شووان[۱۷] شاعر و هنرمندآلمانی معتقداست که : ارزش هنردینی از اینجا سرچشمه می گیردکه این هنر یک ذکاوت و بینشی را در برداشته و انتقال می دهدکه جامعه بشری فاقدآن است. مانندطبیعت بکر و دست نخورده. هنردینی دارای خصلت و فعل عقل است که آن را توسط زیبایی متجلی می سازد. هنر دینی، صورت آن حقیقتی است که خود، ماوراء عالم صور است. تصویر ازحقیقتی که هیچگاه خلق نشده است(محدثی، ۱۳۸۷).
سیمین دانشور دیدگاه ارسطو را در رابطه با هنر دینی و مقدس یادآوری کرده و می گوید: ” فیلسوفی مانند ارسطو، هنری را می ستاید که صفا بخشنده اخلاق و تطهیر کننده عواطف باشد.” هم او از قول تولستوی[۱۸] نیز در این رابطه می نویسد: ” هنر خوب است اگر احساسات خوب را ترویج کند واحساسات هنگامی خوبند که شعور دینی، ممیّز نیک و بد، به خوبی آنها حکم دهد. هنرنبایدراستی و راستگویی – یعنی صفت اساسی وگرانبهای خود را – ازدست دهدوگناه و فساد را ترویج نماید(دانشور، ۱۳۷۵).
البته تولستوی که شاید بتوان او را بارزترین شخصیت مدافع هنر دینی یا اخلاقی شمرد، در این رابطه مطالب مبسوطی را بیان کرده است. وی در بیان ماهیت هنری که ریشه در شعور دینی هنرمند دارد، می گوید:” تنوع احساساتی که ناشی از شعور دینی اند، بی پایان است و همه این احساسات تازه اند. زیرا شعور دینی جز نشانی از رابطه جدید انسان با جهان در جریان نظام خلقت چیز دیگری نیست و حال آنکه احساساتی که از میل لذت بردن سرچشمه می گیرند نه تنها محدودند، بلکه از مدتها پیش آنها را کاویده اند و بیان کرده اند. بدین سبب بی اعتقادی طبقات عالیه اروپا آنان را به سوی هنری رهنمون شده است که از لحاظ مضمون بی اندازه فقیر است.” وی در نقد هنر معاصر غرب که عمدتاً مبتنی بر کسب لذت جنسی است، می نویسد: ” احساس لذت جنسی که پست ترین احساسات است و نه تنها در دسترس انسان قرار دارد بلکه همه حیوانات نیز بدان دسترسی دارند ، موضوع اساسی تمام آثار هنری عصر نو را تشکیل می دهد.” (دهگان، ۱۳۶۴).
هنردر دین اسلام
بررسی نقش هنر و ادبیات دراسلام، می تواند در زمینه های گوناگون انجام شود. این بررسی می تواندمتون اسلامی را شامل گردد. که مهمترین آن قرآن کریم است. در وهله بعد می توان برخی ادعیه و مجموعه هایی ازگفتار و احادیث پیامبر( ص ) و ائمه ( ع )، ازجمله آثاری چون نهج البلاغه، نهج الفصاحه و مجموعه احادیث را مورد مطالعه قرار داد. جنبه های مورد اشاره و دیگر موارد را می توان به صورت زیردسته بندی و ارائه نمود:
الف- جلوه های هنری قرآن، احادیث و ادعیه اسلامی
ب- نقش هنردرمراسم اسلامی
ج- کاربرد هنر در تاریخ و فرهنگ اسلامی و بررسی آن ازدیدگاه فلاسفه و اندیشمندان اسلامی (میرزابیگی،۱۳۹۰: ص۲۱).
اندیشمند و متفکر شیعه، مرحوم علامه محمدتقی جعفری هنر را به سه گونه: هنر برای هنر، هنر برای انسان و هنر برای انسان در حیات معقول، تقسیم کرده؛ و با رد نظریه اول و دوم، در ارائه دیدگاه سوم، هنر را به هنر پیشرو و پیرو تقسیم کرده و درباره هنر پیشرو که همان هنر متعهد و در خدمت حیات معقول بشری است، می گوید: منظور از هنر پیشرو، تصفیه واقعیات جاری و استخراج حقایق ناب از میان آنها و قرار دادن آنها در مجرای « حیات معقول » با شکل جالب وگیرنده می باشد. نبوغ سازنده در این گونه هنر، « آنچه هست » را بطور مطلق امضا نمی کند و آن را مطلق هم طرد نمی نماید، بلکه « آنچه هست» را به سود« آنچه باید بشود » تعدیل می نماید. ما این هنر را جلوه گاه تعهد و بوجود آورنده آن را هنرمند متعهد می نامیم.” (جعفری، ۱۳۶۹: ص۳۰-۲۹)
مبانی تاریخی
تاریخچه کاربرد هنردرآموزش
اولین نشانه های توجه و استفاده از هنردرآموزش را دریونان باستان و به خصوص درکار فلاسفه ای مانند افلاطون[۱۹] و ارسطو ملاحظه می کنیم. در آتن(یونان) موسیقی به عنوان یکی ازموضوعات اساسی که هر شهروندی باید آن را بداند و آن را بشناسد، تلقی می گردید. در واقع حدود ۵ قرن قبل ازمیلادمسیح، درآموزش و پرورش آتن تئاتر و هنرهایی همچون موسیقی و … را به عنوان عناصرضروری در امر آموزش به کارمی گرفتند و جوانان به شدت در این زمینه، تعلیم داده می شدند(امینی، ۱۳۸۴، به نقل ازمختاباد، ۱۳۷۲: ص۳۰) .
در میان فلاسفه قدیم افلاطون اولین فیلسوفی است که هنرهای زیبا، موسیقی و داستان گویی را ابزاری مهم وکارساز برای تربیت روحی و روانی دانش آموزان قمدادمی کند و با توجه به تأثیرعمیق آن ازدیدگاه تربیتی، به تحلیل انتقادی انواع داستان ها و موسیقی هایی می پردازدکه برای کودکان و نوجوانان درنظرگرفته شده بود(نقیب زاده، ۱۳۸۸).
افلاطون در این تحلیل نقادانه، تصریح می کندکه در این داستان ها، به عنوان یک ابزار تربیتی اولاً نسبت های ناروایی به خدایان داده شده است، به گونه ای که از انجام هیچ کاری حتی دروغ گفتن، نیرنگ و پیمان شکنی هم ابا ندارند. نتیجه این عیب آن است که یا زشتی این کارها از میان می رود و یا اوج احترامی که درخور خدایان است. بدین سان، اثر تربیتی این گونه داستان ها یا از میان بردن دین است و یا ویران کردن بنیاد اخلاق. افلاطون درتأکید به نقش موسیقی درتربیت تا بدانجا پیش می رودکه می گوید: اگرکه موسیقی که بنیادش به نظم و هماهنگی است و از این رو خویشاوند روان است، در میان نباشد و فقط به پرورش تن، ورزش و آموزش جنگ آمدی پرداخته شود، آدمی ناموزون، وحشی و خشن بارمی آید و به جانوران درنده مانند می شود (نقیب زاده، ۱۳۸۸: ص۴۵).
اما

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

فیلسوف دیگریونانی، ارسطو، هم یادگیری هنرها را مورد توجه جدی قرار می دهد. وی بین حرکت معنا دارد در هنر و اعمالی که هیچ گونه سودی به انسان نمی رساندفرق می گذارد و اشاره می کند در امر آموزش، هنربه عنوان عامل اصلی معنا و مفهوم پیدا می کند(امینی، ۱۳۸۴ به نقل ازمختاباد، ۱۳۷۴: ص۳۰).
درعین حال، وی پرورش عواطف و احساسات را واهی می داندکه انسان را به مقصد هنرهای اخلاقی رهنمون می سازد. لذا باید کودکان و دانش آموزان را از شنیدن موسیقی و داستانهای بد منع کرد(امینی، ۱۳۸۴: ص۳۰-۲۹).
تاریخچه فعّالیّت هنری درمدارس ایران
ازسال ۱۳۱۶ تاکنون حوزه های محتوایی هنرکه دردوره های مختلف دربرنامه درسی هنرگنجانده شده، قابل توجه می باشد.
۱۳۱۶: سرود، نقاشی و رسم، تعلیم خط
۱۳۱۹: سرود، نقّاشی وکاردستی یاتعلیم خط، رسم ونقّاشی
۱۳۲۸: سرود، نقّاشی وکاردستی، خوش نویسی، مشق خط
۱۳۴۲: هنر و کاردستی، سرود
۱۳۴۵: هنر وکاردستی
۱۳۵۸: هنر و تعلیم خط
۱۳۷۳ تا کنون :نقّاشی، کاردستی، خوش نویسی
در برنامه سال ۱۳۷۳ که تاکنون نیز ادامه دارد ساعات آموزش هنرتقریباً ۷۰ درصد افت داشته است که درمقایسه با بالاترین میزان ساعات آموزش هفتگی درسال ۱۳۴۲ و حتی با لحاظ کردن ساعات آموزش هفتگی از۲۸ ساعت به ۲۴ ساعت کاهش داشته است که این افت( حدو ۱۵ درصد ) قابل توجیه نیست و حکایت از بی توجهی عمیق به آموزش هنر درحال حاضر دارد که درطول تاریخ آموزش ابتدایی در ایران سابقه نداشته است (مهرمحمدی، ۱۳۹۰: ص۱۵۴) .
نکته ی جالب توجه این که، ازسال ۱۳۷۴، آموزش و پرورش مبادرت به چاپ کتاب درسی باعنوان ” آموزش هنر ” نکرده امّا در برنامه درسی هفتگی، کماکان ساعات آموزش هنرمصوّب شورای عالی آموزش و پرورش، جایگاه خود را حفظ کرده است. لذا، بایدنتیجه گیری کردکه آموزش هنر، علاوه بر ساعات بسیارمحدود و ناچیز اختصاص یافته به آن در دوره ابتدایی، فاقدبرنامه درسی مشخّص و منابع آموزشی رسمی نیزهست، که خودمعرّف بُعد دیگری از ابعاد بی توجّهی وکم مهری نظام آموزشی به حوزه ی تربیت هنری است (مهرمحمدی، ۱۳۹۰: ص۱۵۶).
درسال ۱۳۷۸، دفتربرنامه ریزی و تألیف کتب درسی تصمیم گرفت، با طرّاحی برنامه درسی جدیدی برای درس هنر، به وضعیت نابسامان آموزش هنردر دوره ابتدایی سامان بخشد. در این سال، مطالعات نیازسنجی انجام گرفت و در سال ۱۳۷۹، پیش نویس نخست برنامه با عنوان ” برنامه ی موقت ” تهیّه و به دبستان های سراسرکشور برای اجرای داوطلبانه ارسال شد. پرسش نامه هایی نیز همراه برنامه ی موقت برای مدارس ارسال گردید، تا با استفاده از آن ها به اظهارنظر درباره ی برنامه ی تازه تنظیم شده بپردازند. حاصل این فعّالیت و بررسی های علمی و کارشناسی دیگری که در گروه برنامه ریزی ذیربط انجام شد، منجربه طرّاحی ” راهنمای برنامه درسی هنردوره ی ابتدایی” شد(نوّاب صفوی، ۱۳۸۲).
با توجه به مطالب ذکرشده می توان گفت که به طور اساسی فعّالیّت هنری درنظام آموزشی کشور در مقایسه با سایرکشورها، از یک سو با محدودیت های نظری و فکری و ازسوی دیگربا موانع و تنگناهای اجرایی و عملی دست به گریبان است. محدودیت نظری، ریشه درعدم اعتقاد و باور برنامه ریزان آموزشی به ضرورت و نقش ویژه فعالیت های هنری در شکوفایی قابلیت ها و استعدادهای مختلف دانش آموزان و تحقق اهداف نظام آموزشی دارد.
جدول شماره ۱-۲
زمان آموزش هفتگی درآموزش ابتدایی

پایه سال اول دوم