یک سازه چند بعدی درنظر گرفته می شود ورویکرد دوم به رضایت از زندگی به مثابه یک متغیر بسیط می نگرد.
۲-۲-۲-۱ رضایت از زندگی به مثابه یک سازه
در این نگاه رضایت از زندگی سازه ای است که دارای ابعادی چند است،البته دراین رویکرد نیز تنوعی حاکم است. در برخی کارهای انجام شده ابعاد رضایت از زندگی عبارتند از :رضایت از زندگی خانوادگی، رضایت از مسکن، رضایت از شغل ورضایت از تندرستی(نایبی، ۱۳۷۵).
دراثری دیگر ابعاد رضایت اززندگی عبارتند از:رضایت از خود،رضایت از دوستان،رضایت از خانواده،رضایت از محیط زندگی،رضایت ازمحیط کار و…(عظیمی، ۱۳۸۲)
در اثری دیگر ابعاد رضایت از زندگی از جنس رضایت نیست؛ مثلا رغبت به زندگی، تناسب میان اهداف دست یافته با آرزوها، شاد بودن ونگاه مثبت داشتن، ثبات قدم و شکیبایی وتصور از خود به لحاظ زیستی، روانی واجتماعی(آدامز،۱۹۶۹؛ به نقل قهرمان، ۱۳۸۷).
به عقیده ما در نظر گرفتن ابعاد مذکوربرای رضایت از زندگی معتبر نیست؛ زیرا قائل شدن به ابعادی برای یک متغیر وبیان تعدادآن ابعاد، براساس مفاهیم نظری وتئوریک امکان پذیر است وتقسیم بندی های آماری نمی تواند مبنای درستی برای آن باشد. درواقع آمار دراینجا فقط راهنما است، ولی دراثر تحقیقی اخیر مبنای این ابعاد یک تحلیل عاملی است. علاوه براین،بین ابعاد یک سازه باید رابطه ای منطقی وجود
داشته باشدوهر بعد مکمل دیگری باشد. به نظرآنچه در اثر اخیر به عنوان ابعاد این سازه ذکر می گرددتنها در یک مورد(رغبت به زندگی)قابل پذیرش است ودرسایر موارد جزء متغیرهای پیش بینی کننده آن محسوب می گردد نه اجزای آن.
ریان وزیورازیک[۱۷۰](۲۰۰۰)در پژوهشی به رابطه بین رضایت از زندگی ودنیا گرایی می پردازد.وی به ابعادی همچون اسکان،زندگی خانوادگی،شغل،سلامتی ورشته تحصیلی،میزان تحصیلات و… اشاره داشته است(به نقل ازقهرمان، ۱۳۸۷).
اباذری وهمکارانش (۱۳۸۳)در یک اثر پژوهشی برای رضایت از زندگی سه بعد رضایت مالی،رضایت فردی ورضایت اجتماعی-سیاسی را درنظر گرفته است.
علیخواه(۱۳۸۳)در نظر پژوهشی خود برای رضایت از زندگی شش بعد درنظر گرفته است که عبارتند از:رضایت اززندگی خانوادگی(رضایت از همسر وفرزند)، رضایت از شغل،رضایت از روابط اجتماعی (همکاران وهمسایگان)، رضایت از درآمد،رضایت از تحصیلات، رضایت از تسهیلات مهم خانواده.
۲-۲-۲-۲ رضایت از زندگی به مثابه یک متغیر بسیط
در این نگاه رضایت اززندگی فاقد ابعاد است واگر در تحقیقات از گویه های متعددی برای سنجش آن استفاده شده هدف ارتقا سطح سنجش آن از ترتیبی به فاصله ای بوده، هرچند در برخی از تحقیقات برای سنجش از یک گویه استفاده شده است.
دریک اثرتحقیقی برای سنجش رضایت اززندگی مستقیما از خود فرد خواسته می شود که میزان رضایت از زندگی خود را درقالب یک طیف چند گزینه ای لیکرت علامت بزند(آیا بطورکلی از زندگی خود راضی هستید؟) (محسنی،۱۳۷۹).
رونالد اینگهارت[۱۷۱] در اثر پژوهشی خود، رضایت فرد ازکل زندگی را بازتاب مجموع رضایت وی درزمینه های گوناگون همچون درآمد،مسکن،شغل،فعالیت های فراغت،زندگی خانوادگی ومانند آنها می داند، اما اوهمچنان که ملاحظه شد مانند موردقبل، در گویه سازی استفاده از واژه رضایت را گویاتر از هرجایگزینی می داند(اینگهارت؛به نقل از قهرمان،۱۳۸۷).
۲-۲-۳ دیدگاه سلیگمن ومازلو درباره رضایت از زندگی