فراگیری و حافظه: به عقیده دیوید ال. هاری و پیتر ریلرو در وب سایت آزمایشگاه علمی و آموزشی منطقه‌ای بخش شمال مرکزی، فعالیت‌های دستی به جای استفاده از روش‌های منفعلانه، می‌تواند به دانش آموزان کمک کند تا آن چیزی را که فراگرفته‌اند، بهتر بخاطر بسپارند. با مشارکت و نقش آفرینی در رویکرد فراگیری با کمک فعالیت‌های دستی، کودکان غالباً از ابزار چند حسی استفاده می‌کنند تا اطلاعات را گردآوری و یا پردازش کنند. استفاده از یک روش چند حسی و یا چند شیوه‌ای در امر فراگیری، منتج به احتمال بالاتر از ذخیره اطلاعات تازه در ذهن کودکان می‌شود.
انواع کاردستی
انواع کاردستی از جنبه های زیر قابل بررسی است:
موضوع کار
کاردستی گاهی جنبه تزئینی و گاه جنبه کاربردی دارد. بعضی اوقات نیز دارای هر دو جنبه است.
ساختار
کاردستی های ساخته شده از نظر شکل یا دو بَعدی( سطح ) و یا سه بعدی (حجم ) هستند. در برنامه کاردستی دوره ابتدایی هماهنگ با دروس دیگر، دانش آموزان ابتدا فعّالیّت های کاردستی خود را به صورت دو بَعدی(سطح ) تجربه می کنند و سپس نمونه های سه بَعدی(حجم ) می سازند. آن ها هنگام ساختن کاردستی و تجربه عملی با سطوح مختلف، تفاوت های میان سطوح را به طور عملی درک و تنوع آن ها را در محیط خود کشف می کنند. هم چنین مفاهیم سطح و حجم را درک می کنندو آن ها را از هم تمییز می هند، اگر چه نمی توانند تعاریفی از سطح و حجم را ارائه دهند.
روش کار
فعّالیّت های کاردستی در دو زمینه شکل سازی و شکل یابی برنامه ریزی شده اند. در شکل سازی موضوع معینی به دانش آموزان ارائه می شودو آن ها تلاش می کنندایده های ذهنی خود از موضوع را تجسم بخشند. در شکل یابی از ابتدا موضوع معینی وجود ندارد و دانش آموزان با دقّت به موادی که در اختیار دارند، شکل آشنایی را در آن پیدا می کنندو آن را به کمک ابزار نقاشی یا مواد دیگر، کامل می کنند. در این روش آن ها باید از ایده های ذهنی خود برای پیدا کردن شکل های آشنا استفاده کند و موضوعی را از شکل و حالت مواد مورد نظر کشف کنند(نواب صفوی و دیگران،۱۳۸۷؛ ص۹۴).
ابزار کاردستی
کاغذ: متنوع بودن کاغذ، اعم از ضخامت، رنگ و جنسیت آن، امکان تجربه و ساخت کاردستی های بی شماری را فراهم می کند. انتخاب نوع کاغذ در ساخت کاردستی مهم است. بنابراین، قبل از شروع به کار باید به نوع کاغذ و کاری که می خواهید روی آن انجام دهید توجه کرد. انواع کاغذهای نازک، رنگی پشت سفید، کاغذهای دو طرف رنگی، کاغذهای ابری و کاغذهایی که دارای نقش ها و رنگ های متنوع هستندرا می توان در ساخت کاردستی استفاده کرد. ضخامت کاغذها بستگی به گِرَماژ آن ها دارد. هر چه گرماژ کاغذ پایین تر باشد(مثلاً کاغذ ۵۰ گرمی)، برای تا زدن مناسب تر است.. وقتی که گرماژ کاغذ خیلی زیاد باشد، به آن مقوا می گویند.
مقوا: انواع گوناگونی دارند؛ مقواهای سادهف، رنگی، نرم، سخت و چند لایه. تفاوت مواد اولیه و نیز چگونگی ساخت در نوع و جنس مقواها مؤثر است. از مقواهای سخت برای ساخت ماکتساختمان ها، از مقواهای نرم برای ساخت جعبه ها، پاکت های کوچک، جلد کتاب و دفترچه های معمولی استفاده می شود.
چسب: چسب ها در انواع مختلفی تولید می شوند و هر کدام کاربرد مخصوصی دارند.
چسب هایی که با مخلوطی از آب درست شده اندبرای چسباندن کاغذ مناسب هستند.
چسب سفید صحافی برای چسباندن کاغذ و صحافی کتاب مورد استفاده قرار می گیرد.
نشاسته نیز وقتی با آب مخلوط می شود و به صورت خمیر در می آید، خاصیت چسبندگی خوبی دارد.
در ترکیب برخی از چسب ها تینر به کار می رود. این چسب ها بسیار مقاوم هستند و بیش تر در کفاشی به کار می روند.
سریشم، چسب چوب و چسب های نواری(کاغذی و پلاستیکی) از انواع دیگر چسب ها هستند.
قیچی و کاتر(تیزبُر): کاترهای بزرگ برای بریدن موکت، مقواهای ضخیم و ماکت سازی استفاده می شوندو کاترهای کوچک قلمی برای ماکت سازی ، قطاعی و یک نوع از آن در جراحی کاربرد دارند.
خط کش فلزی، روبان، پارچه و گونی، گِل رُس، چوب، پلاستیک، فوم و خیلی چیزهای دیگر را می توان برای ساخت کاردستی بهره گرفت(کشاورز، ۱۳۸۶؛ ص۱۱۳).
قصه و قصه گویی
تعریف قصه
قصه در لغت به معنی حکایت و سرگذشت است و دراصطلاح به آثاری اطلاق می شود که در آنها تاکید برحوادث خارق العاده بیشتر از تحول و تکوین آدمها و شخصیت ها است. در قصه یا حکایات محور ماجرا بر حوادث خلق الساعه قرار دارد. حوادث قصه‌ها را به وجود می آورند و در واقع رکن اساسی بنیادی آن را تشکیل می دهند؛ بی‌آنکه در گسترش و بازسازی قهرمان ها و آدم های قصه نقشی داشته باشد. در تعریف قصه می توان گفت: سخن یا نوشته ای است از روزگاران قدیم که در آن شخصیت های گوناگون خیالی یا واقعی، ماجراهایی می آفرینند. قصه‌ها از روزگاران قدیم برای آموزش، انتقال تجربه‌ها و تاریخ هر قوم از نسلی به نسل دیگر پدید آمده اند(داد، ۱۳۹۰).
تعریف قصه گویی
قصه‌گویی، عبارت است از هنر یا حرفه نقل داستان به صورت شعر یا نثر که شخص قصه‌گو آن را در برابر شنونده‌ی زنده اجرا می‌کند. داستان‌هایی که نقل می‌شود، می‌تواند به صورت گفتگو، ترانه، آواز با موسیقی یا بدون آن، با تصویر و سایر ابزارهای همراهی باشد. ممکن است از منابع شفاهی، چاپی یا ضبط مکانیکی استفاده شود و یکی از اهداف آن بایستی سرگرمی باشد. در روزگاران کهن، تاریخ سنت‌ها، مذهب، آداب قهرمانی‌ها و غرور قومی به وسیله قصه‌گوها ا

این نوشته را هم بخوانید :   مطالعه و رتبه بندی میزان تاثیر عوامل موثر بر خلاقیت کارکنان بر جذب ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

ز نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد(حجازی،۱۳۸۷؛ ص۲۰۰).
کارکردها وتأثیرقصه برکودکان
کودکان شیفته قصه و قصه گویی هستند و قصه تأثیر عمیق بر روان، زبان، رفتار و شخصیت آن ها بر جا می گذارد. برخی از تأثیرات قصه در کودکان عبارت است از:
زبان آموزی: قصه ها، کودک را با واژگان، اصطلاحات، نام ها، ضرب المثل ها و… آشنا می سازند و از این راه علاوه بر ایفای نقش مهم و جدی در زبان آموزی، فرصت خوبی برای اصلاح لغزش ها و اشکالات زبانی ایجاد می کند.
انتقال مفاهیم: قصه به علت کشش، زیبایی و نقشی که در برانگیختن حس کنجکاوی دارد، می تواند بسیاری از مفاهیم را به کودک منتقل کند. هم چنین با انتقال مفاهیم به روش غیرمستقیم، نه تنها باعث جذب بهتر و سریع تر مفاهیم به ذهن و زبان کودک می شود بلکه فهم آن ها را عینی تر و ساده تر می سازد.
تقویت حس کنجکاوی: قصه ها به علت در برداشتن زنجیره حوادث، کودک را وا می دارند که به تعقیب حوادث بپردازند یا آن چه را در قصه می شنود، در دنیای بیرون جست و جو کند. کودک پس از شنیدن قصه، انگیزه بیشتر و کنجکاوی افزون تری برای چنین کاری پیدا می کند.
پرورش قدرت تخیل و خلاقیت: در قصه ها عنصر تخیل بسیار قوی و مؤثر است؛ در بسیاری از قصه ها، عناصر تخیلی حضوری برجسته دارند. تخیل کودک با شنیدن و خواندن داستان پرورش می یابد. گاه دیده شده است که کودک هنگام بازگو کردن داستانی که شنیده است، به دخل و تصرف می پردازد یا داستانی بر همان مبنا می سازد. اگر این تخیل جهت داده شود، راه برای کشف استعداد کودکان در زمینه های ادبی و هنری هموار می گردد. قصه گویی، یکی از بهترین راه های کشف توان و استعداد کودکان است. از منظر دیگر، کودکان هنگام گوش دادن به قصه، عناصر، فضا و حوادث آن را در ذهن خویش می آفرینندو معمولاً خود را در قالب قهرمان قصه قرار می دهند. به این ترتیب حداقل تا پایان قصه غرق تخیل در آنند.
کودکان با شرکت کردن در تجربه های تلخ و شیرین قهرمانان قصه، با واقعیت های زندگی آشنا می شوند و روش های مواجه با مشکلات را در می یابد.
کودکان را می توان از طریق قصه های دل چسب و دوست داشتنی متناسب با توانایی های آنان با واقعیت های زندگی آشنا کرد. آن ها در موقع گوش دادن به قصه، مفاهیم پنهان در لابه لای واژه ها را درک می کنند؛ هنگامی که قهرمان قصه در مرداب بدبختی غوطه می خورد، آن ها غمگین و نگران می شوند و وقتی که به جاده خوشبختی قدم می گذارد، فریادی از شوق بر می آورند و اگر بخت یا شخصیت بد داستان یار شود، بی صبرانه انتظار می کشند تا او به سزای کارهای زشتش برسد؛ این ها همه دانه هایی است که در دل کودکان کاشته می شود و تأثیر آن بروز حرکاتی از سر شادی و غم است که خود، نشان از باور شدن ذهن آن ها دارد.
انتقال ارزش ها: همراهی با قهرمانان قصه، باعث می شود که صفات، فضیلت ها و ارزش های آنان با روح و جان کودک آمیخته شود. وقتی قهرمان به علت خوبی، صداقت و بخشش، مورد حسد یا ستم واقع می شود و سرانجام، همین ویژگی او را نجات می دهد، عشق ورزی به این ارزش ها، همچون بذری افشانده می شود و گریز و پرهیز از کسانی که زشتی ها و بدی ها را منتشر می کنند، نیز در وجود او بارور می گردد.
اصلاح رفتار: قصه ها می توانند به اصلاح، بهبود و تغیر رفتار کمک کنند؛ به عبارت دیگر، مقصد قصه، عبرت آموزی بوده است. تردیدی نیست که اگر در پایان قصه، باب موعظه و نصیحت باز نشودو قصه خود، آموزنده و عبرت آموز باشد، چنین تأثیری را به صورت پنهان و پیدا در رفتار کودک خواهد داشت.
تعامل اجتماعی: اگر کودکان در جریان قصه فعال شوند و از آن ها بخواهیم که نظر خود را در مورد قصه و قصه گو بگویند، توجه و دقت شنوایی آن ها تقویت می شود. هم چنین زمینه ای فراهم می شود که آن ها با برقرای ارتباط، سخن گفتن و بیان احساسات، شیوه های ارتباط با دیگران را تمرین کنند. این شیوه، به ویژه برای کودکان خجالتی و انزواطلب بسیار کارآ و مؤثر است.
پیوند فرهنگی: قصه ها عامل انتقال میراث فرهنگی و پیوند میان امروز و گذشته اند. کودکان با شنیدن قصه ها به آرمان ها، آرزوها، رنج ها و شادی ها، باورها و نوع زندگی گذشتگان پی می برند. گویی، قصه ها پلی هستند که کودکان امروز را به روزگار گذشته می برند. قصه ها نوعی آموزش تاریخی نیز هستند؛ چون از لابه لای آن ها ، تصویر از گذشته فرا روی خواننده یا شنونده قرار می گیرد(نواب صفوی و همکاران، ۱۳۸۷؛ ص۱۵۳- ۱۵۱).