پایان نامه هنجاریابی پرسشنامه سنجش روابط متقابل

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد گرمسار

دانشكده علوم تربیتی، گروه روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه كارشناسی ارشد «M.A»

رشته روانشناسی- گرایش عمومی

عنوان

هنجاریابی پرسشنامه سنجش روابط متقابل

اردیبهشت ماه 94

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

فصل اول

كلیات پژوهش…… 2

مقدمه. 3

بیان مسئله. 5

اهداف…. 10

اهمیت و ضرورت انجام تحقیق… 11

فرضیه­ها. 11

تعریف متغیرهای پژوهش….. 12

نظریه تحلیل رفتار متقابل… 12

پرسشنامه روابط متقابل… 12

هنجاریابی… 12

نرم یا هنجار. 13

روایی… 13

پایایی… 13

فصل دوم

ادبیات و پیشینه پژوهش…… 14

مبانی نظری پژوهش….. 15

نظریه تحلیل رفتار متقابل… 15

تحلیل رفتار متقابل چیست؟. 17

نظریات اساسی تحلیل رفتار متقابل… 18

الگوی روابط متقابل: والد- بالغ- كودك….. 19

پیش­نویس زندگی… 20

گروه درمانی با رویكرد تحلیل رفتار متقابل… 21

فرض­های اساسی از تحلیل رفتار متقابل… 25

منطق رویكرد گروهی تحلیل رفتار متقابل… 27

مفاهیم كلیدی- الگوی روابط متقابل… 28

تعریف روابط متقابل… 28

بازدارنده­ها و سوق دهنده­ها. 30

نیاز به نوازش­ها. 32

تصمیمات و بازتصمیم­ها. 35

بازی­ها و ضدبازی­ها. 36

بازی­های روانی چگونه آموخته می­شوند؟. 38

بازی­ها در نمایشنامه­ی زندگی… 39

وظایف و نقش­های رهبر گروه. 40

فرایندهای درمان.. 41

رویكرد بازتصمیمی گولدینگ در گروه. 42

مراحل گروه درمانی… 43

مرحله­ی شناسایی… 43

مرحله­ی میانی یا مرحله­ی كار گروهی… 44

مرحله­ی نهایی گروه. 48

ارزیابی از تحلیل رفتار متقابل در گروه. 49

چارچوب­ها و سابقه تحقیق… 51

فصل سوم

فرآیند پژوهش…… 57

مواد و روش پژوهش….. 58

جامعه آماری… 59

نمونه­ها و روش نمونه­گیری… 59

حجم نمونه. 59

روش نمونه­گیری… 60

ابزار پژوهش….. 60

روش جمع­آوری اطلاعات…. 61

روش­های تجزیه و تحلیل داده­های پژوهش….. 61

فصل چهارم

یافته­های پژوهش…… 62

تجزیه و تحلیل و بیان نتایج حاصله از تحقیق و توصیف داده­ها. 63

تحلیل عاملی اكتشافی… 63

مرحله اول.. 63

تحلیل عامل اكتشافی… 79

مرحله آخر (مرحله بیست و سوم). 79

بررسی ضریب پایایی آزمون با آلفای كرونباخ… 87

هنجاریابی… 91

فصل پنجم

نتیجه­گیری…. 96

خلاصه فصول.. 97

بحث و تفسیر و نتیجه­گیری… 97

بیان محدودیت­ها و مشكلات…. 103

پیشنهادها و جمع­بندی… 103

منابع

منابع فارسی… 105

منابع انگلیسی… 108

پیوست

پرسشنامه سنجش روابط متقابل (ترجمه شده). 112

پرسشنامه سنجش روابط متقابل (هنجاریابی شده). 115

امتیازها و پروفایل… 116

دستورالعمل… 116

پروفایل پرسشنامه تحلیل رفتار متقابل… 117

تفسیر پروفایل… 117

Abstract. 120

چكیده

هدف: این پژوهش با هدف هنجاریابی مقیاس سنجش روابط متقابل پرسنل شركت ایران خودرو انجام شد. و كلیه پرسنل شركت ایران­خودرو شاغل در سال 1393 جامعه آماری آن را تشكیل دادند. روش: روش پژوهش مذکور از نوع توصیفی، همبستگی با هدف توسعه­ای- روان­سنجی می­باشد در این پژوهش از پرسشنامه تحلیل رفتار متقابل هیر استفاده شده است و پرسشنامه­ها با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی منظم و به تعداد 500 نفر از پرسنل تكمیل و تجزیه و تحلیل بر روی آنها انجام شد. یافته­ها: ضریب پایایی و همسانی درونی مقیاس با استفاده از آلفای كرونباخ  673/0 به دست آمد. برای بررسی روایی مقیاس سنجش روابط متقابل از تحلیل عاملی اكتشافی استفاده شد. تعداد 8 عامل با ارزش ویژه بیشتر از یك 198/56% از واریانس كل را تبیین می­كنند. نتایج تحلیل عاملی نشان داد كه مقیاس سنجش روابط متقابل با 21 سوال قادر است 8 عامل كودك مطیع و سازگار، بالغ عملگرا، والد كنترل­گر و مستبد، والد حمایتگر،  والد احساسی، والد عملگرا، بالغ اخلاقی، بالغ دانشمند را اندازه گیری نماید. بحث و نتیجه­گیری: این مقیاس می­تواند برای سنجش روابط متقابل، بر اساس نظریه تحلیل رفتار متقابل به كار گرفته شود. و به طور كلی می­تواند جهت اندازه­گیری روابط متقابل و یا تغییرات آن در زمان درمان و یا در آموزش و یادگیری استفاده گردد.

واژه­های كلیدی: پرسشنامه، هنجاریابی، نظریه تحلیل رفتار متقابل، حالات نفسانی

مقدمه 

افراد برای رشد و توسعه به محرك­ها و انگیزه­های فیزیكی، اجتماعی و عقلانی نیازمند هستند. یكی از این نیازها، نیاز به تحریك­های جسمی و عاطفی است. برن، این حالت را نیاز به محرك[1] نامید. در یك تحقیق معتبر و شناخته شده رنه اسپتیز[2] (1945) به مشاهده كودكان پرورشگاهی پرداخت. آنها تغذیه­ی خوبی داشتند، از نظر بهداشت و درجه حرارت كاملاً در وضعیت مطلوبی قرار داشتند، با این حال آنها از كودكانی كه با پدر یا مادر و یا مراقبین خود زندگی می­كردند بیشتر در معرض اختلالات بدنی و روانی قرار می­گرفتند. اسپتیز به این نتیجه رسیده بود كه آنچه این كودكان نداشتند محرك بود. و اسپیتز آن را محرومیت عاطفی[3] ­نامید، انتخاب كلمه نوازش توسط برن به نیاز اولیه برای لمس شدن مربوط می­شود. اینكه ما به عنوان افراد بزرگسال هنوز در پی تماس جسمانی هستیم ولی یاد می­گیریم كه شكل­های دیگر درك حضور دیگری را جانشین لمس كنیم. یك تبسم، یك تعریف، و یك تمجید یا حتی اخم و ترشرویی نشان می­دهد كه حضور ما درك شده است. (جونز و استوارت، 1382)مقدمه

یك نوازش عبارتست از هر فعالیتی در جهت بازشناسی یا نمایش مرحله­ای از انگیزه­ها می­باشد. نوازش­های روانی «كلامی و غیركلامی[4]» برای احساس ارزش مهم و ضروری است. نوازش­ها دارای حالات مختلفی از جمله: كلامی و غیركلامی، شرطی و غیرشرطی، محبت، گرمی یا قدردانی كلامی با همراه با نگاه، لبخند، تماس و یا حتی حالت­های صورت هستند كه همگی برای سلامت روان مفید می­باشد. (كوری، 2013)

با توجه بر این موضوع كه اساساً همه علوم از مفاهیم یا سازه­هایی نظری و ارتباط بین این مفاهیم تشكیل می­شوند ولی تا هنگامیكه مفاهیم نظری قابل اندازه­گیری و كمی شدن نباشند، یافتن قوانین و روابط علمی به منظور پیش­بینی پدیده­ها ممكن نیست. (آناستازی، 1386) چون موضوع مطالعه در علوم تربیتی و رفتاری انسان است، اندازه گیری و بدنبال آن تصمیم­گیری در این حیطه فوق­العاده حساس است. و این امر نیز بدیهی است كه چیزی تا مورد اندازه­گیری قرار نگیرد نمی­تواند بطور علمی مورد مطالعه قرار گیرد. (ثرنداك، 1369) روش اندازه­گیری، پایه و اساس مطالعات علمی است و وسایل مورد نیاز را برای آزمون فرضیه­های علمی می­سازد و به همین دلیل است كه توجه به كاربردهای پژوهشی روش­های اندازه­گیری به ویژه در علوم رفتاری روزافزون است. (هومن، 1368)

بنابراین ما در این پژوهش بر آنیم تا مقیاس سنجش روابط متقابل هیر را جهت اندازه­گیری روابط متقابل ترجمه نماییم و روایی، اعتبار و هنجاریابی آزمون مذكور را تهیه نماییم.

بیان مسئله

نظریه تحلیل رفتار متقابل توسط دکتر اریک برن[5] بنیان گردید او در دهه 1950 با بیان مقالات مختلف اساس نظریه خود را مشخص نمود و در سال 1958 مقاله مشهور و تاثیرگذار خود را با عنوان «تحلیل رفتار متقابل: روشی بدیع و کارا برای گروه درمانی» منتشر نمود و این مقاله سرآغازی برای شناساندن نظریه­ای جدید با عنوان «تحلیل رفتار متقابل» یا به انحصار TA[6]، شد. اساس اولیه نظریه تحلیل رفتار متقابل بر پایه روابط شخصیتی ارائه گردید. او برای سهولت و همه فهم شدن این روابط به ابتکار عمل جالبی دست زد و از نامهای ملموسی چون کودک، والد و بالغ استفاده نمود. (استوارت و جونز، 1382)

  • «کودک[7]» هر شخصی روزگاری از امروزش جوان­تر بوده است، پس در مغز خود آثار ثبت شده­ای از سال­های اولیه­ی زندگی­اش دارد كه این آثار در شرایط و موقعیت­های معین فعال می­شود «كاركرد روانی قدیمی[8]». به زبان ساده «هركس در درون خود پسر بچه یا دختر بچه كوچكی دارد.» (برن، 1966) «كودك» درون همان بخش از وجود ماست که دوست دارد کودکی کند؛ درست مثل یک بچه سرزنده و با هیجان باشد. خلاقیت، شور و شوق، احساسات تند و تیز، قهر و آشتی، ترس، وحشت، عشق و تنفر همه و همه از کـودک درون ما نشـأت می­گیرد. او برای توضیح بیشتر دو نوع کودک درون را تعریف می­کند یکی کودک‌سازگار و کودک طبیعی.، کودک سازگار همان بخش از شخصیت ماست که قوانین و باید و نباید­های جامعه را می­پذیرد و مثل یک بچه خوب هرچه والدنیش می­گویند گوش می­کند اما برعکس این کودک ناسازگار است که مرتب بچگی می­کند و البته در مواردی برای ما دردسر ایجاد می­کند اما همین کودک ناسازگار است که منجر به شور زندگی و خـلاقیت و ابتـکار می­شود. وگرنه از کودک سازگار کاری جز بله قربان گویی بر نمی­آید. به همین دلیل اریک برن اغلب بیمارانش را تشویق می­کرد به کودک ناسازگار خود بیشتر بها بدهند و نگران بچگی­های او نباشند. (استوارت و جونز، 1382) در وجود «كودك» درك و خلاقیت و سائق­های فی­البداهه و لذت نهفته است. (برن، 1982)
  • «بالغ[9]» هر فرد «اعم از بچه­ها، بیماران عقب­افتاده­ی ذهنی یا اشخاص كه به اسكیزوفرنی مبتلا هستند» می­تواند اطلاعات ذهنی­اش را در مغزش مرتب كند، به شرط آنكه «حالت من[10]» مناسب او به كار بیفتد «كاركرد روانی جدید[11]». به زبان ساده «هركس یك «بالغ» در درونش دارد.» (برن، 1966) «بالغ» بخش عاقل شخصیت ماست؛ بخشی که تصمیم‌های منطقی می‌گیرد، اطلاعات را پردازش می‌کند، با دیگران رابطه محترمانه برقرار می‌کند و کلاً واقع گراست.
  • «والد[12]» هر فرد پدر و مادری «یا جانشین آنها را» داشته است و در درون خـود دارای مجموعه­ای از «حالات من» آن پدر و مادر «همان­طور كه آنها را می­دید»، و این «حالات من» پدری و یا مادری ممكن است در شرایط معینی فعال شود «كاركرد روانی برونی[13]». به زبان ساده «هر كسی پدر و مادرش را در درون خود دارد.» (برن، 1966) «والد» درون که منفور­ترین بخش شخصیت ما را از نظر اریک برن تشکیل می­دهد همان باید و نباید­های بدون منطق و دلیل ماست. همان دستور­العمل­های بی­چون و چرایی که سالهاست برای خود ساخته­ایم و حتی اطرافیانمان را هم با آن اسیر کرده­ایم. اما اریک برن والد را نیز دو نوع می­داند اولی والدی سخت گیر و آزار دهنده و دومی والدی نوازشگر و تایید کننده و اعتقاد دارد والد بد و مایوس کننده والد نوع اول است و بهتر است به نوع دوم تغییر کند. (استوارت و جونز، 1382)

با توجه به توضیحات بالا نمودار شماره 1 را كه نمودار ساخت نام دارد ارائه می­گردد این طرح نمایانگر شخصیت كامل هر فرد، و شامل حالات من، «والد»، «بالغ» و «كودك» می­باشد. این سه حالت كاملاً از یكدیگر مجزا نگه داشته شده­اند، زیرا با یكدیگر بی­اندازه متفاوت و در اكثر مواقع متناقض هستند.

تعداد صفحه :138

قیمت :17500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه  بررسی رابطه ویژگیهای شخصیت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان

 بررسی رابطه ویژگیهای شخصیت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر 

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چكیده:

تحقیق حاضر با هدف تبیین رابطه ویژگیهای شخصیت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر انجام شده است . این تحقیق از نوع همبستگی بوده است و جامعه ی آماری این پژوهش دانش آموزان دختر(حدود200 نفر) پایه دوم و سوم رشته های علوم انسانی و تجربی و ریاضی دوره ی متوسطه دوم آموزش و پرورش منطقه ارژن می باشند كه طبق جدول مورگان تعداد 127 نفرانتخاب گردید. جهت جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامهی ویژگیهای شخصیت نئو (مک کری و کوستا1985)و سلامت روان عمومی( گلدبرگ و هیلر1979)و جهت بررسی پیشرفت تحصیلی از معدل نیمسال اول سال تحصیلی 94-93 دانش آموزان استفاده گردید .برای تعیین اعتبار و پایایی گویه های پرسشنامه ها نیز از روش آلفای كرون باخ استفاده شده است .در سطح آمار توصیفی از آماره هایی نظیر فراوانی،درصد،میانگین و انحراف معیار استفاده شده است.در سطح آمار استنباطی از  آزمون همبستگی پیر سون و رگرسیون استفاده شده است .نتایج پژوهش نشان داد كه بین ویژگیهای شخصیتی ( برون گرایی ، توافق پذیری ، وظیفه شناسی) افراد با سلامت روان رابطه مستقیم و معنا دار و بین ویژگی روان نژندی با سلامت روان رابطه معکوس و معنا داری وجود دارد و همچنین بین ویژگیهای برون گرایی و وظیفه شناسی با پیشرفت تحصیلی رابطه ی مستقیم ومعناداری وجود دارد.                                                                                                             

واژه های كلیدی:ویژگیهای شخصیتی، سلامت روان ، پیشرفت تحصیلی ، آموزش و پرورش منطقه ی ارژن

مقدمه:

شخصیت از بنیادی ترین مفاهیم روان شناسی است. روان شناسی شخصیت حوزه ای است که به بررسی ویژگی های فردی اعم از هیجانی و رفتاری می پردازد که معمولاً ثابت و قابل پیش بینی اند و در زندگی روزمره قابل پیگیری هستند.                                                                                         

یکی از واقعیت های مهم جهان هستی وجود تنوع در میان پدیده های عالم است.نه تنها گونه های مختلف جانداران و گیاهان با هم فرق دارند،بلکه اعضای هر گونه نیز با یکدیگر متفاوتند .انسانها نیز مشمول همین قاعده اند.دانش آموزان از لحاظ توانایی های ذهنی ،روش های آموختن ،سبک و سرعت یادگیری ،آمادگی ،هوش و استعداد ،شخصیت ،علاقه و انگیزش نسبت به کسب دانش و انجام فعالیت های تحصیلی با هم تفاوت دارند.بنابراین ،در نظر گرفتن تفاوت های فردی دانش آموزان در آموزش و برخورد متناسب با ویژگی های خاص آنها از وظایف مهم معلم است.نتایج پژوهش های انجام شده بر این حقبقت تاکید کرده اند که توجه به تفاوت های فردی یادگیرندگان از سود معلمان در بهبود کیفیت یادگیری و افزایش سطح پیشرفت تحصیلی آنان بسیار تاثیر گذار است (سیف ،1388).                                                   

سلامت روان از ملاک های تعیین کننده سلامت عمومی تلقی شده وبه مفهوم احساس خوب بودن و اطمینان از کارآمدی خود ،اتکا به خود ،ظرفیت رقابت ،تعلق بین نسلی و خود شکوفایی توانایی های بالقوه فکری ،هیجانی و غیره است .                                                                                               

سلامت روانی به چهار جنبه انطباق عینی فرد با محیط،انطباق ذهنی فرد با محیط ، انطباق واقعی و قابلیت شناخت و دسترسی به خود اشاره می کند . عدم موفقیت تحصیلی نیز زمینه ساز مشکلات فردی واجتماعی زیاد و انحراف از دستیابی به اهداف سیستم آموزشی است .                                                     

از آنجا که پیشرفت تحصیلی از مهمترین دستاوردهای سیستم آموزشی به شمار می رود و با توجه به اهمیت حیاتی شناسایی شرایط لازم برای تربیت افراد شایسته  به خصوص در آموزش وپرورش ، که باصرف هزینه های بسیار باید کار آزموده و با کیفیت مطلوب، عهده دار ارائه مراقبتهای بهداشتی – درمانی شوند ، لذا سوال اساسی تحقیق آن است که آیابین متغیرهای سن، جنس ، مدرسه ، متوسط درآمد خانوادگی و معدل به عنوان شاخص عینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با سلامت روانی آنان رابطه معنا داری وجود دارد یا خیر .

ویژگی های شخصیتی از جمله روان آزرده گرایی،برون گرایی ،انعطاف پذیری ،دلپذیر بودن و با وجدان بودن، خود نقش بسزایی را در سلامت روانی دانش آموزان و به دنبال آن سلامت جامعه ایفا می کند . پژوهشها نشان داده است دانش آموزانی که از ویژگیهای شخصیتی بیرونی بر خوردار هستند به مراتب رابطه بهتری با سایر دانش آموزان دارد و در نتیجه عملکرد مدرسه بهبود می یابد و سیستم نیز از سلامت بهتری برخوردار است( صابر گرگانی ،  1377).     

ترقی و پویایی و اعتلای هر جامعه جز در داشتن عناصر و اعضای سالم و کار آمد در آن اجتماع نیست افرادی که علاوه بر وضعیت جسمانی مناسب از لحاظ روانی نیز در حد تعادل و مطلوبی باشند ، بدون تردید تقارن سلامت جسمانی و روانی ، اصلیترین نتیجه داشتن جامعه ای شکوفا و با آینده است. سلامت روانی مقوله ای بسیار حائز اهمیت است ، چرا که تاثیر روانی بر عملکرد جسمانی بر هیچکس پو شیده نیست ( شعاری نژاد،1381).                         

و اما از ضرورت این مباحث همین بس که ویژگیهای شخصیتی در سلامت روان تاثیر دارد و سلامت روان می تواند در امر پیشرفت تحصیلی و ارتقای دانش آموزان تاثیر گذار باشد و از این طریق جلو دوباره کاریهای آموزش و پرورش و هدر روی بودجه و نیروی انسانی جلوگیری شود و هچنین خانواده ها نیز از هزینه های اضافی برای تکرار پایه معاف خواهند شد و از همه مهمتر دانش آموزان که با شناخت ویژگی های شخصیتی خود و بالا بردن سلامت روانی می توانند موجبات پیشرفت تحصیلی را فراهم کنند .        

بیان مسئله

از آنجا که در هر نظام آموزشی ، پیشرفت تحصیلی یکی از مهمترین شاخص توفیق فعالیتهای علمی آموزشی محسوب می شود ، بررسی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از اهمیت خاصی نزد پژوهشگران علوم تربیتی و روانشناسی برخوردار است پژوهشهایی که در اوایل در مورد پیشرفت تحصیلی انجام می شد عمدتا بر روی نقش هوش متمرکز بود ، اما محققان اخیر مدعی شده اند که توصل به هوش عمومی به تنهایی برای تبیین موفقیت افراد کافی نیست ( چو 2010 ) و در بهترین شرایط ، هوش بهر فقط  می تواند تا بیست درصد از موفقیت افراد را پیش بینی کند ( گلمن ، ترجمه پارسا، 1382 ) به همین دلیل ، امروزه بیشتر به تحقیقاتی پرداخته می شود که بجای بررسی نقش تنها یک متغییر به بررسی تاثیر همزمان چندین متغییر بر پیشرفت تحصیلی بپردازند . پیشرفت تحصیلی دانش آموزان یکی از شاخص های مهم در  ارزشیابی  آموزشی  است و بیانگر میزان دستیابی به استانداردها و اهداف آموزشی است (ربر1985  ولادین 1967). 

واژه پیشرفت تحصیلی به جلوه ای از جایگاه تحصیلی دانش آموز اشاره دارد و بیانگر نمره ای برای یک دوره با میانگین نمرات در دوره ی  مربوط با   یک   موضوع   مشخص یا میانگین نمرات دوره های مختلف  می باشد(به نقل از رییس سعدی ،1386) .                                                                        

سلامت روان ازملاک های تعیین کننده سلامت عمومی تلقی شده و به مفهوم احساس خوب داشتن و اطمینان از کارامدی خود ، ظرفیت رقابت ،تعلق بین نسلی و خود شکوفایی توانایی های  بالقوه فکری ،هیجانی و غیره است .سلامت روان در تعریف سازمان جهانی بهداشت  بعنوان یکی از معیارهای لازم برای سلامت عمومی در نظر گفته شده است .از دیدگاه این سازمان   “سلامتی “عبارتست از حالت رفاه کامل جسمی ،روانی واجتماعی و نه تنها نبود بیماری (کاپلان و  سادوك،1382).                                    

شخصیت را شاید بتوان اساسی ترین موضوع علم روانشناسی دانست زیرا محور اساسی بحث در زمینه ها یی مانند یادگیری، انگیزه، ادراك، تفکر، عواطف و احساسات، هوش و مواردی از این قبیل است. به عبارتی، موارد فوق الذکر اجزای تشکیل دهنده شخصیت به حساب می آیند (کریمی ،1389).                         

برای پیشرفت تحصیلی ملاکهای گوناگونی را میتوان در نظر گرفت که مشهورترین آن میانگین نمرات کلاسی می باشد.(رادینگ 2001 ،به نقل از رئیس سعدی ،1386 )معتقد است پیشرفت تحصیلی عبارتست از یادگیری که معمولا در آزمونها و امتحانات و همچنین در بحثهای کلاسی و کارگروهی آشکار میشوند. همه این موارد اشاره به افرادی دارند که برای دستیابی به موفقیت انگیزه دارند، تکالیفی که انتخاب می کنند دارای سطح دشواری متوسط است ،دارای اعتماد به نفس هستند ،با پشتکار و پی گیرند ،شکست را نتیجه فقدان تلاش تلقی می کنند ،اهداف طولانی مدت دارند ،با اشتیاق و بلند پروازند و از آنچه که انجام می دهند احساس غرور می کنند. هرچند که یکی از مهمترین پیش بینی کننده های موفقیت دانش آموزان در مدرسه سطح توانایی آنها می باشد ولی با این وجود ، توانایی نمی تواند عملکرد تحصیلی را به طور کامل پیش بینی کند . به عبارت دیگر ،بر مبنای تفاوت در توانایی دانش آموزان نمیتوان به این سوال پاسخ داد که چرا بعضی از دانش آموزان در مدرسه نمره ی الف می گیرند در حالی که دانش آموزان دیگر با همان توانایی در امتحانات رد می شوند ؟بر این اساس ،با آگاهی از این که تفاوت در توانایی فقط می تواند بخشی از تفاوت در عملکرد تحصیلی را تببین کند ،تعداد زیادی از محققان نقش با اهمیت و پیش بینی کننده متغیرهای نا مرتبط با توانایی یا عوامل غیرتحصیلی را بر پیشرفت تحصیلی سر لوحه ی فعالیت های پژوهشی خود قرار داده اند از جمله این عوامل مرتبط با پیشرفت تحصیلی میتوان به ویژگی های شخصیتی و روشهای مطالعه اشاره كرد (استنبرگ،1999، به نقل از کدیور ،شکری ،فرزاد ،و سنگری 1385) .بنابراین مهمترین مساله این پژوهش تبیین رابطه ویژگی های شخصیتی با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان      

  دختر مقطع متوسطه دوم منطقه ارژن می باشد.       

 ضرورت و اهمیت تحقیق:                                   

درراستای تاثیرعوامل دیگربرپیشرفت تحصیلی بویژه تفاوتهای فردی مانندخصوصیات شخصیتی،این امرهمواره دربین دست اندرکاران تعلیم وتربیت مطرح بوده است که آیاپی بردن به  تیپهای شخصیتی افرادوانطباق روش تدریس ویادگیری آنها،میتواندیادگیرندگان رادرزمینه تحصیلی یاری کند؟براتکو وهمکاران  بیان میکنند که ممکن است رابطه بین پنج عامل شخصیت و عملکردتحصیلی خیلی قوی نباشد،اماشخصیت در پیش بینی عملکردمدرسه به طورمستقل ازهوش،عمل میکند .                                                  

داف1وهمکاران ،2004 ،معتقدندکه مدلهای پیش بینی کننده پیشرفت تحصیلی براهمیت متغیرهایی مانندهوش وانگیزش تمرکزکرده اندوشخصیت اغلب به عنوان یک پیش بینی کننده درکناراین متغیرهابررسی می شود( محسن كشاورز و همكاران ،1392 ).ولی امروزه همانگونه كه در تحقیقات متعدد دیده می شود.                

پنج ویژگی شخصیت به طیف گسترده ای از رفتار مربوط شده اند كه یكی از آنها پیشرفت تحصیلی می باشد.            

 یكی دیگرازمتغیرهای كه دراین پژوهش سنجیده خواهدشد،سلامت روانی است. سلامت روانی دانش آموزان ازعوامل بسیاری ازجمله شیوه های نظارت مدیران،كیفیت زندگی،عملكردمدیران وبویژه ویژگیهای شخصیتی تأثیرمی پذیرد. ویژگیهای شخصیتی ازجمله روان آزرده گرایی،برونگرایی،انعطاف پذیری،دلپذیربودن وباوجدان بودن، خودنقش بسزایی رادرسلامت روانی دانش آموزان وبه دنبا ل آن سلامت جامعه ایفامی كند.پژوهشها نشان داده است دانش آموزانی كه ازویژگیهای شخصیتی بیرونی برخوردارهستند بمراتب رابطه بهتری با سایردانش آموزان دارندودرنتیجه عملكردمدرسه بهبودمی یابدوسیستم نیزازسلامت بهتری برخورداراست. (صابرگرگانی، 1377 ). ترقی وپویایی واعتلای هرجامعه جزدرداشتن عناصرواعضای سالم وكارآمددرآن اجتماع نیست افرادی كه علاوه بروضعیت جسمانی مناسب ازلحاظ وضعیت روانی نیزدرحدتعادل ومطلوبی باشند،بدون تردیدتقارن سلامت جسمانی وروانی،اصلیترین نتیجه د اشتن جامعه ای شكوفاوباآینده است. سلامت روانی مقوله ای بسیارحائزاهمیت است؛چراكه تأثیرروانی برعملكردجسمانی برهیچكس پوشیده نیست (شعاری نژاد، 1381).همچنین باید خاطر نشان كرد كه هدف اصلی سلامت روانی كمك به همه ی افراد در رسیدن به زندگی كامل تر ،شادتر،هماهنگ تر ،شناخت وسیع و پیشگیری از بروز اختلالات خلقی ،عاطفی و رفتاری است مقابله با بیماری های روانی برای ایجاد جامعه سالم از وظایف اصلی دولتها و افراد جامعه است و هر اجتماعی كه خواستار بهزیستی و شادكامی افراد خود می باشد ،باید مردم سازگار و هماهنگ پرورش دهد(میلانی فر ،1378).                                                              

و اما از ضرورت این مباحث همین بس  که ویژگی های شخصیتی در سلامت روان تاثیر دارد و سلامت روان   می تواند در امر پیشرفت تحصیلی و ارتقا دانش آموزان تاثیر گذار باشد و از این طریق جلو دوباره کاریهای آموزش و پرورش و هدر روی بودجه و نیروی انسانی جلوگیری شود و هچنین خانواده ها نیز از هزینه های اضافی برای تکرار پایه معاف خواهند شد و از همه مهمتر دانش آموزان که با شناخت ویژگی های شخصیتی خود و بالا بردن بهزیستی روانی می توانند موجبات پیشرفت تحصیلی را فراهم کنند .      

در یك جامعه وقتی پیشرفت مفهوم واقعی خود را پیدا می كند كه تمام اجزا جامعه با یكدیگر رشدی یكپارچه داشته باشند.در این راستا تحقیق یا پژوهش می تواند معیار نسبتا” مطمئنی جهت پیشرفت جامعه مورد نظر باشد.اهمییت این تحقیق به نوبه خود می تواند مسئولان و دست اندركاران امر نظیر مشاوران ،مسئولین آموزش و پرورش و…را بر آن دارد كه برای سلامت روانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان چاره جویی كنند و آنان را نسبت به این مسئله كه بهبود ویژگی های شخصیت و غنی كردن آن در میان قشر دانش آموز می تواند تبعات بسیار شفاف در بالندگی كشور در تمامی عرصه ها داشته باشد.                          

لذا با توجه به اهمیت پیشرفت تحصیلی و سلامت روان و تاثیر ویژگی های شخصیتی بر این دو بعد و نیز خلاء انجام چنین تحقیقاتی بخصوص در این منطقه آموزش و پرورش ،این پژوهش می تواند از اهمیت خاص و ویژه ای برخوردار باشد.

تعداد صفحه :104

قیمت :17500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

  • 1

پایان نامه نقش واسطه­ای باورهای انگیزشی در رابطه­ ادراک از جوّ کلاس و تعلل­ورزی دانشجویان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه بیرجند

دانشکده علوم­تربیتی و روانشناسی

گروه روان­شناسی

پایان­نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی با گرایش تربیتی

عنوان

نقش واسطه­ای باورهای انگیزشی در رابطه­ ادراک از جوّ کلاس و تعلل­ورزی دانشجویان

پاییز1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

فصل اول: طرح پژوهش

عناوین                    صفحه

مقدمه. 11

1-1 بیان مسئله. 11

2-1 گزاره­های پژوهش…. 17

    1-2-1 هدف پژوهش…. 17

    2-2-1 فرضیه­های پژوهش…. 17

    3-2-1 متغیرهای پژوهش…. 17

3-1 تعریف نظری و عملیاتی متغیرها 17

    1-3-1 تعلل­ورزی تحصیلی.. 17

    2-3-1 جوّ کلاس…. 18

    3-3-1 باورهای انگیزشی.. 18

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش

مقدمه. 20

1-2 تعلل­ورزی… 20

    1-1-2 تعریف تعلل­ورزی… 20

    2-1-2 شیوع تعلل­ورزی… 22

    3-1-2 دیدگاه­های مربوط به تعلل­ورزی… 23

        1-3-1-2 دیدگاه رفتارگرایی.. 23

        2-3-1-2 دیدگاه شناختی.. 23

        3-3-1-2 دیدگاه روان­تحلیل­گری… 23

    4-1-2 تعلل­ورزی منفعل و فعال.. 24

    5-1-2 انواع تعلل­ورزی… 24

        1-5-1-2 تعلل­ورزی در تصمیم­گیری… 24

        2-5-1-2 تعلل­ورزی وسواس­گونه. 25

        3-5-1-2 تعلل­ورزی عمومی یا روزمره. 25

        4-5-1-2 تعلل­ورزی روان­رنجور (نوروتیک) 25

        5-5-1-2 تعلل­ورزی تحصیلی.. 25

    6-1-2 علل گرایش به تعلل­ورزی… 26

        1-6-1-2 علل فردی گرایش به تعلل­ورزی… 26

        2-6-1-2 علل محیطی گرایش به تعلل­ورزی… 28

    7-1-2 پیامدهای تعلل­ورزی… 29

    8-1-2 لزوم غلبه بر تعلل و درمان تعلل­ورزی… 29

    9-1-2 پژوهش­های انجام شده در رابطه با تعلل­ورزی… 31

        1-9-1-2 عوامل فردی مرتبط با تعلل­ورزی… 31

        2-9-1-2 عوامل محیطی مرتبط با تعلل­ورزی… 33

        3-9-1-2 پژوهش­های انجام شده در رابطه با پیامدهای تعلل­ورزی… 33

2-2 جوّ کلاس…. 34

    1-2-2 تعریف جوّ کلاس…. 35

    2-2-2 اهمیت جوّ کلاس…. 35

    3-2-2 دیدگاه­های مربوط به جوّ کلاس…. 36

    4-2-2 پژوهش­های انجام شده در رابطه با جوّ کلاس…. 37

3-2 باورهای انگیزشی.. 38

    1-3-2 پژوهش­های انجام شده در رابطه با باورهای انگیزشی.. 40

4-2 جمع­بندی… 42

فصل سوم: روش­شناسی پژوهش

مقدمه. 45

1-3 روش پژوهش…. 45

2-3 جامعه­ی پژوهش…. 45

3-3 نمونه و شیوه­ی نمونه­گیری پژوهش…. 45

4-3 ابزارهای پژوهش…. 45

    1-4-3 مقیاس ارزیابی تعلل­ورزی _ نسخه­ی دانشجو (PASS) 46

    2-4-3 پرسشنامه­ی محیط یادگیری کلاس  (CLE) 46

        1-2-4-3 ترجمه و اعتباریابی پرسشنامه­ی محیط یادگیری کلاس (CLE) 46

        2-2-4-3 تحلیل عاملی تأییدی پرسشنامه­ی محیط یادگیری کلاس (CLE) 47

    3-4-3 پرسشنامه­ی راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) 50

5-3 شیوه­ی اجرای پرسشنامه­ها و جمع­آوری داده­ها 50

6-3 شیوه­ی تجزیه و تحلیل داده­ها 50

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­ها

مقدمه. 53

1-4 اطلاعات جمعیت­شناختی.. 53

2-4 شاخص­های توصیفی.. 56

    1-2-4 توصیف آماری تعلل­ورزی دانشجویان دانشگاه بیرجند در کل نمونه. 56

    2-2-4 توصیف آماری جوّ کلاس دانشجویان دانشگاه بیرجند در کل نمونه. 56

    3-2-4 توصیف آماری باورهای انگیزشی.. 57

3-4 تحلیل­های آمار استنباطی.. 57

4-4 بررسی مفروضات مدل رگرسیونی.. 58

    1-4-4 آزمون دوربین – واتسون.. 58

    2-4-4 آزمون هم­خطی.. 58

    3-4-4 آزمون بررسی نرمال بودن خطاها 59

فرضیه 1: ادراک از جوّ کلاس با تعلل­ورزی رابطه­ی مستقیم دارد. 60

فرضیه 2: ادراک از جوّ کلاس، به واسطه­ی باورهای انگیزشی، با تعلل­ورزی رابطه­ی غیرمستقیم دارد. 60

فرضیه 3: ادراک از جوّ کلاس و باورهای انگیزشی، پیش­بینی­کننده­ی تعلل­ورزی هستند. 61

فصل پنجم: بحث و نتیجه­گیری

مقدمه. 64

1-5 نتایج آزمون فرضیه­های پژوهش به همراه بحث و نتیجه­گیری… 64

    1-1-5 فرضیه 1: 64

    2-1-5 فرضیه 2: 64

    3-1-5 فرضیه 3: 65

2-5 پیشنهادات… 66

    1-2-5 پیشنهادات پژوهشی.. 66

    2-2-5 پیشنهادات کاربردی… 66

3-5 محدودیت­ها 67

منابع فارسی: 69

منابع انگلیسی: 73

پیوست شماره 1: مقیاس ارزیابی تعلل­ورزی _ نسخه­ی دانشجو (PASS) 76

پیوست شماره 2: پرسشنامه­ی محیط یادگیری کلاس (CLE) 78

پیوست شماره 3: پرسشنامه­ی راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) 79

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه­ای باروهای انگیزشی در رابطه­ی ادراک از جوّ کلاس و تعلل­ورزی دانشجویان انجام شد. روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش آماری تحلیل مسیر استفاده شد. جامعه­ی آماری این پژوهش کلیه­ی دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه بیرجند بودند که در سال تحصیلی 94-93 در این دانشگاه مشغول به تحصیل بودند. از این جامعه 196 دانشجو به روش نمونه­گیری خوشه­ای انتخاب و به پرسشنامه­های مقیاس ارزیابی تعلل­ورزی-نسخه­ی دانشجو (PASS) سولومون و راثبلوم (1984)، مقیاس محیط یادگیری کلاس (CLE) دبی مک­گی (2007) و پرسشنامه­ی راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) پینتریچ و دی­گروت (1990) پاسخ دادند. یافته­های این پژوهش نشان داد جوّ کلاس به طور غیرمستقیم از طریق باورهای انگیزشی بر تعلل­ورزی تأثیر دارد، همچنین نتایج نشان داد جوّ کلاس و باورهای انگیزشی پیش­بینی­کننده­ی تعلل­ورزی هستند. به طور کلی می­توان نتیجه گرفت باورهای انگیزشی به عنوان واسطه­ی ارتباط بین جوّ کلاس و تعلل­ورزی نقش ایفا می­کند.

واژگان کلیدی: باورهای انگیزشی، جوّ کلاس، تعلل­ورزی

مقدمه

دانشگاه­ها و نهادهای آموزش عالی همواره در پی یافتن بهترین روش­های آموزشی هستند تا به کمک آن دانشجویانی را تربیت کنند که در امور تحصیلی خودانگیخته، فعال، علاقمند و موفق بوده و از پیشرفت تحصیلی مطلوبی برخوردار باشند. پیشرفت تحصیلی برای دانشجویان نیز به عنوان یک شاخص مهم از توانایی­های علمی برای ورود به دنیای کار و اشتغال و مقاطع تحصیلی بالاتر، حائز اهمیت است. از طرفی نظریه­پردازان و محققان تربیتی برای ارائه­ی نظریات خود پیرامون پیشرفت تحصیلی خواهان شواهد تحقیقی و تجربی در مورد عوامل تأثیرگذار بر عملکرد تحصیلی در فرهنگ­ها و نظام­های آموزشی گوناگون هستند (رستگار، زارع، سرمدی و حسینی، 1392). یکی از عوامل تأثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان و دانشجویان که می­تواند شرایط استرس­زایی را به وجود آورده و باعث مشکلات جدی در عرصه­ی آموزشی شود، تعلل­ورزی است.

تصور فردی که تعلل­ورزی نداشته باشد بسیار مشکل است. این مشکل رفتاری چنان شایع است که اگر فردی به این گویه که «من هرگز در کارها تعلل ندارم» پاسخ صحیح را ارائه نماید، می­توان چنین پنداشت که یا او دروغ می­گوید و یا می­خواهد مورد پذیرش بیشتر جامعه قرار گیرد (سنکال، کوسنر و والراند[1]، 1995؛ نقل در بدر­ی­گرگری و حسینی اصل، 1389). بررسی تاریخچه­ی تعلل­ورزی نشان می­دهد که این مشکل رفتاری پدیده­ی جدیدی نبوده بلکه ریشه­ی تاریخی آن به 800 سال قبل از میلاد مربوط می­شود. ویلیام جیمز وجود مسئله­ی روانشناختی تعلل­ورزی را 120 سال قبل به رسمیت شناخته است. اگرچه تعلل­ورزی همیشه مسئله­ساز نیست، اما در اغلب موارد می­تواند از طریق ممانعت از پیشرفت و عدم دسترسی به اهداف، پیامدهای نامطلوب و جبران­ناپذیری به همراه داشته باشد (جوکار و دلاورپور، 1386). روانشناسان معاصر به طور روزافزون به انجام تحقیقاتی که ابعاد تعلل­ورزی را روشن می­کنند علاقمندند. متأسفانه با وجود افزایش قابل توجه تحقیقات انجام شده در این زمینه، هنوز این سازه­ی روانشناختی نسبتاً ناشناخته مانده و نیازمند این است که تحقیقات و پژوهش­های بیشتری در این زمینه انجام شود.

1-1 بیان مسئله

تعلل­ورزی تحصیلی یکی از بحث­های مهمی است که در سال­های اخیر مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته و از آن به عنوان یک عادت بد (چیس[2]، 2003؛ نقل در سواری، 1391) و یک مشکل رفتاری یاد شده است که بسیاری از بزرگسالان در کارهای منظم روزانه تجربه می­کنند (جانسون و کارتون[3]، 1999؛ نقل در سورای، 1391). البته تعلل­ورزی همیشه مسئله­ساز نیست و گاهی باعث بهتر ارائه دادن کار مورد نظر می­شود، اما در اغلب موارد می­تواند از طریق جلوگیری از پیشرفت و عدم دسترسی به اهداف، پیامدهای ذهنی ناراحت­کننده و جبران­ناپذیری به همراه داشته باشد و هرگز نمی­توان از تأخیر در انجام کارها، به تصور بهتر ارائه کردن آن دفاع کرد (الیس و جیمزنال[4]، بی­تا: ترجمه­­ی فرجاد، 1391). تعلل­ورزی برای توصیف اقدام به انجام عملی که به صورت غیرضروری به تأخیر افتاده است به کار می­رود و در نهایت، زمانی تمایل به تکمیل آن در فرد به وجود می­آید که از نظر هیجانی احساس ناراحتی کند (سولومون و راثبلوم[5]، 1984).

تعلل­ورزی با تأخیر در انجام دادن تکالیف و مسؤلیت­ها توأم است و در نتیجه می­تواند پیامدهای ناخوشایندی به همراه داشته باشد. این عادت می­تواند دو نوع پیامد درونی و بیرونی داشته باشد. پیامد درونی دامنه­ای از آزردگی و ندامت تا خودسرزنشی و ناامیدی شدید (شکفته، 1393) و همچنین اضطراب اجتماعی و اضطراب امتحان بیشتر و ابتلا به افسردگی و بیماری را شامل می­شود (رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391). تعلل­ورزی ممکن است فقط به پیامدهای درونی منجر نشود بلکه می­تواند پیامدهای بیرونی را هم به دنبال داشته باشد، برخی از این پیامدها خفیف هستند مثل جریمه­های کم برای تأخیر در تکالیف، اما برخی افراد تعلل­ورز شکست­های بزرگی را در کار، دانشگاه، خانه یا در روابط اجتماعی تجربه می­کنند (شکفته، 1393).

اهمیت پرداختن به موضوع تعلل­ورزی تحصیلی وقتی بیشتر خواهد شد که بدانیم در تمام پژوهش­های صورت گرفته در زمینه­ی میزان شیوع آن در جامعه­ی دانشجویی، میزان بالای شیوع این رفتار گزارش شده است (انووگ بوزی[6]، 2000؛ بالکیس و دورو و دورو، 2009؛ اسکونبرگ، لی، پیکل و فراری، 2004؛ نقل در اساسی، فتح­آبادی و حیدری، 1390). شکفته (1393) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که در کل، پسران نسبت به دختران تعلل­ورزی بیشتری دارند، همچنین نتایج مقایسه­ی تعلل­ورزی دانشجویان دختر و پسر در حوزه­های زندگی نیز نشان داد که دانشجویان دختر و پسر از نظر تعلل­ورزی در حوزه­های تحصیلی، سلامت و خانواده با هم تفاوت ندارند. در حوزه­­ی اوقات فراغت دختران و در حوزه­ی کارهای ضروری روزمره و ارتباطات اجتماعی پسران تعلل­ورزترند. بطور کلی این رفتار در بین دانش­آموزانی که از دبیرستان فارغ­التحصیل شده و وارد دانشگاه شده­اند، رایج­تر است (کاچگال[7]، هانسن و نوتر، 2001؛ لی، کلی[8] و ادوارد، 2006؛ نقل در محمدی قلعه­تکی، قمرانی و برمک، 1393).

تعلل­ورزی یک روش رفتاری است که فرد آن را در پیش می­گیرد تا خودش را از تجربه کردن حالت­های هیجانی ناخوشایند، مثل ناراحتی­های شدید در امان بدارد (فیاضی و کاوه، 1388) و دارای علائم و نشانه­هایی است از جمله: ناتوانی در رسیدن به اهداف مهم زندگی، انجام کارها با سرعت زیاد در آخرین لحظات، احساس غرق شدن در مسؤلیت­ها، وقت­کشی و هدر دادن وقت، خیالبافی و آرزو به جای انجام دادن کارها و عدم برنامه­ریزی مداوم برای زندگی (آتش­پور و امیری، 1378؛ نقل در فیاضی و کاوه، 1388).

عوامل متعددی دانش­آموزان را به تعلل­ورزی سوق می­دهد از جمله: فقدان تعهد، فقدان راهنما، فقدان حمایت از سوی دیگران، مهارت­های نامناسب مدیریت زمان، مشکلات اجتماعی و استرس (حسین و سلطان، 1389؛ نقل در صبحی قراملکی، حاجلو و بابایی، 1393)، فقدان انگیزه، وحشت از شکست، مشکل در شروع کار و وظایف خارج از توان (هیلر، رابینسون و شروود، بی­تا: ترجمه­ی اشرف­العقلایی، 1387؛ نقل در شیرزادی، 1389). استرس زمان و فقدان برنامه­ریزی در زندگی دانش­آموزان و دانشجویان در راه رسیدن به موفقیت، از موانعی است که اغلب منابع به آن اشاره دارند (صبحی قراملکی، حاجلو و بابایی، 1393). همچنین مواردی مثل کمال­گرایی، پایین بودن سطح تحمل و عدم توانایی در برابر مشکلات و احساس خودکم­بینی را نیز جزء ریشه­های تعلل­ورزی می­دانند (الیس و جیمزنال، بی­تا: ترجمه­ی فرجاد، 1391). علاوه بر این بسیاری از تعلل­ورزی­ها نتیجه­ی لذت­جویی آنی، کم­طاقتی و ترجیح دادن تقویت­کننده­های کوتاه­مدت به بلندمدت است (فیاضی و کاوه، 1388).

بحث در مورد انواع تعلل­ورزی موضوع نسبتاً پیچیده­ای است. میلگرام (1987؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391) معتقد است که جدا کردن و تقسیم­ انواع تعلل­ورزی، امری ذهنی است و در عمل این موارد با همدیگر همپوشی زیادی دارند؛ به نظر او تقسیم­بندی انواع تعلل­ورزی، به خاطر راحتی در درک آن است و فقط امری ذهنی است و امکان وجود همه­ی آنچه که ما انواع تعلل­ورزی می­نامیم، در افراد وجود دارد. آنچه سبب ایجاد مفهومی به عنوان انواع تعلل­ورزی شده است، تفاوت در مؤلفه­های شناختی، عاطفی و رفتاری است که افراد تعلل­ورز با هم دارند (رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391). محققان با توجه به پیچیدگی و مؤلفه­های شناختی، عاطفی و رفتاری تعلل­ورزی به انواع گوناگونی از تعلل­ورزی اشاره کرده­اند از جمله: تعلل­ورزی عمومی (بالکیس و دیوریو، 2009؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391)، تعلل­ورزی تحصیلی (هیل، هیل، چابوت و بارال، 1978؛ نقل در جوکار و دلاورپور، 1386)، تعلل­ورزی در تصمیم­گیری (ایفرت و فراری، 1989)، تعلل­ورزی روان­رنجورانه (الیس و ناوس، 1979؛ نقل در جوکار و دلاورپور، 1386)، و تعلل­ورزی وسواس­گونه (فراری، 1991؛ نقل در جوکار و دلاورپور، 1386). اما، متداول­ترین شکل آن، تعلل­ورزی تحصیلی است (بروتن و وام­بچ، 2001؛ مون و ایلینگ­ورث، 2005؛ نقل در جوکار و دلاورپور، 1386). راثبلوم، سولومون و موراکامی (1986؛ نقل در جوکار و دلاورپور، 1386) این نوع از تعلل­ورزی را تمایل غالب و همیشگی فراگیران برای به تعویق انداختن فعالیت­های تحصیلی تعریف نموده­اند که تقریباً همیشه با اضطراب توأم است. ولترز (2003) نیز تعلل­ورزی تحصیلی را شکست در انجام فعالیتی در چارچوب زمان خواسته شده یا به عقب انداختن فعالیت تا آخرین دقایق که فرد گرایش به کامل کردن آن پیدا می­کند، تعریف کرده است.

پژوهش­های مرتبط با تعلل­ورزی را می­توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: پژوهش­هایی که تعلل­ورزی را یک عامل شخصیتی یا صفتی می­دانند و پژوهش­هایی که تعلل­ورزی را نتیجه­ی عوامل موقعیتی، محیطی یا حالتی در نظر می­گیرند. در ادامه به برخی از این پژوهش­ها اشاره می­شود.

برخی دیدگاه­ها تعلل­ورزی را یک یا چند ویژگی شخصیتی یا صفتی نسبتاً ثابت می­دانند که موجب تعلل­ورزی فرد در بسیاری از موقعیت­ها و زمینه­ها می­شود. در این زمینه محققان برای نشان دادن رابطه­ی بین گرایش فرد به تعلل­ورزی و ویژگی­های اساسی مثل کمال­گرایی، خودکارآمدی و خودتنظیمی و سبک­های هویت (جانسون و سلانی، 1996؛ نقل در خرمایی، عباسی و رحیمی، 1390؛ گوروئی، خیر و هاشمی، 1390؛ شیخی، فتح آبادی و حیدری، 1392؛ میرزایی، غرایی و بیرشک، 1392؛ غلامعلی لواسانی، آذرنییاد، مهمانپذیر و رضاییان، 1392)، عوامل بالینی مثل افسردگی، اضطراب و اختلالات شخصیت (فراری، 1992؛ نقل در شکفته، 1393؛ کرمی، 1388؛ سپهریان، 1390؛ شیخی، فتح آبادی و حیدری، 1392؛ کیامرثی، آریا­پوران و ابوالقاسمی، 1392)، اضطراب امتحان (میلگرام، دنگور و راویو، 2001؛ نقل در شیرزادی، 1389) و جهت­گیری هدف (ولترز، 2003) پژوهش­هایی انجام داده­اند. سولومون و راثبلوم (1986؛ نقل در شیرزادی، 1389) در پژوهشی دریافتند که بین تعلل­ورزی با عوامل بالینی مثل افسردگی، باورهای غیرمنطقی و اضطراب صفتی رابطه­ی مثبت و بین تعلل­ورزی و خودکارآمدی و عزت نفس رابطه­ی منفی وجود دارد. پژوهش میلگرام، دنگور و راویو (2001؛ نقل در شیرزادی، 1389) نیز نشان داده است که افرادی که اضطراب امتحان بالایی دارند، تعلل­ورزی بیشتری دارند و از محرک­های ایجادکننده­ی این اضطراب اجتناب می­کنند.

خودتنظیمی و خودکارآمدی از جمله دیگر متغیرهای مرتبط با تعلل­ورزی هستند. در این زمینه میلگرام، سروف و روزن­بام[9]، (2003؛ نقل در مطیعی، حیدری و صادقی، 1391) در پژوهشی نشان دادند که آن دسته از فراگیرانی که از راهبردهای خودتنظیمی استفاده می­کنند، کمتر مرتکب تعلل­ورزی می­شوند. حسینچاری و دهقانی (1387) نیز در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که خودکارآمدی، ارزش­گذاری درونی، اضطراب امتحان و راهبردهای شناختی، پیش­بینی­کننده­ی منفی تعلل­ورزی تحصیلی هستند. کلاسن، راجانی و کراچانک (2008) در زمینه­ی تعلل­ورزی تحصیلی دانشجویان و رابطه­ی آن با خودتنظیمی، خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس و خودکارآمدی برای خودتنظیمی دریافتند که همه­ی این عوامل با تعلل­ورزی رابطه­ی منفی دارند و از بین آنها خودکارآمدی برای خودتنظیمی پیش­بینی­کننده­ی قوی­تری برای تعلل­ورزی است.

هر چند برخی پژوهش­ها به تعلل­ورزی به عنوان یک ویژگی یا گرایش شخصیتی تغییرناپذیر اشاره کرده­اند (فراری، جانسون و مک­کون[10]، 1995؛ اسکوئنبرگ، 1995؛ ون­ارد[11]، 2000؛ نقل در رستگار، زارع، سرمدی و حسینی، 1392)، ولی چندین مدل نظری نیز تعلل­ورزی را به عنوان یک رفتار موقعیتی در برابر یک خصیصه­ی شخصیتی مفهوم­سازی نموده­اند (هریس و ساتون، 1983؛ راثبلوم، 1990؛ ون­ارد، 2000؛ نقل در رستگار، زارع، سرمدی و حسینی، 1392؛ شکفته، 1393). این دیدگاه­ها تعلل­ورزی را نتیجه­ی عوامل ثابت کمتر و موقعیتی بیشتر (عوامل محیطی یا حالتی) می­دانند. این دیدگاه­ها معتقد هستند که تعلل­ورزی ممکن است با عوامل ویژه­ی بافتی (موقعیتی) که ترس از شکست، اضطراب ارزشیابی، احساس ناشایستگی و بیزاری از تکلیف را بالا می­برد ارتباط داشته باشد. برخی از این عوامل ویژگی­های تکلیف (پادن و استل[12]، 1997) و چگونگی برگزاری امتحانات (ریچارد، 1986؛ نقل در شیرزادی، 1389) هستند. در زمینه­ی رابطه­ی بین تعلل­ورزی با ویژگی­های تکلیف، پادن و استل (1997)، در پژوهشی دریافتند که ویژگی­های تکلیف شامل اهمیت، جاذبه و سطح دشواری آن با احتمال بروز تعلل­ورزی مرتبط است. در رابطه با نحوه­ی برگزاری امتحانات نیز پژوهشی توسط ریچارد (1986؛ نقل در شیرزادی، 1389) انجام شد که نشان داد دانش­آموزان مدارسی که امتحانات روزانه برگزار می­کنند، تعلل­ورزی تحصیلی کمتری دارند.

در زمینه­ی تعلل­ورزی در حوزه­های مختلف زندگی نیز شکفته (1393) در پژوهشی دریافت که تعلل­ورزی یک سازه­ی موقعیتی یا حالتی است، نتایج این پژوهش نشان داد پسران در کل از دختران تعلل­ورزترند، در حوزه­های تحصیلی، سلامت و خانواده با یکدیگر تفاوت ندارند، در حوزه­­ی روال یا کارهای ضروری روزمره و ارتباطات اجتماعی پسران و در حوزه­ی اوقات فراغت، دختران تعلل­ورزی بیشتری دارند، نتایج این پژوهش مبنی بر موقعیتی بودن سازه­ی تعلل­ورزی با پژوهش کلانگ­سیک (2013) همسو بود. برخی پژوهش­ها نیز تغییرپذیری زمانی و موقعیتی در تعلل­ورزی را نشان داده­اند (بلونت و پیچی[13]، 2000؛ لونرگان و ماهر، 2000؛ مون و الینگوورث[14]، 2005؛ نقل در رستگار، زارع، سرمدی و حسینی، 1392).

جهت­گیری پژوهشی دیگر در زمینه­ی تعلل­ورزی به پیشایندها و پیامدهای آن تأکید می­کند، در خصوص پیشایندهای تعلل­ورزی، محققان و نظریه­پردازان به عوامل مختلفی اشاره نموده­اند از جمله: اضطراب و وابستگی، ترس از ارزیابی منفی، عزت­نفس پایین (فراری، 1992؛ نقل در جوکار و دلاورپور، 1386)، ترس از شکست، تنفر از کار، فقدان انرژی (سولومون و راثبلوم، 1984)، کمال­گرایی (جانسون و سلانی، 1996؛ نقل در جوکار و دلاورپور، 1386)، درماندگی آموخته شده (مک­کین، 1994؛ نقل در جوکار و دلاورپور، 1386)، خودکم­بینی، پایین بودن سطح تحمل و عصبانیت (الیس و جیمز نال، 1382؛ نقل در جوکار و دلاورپور، 1386) و در مورد پیامدهای تعلل­ورزی نیز می­توان به پیامدهای عینی مانند از دست دادن ضرب الاجل­ها، فرصت­ها، درآمد و زمان و پیامدهای عاطفی از جمله تضعیف روحیه، افزایش استرس و اضطراب، ترس و عصبانیت و انگیزه­ی پایین (ون­ویک، 2004؛ نقل در سپهریان، 1390) اشاره کرد.

از جمله عوامل بسیار مهمی که بر انگیزش و عملکرد اثر می­گذارد و در پژوهش­ها ارتباط آن با تعلل­ورزی مورد بررسی قرار گرفته است، جوّ کلاس[15] می­باشد. کلاس به مثابه­ی یک گروه اجتماعی، از افراد مختلفی تشکیل شده است که از نظر تجارب، فرهنگ خاص (خرده فرهنگ)، شخصیت و ابعاد گوناگون دیگری با هم متفاوت هستند. تعامل اعضای کلاس با یکدیگر تا حد زیادی متأثر از جوّی است که بر کلاس حاکم است. اگر چه هر کدام از افرادی که در مدرسه مسؤلیتی بر عهده دارند و از همه مهمتر معلم بر جوّ کلاس تأثیر می­گذارند؛ اما بیشترین سهم و نقش در این میان متعلق به خود دانش­آموزان است (حسینچاری و خیر، 1382). مطالعه­ی ادراک از جوّ کلاس بر این فرض استوار است که ادراک فراگیر از محیط کلاس با ویژگی­های بافتی و شخصی او پیوند دارد و بر نگرش وی نسبت به محیط اطراف و مشارکت در فعالیت­های کلاس تأثیر می­گذارد (پاتریک، ریان و کاپلان[16]، 2007؛ نقل در رستگار، زارع، سرمدی و حسینی، 1392).

کنث و توبین[17] (2002؛ نقل در روحانی و ماهر، 1386) اظهار داشتند که جوّ کلاس، محیط و موقعیتی است که توسط مدرسه، معلمان، همکلاسی­ها و سایر عوامل مدرسه خلق می­شود. آنان عقیده دارند کلاسی که از لحاظ فیزیکی، عاطفی، هیجانی، احساسی و تحصیلی به هر دلیل نامطبوع و نامساعد باشد، دارای جوّی منفی است و این شرایط بر رشد شناختی، اجتماعی و عاطفی دانش­آموزان آثار زیان­باری می­گذارد. ماچرا[18] (2008؛ نقل در دهقانی­زاده، حسینچاری، مرادی و سلیمانی خشاب، 1393) اظهار می­کند دانش­آموزان اغلب ساعات حضور در مدرسه را در کلاس می­گذرانند، کیفیت و چگونگی گذراندن حضور در کلاس­ها یک نقش مهم و تعیین­کننده در یادگیری دانش­آموزان دارد و عکس­العمل­ها و ادراک دانش­آموزان را نسبت به تجربیات مدرسه تحت تأثیر قرار می­دهند.

جنبه­های متفاوت جوّ کلاس، نظیر تعامل بین دانش­آموزان و معلم، تعامل بین دانش­آموزان و رقابت میان آنها از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر اهداف پیشرفتی که دانش­آموزان دنبال می­کنند، محسوب می­شوند (چرچ، الیوت و گیبل، 2001؛ دویک و بمپچات، 1983؛ الیوت و هارکیویچ، 1996؛ نقل در ابراهیمی، پاکدامن و سپهری، 1390). جوّ کلاس را تا حدود زیادی تعامل بین معلم و دانش­آموزان تعیین می­کند (پینتریچ و شانک، 1996؛ نقل در ابراهیمی، پاکدامن و سپهری، 1390). معلم و دانش­آموزان به­طور متقابل بر یکدیگر تأثیر می­گذارند. معلم از طریق برنامه­ریزی و نحوه­ی تدریس، نظارت بر عملکرد و پسخوراند دادن، باورها، انتظارات، خودکارآمدی، الگودهی، روش­های مدیریت کلاس، ایجاد محیطی تک­بعدی و یا چند بعدی و نیز انتخاب اصول ساختاری بر انگیزش، خودکارآمدی، یادگیری و پیشرفت دانش­آموزان اثر می­گذارد و در مقابل واکنش دانش­آموزان در جریان تدریس موجب می­شود که معلم اوضاع را بسنجد و راهبردهایی را به­کار گیرد که بر انگیزش و یادگیری دانش­آموزان تأثیر بهتری می­گذارند (پینتریچ و شانک، 1996؛ نقل در ابراهیمی، پاکدامن و سپهری، 1390).

نتایج پژوهش­های انجام شده در مورد جوّ کلاس نشان می­دهند که این مؤلفه با پیامدهای تحصیلی مرتبط است، از جمله وانگ و هارتل (1994؛ نقل در ذبیحی، نیوشا و منصوری، 1391) در پژوهشی نشان دادند که جوّ کلاس به ابعاد اجتماعی روانشناختی بستگی دارد و مدیریت کلاس اگر خوب باشد باعث افزایش مشارکت دانش­آموزان، کاهش رفتارهای مخرب و استفاده مناسب از زمان آموزشی می­شود. پژوهش کورکین، یو، ولترز و وینسر[19] (2014) نیز از جمله پژوهش­های دیگری است که اثرات مشترک جنبه­های متعدد جوّ کلاس درس روی تعلل­ورزی را بطور مستقیم و غیرمستقیم از طریق باورهای انگیزشی بررسی کرده است. نتایج این پژوهش نشان داد که ابعاد مختلف جوّ کلاسی از جمله حمایت معلم، سازمان معلم، فشار تحصیلی و علاقه به دوره همگی بطور منفی و معنادار با تعلل­ورزی مرتبط بودند و رابطه­ی معکوس با تعلل­ورزی داشتند.

از جمله عوامل دیگری که مرتبط با عملکرد تحصیلی فراگیران است باورهای انگیزشی آنان می­باشد. انگیزش به عنوان یک وسیله برای آمادگی ذهنی یا رفتار ورودی پیش­نیاز یادگیری به حساب می­آید و یادگیری نیز خود می­تواند علتی بر پیدایش یا افت آن شود. یادگیری­های عمیق و موفق باعث ایجاد انگیزه­ی بیشتر در دانش­آموز برای مطالعه و پژوهش می­شود و عملکرد تحصیلی بالایی را در پی خواهد داشت (پیری و قبادی، 1392). مطابق با تعریف پینتریچ و دیگروت (1990؛ نقل در برومند و شیخی فینی، 1390)، باورهای انگیزشی به باورهای فردی اشاره دارد که هدایت­کننده و جهت­دهنده­ی فعالیت­های تحصیلی دانش­آموزان می­­باشند. به عبارت بهتر، می­توان گفت که باورهای انگیزشی دلایل شخصی و فردی دانش­آموزان برای انجام یا اجتناب از یک تکلیف و یا فعالیت تحصیلی می­باشند.

به اعتقاد بروس و همکاران (2007؛ نقل در پیری و قبادی، 1392) راهبردهای انگیزشی برای یادگیری یکی از اصلی­ترین مؤلفه­های اثرگذار بر یادگیری بوده و در صورت توجه آموزش­دهندگان به این مؤلفه، محیط­های یادگیری برای یادگیرندگان جذاب­تر و بانشاط­تر خواهد بود. نوع باورهای انگیزشی دانش­آموزان بر میزان یادگیری و استفاده از راهبردهای شناختی آنان تأثیر عمده­ای دارد و از جمله عوامل تعیین­کننده در موفقیت تحصیلی محسوب می­شود (هونگ و همکاران، 2009؛ نقل در پیری و قبادی، 1392).

نظریه­ی یادگیری خودتنظیمی را پینتریچ و دیگروت (1990؛ نقل در کجباف، مولوی و شیرازی تهرانی، 1382) مطرح کردند. آنها خودکارآمدی، ارزش­گذاری درونی و اضطراب امتحان را به عنوان مؤلفه­های باورهای انگیزشی در نظر گرفتند و راهبردهای شناختی، فراشناختی و تلاش و تدبیر دانش­آموزان را تحت عنوان یادگیری خودتنظیمی معرفی کردند. در این نظریه، خودکارآمدی به مجموعه باورهای دانش­آموزان در مورد توانایی­هایشان در انجام تکلیف اشاره دارد (شانک، 1998؛ نقل در کجباف، مولوی و شیرازی تهرانی، 1382). ارزش­گذاری درونی تکلیف به میزان اهمیتی اشاره دارد که دانش­آموز نسبت به انجام یک تکلیف یا یادگیری درس و یا موضوع خاصی قائل است. به عبارتی دیگر ارزش­گذاری درونی میزان مهم و جالب بودن یک موضوع درسی برای یک دانش­آموز است (ایوز و آرچر، 1998؛ نقل در برومند و شیخی فینی، 1390). اضطراب امتحان نیز احساس یا حالت هیجانی ناخوشایندی است که پیامدهای رفتاری و روانشناختی خاصی دارد و در امتحانات رسمی و یا دیگر موقعیت­های ارزشیابی تجربه می­شود (کجباف، مولوی و شیرازی تهرانی، 1382).

نتایج پژوهش­های انجام شده در خصوص باورهای انگیزشی نشان می­دهند که این مؤلفه با عملکرد تحصیلی رابطه دارد. اغلب این تحقیقات رابطه­ی بین باورهای انگیزشی و مؤلفه­های مرتبط با آن (خودکارآمدی، ارزش­گذاری درونی و اضطراب امتحان) را با عملکرد تحصیلی به صورت کلی (بدون تفکیک دروس مختلف) مورد بررسی قرار داده­اند. از جمله­ی این پژوهش­ها می­توان به پژوهش­های پینتریچ و دیگروت (1990؛ نقل در برومند و شیخی فینی، 1390)، گلدوست و معینی کیا (1388؛ نقل در پیری و قبادی، 1392)، کجباف، مولوی و شیرازی تهرانی (1382)، قدم­پور و سرمد (1382)، لیونگ و من[20] (2002؛ نقل در عابدینی، باقریان و کدخدایی، 1389) و پولسون و جنتری[21] (1995؛ نقل در عابدینی، باقریان و کدخدایی، 1389) اشاره کرد.

با توجه به آنچه بیان شد می­توان گفت از جمله عوامل موقعیتی که بر عملکرد تحصیلی دانش­آموزان و دانشجویان اثر مهمی دارد جوّ کلاس می­باشد، دانش­آموزان و دانشجویانی که ادراک آنها از جوّ کلاس مثبت است، تکلیف کلاسی را برای آینده­ی خود سودمند تلقی می­کنند و این امر می­تواند در کاهش میزان تعلل­ورزی مفید باشد؛ و از سوی دیگر مؤلفه­های باورهای انگیزشی (خودکارآمدی، ارزش­گذاری درونی و اضطراب امتحان) نیز می­توانند در رابطه­ی بین ادراک از جوّ کلاس و تعلل­ورزی یک نقش واسطه­ای را ایفا کنند. بنابراین هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه­ای باورهای انگیزشی در رابطه­ی ادراک از جوّ کلاس و تعلل­ورزی دانشجویان در قالب یک مدل است.

تعداد صفحه :82

قیمت :17500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

  • 1

پایان نامه بررسی نقش دلبستگی به خدا در تاب آوری وکنترل عواطف بیماران سرطانی 

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان:

 بررسی نقش دلبستگی به خدا در تاب آوری وکنترل عواطف بیماران سرطانی 

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                              صفحه 

 فصل اول(مقدمه)…………. 12 -6

1-1 بیان مسئله………….. 9-6

1-2 اهمیت و ضرورت پژوهش…. 10

1-3- اهداف پژوهش…. 11

1-4- فرضیات پژوهش…. 11

1-5-  متغیرهای پژوهش، تعریف علمی و عملیاتی آن. 12-11

 فصل دوم (پیشینه پژوهش)…………….. 33-                                                                                                                                     

2-1- بیماری سرطان و واکنش های روانشناختی 13-12

2-2- نظریه دلبستگی.. 14-13

2-3- دلبستگی یا وابستگی.. 15

2-4- نظریه های دلبستگی.. 20- 15

2-4-1- دلبستگی کودکی.. 17- 15 

2-4-2- دلبستگی بزرگسالی.. 18- 17

2-4-3- دلبستگی به خدا 20- 18

2-5- مدل های دلبستگی به خدا 22-20

2-6- دلبستگی به خدا در اسلام و مسیحیت24-22

2-7- سنجش و اندازه گیری دلبستگی به خدا 25-24

2-8- تاب آوری… 28- 25 

2-9- دیدگاه های تاب آوری.. 30- 28

2-10- تاب آوری و دلبستگی.. 30

2-11- کنترل عواطف… 31- 30 

2-12- دلبستگی به خدا،تاب آوری، کنترل عواطف و تحقیقات مرتبط.. 33- 31

 فصل سوم (روش پژوهش)…………… 36-34     

           3-1- روش مطالعه. 34

3-2- جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری.. 34

3-3- ابزار گردآوری داده ها 35- 34

3-4- روش اجرای پژوهش…. 36

3-5- ملاحظات اخلاقی.. 36

3-6- روش های تجزیه و تحلیل داده ها… 36 

فصل چهارم (یافته های پژوهش)………. 61-37             

      4-1-  یافته های توصیفی… 37

4-2-یافته های استنباطی…. 62- 40

فصل پنجم( بحث و نتیجه گیری) 67- 62

5-1- بحث نتایج پژوهش…. 66- 62

5-2- نتیجه گیری پژوهش…. 66

5-3- محدودیت های پژوهشی.. 67

4-5- پیشنهادات پژوهشی.. 67

چکیده:

هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش دلبستگی به خدا در تاب آوری وکنترل عواطف بیماران سرطانی بود.  

روش:بدین منظور تعداد 220 نفر از بیماران سرطانی  مراجعه کننده به بیمارستان، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس،  دفترچه سوالات پژوهش شامل پرسشنامه ؛ دلبستگی به خدا(غباری و حدادی کوهسار،1390)،  تاب آوری(کانور و داویدسون،2003) وکنترل عواطف ویلیامز را تکمیل نمودند.  

نتایج:نتایج پژوهش، حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره گام به گام  که در آن مولفه های دلبستگی به خدا به عنوان متغیر مستقل و کنترل عواطف به عنوان متغیر وابسته وارد معادله شدند، نشان داد، دلبستگی ایمن و اجتنابی به خدا 78 درصد از واریانس کنترل عواطف را تبیین نمودند.  همچنین نتایج ضرایب رگرسیون نشان داد بین دلبستگی ایمن به خدا و کنترل عواطف (001/0>p، 61/0-r = )  رابطه منفی و معنی دار و بین دلبستگی دوسوگرا (05/0>p، 16/0r = )  و اجتنابی(001/0>p، 34/0r = )   به خدا و کنترل عواطف رابطه مثبتت و معنی داری وجود دارد. همچنین  نتیجه تحلیل رگرسیون چند متغیره گام به گام  که در آن مولفه های دلبستگی به خدا به عنوان متغیر مستقل و تاب آوری به عنوان متغیر وابسته وارد معادله شدند، نشان داد دلبستگی ایمن و اجتنابی  به خدا با هم  حدود77% متغیر تاب‌آوری را تبیین نمودند و مولفه دلبستگی اضطرابی  به خدا از معادله حذف شد.  نتایج ضرایب رگرسیون  نیز نشان داد؛ بین دلبستگی ایمن به خدا با تاب‌آوری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد(001/0>p)

نتیجه گیری:به نظر می رسد دل سپردن به پایگاه و پناهگاه امن خداوندی در قالب دلبستگی ایمن به خدا نقش موثری در شکل گیری تاب آوری و کنترل عواطف بیماران سرطانی دارد.

کلید واژگان: دلبستگی به خدا، تاب آوری، کنترل عواطف، سرطان

بیان مسئله

یکی از بیماری های مزمن سرطان است.  درحال حاضر سرطان با اختصاص 21 درصد مرگ و میرها به خود،  دومین علت مرگ و میر در کشورهای صنعتی محسوب می شود.  در کشورهای در حال توسعه نیز سرطان سرطان چهارمین علت مرگ و میر است.  در ایران بنابر آمار وزارت بهداشت، سرطان پس از بیماریهای قلبی و عروقی و سوانح، سومین علت مرگ و میر می باشد(گویا و موسوی، 1387)

امروزه، علیرغم پیشرفت های پزشکی، توسعه درمان های سرطان و افزایش تعداد نجات یافتگان از سرطان،این بیماری از لحاظ احساس درماندگی و ترس عمیقی که در فرد ایجاد می کند،  به همتاست.  با پیشرفت در روشهای درمان طبی، میزان بقاء افراد مبتلا به سرطان افزایش یافته است،اما مشکلات سازگاری با این بیماری مزمن در بسیاری ازافراد مبتلا، اختلالات روانی همچون؛ اضطراب،  افسردگی وخشم را به دنبال دارد (لی[1] و همکاران، 2012).  این روند باعث می شود بیماران سرطانی با مشکلات عدیده ای در زمینه کنترل عواطف خود مواجه شوند.   منظور از کنترل عواطف این است که فرد عواطف خود را در موقعیت های گوناگون تشخیص دهد و آن را ابراز و کنترل نماید(گروس[2]، 1998) و به جای آنکه از بروز هیجان ها جلوگیری کند،  آثار واکنشی آنها را کاهش داده تا فرصت کافی برای تصمیم های بهتر داشته باشد( شریفی و آقایار، 1386).  

فرد درکنترل وتنظیم عواطف،  با به دست آوردن توانایی بازنگری و بازسازی شدت وجهت یك عاطفه در خود و دیگران به تعدیل و مهار عواطف ( خشم،  افسردگی، اضطراب و عواطف مثبت)، به صورت درونی و تغییر جهت آنها به سمت سازش یافتگی می پردازد (پلیتری[3]، 2002). کنترل عواطف بر جنبه های مختلف زندگی فرد، تعاملات بین فردی، بهداشت روانی و سلامت فیزیکی و جسمی تاثیر دارد (دونهام[4]، 2008).

پژوهشها در زمینه عوارض روانشناختی سرطان همچون بسیاری از جنبه های دیگر روانشناسی بر آسیب شناسی روانی بیماریها متمرکز بوده اند(یعنی چرا افراد دچار مشکلات روانشناختی می شوند).  اما نگاه متفاوت و مثبت نگر به روانشناسی توجهش را معطوف به ویژگیهایی از افراد نموده است که باعث می شوند هنگام قرار گرفتن فرد در معرض استرس و شرایط ناگوار همچون سرطان نه تنها بهبود می یابند بلکه در مواردی به لحاظ روانشناختی ارتقا می یابند(شارما[5] و همکاران، 2012؛گیلسپی[6]، 2007).  یکی از این ویژگی ها وفرایند های پویای انسانی تحت عنوان تاب آوری مطرح شده است.

تاب آوری به مفهوم انعطاف پذیری،  بهبود و بازگشت به حالت اولیه پس از رویارویی با شرایط ناگوار است.  مقاومت موفقیت آمیز افراد تاب آور در برابر موقعیت های چالش برانگیز،  باعث می شود افراد علیرغم مواجهه با استرس های مزمن و تنیدگی ها از آثار نامطلوب آن کاسته و سلامت روانی خود را حفظ  كنند (ویلسون[7] و دودک[8]،  2004).  یکیازعوامل موثر بر سلامتروان وکنترل عواطف همچون اضطراب، افسردگی وخشم درافراد، تابآوری[9]است( شیخ و همکاران، 2013؛احمدیو همکاران، 2014؛احمدی، شیخ، سرابندی، 1390)

مفهوم تاب آوری بر اساس اصول اولیه نظریه دلبستگی قرار دارد و برخی از محققان و صاحب نظران بر این باورند که تاب آوری ریشه در نظریه دلبستگی دارد (کلر[10]، 2003).

دلبستگی،  سیستم  عاطفی،  رفتاری وشناختی سازماندهی شده ای است که با انتخاب طبیعی طراحی شده است تا نزدیکی بین نوزاد ناتوان و اولین مراقبین او را حفظ کند(کیرک پاتریک[11]، 1997). بر این اساس در دوران نوزادی دلبستگی عاطفی نسبت به یک یا چند نفر از مراقبین اولیه برای تامین حمایت، حفاظت و امنیت شکل می گیرد.  در شرایطی که موضوع دلبستگی(مراقب) به اندازه کافی پاسخگو و حمایت کننده باشد(دلبستگی ایمن)، آنچه نظریه دلبستگی از آن تحت عنوان مدل های درون کاری[12] مثبت از خود و دیگران نام می برد در فرد شکل می گیرد و وقتی موضوع دلبستگی(مراقب) به اندازه کافی پاسخگو و حمایت کننده نباشد(دلبستگی ناایمن)،  مدل درون کاری منفی از خود و دیگران در نوزاد شکل می گیرد(هرتل و دوناهو، 1995).  این الگوهای فعال درونی اولیه از خود و دیگران،   بافتی را فراهم می نمایدکه این بافت به عنوان فیلتر شناختی برای تعبیر و تفسیر داده ها و درون سازی پیوند های عاطفی بعدی عمل کرده و تجربیات بین فردی را معنا می بخشد(برترتون و مانهلند، 1999).  بنابراین،  دلبستگی ساختار سازمان یافته ای است که مجموعه پیچیده هیجانها،  رفتارها و شناختهایی را که با تلاش کودک در دسترسی به احساس ایمنی، آرامشو کاوش در محیط شکل گرفته و در طول عمر تحول می یابد را توصیف می کند(سروف، 1997).

بالبی و اینثورث معتقدند،  تاب آوری نتیجه ایمن بودن دلبستگی است.  زیرا کودک با استفاده از تکیه گاه امن دلبستگی (والدین)،  به عنوان منبع آرامش،  به مقابله با سختیها و شرایط ناگوار پرداخته و به کاوش محیط می پردازد(تراویس و کومبوس- ارمه، 2007).  دلبستگی ایمن باعث رشد صفات روانشناختی مثبت همچون تاب آوری،  عواطف مثبت و امید در افراد می شود که این صفات نیز مهارتهای مقابله، احساس ارزش وظرفیت تحمل و سازش با تنیدگی را افزایشمی دهند(میکولنسر و شاور، 2007).  افرادی که پاسخ های پذیرا در زمینه نیازهای فیزیکی وعاطفی دریافت می کنند در شرایط ناگوار مقاومت و تاب آوری بیشتری دارند.  محبت و عواطف مثبت،  عنصری است که به افراد کمک می کند تا شهامت و جرات تردید ناپذیری برای مقابله با شرایط سخت کسب کنند (فانیوف، 2008).  بنابراین،  سبک دلبستگی را می توان به عنوان یکی از منابع تاب آوری در نظر گرفت که منعکس کننده توانایی تنظیم، تعدیل یا کاهش موثر پاسخ های هیجانی به رویداد های ناگوار مانند بیماری سرطان است(بارتلی،  هد و استنفلد، 2007).

امروزه با گسترش نظریه دلبستگی، علاوه بر دلبستگی به والدین در بعد معنوی نیزحضور خداوند و ارتباط افراد با خداوند نوعی دلبستگی قلمداد می شود (کرک پاتریک و شاور، 1992).

دلبستگی به خدا[13] تحت عنوان ارتباط وگرایش عاطفی فرد به خداوند تعریف می شود.  در این تعلق خاطر،  خداوند به عنوان پایگاه امنی[14] شناخته می شود که در همه شرایط می توان او را جستجو کرد( گرانکوئیست[15]،  میکولنسر[16] و شاور[17]، 2010).  ارتباط با خدا به لحاظ نظری، در چارچوب نظریه دلبستگی بالبی و مبتنی بر دیدگاه دلبستگی به والدین(مراقب- کودک) می باشد(کیرک پاتریک[18]، 2005؛ سروف[19]،  فلیسون[20] و فلیسون، 2006؛ گرانکوئیست و کیرک پاتریک، 2011) در همین راستا، کیرک پاتریک (1994)، معتقد است،  چهار ویژگی که اینثورث[21] (1985)،  برای دلبستگی انسانی (دلبستگی مراقب- کودک) برشمرده است در ارتباط با خداوند به عنوان چهره دلبستگی  قابل ردیابی است.  بر این اساس او پنج معیار برای دلبستگی به خدا برشمرده است.

1) جستجو و حفظ مجاورت با خداوند: در دلبستگی به خدا اگر چه فرد  نمی تواند به طور فیزیکی به خدا نزدیک شود اما بسیاری از رفتارهای مذهبی همانند نماز خواندن،   دعا کردن و زیارت اماکن متبرکه، در ادیان و مذاهب مختلف شبیه به وارسی های متناوب کودک برای اطمینان از این که چهره دلبستگی در دسترس و پاسخگو است می باشد و نوعی رفتار مجاورت جویانه با خداست.

2) خداوند به عنوان پناهگاه امن: همانطور که کودک در شرایط استرس زا و بحرانی به سمت چهره اصلی دلبستگی(مراقب) بر می گردد،  فرد مومن نیز در شرایط استرس،  درماندگی و بحران به خداوند به عنوان پناهگاه مطمئن پناه می برد.

3) خداوند به عنوان پایگاه ایمن: همانطور که کودک،  مادر را پایه و اساس ایمنی می داند و در محیط کاوش می کند.  فرد مومن نیز با اعتقاد به این که خدا پایه و اساس ایمنی است، احساس قدرت کرده و این امر باعث افزایش اعتماد به نفس و امنیت وی در لحظات اضطراب و ترس می شود.

4) جدایی و فقدان: خداوند فراگیر است و همه جا حضور دارد،  بنابراین فرد نمی تواند همانطور که از یک چهره دلبستگی انسانی جدا می شود یا او را از دست می دهد از خدا نیز جدا شود.  افرادی که از آیین ها ی دینی و مذهبی دور می شوند،  نوعی اضطراب جدایی را تجربه می کنند و برای رسیدن به آرامش و احساس امنیت،  در صدد جوارجویی با خداوند بر می آیند.

 5) خداوند به عنوان قادر و دانای کل: رابطه انسان و خدا بهتر از رابطه مراقب- کودک این ویژگی را آشکار می کند و این ویژگی در ارتباط فرد با خدا نسبت به رابطه دو فرد عاشق بزرگسال نیز دائمی تر بوده و بیشتر حفظ می شود. شاید از مهمترین تفاوت های موضوع دلبستگی به والدین و دلبستگی بزرگسالی با دلبستگی به خدا همین ویژگی باشد.

شکل گیری الگوی درون کاری اولیه از خود و دیگران در دوران کودکی و در ارتباط با والدین(بالبی، 1969)،  بافتی را فراهم می نمایدکه این بافت به عنوان فیلتر شناختی برای تعبیر و تفسیر داده های درونی و بیرونی عمل می کند.  این الگوهای درون کاری مثبت یا منفی نسبت به خود و دیگرانعلاوه برکودکی، در دلبستگی به خدا (میکولنسر و همکاران، 2008)، نیز مطرح          می باشد. از ویژگیهای افراد با الگوی  دلبستگی ایمن به خدا،  داشتن الگوی درون کاری  و برون کاری مثبت از خود و دیگران(خدا) است.  آنان در سایه اعتماد و توکل به خداوند به عنوان منبع حمایتی و پایگاه امن با اعتماد به نفس بالایی با شرایط سخت مقابله می کنند.  این افراد با اعتماد به خود و خداوند،  موقعیت ها و شرایط را در کنترل خود دارند(رینر و همکاران، 2010؛ هال، ادوارد و هال، 2006)

تحقیق در زمینه دلبستگی به خدا نشان داده است، افرادی که دلبستگی ایمن به خدا دارند،  در احساس تنهایی،  افسردگی،  اضطراب،  بیماریهای جسمانی  و سایر اختلالات روانی،  در  سطح  پایین تری قرار دارند( احمدی،  شیخ،  سرابندی،1391؛ کیرک پاتریک، 1998).  روی آوردن به خدا به مثابه دلبستگی ایمن  باعث افزایش عواطف مثبت وكاهش اضطراب ، پرخاشگری و افسردگی در افراد می شود(احمدی و همکاران، 2014؛ گرانکویست و کیرک پاتریک، 2011).

بنابرآنچه گفته شد،  بیماران سرطانی به طور معمول با آگاهی از بیماری خود عواطف منفی همچون اضطراب،  افسردگی وخشم  را تجربه می کنند.  در این میان برخی از بیماران سرطانی قادرند با بیماری خود سازگار شوند و بر عواطف خود کنترل بیشتری داشته باشند.  به نظر می رسد تاب آوری مبتنی بر دلبستگی ایمن به خدا  نقش اساسی در کنترل عواطف این بیماران داشته باشد.  بر این اساس هدف از پژوهش حاضر،  شناخت نقش دلبستگی به خدا در تاب آوری وکنترل عواطف بیماران سرطانی بود.

1-2- اهمیت و ضرورت تحقیق

1- توجه علمی به توانمندیهای مثبت بیماران همچون؛ تاب آوری،   معنویت(دلبستگی به خدا) و کنترل عواطف کمتر مورد توجه قرار گرفته است و در سایه آسیب شناسی روانی کمرنگ جلوه کرده است.

2-  امروزه توجه به معنویت، حتی به عنوان روشهای روان درمانی(مبتنی بر رویکرد دلبستگی به خدا) مورد توجه قرار گرفته است و آگاهسازی  و ایجاد تصویر مثبت نسبت به خدا به عنوان روشهای مداخله ای موثر بر سلامت روان گزارشمی شود. اما در ایران با توجه به تفاوتهای فرهنگی و اعتقادی و همچنین به دلیل فقر پیشینه نظری و تجربی لازم، امکان ورود به مداخله روانشناختی،  امری غیرعلمی و غیر منطقی به نظر می رسد.  لذا این پژوهش می تواند در تولید علم و ورود به مداخله های روانشناختی در این زمینه موثر واقع شود.

1-3- اهداف تحقیق

1- شناخت نقش دلبستگی به خدا در کنترل عواطف بیماران سرطانی

2- شناخت نقش دلبستگی به خدا در تاب آوری بیماران سرطانی

3- شناختنقش دلبستگی به خدا و تاب آوری در کنترل عواطف بیماران سرطانی

1-4- فرضیات تحقیق

1- بین مولفه های دلبستگی به خدا وکنترل عواطف بیماران سرطانی رابطه وجود دارد.

2- بین مولفه های دلبستگی به خدا و تاب آوری بیماران سرطانی رابطه وجود دارد.

3- بین مولفه های دلبستگی به خدا و تاب آوری با کنترل عواطف بیماران سرطانی رابطه وجود دارد.

1-5-تعریف متغیر های پژوهش

1- دلبستگی به خدا

تعریف علمی: دلبستگی به خدا به صورت دلبستگی عاطفی فرد به خداوند تعریف می شود.  در این تعلق خاطر،  خدا به عنوان پایگاه امنی شناخته می شود که در زمان های پریشانی پناهگاه بشر است و با آزادی کامل می توان در زمان آسایش خاطر به دنبال او گشت(کیرک پاتریک،  2005).

تعریف عملیاتی: حاصل نمره آزمودنی در پاسخگویی به سئوالات پرسشنامه 37 سئوالی دلبستگی به خدا،  غباری و حدادی کوهسار(1390)،  که دلبستگی به خدا را در سه بعد، ایمن، اجتنابی و اضطرابی مورد سنجش قرار می دهد.  

2- تاب آوری

تعریف علمی: تاب آوری به مفهوم انعطاف پذیری،  بهبود و بازگشت به حالت اولیه پس از رویارویی با شرایط ناگوار است

تعریف عملیاتی:  حاصل نمره آزمودنی در پاسخگویی به سوالات مقیاس 25 گزینه ای تاب آوری كانر و دیویدسون خواهد بود که در مقیاس پنج درجه ای از هرگز نمره 1 تا همیشه گزینه5 محاسبه و تعیین خواهد شد.

3- کنترل عواطف

تعریف علمی: منظور از كنترل عواطف این است كه فرد عواطف مثبت و منفی خود(اضطراب، خشم، افسردگی، عواطف مثبت) را در موقعیتهای گوناگون تشخیص دهد و آنها را ابراز  و كنترل نماید(گروس، 1998).

تعریف عملیاتی : حاصل نمره آزمودنی در پاسخگویی به سئوالات مقیاس 42 سئوالی كنترل عواطف ویلیامز خواهد بود.

تعداد صفحه :80

قیمت :17500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

  • 1

پایان نامه نقش واسطه ایی الگوهای ارتباطی خانواده در رابطه بین عواطف مثبت و منفی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد مرودشت

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، گروهروانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A ) در رشتهروانشناسی تربیتی

عنوان:

نقش واسطه ایی الگوهای ارتباطی خانواده در رابطه بین عواطف مثبت و منفی و بخشش در دانش آموزان پایه متوسطه                                                                

بهار 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست  مطالب

عنوان                                                                                                         صفحه

فصل اول : کلیات پژوهش

چکیده: …………………………………………………………………………………………………………………………………..1

مقدمه: …………………………………………………………………………………………………………………………………….3

بیان مسئله :………………………………………………………………………………………………………………………………6

اهمیت و ضرورت پژوهش: ………………………………………………………………………………………………………9

اهداف پژوهش :……………………………………………………………………………………………………………………..11

فرضیه های پژوهش :………………………………………………………………………………………………………………11

تعاریف نظری متغییرها :………………………………………………………………………………………………………….12

تعاریف عملیاتی متغییرها: ……………………………………………………………………………………………………….12

فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه پژوهش

مبانی نظری بخشش: ………………………………………………………………………………………………………………14

الگوها و نظریه های بخشش: …………………………………………………………………………………………………..16

دیدگاه شناختی: ……………………………………………………………………………………………………………………..16

دیدگاه روان تحلیلی:……………………………………………………………………………………………………………….16

الگوی مبتنی بر تیپ شناسی بخشش: ………………………………………………………………………………………..16

الگوی فرایندی: ……………………………………………………………………………………………………………………..16

مدل های بین فردی بائومایستر:…………………………………………………………………………………………………17

مدل مبتنی برمصالحه ساپولسکی و وال : …………………………………………………………………………………..17

مدل دوسیستمی مک کالوگ :…………………………………………………………………………………………………..17

نظریه وابستگی متقابل بخشش راسبالت:…………………………………………………………………………………….17

مدل شرطی سازی کلاسیک :……………………………………………………………………………………………………18

مدل مبتنی بر تصمیم گیری دی بلاسیو:……………………………………………………………………………………..18

مدل شناختی گوردون و باکوم و اسنایدر :………………………………………………………………………………….19

مدل فرایندی شناختی عاطفی و رفتاری انرایت :…………………………………………………………………………19

مدل تغییر در گذر زمان مک کالوگ و فینچام و تسانگ: ……………………………………………………………..19

مدل های هیجان مدار :……………………………………………………………………………………………………………20

مدل فرضیه مجاورت هیجانی ورثینگتون و وید :…………………………………………………………………………21

گام های پیشنهادی ورثینگتون برای عفو و گذشت: …………………………………………………………………….21

مراحل بخشش: ……………………………………………………………………………………………………………………..21

چهار مرحله بخشش از نظر انرایت: ………………………………………………………………………………………….22

دیگران را ببخشیم تا سالم بمانیم: ……………………………………………………………………………………………..22

بخشش و خشم: …………………………………………………………………………………………………………………….23

بخشش از دیدگاه قران :…………………………………………………………………………………………………………..23

اساس عصبی زیستی بخشش: ………………………………………………………………………………………………….25

مبانی نظری عاطفه مثبت و منفی: ……………………………………………………………………………………………..25

نظریه داروین: ……………………………………………………………………………………………………………………….25

فرهنگ و عواطف: …………………………………………………………………………………………………………………26

عواطف و طول عمر: ………………………………………………………………………………………………………………26

قشر پیش پیشانی و عاطفه: ………………………………………………………………………………………………………27

ابراز احساسات و فرهنگ:………………………………………………………………………………………………………..27

خصایص حالات عاطفی کودک :………………………………………………………………………………………………28

عواطف کودک زودگذرند:……………………………………………………………………………………………………….28

عواطف کودکان شدیدند:…………………………………………………………………………………………………………29

عواطف کودک فراوانند:…………………………………………………………………………………………………………..29

پاسخهای عاطفی کودک متفاوتند:……………………………………………………………………………………………..29

عواطف کودکان را می توان با علایم رفتار مشخص کرد :…………………………………………………………….30

نیروی عواطف در کودکان تغییر می کند :…………………………………………………………………………………..30

شیوه های تغییر و بیان عواطف تغییر می یابد :……………………………………………………………………………30

عوامل موثر در عواطف :………………………………………………………………………………………………………….30

الگوی ارتباطی خانواده :…………………………………………………………………………………………………………..32

مفهوم خانواده: ………………………………………………………………………………………………………………………32

خانواده چیست ؟: ………………………………………………………………………………………………………………….33

خانواده آزادگذار:…………………………………………………………………………………………………………………….33

خانواده حمایت گر :……………………………………………………………………………………………………………….33

خانواده چندگرایانه :………………………………………………………………………………………………………………..34

خانواده از نظر روانشناسی .:……………………………………………………………………………………………………..34

خانواده از نظر علوم تربیتی: …………………………………………………………………………………………………….34

الگوهای تعاملی خانواده :…………………………………………………………………………………………………………35

الگوی سلطه گر :……………………………………………………………………………………………………………………35

الگوی مقابله ایی:……………………………………………………………………………………………………………………35

الگوی پذیرا و پویا :………………………………………………………………………………………………………………..35

الگوی وابسته :……………………………………………………………………………………………………………………….35

نظریه ساختاری – کنش نگر :…………………………………………………………………………………………………..36

انواع الگوی ارتباطی خانواده :…………………………………………………………………………………………………..36

مفهوم جهت گیری گفت و شنود : ……………………………………………………………………………………………36

مفهوم جهت گیری همنوایی :……………………………………………………………………………………………………36

خانواده توافق کننده :……………………………………………………………………………………………………………….37

خانواده کثرت گرا :…………………………………………………………………………………………………………………37

خانواده محافظت کننده :……………………………………………………………………………….37

خانواده بی قید :……………………………………………………………………………………………………………………..37

الگوی چفی و مک لئود :…………………………………………………………………………………………………………38

نظریه نظام خانواده ( مینو چین ) : ……………………………………………………………………………………………38

تحقیقات داخلی و خارجی : ……………………………………………………………………………………………………38

تحقیقات انجام گرفته داخلی درباره بخشش و عاطفه: …………………………………………………………………38

تحقیقات انجام گرفته خارجی درباره بخشش و عاطفه:………………………………………………………………..40

الگوی ارتباطی خانواده و عاطفه مثبت و منفی :…………………………………………………………………………..44

تحقیقات داخلی :……………………………………………………………………………………………………………………44

تحقیقات خارجی درباره الگوهای ارتباطی خانواده و عاطفه : ………………………………………………………45

عاطفه مثبت ومنفی و  سایر موضوعات:……………………………………………………………………………………..46

تحقیقات داخلی درباره الگوهای ارتباطی و بخشش :…………………………………………………………………..49

تحقیقات خارجی در باره الگوهای ارتباطی و بخشش :………………………………………………………………..49

جمع بندی :……………………………………………………………………………………………………………………………50

فصل سوم : روش اجرای تحقیق

روش تحقیق : ……………………………………………………………………………………………………………………….52

جامعه آماری پژوهش : …………………………………………………………………………………………………………..52

نمونه و روش نمونه گیری :……………………………………………………………………………………………………..52

ابزارهای پژوهش :………………………………………………………………………………………………………………….54

مقیاس بخشودگی بین فردی :…………………………………………………………………………………………………..54

مقیاس عاطفه مثبت و منفی :…………………………………………………………………………………………………….54

مقیاس الگوهای ارتباطی خانواده : ……………………………………………………………………………………………55

روش جمع اوری دادها :………………………………………………………………………………………………………….55

روش تحلیل داده ها :………………………………………………………………………………………………………………56

ملا حظات اخلاقی :………………………………………………………………………………………………………………..56

فصل چهارم : یافته های پژوهش

الف ) داده های توصیفی :………………………………………………………………………………………………………..58

ب) یافته های استنباطی :…………………………………………………………………………………………………………59

فصل پنجم :  نتیجه گیری و پیشنهادات

خلاصه فصل :………………………………………………………………………………………………………………………..66

بحث و نتیجه گیری :………………………………………………………………………………………………………………66

فرضیه اول : الگوهای ارتباطی خانواده نقش واسطه ایی معنا داری را بین عواطف و بخشش

 ایفا می کند :…………………………………………………………………………………………………………………………66

پیشنهادات :……………………………………………………………………………………………………………………………70

پیشنهادات کاربردی :……………………………………………………………………………………………………………….70

پیشنهادات پژوهشی :………………………………………………………………………………………………………………71

محدودیتها :……………………………………………………………………………………………………………………………71

فهرست منابع :……………………………………………………………………………………………………………………….72

منابع فارسی :…………………………………………………………………………………………………………………………73

منابع لاتین :……………………………………………………………………………………………………………………………79

پیوستها :………………………………………………………………………………………………………………………………..83

مقیاس بخشودگی بین فردی :…………………………………………………………………………………………………..84

مقیاس الگوهای ارتباطی خانواده :……………………………………………………………………………………………..85

مقیاس عاطفه مثبت و منفی :…………………………………………………………………………………………………….86

چکیده انگلیسی :……………………………………………………………………………………………………………………87

چکیده

 هدف این پژوهش ، بررسی نقش واسطه ایی الگوهای ارتباطی خانواده در رابطه بین عواطف مثبت و منفی و بخشش در دانش آموزان بود . در این پژوهش که توصیفی از نوع همبستگی است جامعه آماری کلیه دانش آموزآن  دختر پایه متوسطه شهر نوراباد بود که  285 نفر بر اساس نمونه گیری خوشه ایی تک مرحله ایی انتخاب شدند ومقیاس تجدید نظر شده الگوهای ارتباطی خانواده کوئرنر و فیتزپاتریک (a2002)، مقیاس عاطفه مثبت و منفی (PANAS) ، مقیاس بخشودگی بین فردی ( IFI -25) را تکمیل کردند . داده های پژوهش با نرم افزار SPSS و روشهای آماری همبستگی و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد . نتایج پژوهش نشان داد که الگوهای ارتباطی خانواده نقش واسطه ایی معناداری را بین عواطف منفی  و بخشش ایفا می کند . همچنین بین عاطفه منفی با بخشش ( r = -/40 ) ؛ و الگوی ارتباطی همنوایی با بخشش ( r = -/22) ؛ و الگوی ارتباطی گفت و شنود با عاطفه منفی ( r = -/32 ) همبستگی منفی و معنادار وجود دارد و بین الگوی ارتباطی گفت و شنود با بخشش و عاطفه مثبت همبستگی مثبت و معنی دار وجود دارد . بنابراین می توان نتیجه گرفت که عاطفه منفی و الگوهای ارتباطی قادر به پیش بینی بخشش هستند .

کلید واژه ها : بخشش ، الگوهای ارتباطی خانواده ، عاطفه مثبت و منفی

مقدمه

 خانواده یکی از مقدس ترین نهادها در دین اسلام می باشدهمچنین اولین نهادی است که انسان در آن متولد می شود و بیشترین ساعات خود را در آن می گذراند در این میان عملکرد تربیتی خانواده نقش به سزایی دارد زیرا شخصیت فرزندان تحت تاثیر آنها قرار دارد و بنابراین آنچه در آینده به عنوان خوشی یا خرسندی شاهد آن هستیم به عملکرد خانواده وابسته است . توجه به بعد گفت و شنود در محیط خانواده  می تواند تاثیر مستقیمی بر عزت نفس و به تبع آن کاهش بسیاری از مشکلات روانی و عاطفی داشته باشد   . خانواده را نهاد اجتماعی معرفی کرده اندکه ناشی از پیوند زناشویی زن و مرد است که در آن اعضا باهم در ارتباط متقابلند. از جمله مظاهر زندگی اجتماعی انسان، وجود تعامل سالم و سازنده میان انسانها و برقرار بودن عشق به همنوع و ابراز صمیمیت و همدلی به یکدیگر است. خانواده محل ارضای نیازهای مختلف جسمانی و عقلانی و عاطفی است .

روابط اعضای خانواده بخصوص روابط والدین با فرزندان مهم ترین عنصر شکل دهنده این نهاد اجتماعی است. خانواده به عنوان اولین آموزشگاه بشری بر اساس نوع روابط با فرزندان بیشترین تأثیر را برچگونگی شخصیت روانی – اجتماعی و فرهنگی اعضای خانواده دارد. افراد پرورش یافته در خانواده وارد اجتماع شده و ویژگیهای سالم و ناسالم خود را که در خانواده دریافت کرده اند وارد اجتماع می کنند و از این لحاظ سلامت جامعه به سلامت خانواده وابسته است در نتیجه خانواده سالم در سلامت فرزندان و سپس سلامت جامعه نقش مهمی دارد. هر نوع ارتباطی چه صحیح و چه غیرصحیح کل خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد و هر یک از اعضای خانواده به نوعی به آن واکنش نشان میدهند. از نظر روانشناسی شیوه های ارتباطی بین اعضاخانواده، الگوهای رفتاری، نقش و ساختارقدرت و وظایف و عملکرد اعضا در خانواده حایزاهمیت است. والدین و دیگر اعضای خانواده باید نسبت به الگوی ارتباطی که در خانواده وجود دارد آگاه باشند، آگاهی به این الگوها به آنان کمک خواهد کرد تا نسبت به تغییر الگوهای ارتباطی نادرست خود اقدام کنند که تغییر الگوی ارتباطی نادرست در بهبود تنشها و مشکلات درون خانواده نقش مؤثری را ایفا میکند( شرفی، 1381) .

   آرگیل[1] (2001) بر این بارو است که خانواده یکی از قوی ترین پیوندهای ارتباطات اجتماعی است و ابعاد گوناگون آن مانند تعداد اعضای خانواده از تعیین کننده های شادی هستند . عاملی که روابط آینده فرد را در خانواده مشخص می کند، الگوهای ارتباطی خانواده می باشد، الگوی ارتباط خانواده گویای نوع رابطه والدین و فرزندان هستند براساس مدل فیتزپاتریک و ریچی در مورد الگوهای ارتباطی خانواده، الگوی ارتباطی خانواده به نحوه تعاملات در درون خانواده و نحوه و شیوه ابراز افکار، عقاید و احساسات می پردازد . الگوی ارتباطی دارای دو بعد جهت گیری گفت و شنود و همنوایی می باشد.

    اهمیت توجه به الگوهای ارتباطی نه تنها از جهت اثرگذاری آن بر میزان رضایت زناشویی است بلکه  الگوهای ارتباطی مبتنی برگفت و شنود بر میزان شادی افراد نیز مؤثر است(فاتحی زاده و احمدی،1384). کنش های متقابل میان فرزندان و والدین، اساس تحول عاطفی تلقی می گردد و این واکنش متقابل در تمام مراحل عمر خود را نشان می دهد. در خانواده هایی که تعامل آزاد در بین اعضا وجود دارد والدین فرزندان خود را در تصمیم گیریها دخالت می دهند ، فضای عاطفی خانواده غنای بیشتری می یابد و فرزندان حمایت خانواده را بیشتر احساس می کنند که پیامد آن افزایش رضایت خاطر افراد خانواده، شادمانی و رشد اعتماد به نفس و استقلال فرزندان است (جوکار و رحیمی،1386).

   رشد مطلوب و سالم فرزندان در تمام ابعاد مرهون ارتباط مؤثر والدین با فرزندان می باشد که این ارتباط در ابراز احساسات و عواطف اعضا خانواده نقش مهمی دارد . حالات عاطفی ما در هر لحظه بر ادراک، تفکر، شناخت، تصمیم گیریها و قضاوتهای بین فردی مؤثراست. انبوهی از تحقیقات به طور قانع کننده ایی این مطلب را به ثبوت رساندند ، که تغییر جزئی در حالتهای عاطفی انسان می تواند تأثیر آشکار بر محتوا و نحوه تفکر فرد بگذارد .

      الگوهای ارتباطی معیوب، درک صحیح زوجین را از یکدیگر کاهش داده، باعث می شود همسران نتوانند از یکدیگر حمایت کنند، برای ارضای نیاز یک دیگر تلاش کنند و سرانجام باعث می شود مشکلات زناشویی و نارضایتی ایجاد شود، در مقابل الگوهای ارتباطی سالم و سازنده یکی از مهمترین عوامل رضایتمندی زناشویی به شمار می آید (فاتحی زاده و احمدی، 1384).

عواطف یکی از جنبه های رفتار انسان است که نقش مهمی در زندگی دارد. بدون عواطف زندگی بشر تقریباً خسته کننده و بی معنی می شود. انسان از طریق همین عواطف است که دنیا را پراز معنی و سرشار از احساسات در می یابد. ویژگیها و تغییرات عواطف ، چگونگی برقراری ارتباط عاطفی  نقش مهمی در رشد، و تحول اخلاقی و روابط اجتماعی دارد. عواطف به طور کلی به عواطف مثبت و منفی تقسیم می شود. رهایی از عواطف منفی می تواند برادراک ما از خطای فرد خاطی تأثیر بگذارد و احتمال بخشش را افزایش دهد. یافته های محققین نشان داده اند که بین عاطفه مثبت و بخشش رابطه مثبت و برعکس بین عاطفه منفی و بخشش رابطه منفی وجود دارد به این معنی که هر چه عاطفه مثبت مثل شادی بیشتر باشد احتمال بخشش نیز بیشتر است و برعکس ( بساک نژاد، 1391). بخشش قصد از تغییر قلبی است که آثار موفقیت آن، تلاش فعالی است برای جایگزینی تفکرات بد با خوب، تلخی و عصبانیت با مهربانی، بخشش چیرگی بر احساسات منفی مانند عصبانیت، تنفر، میل تلافی است و جایگزین کردن آنها با احساسات مثبت مانند دلسوزی ، خیرخواهی و حتی عشق است. تحقیقات متعددی نشان داده اند که بخشش با کاهش تعارضات زناشویی و اضطراب و افسردگی رابطه دارد( گوردون[2] و همکاران ، 2009؛ افخمی و همکاران، 1386). بنابراین در این پژوهش به بررسی نقش واسطه ایی الگوهای ارتباطی خانواده در رابطه بین عواطف مثبت و منفی و بخشش پرداخته شد.

بیان مسئله

     اخیراً موضوع عفو و بخشش به عنوان یکی از موضوعات مهم در علم روانشناسی مطرح شده و در بسیاری از متون دینی، با هدف رسیدن به زندگی سالمتر و آرام تر بر صلح و دوستی و بخشش تأکید فراوانی شده است. بخشش یک ویژگی است که در چند دهه اخیر در کشورهای غربی به صورت تجربی مورد پژوهش قرار گرفته و در ایران نیز در چند سال گذشته این ویژگی در پژوهش های روان شناختی وارد شده است.

     بخشش یکی از فرایندهای روان شناختی و ارتباطی برای افزایش سلامت روان و التیام آزردگی است که لازمه ی رشد عاطفی ، ارتباطی ، روحانی و جسمانی انسان است . یکی از معدود واقعیتهای مسلم زندگی بشری این است که نمی توان انسانی را یافت که هرگز احساس آزاردگی ، سرخوردگی ، مورد خیانت واقع شدن ، نومیدی و ظلم را از سوی انسانی دیگر تجربه نکرده باشد . در چنین مواردی احساسات منفی مانند خشم ، رنجش و یأس امری است و وجود انگیزه برای اجتناب از منبع آزار یا میل به جبران و انتقام نیز عادی است ( مک کالوگ[3] ، 2001) . بنا به گفته ی مک کالوگ (2001) ، واکنش انسانها در برخورد با رنجش به صورت اجتناب ، انتقام و گذشت نمایان می شود . اجتناب با فاصله گرفتن از فرد خاطی است و انتقام ، یافتن فرصت برای صدمه زدن به او . انتقام قدرتمندترین واکنش های هیجانی از خشم یا اهانت و پرخاشگری را بر می انگیزد ( برادفیلد و آکینو[4] ، 1999) . با توجه به اینکه انتقام محرک بسیاری از اعمال ننگ آور انسان مانند دیگر کشی ، خودکشی ، تروریسم و نسل کشی است ، نیاز به گزینه سوم یعنی بخشش به عنوان یک فرایند ارتباطی موثر و عملی انسانی در رویارویی با خطا و بی عدالتی ، آشکار می شود( زندی پور و یادگاری ،  1386) .

      بخشش  عبارت از خصوصیتی که بر اثر آن فردی که مورد آزار یا صدمه کسی قرار گرفته، از خطای فرد خاطی می گذرد همچنین بخشودن، فرصتی برای جبران و بازسازی اعتماد است (مک کالوگ و همکاران،1998؛ به نقل از احتشام زاده و همکاران، 1389) .

    هارگریو [5](1994) بخشودگی را تلاشی برای حفظ عشق و اعتماد در روابط، و پایان دادن به سوگیریهای آسیب می داند. وقتی که در روابط میان افراد بویژه اعضای خانواده و زوجین، عدالت و انصاف نادیده گرفته شود، افراد احساس می کنند که در این رابطه متضرر شده اند در نتیجه برای گرفتن حق از شیوه های مخرب مثل رفتارهای بدبینانه، خشم، دشمنی و آسیب رساندن به سایر افراد بروز می کند ( بوزمنی، ناجی و کراسنر[6]، 1986) . هارگریو(1994) معتقد است این روش ویرانگر برای کسب حقوق خود، موجب آسیب و ایجاد درد و رنج در خانواده می شود. برخی افرادی که قربانی آزارهای خانواده هستند همواره دوره های متناوبی از احساس شرم / خشم[7] و َآشفتگی[8] راتجربه می کنند.

مک کالوف و همکاران (1997) سه سیستم مشارکت کننده در فرآیند بخشودگی را پیشنهادکرده است. اولین سیستم، صمیمت – همدلی[9] ( عامل مرکزی بخشودگی ) می باشد. دومین سیستم، نشخوار[10] که آشفتگی بین فردی را تشدید می کند و برای پیش بینی انگیزه انتقام جویی[11] مهم است. سومین سیستم،بازگشت صمییت بین فردی است که از رفتار های دوری از مقصر جلوگیری و رفتارهای آشکار کننده آشتی را تسهیل می کند(احتشام زاده و همکاران، 1389).

      روانشناسان بخشش را به دونوع آگاهانه و ناآگاهانه تقسیم کرده اند(پارک[12]، 2003) . از نظر بخشش باعث افزایش و رشد سطح احترام و اعتماد به نفس افراد و کاهش فشار خون می شود همچنین کمک می کند که افراد راحتتر بخوابند و بتواند افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنند. یکی از راه های مؤثر و مطمئن برای عفو کردن و فراموش کردن رنج های گذشته این است که در مقاصد و هدفهای بی نهایت بزرگ مستغرق شویم در نتیجه مخالفتها و عداوتهایی که با آن مواجهه می شویم برای ما چندان اهمیت نخواهد داشت. زیرا همه چیزجز هدف و مقصود خود را فراموش خواهیم کرد (مشتاق، 1390). بخشش با عواطف مرتبط است واتسون و تلگن[13] (1985) عواطف را به دو بعد عاطفه مثبت و منفی تقسیم می کند. استعداد عاطفی در انسان، با تضعیف خودخواهی و سوق دادن انسان به سوی دیگران سبب رشد بسیاری از فضایل در او می شود. این فضایل شامل کلیه کمالاتی است که براساس دیگرخواهی در انسان بوجود می آید از قبیل محبت و دوستی، ایثار و فداکاری، عفو و گذشت، بذل و بخشش، تعاون و همکاری، دلسوزی و غمگساری (سادات،1381).

   بلینگ[14] و همکاران(2005)  توصیف می کنند وقتی افراد خطا و خطا کار را می بخشند آنها به پردازش شناختی، عاطفی و رفتاری خطا می پردازد و پاسخی مثبت در جهت بخشیدن خطا بروز می کند. وقتی فردی تصمیم می گیرد تا رفتارهای فرد خطا کار را ببخشد یک  تغییر در تجربه عاطفی خود احساس می کند. در بخشش فرد آسیب دیده از پاسخهای عاطفی و هیجانی منفی رها می شود و پاسخهای هیجانی مثبت را تقویت می کند( بساک نژاد، 1391) .

     وقتی افراد تحت شرایطی قرار می گیرند که به آنها امکان می دهد احساس خوب داشته باشند به احتمال بیشتری به دیگران کمک می کنند، دوستانه رفتار می کنند، علاقه بیشتری به یکدیگر نشان می دهند، در مورد خودشان و دیگران بخشنده تر می شوند. عاطفه مثبت براشتیاق ما به کمک کردن به دیگران تأثیر دارد( سید محمدی ، 1385).

    خانواده مرکز آموزش و تجربه و عشق و صفا و صمیمیت و ایثار و عطوفت است. الفبای حقوق خانواده در اسلام بر پایه محبت پی ریزی شده و بنیاد خانواده فطرتاً بر پایه عواطف و ارزشها از این رو در اسلام ارکان نظام خانواده بر اصول اخلاقی چون رحمت، عفو و فضل اغماض و گذشت، صلح و رعایت مصلحت خانواده، صفا و صمیمت، احترام و کرامت استوار است . خانواده از حیث کیفیت روابط درونی و میزان استحکام آنها به سه تیپ تقسیم می شوند.الف) خانواده متزلزل ب) خانواده متعادل ج) خانواده متکامل، یکی از ویژگیهای خانواده متعادل بزرگواری و گذشت است که سنگ بنای رفیع خانواده متعادل است . یکی از راه های مؤثر در ارتباطات خانواده بخشش و گذشت و چشم پوشی از اشتباهات یکدیگر و فرصت دادن به یکدیگر برای جبران خطاهای احتمالی از رمزهای یک خانواده سالم و موفق است( میرخانی ، 1380) .

     چفی، مک لئود و اتکین (1971؛ به نقل از جوکار و رحیمی، 1386) در زمینه شکل گیری ارتباطهای خانوادگی به دو گونه جهت گیری گفت و شنود و همنوایی[15] اشاره کرده اند. از ترکیب این دو نوع جهت گیری چهار نوع خانواده پدید می آید که عبارت اند از : الف) خانواده توافق کننده ب) خانواده کثرت گرا ج) خانواده محافظت کننده  ت) خانواده بی قید.

       خانواده ها با روشهای تربیتی خود و ارتباط قوی بین اعضای خانواده از یکدیگر تأثیر می پذیرند در نتیجه عواطف مثبت در آنها بیشتر و از عواطف  منفی کاسته می شود. با توجه به اینکه پژوهشها نشان داده که بخشش در سلامت روانی و کاهش افسردگی، اضطراب، خشم و همچنین در روابط بین فردی به افراد کمک می کند تصمیم برآن  شد که بر روی این موضوع (نقش واسطه ایی الگوهای ارتباطی خانواده در رابطه بین عواطف مثبت و منفی وبخشش ) مطالعه ایی صورت گیرد بنابراین در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال هستیم: آیا الگوهای ارتباطی خانواده نقش واسطه ایی را بین عواطف مثبت ومنفی و بخشش ایفا می کند ؟

اهمیت و ضرورت پژوهش:

عفو و بخشش یعنی روح گذشت از کوتاهی دیگران و نادیده گرفتن خطاهای آنان نمونه ایی از اخلاق نیک و بزرگی روح  و نیز از آداب معاشرت است. شرط پایداری زندگی اجتماعی و خانوادگی نیز گذشت و بخشش است اگر همه مردم در گرفتن حق خویش دقیق و جدی باشند و از کوچکترین لغزش دیگران چشم نپوشند. زندگی بسیار تلخ خواهد شد و روح صفا و صمیمیت از بین خواهد رفت از این رو در قرآن کریم به ما دستور عفو و صفح داده است .

  کاهش احساسات منفی و افزایش احساسات مثبت مهم ترین جنبه های بخشش است که بیشتر در باره آن توافق شده است ( رای[16] و همکاران ، 2001؛ نقل از خسروی ، 1390) . عفو و بخشش یکی از برترین ویژگیهای اخلاقی است که تأثیرات بسیار زیادی برای خود فرد عفو کننده دارد و به طور کلی در مقایسه با آنهایی که کینه به دل می گیرند و در پی قصاص هستند افرادی که می بخشند خوشحال ترند و کمتر دچار تنش می شوند. بخشش دیگران ذهن را از قید و بند ها رها می کند و باعث رهایی از خشم و کینه می شود، فشار خون و ضربان قلب را متعادل می کند، سیستم دفاعی بدن را قوی تر می کند و میزان ابتلا به سکته قلبی را کاهش می دهد، سردرد، کمردرد و گردن درد را کمتر می کند بخشش روحیه شما را تقویت می کند و باعث می شود احساس شادی کنید و بهتر تصمیم بگیرید . مهم ترین تاثیر بخشش بر سلامت روانی کمک به بهبود کیفیت ارتباطات و مناسبات بین فردی است(مشتاق،1390) . حضرت رسول اکرم (ص) فرموده که بخشش و گذشت کسانی که ظلم می کنند افضل اخلاق اهل دنیا و آخرت است. خجسته مهر و همکاران (1388) در بررسی مدل علی برای بخشش نشان داد که کیفیت مثبت زناشویی ، اسنادهای علی و همدلی با بخشش مرتبط و بخشش باعث افزایش سلامت روانی و کاهش پرخاشگری درمیان همسران می شود .

تامپسون[17] و همکاران(2005 ؛ نقل از خسروی ، 1390) بخشش را نوعی رفتار انطباقی در نظر می گیرند که نبود بخشش به فشار روانی و آسیب و بخشش به سلامت مربوط می شود .  بخشش از نیکوترین صفات خداوند است که در بسیاری از آِیات به آن سفارش شده است بنابراین گذشت و خطاپوشی از ویژگیهای نیکویی است که باید مرد و زن در کانون خانواده با پایبندی به آن با یکدیگر رفتار کنند . آثار گذشت و بخشش در روابط زوجین باعث افزایش ایمان و آمرزش گناهان، صفا و صمیمیت و سرافزاری، تهذیب نفس و آرامش فرد و خانواده می شود بخشندگی می تواند باعث صلح و آشتی گردد که این صلح می تواند در انتقال عدالت نقش داشته باشد (دورن[18]، 2011). بخشش در بهزیستی و سلامت روان تأثیر دارد و می تواند به عنوان وسیله ایی برای درمان اختلالات روانی مورد استفاده قرار  گیرد( بهارودین[19]، 2011؛ نقل از ایمانی فر، 1391). بخشش به زوجها برای مقابله با مشکلات موجود و پیشگیری از بروز آسیبهای آینده کمک می کند ( ورثینگتون و دی بالسیو[20] ، 1990) . ویژگیهای عفو و بخشش شامل پرتویی از تقوا، گذشت از خطای مردم و نیکی کردن، جوهر انفاق است. بخشش باعث سلامت روانی و جسمانی و آرامش، برکت و فزونی روزی و تبدیل کینه ها و دشمنی ها به محبت و دوستی، جذب افراد به دین و مؤثر در تربیب خانواده و کودکان می شود. نتایج بخشش در قرآن کریم شامل رفع خیانت از دیگران، رفع سختی از دیگران است ( بقره، 187). جلوگیری از تخلف دیگران، داشتن اجر و پاداش نزد خداوند و همچنین عفو مقدمه اصلاح کردن است (شوری، 40).

 ترینر[21](1984) معتقد است که گذشت با افزایش توانمند بودن و عزت نفس رابطه دارد . تحقیق سفرزاده (2011) نشان داد که بین بخشش و کمال گرایی و صمیمیت و رضایت از زندگی رابطه وجود دارد. بر پایه مطالعات موردی بالینی بخشش می تواند برای افرادی که به علت برخورد غیرعادلانه درد  عاطفی عمیقی را تجربه کرده اند، مؤثر باشد( ایمانی فر، 1391). لارسون ، کوئینیف و ثئورثون[22] ( 2000) معتقدند که گذشت با کاهش خشم و اضطراب و افزایش احساس توانمند بودن و عزت نفس رابطه دارد ( خجسته مهر و همکاران ، 1388) . بنابراین تأکید خداوند، قرآن و ائمه و همچنین روانشناسان و ادیان مختلف بربخشش و گذشت و تأثیرات آن حاکی از اهمیت وافر این موضوع است. همچنین با توجه به اسلامی بودن جامعه ما و رعایت اصول اخلاقی در روابط با  دیگران اهمیت عفو و بخشش در زندگی شخصی و اجتماعی مشخص می شود.

تحقیقات داخلی و خارجی نشان داده اند که گرایش به بخشش با همدلی، عاطفه مثبت و منفی، رضایت از زندگی، سلامت  روانی و جسمانی ، ویژگیهای شخصیتی، حمایت اجتماعی، روابط بین فردی، افسردگی، اضطراب، پرخاشگری، شادکامی و تعلل ورزی تحصیلی رابطه دارد. هر چند متغیرهای عاطفه مثبت و منفی، الگوهای ارتباطی خانواده و بخشش با متغیرهای دیگر به طور جداگاه مورد بررسی قرار گرفته اند اما تاکنون این سه متغیر در کنار هم مورد مطالعه قرار نگرفته اند و خلا پژوهشی در این زمینه احساس می شود، از این نظر و با توجه به پیامدهای مثبت بخشش ضرورت دارد که در این زمینه تحقیقات بیشتری صورت گیرد.

اهداف پژوهش   

– تبیین نقش واسطه ایی الگوهای ارتباطی خانواده در رابطه بین عواطف مثبت و منفی و بخشش.

تعداد صفحه :108

قیمت :17500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه نقش واسطه ای نظم جویی شناختی  هیجان در رابطه با استرس و اضطراب 

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه خوارزمی 

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روان شناسی بالینی

نقش واسطه ای نظم جویی شناختی  هیجان در رابطه با استرس و اضطراب  با سلامت روان زنان متأهل

1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

نظم جویی شناختی هیجان عامل مهمی در سازگاری با رویدادهای تنیدگی زای زندگی محسوب می شود و استفاده از راهبردهای مختلف تنظیم هیجان، تأثیر مهمی بر نحوه خروج افراد از شرایط استرس زا دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه استرس و اضطراب با سلامت روان زنان متأهل است. بدین منظور طی یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی، 150 نفر از زنان به شیوه تصادفی انتخاب شدند.در این پژوهش از 3 پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان (CERQ-P- short)، پرسشنامه استرس و اضطراب(DASS-21)  و پرسشنامه سلامت عمومی  GHQ-28استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که هردو متغیر استرس و نظم جویی شناختی هیجان در پیش بینی سلامت روان سهم دارند، ولی استرس سهم بسیار بیشتری در پیش بینی سلامت روان دارد (05/0p<،68/0 =b ) . به عبارتی نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین استرس و سلامت روان نقش واسطه ای دارد. همچنین متغیر اضطراب در پیش بینی سلامت روان سهم دارد (05/0p<،66/0 =b )، ولی نظم جویی شناختی هیجان سهمی در پیش بینی سلامت روان ندارد (05/0p>،06/0- =b ) . به عبارتی نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین اضطراب و سلامت روان نقش واسطه ای ندارد. بنابراین یافته های این پژوهش حاکی از نقش مهم و سازنده نظم جویی شناختی هیجان در رابطه با استرس و سلامت روان زنان متأهل می باشد.

واژگاان کلیدی: نظم جویی شناختی هیجان، استرس، اضطراب، سلامت روان، زنان متأهل                                                          

فهرست مطالب

فصل اول کلیات پژوهش

1-1مقدمه. 2

2-1 بیان مسئله. 3

3-1 ضرورت و اهمیت پژوهش… 4

4-1فرضیه های پژوهش… 5

5-1 متغیر های پژوهش… 5

6-1 هدف پژوهش… 5

7- 1 سؤالات پژوهش… 6

8-1 تعاریف مفهومی متغیرها 6

9-1 تعاریف عملیاتی متغیرها 6

فصل دوم گستره نظری و پیشینه پژوهش

1-2 ادبیات پژوهش… 8

1-1-2 تعریف استرس… 8

2-1-1-2 واکنش به فشار روانی( استرس) 9

1-2-1-1-2 واکنش جسمانی.. 10

2-2-1-1-2 واکنش شناختی.. 10

3-2-1-1-2 واکنش رفتاری.. 11

4-2-1-1-2 واکنش عاطفی – هیجانی.. 11

3-1-1-2 نظریه های استرس و فشار روانی.. 12

1-3-1-1-2 نظریه های زیستی.. 12

2-3-1-1 -2 نظریه ضعف جسمانی.. 12

3-3-1-1-2 نظریه واکنش اختصاصی.. 12

4-3-1-1 -2 نظریه های روان کاوی.. 13

4-1-1-2 اثرات جسمانی استرس… 13

5-1-1-2 اثرات استرس بر کنشوری های فرد. 14

1-2-1-2 تعریف اضطراب… 14

3-2-1-2 انواع اضطراب از نظر ویژگی های فردی.. 15

4-2-1-2 دیدگاه های نظری اضطراب… 16

1-4-2-1-2 دیدگاه فرهنگی- اجتماعی.. 16

2-4-2-1 -2 دیدگاه زیست شناختی.. 16

3-4-2-1-2 دیدگاه شناختی نگر. 16

4-4-2-1-2 دیدگاه رفتاری نگر. 17

5-4-2-1 -2 دیدگاه های انسانی نگر و هستی نگر. 17

6-4-2-1-2 دیدگاه روان پویایی.. 17

5-2-1 -2 نشانه های اضطراب در سطوح مختلف… 18

2-3-1-2 اهداف سلامت روان.. 19

3-3-1-2 اصول سلامت روانی.. 20

4-3-1 -2 مفهوم سلامت روان.. 23

5-3-1-2 مفهوم سلامت روانی از دیدگاه های مختلف… 24

6-3-1-2 خصوصیات افراد دارای سلامت روان.. 25

7-3-1 -2 مفهوم سلامت روان در نظریات روان کاوی.. 25

1-7-3-1-2  نظریه زیگموند فروید.. 25

2-7-3-1-2 نظریه کارل یونگ… 26

8-3-1 -2 مفهوم سلامت روان در نظریه های روانی- اجتماعی و زیستی – روانی.. 27

9-3-1-2 مفهوم سلامت روان شناختی در نظریات گشتالتی.. 30

1-4-1 -2 تنظیم شناختی هیجان.. 31

2-4-1-2 تنظیم هیجان و سلامت… 32

3-4-1-2 مفهوم واکنش هیجانی و تنظیم هیجانی.. 33

4-4-1-2 هیجان و نظم جویی هیجان.. 34

5-4-1-2 تفاوت های فردی در نظم جویی هیجان.. 35

6-4-1-2 رویکردهای مداخله در مشکلات هیجانی از طریق آموزش نظم جویی هیجان   36

7-4-1-2 رابطه نظم جویی هیجان و آسیب روانی.. 37

8-4-1-2 رابطه نظم جویی هیجان و استرس و اضطراب… 38

2-2 پیشینه پژوهش… 39

فصل سوم روش شناسی پژوهش

1-3 طرح پژوهش… 44

2-3 جامعه نمونه و روش نمونه گیری.. 44

3-3 شیوه اجرای پژوهش… 44

4-3 ابزار پژوهش… 44

5-3 روش نمره گذاری پرسشنامه سلامت عمومی.. 47

6-3 پایایی و روایی مقیاس سلامت عمومی.. 48

7-3 روش تجزیه و تحلیل  داده ها 49

فصل چهارم یافته ها

1-4 مقدمه. 51

2-4  تحلیل توصیفی داده ها 51

3-4  تحلیل استنباطی داده ها 56

فصل پنجم بحث و نتیجه گیری

1-5 مقدمه. 61

2-5 بحث و تبیین یافته های پژوهشی.. 62

3-5 محدودیت ها 62

4-5 پیشنهاد پژوهشی.. 62

5-5 پیشنهاد کاربردی.. 63

منابع فارسی.. 65

منابع انگلیسی.. 68

پیوست… 71

چکیده انگلیسی.. 81

1مقدمه

اینگونه به نظر می رسد كه تعارضها، شكستها و فقدانها، سلامت انسان را تهدید می كنند، اما انسان توانایی فوقالعاده ای برای نظم جویی این هیجانهای برانگیخته شده دارد. تلاش برای نظم جویی هیجان ها[1] ، به طور گستردهای تعیین كننده ی اثری است كه این مشكلات بر بهزیستی روانی و جسمانی ما دارند(گروس[2]، 1998). الگوهای نظری نشان داده اند كه نظم جویی موفق هیجانها با نتایجی همچون بهزیستی، پیشرفت در روابط، تحصیل و كار همراه هستند( جان[3] و گروس، 2004). در مقابل، ناتوانی در نظم جویی هیجانها موجب اختلال هایی همچون اختلال شخصیت مرزی، اختلال افسردگی اساسی، اختلال دوقطبی، اختلال اضطراب فراگیر و اختلال اضطراب اجتماعی می شود( آلداو، نولن و هوکسما[4]، 2010).

اهمیت عملكرد انطباقی هیجان ها، موجب ظهور پژوهش هایی با تاریخچه های طولانی در این زمینه شده است. مطالعه ی كنترل شناختی هیجان سه پیشگام عمده در متون روانشناسی دارد(اکسنر و گروس، 2005). اولین پیشگام، رویكرد روان تحلیل گری است كه قلمرویی مهم برای مطالعه ی معاصر نظم جویی هیجان است. فروید[5] بر دو نوع تنظیم اضطراب تاكید دارد، یكی از آنها اضطراب مبتنی بر واقعیت[6] است و در زمانی كه خواسته های موقعیتی من[7] را در هم می شكند،افزایش می یابد. نوع دوم، اضطراب مربوط به تعارضهای میان بن[8] و فرامن[9] می باشد و زمانی كه تكانه های قوی برای ابراز شدن فشار می آورند، افزایش می یابد. پیشگام دوم، نظریه پردازان استرس و روشهای رویاروگری[10] هستند. در این پژوهش ها تمركز بر مدیریت موقعیت هایی است كه قابلیت های فرد را تحت تاثیر قرار می دهند( گروس، 1998). پیشگام سوم مطالعات تحولی خود نظم جویی[11] است، كه ریشه اش در مطالعه ی تحول اجتماعی- هیجانی است(اكسنر و گروس،2005).  مطالعه ای در این زمینه نشان داد كه كودكان پاداش دلخواه اما همراه با تاخیر زمانی را با فكركردن درباره ی چیزهای لذتبخش موجود با روشهای انتزاعی بدست می آورند، در نتیجه تكانه های فوری آنها برای خوردن كاهش می یابد (میشل[12] و همكاران، 1989؛ به نقل از اوكسنر و گروس، 2005). پژوهشهای معاصر، زیربنایی برای روشهای رفتاری و عصب نگر ایجاد كرد و تمركز آنها بر زمان، چگونگی و پیامدهای نظم جویی هیجان افراد است. به طور كلی به نظر می رسد كه پرداختن به مبحث نظم جویی هیجان در فرایند بهداشت روانی جامعه سودمند باشد.

2-1 بیان مسئله

از نظر سازمان بهداشت جهانی، سلامت روانی به حالت بهزیستی کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی گفته می شود که بین این سه بعد تأثیر متقابل و پویا وجود دارد )چانگ و همکارن 2009). مفهوم سلامت روانی نیز از نظر WHO  چیزی فراتر از نبود اختلال های روانی و شامل  1. خوب بودن ذهنی2. ادراک خودکارامدی، 3. استقلال و خود مختاری، 4. کفایت و شایستگی، 5. وابستگی میانسالی و 6. خودشکوفایی توانمندی های بالقوه فکری و هیجانی است( سادوک[13]، سادوک و رالز[14]، 2009؛ به نقل از احمد علی نور بالا، 1390). 

عوامل فردی مختلفی بر میزان سلامت روان تأثیر می گذارد. متخصصان سلامت معتقدند که استرس عامل تأثیر گذار مهمی در زندگی مردم است که ارتباط نزدیکی با سلامت روان و با مشکلات جسمانی دارد. یکی از این مشکلات می تواند سردرد باشد. توام شدن سردردهای مذکور با اضطراب و استرس خود می تواند سبب تشدید سردرد شده و عدم توجه به آن اقدامات درمانی را دچار اشکال می سازد( مهدوی، 1388). متخصصان سلامت معتقدند که استرس عامل تأثیر گذار مهمی در زندگی مردم است که ارتباط نزدیکی با سلامت روان و با مشکلات جسمانی دارد( مهدوی، 1388). متخصصین سلامت روان استرس را به عنوان واکنش کلی فرد به تقاضاها و فشارهای محیطی می بینند که با محدودیت منابع هیجانی افراد برای مقابله مؤثر با این تقاضا ها همراه است( ورگارا[15]، 2010). شکست در مقابله مؤثر با استرس می تواند به تغییر نامطلوبی در فرایند های رفتاری – روانی منجر شود و سلامت فرد را به خطر اندازد( بهرامی زاده، 1389).. تنظیم شناختی هیجان از مهم ترین متغیرهای مؤثر بر سطح سلامت روان می باشد. منظور از تنظیم شناختی هیجان نحوه ی پردازش شناختی فرد در هنگام مواجهه با وقایع ناگوار و استرسزا می باشد (گارنفسکی و کرایچ، 2006) به عقیده ی این محققان افراد در مواجهه با شرایط استرسزا از استراتژی های متنوعی استفاده میکنند. از جمله ی این استراتژی ها، نشخوار فکری، سرزنش خود، سرزنش دیگران، تلقی فاجعه آمیز و تمرکز مجدد مثبت، توسعه ی چشم انداز، ارزیابی مثبت، پذیرش و برنامه ریزی کردن است )گارنفسکی و همکاران، 2009). سامانی و صادقی در مطالعه ی خود این استراتژی ها را به دو دسته استراتژی مثبت( تمرکز مجدد مثبت، برنامه ریزی، ارزیابی مجدد مثبت و توسعه ی دیدگاه) و استراتژی های منفی (سرزنش خود، سرزنش دیگران، نشخوار فکری، تلقی فاجعه آمیز و پذیرش) تقسیم نموده اند. این محققان در همین مطالعه نشان دادند که استراتژی های منفی دارای همبستگی مثبت معنادار با افسردگی، اضطراب و استرس و استراتژیهای مثبت دارای همبستگی منفی معنادار با این شاخص های سلامت روان می باشند(  سامانی و صادقی، 1390). در همین راستا( ریان و داهلن، 2005) و( گرانفسکی، ریف، جلیسما، تروت و کرایچ، 2007)نیز در مطالعات خود نشان دادند که عموم افرادی که از افسردگی رنج می برند از استراتژی های منفی تنظیم شناختی هیجان همانند نشخوار فکری و تلقی فاجعه آمیز در رویارویی با شرایط ناگوار استفاده می کنند (گارنفسکی و همکاران، 2007).  به طور خلاصه می توان چنین نتیجه گیری کرد که نوع استراتژی شناختی هیجان عامل مؤثر بر سطح سلامت روانی می باشد( گارنفسکی و گرایچ[16]، 2007). در این زمینه معتقدند هرگونه نقص در تنظیم هیجانات می تواند فرد را در قبال مشکلات روانشناختی از جمله افسردگی و اضطراب آسیب پذیر سازد. سلامت روانی افراد ناشی از تعاملی دو طرفه میان استفاده از انواع خاصی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجانات و ارزیابی درست از موقعیت تنش زا است( گارنفسکی و همکاران، 2009). بنابراین هدف از پژوهش حاضر این است که آیا نظم جویی شناختی هیجان در رابطه با اضطراب و استرس و سلامت روان نقش واسطه ای دارد؟

3-1 ضرورت و اهمیت پژوهش

سلامت روان در افراد جامعه از اهمیت به سزایی برخوردار است. به همین دلیل روانشناسان علاقه مند به راه حل هایی عملی در جهت مشکلات روزمره افراد می باشند تا سبب بهینه سازی روند سلامت در آنان گردد. سلامت یک مفهوم چند بعدی است که علاوه بر بیمار و ناتوان نبودن، احساس شادکامی و بهزیستی را نیز در بر می گیرد. سیاست گذاری در زمینه سلامت روان ، ارزش های انسانی و اقتصادی بسیار زیادی دارد، زیرا منجر به پیشگیری از ایجاد معلولیت در افراد و صرف هزینه های گزاف در این زمینه می باشند. بررسی متون و و مطالعات روان شناختی نشان می دهد كه تنطیم هیجان، عامل مهمی در تعیین سلامتی و داشتن عملكرد موفق در تعاملات اجتماعی است )تامپسون[17]، 1999) و نقص در آن با اختلالات درون ریز ( افسردگی، اضطراب، انزوای اجتماعی)  و اختلالات برون ریز )بزهكاری و رفتار پرخاشگرانه ( ارتباط دارد. آموزش تنظیم– هیجان ( گراتس و گاندرسون[18]، 2006) به معنای كاهش و كنترل هیجانات منفی و نحوه استفاده مثبت از هیجانات  است. نظم جویی هیجان یكی از مهمترین قابلیت هاست كه باید آموخته شود. نظم جویی هیجانی بعنوان فرآیند آغاز، حفظ، تعدیل و یا تغییر در بروز، شدت یا استمرار احساس درونی و هیجان مرتبط با فرایند ها، اجتماعی روانی درواقع تنظیم هیجانی، فیزیكی در به انجام رساندن اهداف فرد تعریف می شود( ویمز و پینا[19]، 2010). تنظیم هیجان به توانایی فهم هیجانات و تعد یل تجربه و ابراز هیجانات اشاره دارد( فلدمن- بارت ، 2001). تنظیم هیجانی سازگارانه با سازگاری و تعاملات اجتماعی مثبت مرتبط است و افزایش در فراوانی تجربه ی هیجانی مثبت باعث مراقبه ی مؤثر با موقعیتهای استرس زا می شود( گروس، 2002) و حتی فعالیتهای لازم در پاسخ به موقعیتهای اجتماعی را بالا می برد )توگاد و فردریكسون[20] ، 2002). سطوح بالای استرس در تمرکز افراد برای مقابله با این فشارهای روانی تأثیر مخرب دارد. یانگ، 2010 معتقد است که سلامت روان توانایی دفع وضعیت های ناخوشایند است و سازگار شدن با تغییرات محیطی و مقابله با استرس واضطراب و ناراحتی است. لذا باتوجه به چارچوب نظری مذكور،هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بااسترس واضطراب و سلامت روان زنان می باشد.

4-1فرضیه های پژوهش

فرضیه اول: نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین استرس و سلامت روان نقش واسطه ای دارد.

فرضیه دوم: نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین اضطراب و سلامت روان نقش واسطه ای دارد.                                              

5-1 متغیر های پژوهش

1-5-1 متغیر پیش بین: اضطراب و استرس

2-5-1 متغیر ملاک: سلامت روان

3-5-1 متغیر واسطه ای: تنظیم هیجان

4-5-1 متغیر کنترل: جنسیت

6-1 هدف پژوهش

هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بااسترس واضطراب و سلامت روان زنان می باشد.

7- 1 سؤالات پژوهش

1-7-1 آیا نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین استرس و سلامت روان نقش واسطه ای دارد؟

2-7-1 آیا نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین اضطراب و سلامت روان نقش واسطه ای دارد؟

8-1 تعاریف مفهومی متغیرها

1-8-1 الف) نظم جویی شناختی هیجان:

 نظم جویی شناختی هیجانی به عنوان فرآیند آغاز، حفظ، تعدیل و یا تغییر در بروز، شدت یا استمرار احساس درونی و هیجان مرتبط با فرایند ها، اجتماعی روانی درواقع تنظیم هیجانی، فیزیكی در به انجام رساندن اهداف فرد تعریف می شود( ویمز و پینا، 2010).

2-8-1-ب) سلامت روان:

 سلامت روان توانایی دفع وضعیت های ناخوشایند است و سازگار شدن با تغییرات محیطی و مقابله با استرس واضطراب و ناراحتی است( یانگ، 2010).

3-8-1 ج) اضطراب و استرس:

 اضطراب و استرس در پاسخ به تهدیدی است که ناشناخته ، مبهم یا متعارض است و حالتی است که پیامدهای زیادی را به همراه دارد. باعث اعوجاج دریافت های حسی بیمار می شود. همچنین با تأثیر بر شناخت، موجب تحریف های ادراکی می شود( کاپلان و سادوک، 2010).

9-1 تعاریف عملیاتی متغیرها

1-9-1 الف) نظم جویی شناختی هیجان: نمره ای است که آزمودنی از آزمون نظم جویی شناختی هیجان به دست می آورد.

2-9-1 ب)سلامت روان: نمره ای است که ازمودنی از آزمون سلامت عمومی  GHQ-28 به دست می آورد.  

3-9-1 ج) اضطراب و استرس: نمره ای است که آزمودنی از آزمون  افسردگی، اضطراب ، استرس DASS- 21  به دست می آورد.

تعداد صفحه :92

قیمت :17500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه نقش تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در رفتارهای پر خطر

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی 

گروه روانشناسی

نقش تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در رفتارهای پر خطر دانشجویان

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی بالینی

شهریور 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف این پژوهش بررسی نقش تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در پیش بینی رفتارهای پر خطر دانشجویان بود. روش پژوهش انتخاب شده در این تحقیق همبستگی می‌باشد. روش تحقیق جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تهران می باشد که در سال تحصیلی 94-93 در دانشگاههای تهران مشغول به تحصیل می باشند. نمونه این پژوهش شامل 300 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران می باشند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه تاب آوری، پرسشنامه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی و مقیاس رفتارهای پر خطر استفاده شد. برای تحلیل داده‌های این پژوهش از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون به شیوه ورود و گام به گام استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین تاب‌آوری و رفتارهای پر خطر دانشجویان و همچنین بین راهبردهای نظم جویی شناختی- هیجانی با رفتارهای پر خطر رابطه معنادار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که تاب‌آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی قادر به پیش بینی رفتارهای پر خطر دانشجویان هستند. نتایج رگرسیون چند متغیری نشان داد که تاب آوری با ضریب رگرسیون 574/0 وارد معادله رگرسیون شد و به تنهایی 32 درصد از رفتارهای پرخطر دانشجویان را پیش بینی می کند. در مرحله بعد تک تک مولفه های تنظیم شناختی- هیجانی وارد معادله رگرسیونی شدند و در مجموع 63/0 درصد از رفتارهای پرخطر دانشجویان را پیش بینی می کنند. به طور کلی با نگاهی به یافته‌های تحقیق حاضر می‌توان گفت با توجه به اینکه بین تاب‌آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی با رفتارهای پر خطر دانشجویان رابطه وجود دارد، بهتر است که به آموزش‌های ویژه به این دانشجویان و اقدامات پیشگیرانه‌ی جهت کاهش رفتارهای پر خطر آنها توجه شود. زیرا این متغیر‌ها کمک کننده خوبی در زمینه‌ی درمان مناسب تر و حمایت بهتر از آنها می‌باشد.

واژه‌های کلیدی: تاب آوری، راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی، رفتارهای پر خطر و دانشجویان

فهرست مطالب

عنوان                                                                                         صفحه

فصل اول : کلیات تحقیق …………………………………………………………………………………      1         

  • مقدمه …………………………………………………………………………………………………. 2
  • بیان مسئله ……………………………………………………………………………………… 2           
  • ضرورت واهمیت تحقیق ………………………………………………………………….. 5         
  • اهداف پژوهش …………………………………………………………………………………6          
  • فریضه پژوهش …………………………………………………………………………………6         
  • تعریف مفهومی وعملیاتی متغییرها ………………………………………………..6         

فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه پژوهش …………………………………………………..9          

2-1    مقدمه ……………………………………………………………………………………………….10        

2-2    مفهوم تاب آوری ……………………………………………………………………………….10        

2-2-1  تبیین رفتارهای پر خطر ………………………………………………………………..         13           

2-2-2 دیدگاهای اجتماعی فرهنگی رفتارهای پر خطر…………………………             15            

2-3 متغیرهای شناختی وشخصیتی…………………………………………………………….         16

2-4  هیجان……………………………….. ……………………………………………………………..          17        

2-5 نظم جویی شناختی هیجانی………………………………………………………………           18

2-5-1   پایه های عصبی نظم جویی هیجان ………………………………………….           23  

2-5-2 مبانی زیستی نظم جویی شناختی هیجانی ………………………………..            26        

2-5-3 راهبردهای شناختی نظم جویی هیجانی ……………………………………..           27

2-5-4 حوزه های نظم جویی شناختی هیجانی ………………………………………….         27        

2-6  مفهوم تاب آوری  ………………………………………………………………………………..          28 

2-7  عوامل مؤثر بر انعطاف پذیری …………………………………………………………….           33

2-6-1  پیش بینی کننده های تاب آوری …………………………………………………           34

2-6-2 ویژگی افراد تاب آور ……………………………………………………………………….           35

2-6-3 توصیه هایی جهت تاب آوری …………………………………………………………           35  

2-7     پیشینه تحقیق………………………………………………………………………………….          35  

2-7-1 مطالعات داخلی …………………………………………………………………………………         35   

2-7-2 مطالعات خارجی ……………………………………………………………………………….         35   

فصل سوم : روش پژوهش ………………………………………………………………………………         43   

3-1    مقدمه …………………………………………………………………………………………………         44   

3-2    روش تحقیق ………………………………………………………………………………………         44   

3-3    جامعه آماری ، حجم نمونه ، روش نمونه گیری ……………………………….         44   

3-3-1  روش جمع آوری اطلاعات ………………………………………………………………         45   

3-3-2  ابزار تحقیق ……………………………………………………………………………………..         46   

3-3-3  روش ها و ابزار تجزیه تحلیل داده ها …………………………………………….         48

فصل چهارم : تجزیه تحلیل آماری ……………………………………………………………….         49  

4-1     مقدمه ……………………………………………………………………………………………..         50  

4-2     یافته های جمعیت شناختی ………………………………………………………….         51  

4-3     یافته های توصیفی ………………………………………………………………………..         54   

4-4     یافته های استنباطی ……………………………………………………………………..         56   

4-5     آزمون فرضیه های پژوهش …………………………………………………………..         57   

4-6     پیش فرض های الگویابی معادلات ساختاری ……………………………….         63   

فصل پنجم : بحث ونتیجه گیری ……………………………………………………………….          67   

5-1     مقدمه ……………………………………………………………………………………………         68 

5-2     تحلیل یافته های استنباطی …………………………………………………………         68   

5-3     پیشنهادات تحقیق ………………………………………………………………………..         77  

5-4    محدودیت های تحقیق ………………………………………………………………….          78  

منابع ……………………………………………………………………………………………………………         80 

پیوست ها ……………………………………………………………………………………………………         84 

  • مقدمه

یكی از قشرهایی كه در معرض رفتارهای پر خطر می باشند، دانشجویان هستند. دانشجویان معمولاً در محدوده سنی 18ـ26 سال قرار می‌گیرند. بسیاری از آنها بلافاصله پس از پایان دوره دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی را آغاز كرده‌اند، همچنان كه بسیاری نیز برای اولین بار از خانه و والدین دور شده اند. این سبك زندگی سبب می‌شود كه دانشجویان برحسب میزان سلامت‌ شان با انواعی از تجربه های جدید روبه‌رو شوند و این در حالی است كه از الگوی مناسبی بهره‌مند نیستند (ردیکان[1]، 2004) و آن ها را در معرض انواع آسیب های روحی و جسمی و رفتارهای پرخطر قرار می دهد. رفتارهای پرخطر شامل رفتارهایی هستند كه زندگی دیگران را مختل كرده و ممكن است به اشخاص و یا اموال آنان آسیب برسانند و شامل رفتارهایی است که معمولا تحت عنوان بزهكاری دسته بندی می شوند (ماستن[2]،1991) ارائه اصطلاح سندروم رفتار مشکل ساز برای افراد در معرض رفتار پر خطر، مقوله های رفتارهای پر خطر را شامل سیگار کشیدن، مصرف مواد، الکل، رانندگی خطرناک و فعالیت جنسی زود هنگام می داند. مصرف مواد مخدر، خشونت و رفتارهای جنسی عامل بسیاری از مرگ و میرهای سنین نوجوانی و اوایل بزرگسالی است (ساترلند[3]،1998). بسیاری از رفتارهای پر خطر از قبیل مصرف سیگار، مواد و روابط جنسی نامطمئن در سنین قبل از 18سالگی اتفاق می افتند (بونانو[4]، 2010). با توجه به اینکه تاب آوری بر تمایل افراد به رفتارهای پرخطر نقش به سزایی دارد و با یکدیگر مرتبط می باشند و هرچه تاب آوری بیشتر باشد کمتر فرد به سمت رفتارهای پرخطر می رود و نیز تسلط بر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی باعث کاهش رفتارهای پرخطر می شود، بنابراین در این تحقیق به بررسی نقش تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در پیش بینی رفتارهای پرخطر می پردازیم.

  • بیان مسئله

در زمان های گذشته دغدغه اصلی متولیان سلامتی مردم، بیماری های عفونی بود و آنها با تنها راهكار مؤثری كه به ذهنشان خطور می‌كرد یعنی تقویت مقاومت مردم از طریق واكسیناسیون سعی در حل مشكلات بهداشتی و سلامتی مردم را داشتند. لیكن در دوره‌های بعدی مشكلات و دغدغه دیگری مطرح گردید كه ناشی از شرایطی بود كه مردم بر اثر ورود به دوره صنعتی با آنها مواجه ‌شدند. تحولات فرهنگی، جمعیت شناختی، سیاسی و ریشه شناسی بیماریها و مشكلاتی نظیر بیماریهای روانی،‌ انواع سرطانها، حوادث و سوانح، بیماریهای قلبی- عروقی و استعمال دخانیات دیگر مربوط به ویروسها و باكتریها نبوده و با تقویت مقاومت افراد و تجویز دارو قابل پیشگیری و درمان نبوده و نیاز به راهكارهای جدید احساس می‌شد. درواقع جنبش نوین ارتقای سلامت در پاسخ به این نیاز مطرح شده است. براساس رویكرد ارتقای سلامت، مردم می‌بایست به نوعی توانمند شوند كه بتوانند مسوولیت سلامتی خود را بپذیرند و شیوه زندگی سالمی را اتخاذ نمایند. به عبارت دیگر، توانمند سازی افراد و گروهها جهت اتخاذ شیوه زندگی سالم راه رسیدن به سلامت و ارتقای آن است. برخی از رفتارها که تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم عمیقی بر سلامت فرد و جامعه می گذارند و عواقب منفی در بردارند “رفتارهای پر خطر” می نامند. رفتارهای پر خطر سنین نوجوانی و جوانی عمدتا شامل استعمال دخانیات، اعتیاد و سوء مصرف مواد، رفتارهای مرتبط با صدمات و جراحات ( مثل خشونت )، رفتارهای جنسی ناسالم ، الگوهای ناسالم تغذیه و الگوی تحرک کم بدنی می باشند. شناخت این الگوهای رفتاری غلط و اجتناب از بروز این رفتارها و یا تداوم این رفتارها در نوجوانان و جوانان منجر به فراهم شدن زندگی سالم و کسب سلامتی و توانمندی این گروه خواهد شد (کودجو[5]،2004). در تصمیم‌گیری پرخطر، شخص با گزینه‌هایی روبه رو است كه انتخاب آنها عاری از سود و زیان، در زمان حال و آینده را به دنبال دارد. هر چند این سود و زیان با درجاتی از احتمال و عدم قطعیت همراه است. در تعریفی دیگر، تصمیم‌گیری پرخطر، نوعی از تصمیم‌گیری با پیامدهای كوتاه مدت مثبت ولی بلندمدت منفی، به شمار می‌آید و مشخصه آن به عنوان یك اختلال، این است كه یك لذت آنی فدای یك هدف بلند مدت می‌گردد. این همان چیزی است كه به عنوان عامل كلیدی بسیاری از اختلال‌های روانی از جمله سوء مصرف مواد، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلالات خلقی دوقطبی، گرایش به خودكشی، اختلالات رفتاری نابهنجار و رفتارهای پرخطر جنسی به شمار می‌رود. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت كه پیش‌بینی میزان خطرپذیری تصمیم‌گیری ‌های فرد در شرایط مختلف، از اهمیت بسزایی برخوردار است و لازمه آن شناخت شرایطی است كه در آن احتمال بیشتری برای خطر پذیری افراد وجود دارد. در این تحقیق منظور از رفتارهای پرخطر مجموع رفتارهایی با ماهیت آسیب زننده به فرد و اجتماع در دانشجویان مانند اعتیاد به سیگار، الکل و مواد مخدر، رفتار جنسی نا متعارف، انجام کارها بدون ایمنی، گرایش به خودکشی و … است (کودجو، 2004). از آنجایی که متغیر اصلی ما در این پژوهش رفتارهای رفتارهای پرخطر می باشد در اینجا به بررسی راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی می پردازیم.

سازه ی نظم جویی هیجان در گستره ی پژوهشی و نظری، در سال های اخیر توجه زیادی را به خود معطوف نموده است. برخی از نظریه پردازان این سازه را تنها به عنوان یک حالت درونی (شامل برانگیختگی فیزیولوژیکی و فرآیندهای توجه) در نظر گرفته اند(تامپسون[6]، 1994)، اما اکثر پژوهشگران آن را به عنوان یک سازه که دربرگیرنده‌ی چندین مولفه می‌باشد مورد توجه قرار داده اند. این مولفه ها عبارتند از: 1- ابعاد درونی درک و شناسایی هیجان‌های خود و تعدیل یا مقابله‌ی مناسب با آن ها، 2- مولفه ی اجتماعی درک و شناسایی حالت هیجانی همسالان و اعضای خانواده و 3-مولفه‌ی رفتاری که دربرگیرنده‌ی پاسخ‌دهی مناسب در موقعیت‌های بین فردی است (گروس[7]، 1998ایزنبرگ[8]، 2005). تامپسون بر این باور است که نظم جویی هیجان شامل فرآیندهای درونی و برونی است که مسئول نظارت، ارزیابی و تغییر واکنش‌های هیجانی، به خصوص ویژگی‌های شدت و زمان در رسیدن به اهداف است. نظم جویی هیجان یک مفهوم بسیار پیچیده و گسترده می‌باشد که دامنه‌ی وسیعی از پاسخ‌های شناختی، هیجانی، رفتاری و فیزیولوژیکی را دربرمی‌گیرد و می‌تواند به صورت هشیار یا ناهشیار خودکار یا تلاش مند انجام شود (بارق[9]، 2007). این سازه شامل مهارت ها و راهبردهایی برای نظارت، ارزشیابی و تغییر واکنش‌های هیجانی است. راهبردهای نظم جویی هیجان نه تنها شدت و فراوانی حالت های هیجانی را کاهش می‌دهد، بلکه باعث ایجاد و حفظ هیجان‌ها نیز می گردد (کل[10]،1994). بنابراین فرآیندهای نظم جویی هیجان نه تنها بر هیجان‌های منفی بلکه بر هیجان‌های مثبت نیز متمرکز است. یکی از متداول ترین راهبردهای نظم جویی هیجان، استفاده از فرآیندهای شناختی (یا نظم جویی شناختی هیجان است. نظم جویی هیجان از طریق شناخت ها در زندگی روزمره ی افراد به چشم می خورد. شناخت ها یا فرآیندهای شناختی به افراد کمک می کنند که هیجان ها و احساس های خود را تنظیم نموده و توسط شدت هیجان ها مغلوب نشوند. فرآیندهای شناختی را می‌توان به فرآیندهای ناهشیار (مانند فرافکنی و انکار و هشیار نظیر ملامت خویش، فاجعه سازی و نشخوارگری تقسیم نمود (کاشدان[11]، 2008و بیدلوسکی[12]،2005). و در آخر به توضیح تاب آوری که بر رفتارهای پرخطر تاثیر می گذارد می پردازیم.

تاب آوری را می توان به صورت توانایی بیرون آمدن از شرایط سخت یا تعدیل آن تعریف نمود. در واقع تاب آوری ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پرخطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط دشوار فائق می شود بلکه طی آن و با وجود آن قوی تر نیز می گردد (به نقل از هووارد[13]، 2009) چنین به نظر می رسد دانشجویان در شروع تحصیل در انطباق با موقعیت جدید به ویژه از نظر اجتماعی و روابط بین فردی مشکلات بیشتری داشته اند که این موضوع لزوم اقدامات مرکز مشاوره را از نظر سازگاری با شرایط جدید در دانشگاه و محیط خوابگاه و همچنین ضرورت آموزش مهارتهای زندگی مخصوصاً برقراری ارتباط موثر و مهارتهای روابط بین فردی، آموزشهای جرأت ورزی و مدیریت استرس و به خصوص تاب آوری را مطرح می سازد. مطالعات نشان داده اند که موقعیتهای استرس زای دانشجویان دانشگاه آنها را با مشکلات تحصیلی، ارتباطی یا کاری روبرو می کند (چامبلیس[14]،و همکاران،2003، به نقل از لی[15]، 2008). استرس می تواند باعث روی آوردن به ناسازگاری هایی مانند الکلیسم و فعالیتهای تحصیلی ضعیف شود  تاب آوری مزایای بی شماری را برای افراد به دنبال دارد، افراد تاب آور از افسردگی، اضطراب، شکایات بدنی، مشکلات تفکر و سوء مصرف مواد کمتری برخوردارند (بونانو[16]، 2010). با توجه به توضیحات بالا و تاثیر عوامل متفاوت در سلامت روان و ایجاد سازگاری در مردم به خصوص جوانان و عواملی که در بروز رفتارهای پرخطر اثر گذار است، ضروورت و سوالی که در این تحقیق پیش می آید این است که آیا می توان از روی تاب آوری و نظم جویی شناختی هیجانی، رفتارهای پرخطر دانشجویان را پیش بینی کرد؟

  • ضرورت و اهمیت تحقیق

طبق نتایج تحقیقات، 25 % تا 50 % از تمامی کودکان و نوجوانان در آمریکا در سنین 17ـ 10 سالگی در معرض خطر محدودیت‌های آموزشی، عاطفی، اقتصادی و فرصت‌های اجتماعی می‌باشند که در نتیجه می‌تواند سبب سوق داده شدن آنان به سمت رفتارهای پرخطر و فعالیت‌‌هایی نظیر اعمال خشونت، خرابکاری، فعالیت‌های جنسی حفاظت ‌نشده، سوء مصرف الکل و مواد، فرار از مدرسه و ترک تحصیل گردد (کروکزک[17]، الکساندر[18]، هاریس[19]،  2005به نقل از ویلسون[20]،2009) رفتارهای پرخطر نظیر اعمال خشونت و درگیری فیزیکی با دیگران، استعمال دخانیات، مصرف الکل و مواد مخدر و داروهای نشاط ‌آور، رفتارهای پرخطر جنسی، همه از رفتارهایی هستند که می‌توانند سبب افزایش اضطراب در نوجوانان شده و زمینه را برای ابتلاء آنان به انواع بیماری‌ها و حتی مرگ زودرس فراهم آورند، به علاوه عوارض ناشی از انجام رفتارهای پرخطر شامل افزایش افسردگی و ایجاد افکار و یا اقدام به خودکشی ، مسمومیت ناشی از الکل و یا مستی‌های غیر قابل پیش‌بینی و تحریک‌پذیری، انجام رفتارهای پرخطر جنسی (آمیزش حفاظت نشده و زودهنگام، افزایش تعداد شرکاء جنسی و حاملگی‌های ناخواسته، ایجاد بیماری‌های مقاربتی و عفونیHIV) افزایش اعمال خشونت و درگیری‌های فیزیکی با دیگران، افزایش احتمال صدمه دیدن و یا مرگ و میر ناشی از مصرف الکل و مواد مخدر گزارش گردیده است (هالفورز[21]، 2004).

با توجه به اثر عوامل مختلف در بروز رفتارهای پرخطر در دانشجویان و نقش و آسیب های فراوانی که به دلایل رفتار پر خطر به وجود می آید، بررسی متغیرهای مرتبط با آن و عواملی که در کنترل رفتارهای پرخطر و در بروز و یا کاهش آن موثر است نیازمند توجه و بررسی است به همین دلیل در این تحقیق سه متغیر تاب آوری،  نظم جویی شناختی هیجانی بر رفتارهای پرخطر دانشجویان مورد بررسی قرار میگیرد. در واقع هر یک از این سه متغیر با توجه به ماهیت خویش نقش بنیادی و اساسی در بروز رفتارهای پرخطر بر عهده دارند. تاب آوری با ظرفیت تقابل با شرایط سخت و مقاومت در برابر وسوسه ها و شرایط اجتماعی ، نظم جویی شناختی هیجانی و هوش هیجانی نیز به عنوان متغیرهایی فیزیولوژیکی، روانی و اجتماعی نقش بسیار مهم در پردازش شرایط و تصمیم برای انجام کار و انتخاب موقعیت برعهده دارد.

  • اهداف پژوهش

هدف کلی

نقش تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در پیش بینی رفتارهای پر خطر دانشجویان

اهداف اختصاصی

پیش بینی رفتارهای پرخطر و (مولفه های آن) بر اساس تاب آوری دانشجویان

پیش بینی رفتارهای پرخطر و(مولفه های آن)  بر اساس راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی دانشجویان

  • فرضیه های پژوهش

فرضیه های تحقیق

بین تاب آوری با رفتارهای پر خطر(مولفه های آن) دانشجویان رابطه وجود دارد.

بین راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی و (مولفه های آن) با رفتارهای پرخطر دانشجویان رابطه وجود دارد.

رفتارهای پرخطر دانشجویان را می توان بر اساس تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی پیش بینی کرد.

تعداد صفحه :107

قیمت :17500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

  • 1

پایان نامه نقش اهداف پیشرفت، کمال‌گرایی و شخصیت در پیش بینی رضایت تحصیلی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

شعبه علوم و تحقیقات سمنان

دانشکده علوم انسانی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روان‌شناسی

گرایش عمومی

عنوان

نقش اهداف پیشرفت، کمال‌گرایی و شخصیت در پیش بینی رضایت تحصیلی

بهمن ماه 1393

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده فارسی.. 1

فصل اول: کلیات پژوهش…. 3

1-1- مقدمه: 3

1-2- بیان مساله. 5

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق.. 6

1-4- اهداف تحقیق.. 6

1-4-1- هدف اصلی… 6

1-4-2- اهداف جزئی… 7

1-5- سوالات یا فرضیه‌های تحقیق.. 7

1-6- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها: 8

 

فصل دوم: گستره نظری و عملی پژوهش…. 11

2-1- مقدمه. 11

2-2- اهداف پیشرفت11

2-2- 1- هدف‌ها 11

2-2-2- انگیزش پیشرفت11

2-2-3- رابطه سطح دشواری تکلیف و انگیزش پیشرفت13

2-2-4- تعاریف اهداف‌پیشرفت13

2-2-5- جهتگیری هدف14

2-2-6- انگیزه هدف15

2-2-7- نظریه ها و مدل های مطرح شده در جهت‌گیری اهداف پیشرفت16

2-2-8- مدل نیکولز. 18

2-2-9- مدل ایمز وآرچر. 18

2-2-10- مدل سه بخشی الیوت و چارچ، الیوت و هاراکیویکز. 19

2-2-11- مدل2×2 الیوت و مک گریگور. 20

2-3- شخصیت22

2-3-1- تعریف های شخصیت22

2-3-2- رویکرد روانکاوی.. 23

2-3-3- مراحل تحول شخصیت در نظریه فروید. 25

2-3-4- رویکرد نوروان‌کاوی.. 27

2-3-5- نظریه کارل یونگ…. 27

2-3-6- نظریه آلفرد آدلر. 29

2-3-7- نظریه کارن هورنای.. 30

2-3-8- نظریه اریک فروم. 32

2-3-9- نظریه سالیوان. 33

2-3-10- نظریه هنری موری.. 33

2-3-11- رویکرد عمر و نظریه اریک اریکسون. 34

2-3-12- رویکرد صفت: وراثت شخصیت36

2-3-13- نظریه گوردون آلپورت38

2-3-14- نظریه ریموند کتل.. 40

2-3-15- نظریه هانس آیزنک…. 43

2-3-16- مدل پنج عاملی شخصیت48

2-3-17- ارتباط شخصیت با انگیزش و اهداف پیشرفت51

2-4- کمال‌گرایی.. 52

2-4-1- کمال‌گرایی از نگاه متقدمین روان‌شناسی.. 53

2-4-2- تعریف‌های کمال‌گرایی.. 53

2-4-3- کمال‌گرایی بهنجار و نابهنجار. 54

2-4-4- الگوی سه بُعدی کمال‌گرایی.. 55

2-4-5- علت‌شناسی.. 56

2-4-6- رابطة كمالگرایی با هدفگرایی و انگیزه‌ی پیشرفت57

2-4-7- ارتباط کمال‌گرایی با شخصیت58

2-5- رضایت تحصیلی.. 58

2-5-1- بهزیستی روان‌شناختی، روان‌شناسی مثبت‌نگر و رضایت‌مندی.. 58

2-5-2- مدل شش عاملی ریف در تبیین بهزیستی روان‌شناختی.. 59

2-5-3- مدل بهزیستی ذهنی داینر. 59

2-5-4- مفهوم رضایت‌مندی.. 60

2-5-5- مدل سه بعدی احساس خوشبختی(بهزیستی) ذهنی.. 60

2-5-6- رضایت تحصیلی و رضایت از زندگی.. 61

2-5-7- تعاریف رضایت از زندگی.. 61

2-5-8- دیدگاه عینی و فاعلی در بررسی کیفیت زندگی.. 62

2-5-9- تفاوت جنسیتی در رضایت از زندگی.. 63

2-5-10- تأثیر عوامل درونی و بیرونی بر رضایت از زندگی.. 63

2-5-11- تعاریف رضایت تحصیلی.. 63

2-5-12- عوامل فردی و محیطی مؤثر بر رضایت تحصیلی.. 64

2-5-13- مدل شناختی- اجتماعی در تبیین رضایت تحصیلی.. 64

2-5-14- ارتباط رضایت تحصیلی با پیشرفت تحصیلی و عملکرد. 66

2-6- مروی بر پژوهش‌های مرتبط انجام شده در داخل و خارج کشور. 68

2-6-1- پژوهش‌های انجام ‌شده در داخل کشور. 68

2-6-2- پژوهش‌های انجام شده در خارج از کشور. 70

فصل سوم: روش شناسی پژوهش…. 74

3-1- مقدمه: 74

3-2- طرح پژوهش: 74

3-3- جامعه، نمونه، روش نمونه‌گیری و اجرا 74

3-4- ابزار پژوهش: 75

3-5- روش تجزیه و تحلیل دادهها 78

فصل چهارم: یافته‌های پژوهش…. 80

4-1- مقدمه: 80

4-2- بخش اول: اطلاعات توصیفی.. 80

4-3- بخش دوم: اطلاعات استنباطی.. 81

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری87

5-1- بحث و نتیجه گیری: 87

5-2- محدودیت های پژوهش: 96

5-3- پیشنهادهای پژوهش: 96

فهرست منابع. 98

الف) منابع فارسی… 98

ب) منابع لاتین… 102

ضمیمه: نمونه پرسشنامه‌ها 104

چکیده انگلیسی.. 108

چکیده فارسی

پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش اهداف پیشرفت، کمال گرایی و شخصیت در پیش‌بینی رضایت‌تحصیلی دانش‌آموزان انجام شد. روش تحقیق توصیفی، از نوع همبستگی است. 330 نفر (159 پسر و 171 دختر) از دانش‌آموزان دختر و پسر پایه‌های سوم و چهارم (پیش‌دانشگاهی) مقطع متوسطه شهر ورامین با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شده و به سؤالات پرسشنامه‌های؛ سنجش جهت‌گیری‌های هدفی میدگلی، مقیاس کمال‌گرایی هویت و فلت، پرسشنامه پنج عامل شخصیتی نئو (فرم کوتاه) و خرده مقیاس رضایت از مدرسه هیوبنر پاسخ دادند.  نتایج بدست آمده در این پژوهش نشان داد که بین ویژگی‌های شخصیتی؛ برون‌گرایی، سازگاری، گشودگی، مسئولیت‌پذیری؛ اهداف تبحری و اهداف عملکردی و کمال‌گرایی خودمدار با رضایت‌تحصیلی رابطه مثبت معنادار و بین روان‌رنجورخویی با رضایت تحصیلی رابطه منفی معنادار وجود دارد. در نتیجه تحلیل رگرسیون با روش گام به گام مشخص شد که متغیرهای؛ ویژگی شخصیتی گشودگی و اهداف تبحری به عنوان بهترین پیش‌بین برای رضایت تحصیلی عمل می‌کنند. یافته‌های این پژوهش وجود ارتباط بین اهداف پیشرفت، کمال‌گرایی و ویژگیهای شخصیتی با رضایت تحصیلی را نشان داد. بنابراین می توان اهداف پیشرفت، کمال‌گرایی و ویژگی‌های شخصیتی را به عنوان متغیرهای پیش‌بین و مؤثر در میزان خشنودی و رضایت از تحصیل دانش آموزان در نظر گرفت.

 واژه‌های کلیدی: اهداف پیشرفت، شخصیت، کمال‌گرایی، رضایت تحصیلی، اهداف تبحری

1-1- مقدمه:

جوامع بشری در گذر تاریخ برای پاسخگویی به نیازهایشان چند نهاد عمده اجتماعی را پدید آورده‌اند که در کنار اقتصاد، سیاست، دین و خانواده، آموزش نیز به عنوان یکی از پنج نهاد اصلی جامعه به شمار می رود. کارکرد اصلی نهاد آموزش که رابطه تنگاتنگی با فرهنگ و سایر نهادهای اجتماعی دارد، ارائه دانش و مهارت‌های لازم به افراد برای زیستن در جامعه و به عهده گرفتن نقش‌های اجتماعی است(ربانی و ربیعی، 1390). نهاد آموزش در کشور ایران بزرگترین سازمان ها را در خود جای داده است. این نهاد یکی از نهادهای آغازین است که در هر جامعه‌‌ی شناخته شده در طول تاریخ وجود داشته است و در آینده نیز وجود خواهد داشت. هرچند ساختار نهاد آموزش در سایه‌ی پیشرفت‌های تکنولوژیک، ممکن است در طول زمان تغییر کند، ولی کارکرد آن همچنان انتقال فرهنگ، دانش، مهارت‌ها و فنون به نسل بعدی است(قلی پور و پیران نژاد، 1386).

رضایت‌مندی در آموزش نه تنها می تواند به تعیین سطح لذت تجربه شده از سوی دانش‌آموز بپردازد، بلکه اثربخشی آموزش‌های ارائه شده را نیز تعیین می‌کند. رضایت‌مندی تحت عنوان ادراک ارضای لذت‌بخش نیازها و خواست‌ها تعریف شده است. به اعتقاد سو (2004) رضایت‌مندی یک داوری است که دانش‌آموزان بر مبنای ارزیابی اسناد عملکرد یک مبادله‌ی خاص انجام می دهند(سرتیون گارن و کرایریت، 2006؛ به نقل از نادی، محمدی و سیادت، 1388). مدرسه تأثیری عمیق بر زندگی نوجوان می گذارد و موقعیتی مرکزی در تعریف احساس کلی نوجوانی از اجتماع دارد. احساس تعلق و پیوند با مدرسه، به شماری از پیامدهای مثبت آموزش و روان‌شناختی از قبیل خود پنداره، مهارت‌های اجتماعی، انگیزش، موفقیت و پیشرفت تحصیلی مربوط است. موفقیت تحصیلی، انگیزش‌های دانش‌آموز و اتمام دوره تحصیلی با موفقیت نیز می تواند به عنوان پیامد مثبت احساس تعلق و پیوند با مدرسه محسوب شود(پشت مشهدی، احمدآبادی، پناهی، محمدی و رفیعی، 1389).

انگیزه و رضایت باعث بر انگیخته شدن علاقه و تمایل بیشتر به جستجو و کنجکاوی، کشف ایده‌های نوین و گسترش باور و اندیشه و عمل می گردد. (حسام و ثناگو، 1391) عوامل فردی و محیطی می‌تواند رضایت از تحصیل و پیشرفت دانشجو [و دانش‌آموز] را تحت تأثیر قرار دهد. برخی از مطالعات بر این باورند که رضایت تحصیلی[1] با انگیزه، شخصیت، پیشرفت تحصیلی و دستاوردهای حرفه‌ای فرد در ارتباط است(ادراکی، رامبد و عبدلی، 1390).

در رابطه با انگیزش فراگیران، جهت‌گیری هدف پیشرفت از جمله چهارچوبهای نظری جدید است که نقش آن به عنوان یک سازه کلیدی در مطالعه انگیزش مورد تأکید قرار گرفته است. پژوهش‌ها نشان می دهد که کیفیت انگیزش فراگیران در کلاس درس به تعریف موفقیت در آن موقعیت بستگی دارد. اهداف موفقیت به عنوان دلایل و مقاصدی که فرد برای گرایش یا درگیرشدن در تکالیف برای خود مشخص می‌کند، تعریف می‌شود(پنتریچ[2]، 2003).

از سوی دیگر کمال‌گرایی[3] به عنوان ویژگی شخصیتی، باعث می شود که دانش‌آموزان انتظارات بالایی از خود داشته و دائم تلاش کنند عملکرد بهتری داشته باشند و به طور مداوم از خود ارزیابی انتقادی داشته باشند(داوری، لواسانی و اژه‌ای، 1391).

متغیر دیگری که در پژوهش حاضر مد نظر بوده و به عنوان عاملی مؤثر در پیش‌بینی رضایت تحصیلی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت، شخصیت[4] است. برخی از ویژگیهای خاص شخصیتی باعث می‌شوند تا افراد درموقعیتهای گوناگون زندگی رفتارهای سازگارانه و متعادل از خود نشان دهند. داشتن آگاهی و دانش لازم درباره‌ی شخصیت، [صرفاً] به کار عادی دانستن برخی رفتارها در مراحل گوناگون رشد شخصیت نمی‌آید بلکه این دانش در پیشگیری یا اقدام احتمالی در مورد بروز اختلال‌ها و نابسامانی‌های شخصیتی نیز می‌تواند به کمک فرد بیاید(سروقد،برزگر و بلاغی، 1390).

1-2- بیان مساله

آموزش زیربنای اصلی پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیکی در جهان امروزی محسوب می‌شود. تمدنی که بشر امروزی به وجود آن افتخار می‌کند، در حقیقت نتیجه انباشت تجربه‌ها و انتقال آن از راه آموزش از نسلی به نسل دیگر است و کشوری که نتوانسته باشد ویژگی‌های لازم یک جامعه علمی را به دست آورد، علت اصلی را باید در نظام آموزشی خویش جستجو کند و با رفع موانع و مشکلات موجود در جامعه به طور قطع، خواهد توانست به پیشرفت‌های فراوان در همه‌‌ی زمینه ها دست یابد(ترکمان و عابدی، 1388). جوامع دانش‌محور با برخورداری از انسان‌های فرهیخته و با معلومات، بیش از سایر جوامع، برنامه پذیرترند(ربانی و ربیعی، 1390). هر نظام آموزش و پرورشی در بُعد پرورشی وظیفه‌ی هدایت رشد همه جانبه‌ی شخصیت پرورش یابندگان خود را در جهت کسب و درک معارف بشری و هنجارهای مورد پذیرش جامعه و نیز کمک به شکوفا شدن استعداد‌های آنان و در بعد آموزش، وظیفه‌ی تسهیل یادگیری، طی تدبیری از پیش طرح ریزی شده را به عهده دارد(نادی و همکاران، 1388).

آموزش مستلزم فعالیت متقابل دو نفر(یاددهنده و یادگیرنده) است. مدرسه و کلاس درس محیط و زمینه‌ای است که این تعامل در آنجا شکل می‌گیرد. در این میان محیط فیزیکی و اجتماعی و روانی کلاس در این تعامل مؤثرند. از طرف دیگر ویژگیهای فردی، محتوای دروس و عوامل مربوط به معلم همه و همه به نوعی بر آموزش و یادگیری کلاس اثر می‌گذارد(نادی و همکاران، 1388). دانش‌آموزان برای رفتارهای مربوط به تحصیل و رسیدن به پیشرفت تحصیلی، اهدافی را برای خود در نظر می‌گیرندکه سبک ویژه‌ی آنها در برخورد با مسائل تحصیلی را نشان می دهد. این تفاوت در اهداف پیشرفت دانش‌آموزان تابع عوامل گوناگونی است، اما چگونه می توان علل و عوامل این تفاوت را تبیین نمود؟ به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران، تفاوت در اهداف پیشرفت تنها تحت تأثیر [امور] آموزشی و تربیتی نیست؛ بلکه مبتنی بر ویژگی‌های روانی، شخصیتی و تفاوت‌هایی است که در باور دانش‌آموزان نسبت به خود وجود دارد. مطابق با دیدگاه‌های شناختی- اجتماعی و با توجه به بعد انگیزشی در تبیین رویکردهای متفاوت دانش‌آموزان به امور تحصیلی، دو متغیر مرتبط با اهداف پیشرفت دانش‌آموزان، خودکارآمدی تحصیلی و ویژگی شخصیتی کمال‌گرایی در آنان می‌باشد(داوری و  همکاران، 1391).

در سالهای اخیر پژوهش‌هایی هر چند اندک در مورد ارتباط رضایت تحصیلی با متغیر هایی چون پیشرفت یا افت‌تحصیلی، انتخاب رشته، تنیدگی تحصیلی، سبک‌های مقابله، هوش هیجانی و … انجام شده که در آنها به وجود ارتباط بین این متغیر با ویژگیهای شخصیتی، تفاوتهای فردی و عوامل محیطی و روانی و … اشاراتی شده است لیکن در کمتر تحقیقی موضوع میزان اثر اهداف‌پیشرفت، کمال‌گرایی و شخصیت به عنوان متغیرهای پیش‌بین در مورد رضایت‌تحصیلی مورد بررسی قرار گرفته است. لذا سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که آیا بین متغیرهای اهداف پیشرفت، شخصیت و کمال‌گرایی با رضایت تحصیلی دانش‌آموزان رابطه وجود دارد؟

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق

یکی از واقعیت‌های مهم جهان هستی وجود تنوع در میان پدیده‌های عالم است. نه تنها گونه‌های مختلف جانداران و گیاهان با هم فرق دارند، بلکه اعضای هر گونه نیز با یکدیگر متفاوت‌اند. انسان‌ها نیز مشمول همین قاعده‌اند. دانش‌آموزان از لحاظ توانایی‌های ذهنی، روش‌های آموختن، سبک و سرعت یادگیری، آمادگی، هوش و استعداد، شخصیت، علاقه و انگیزش نسبت به کسب دانش و انجام فعالیت‌های تحصیلی با هم تفاوت دارند. بنابراین در نظر گرفتن تفاوت‌های دانش‌آموزان در آموزش و برخورد متناسب با ویژگی‌های خاص آنها از وظایف مهم معلم است. نتایج پژوهش‌های انجام شده بر این حقیقت تأکید کرده‌اند که توجه به تفاوت‌های فردی یادگیرندگان‌ از سوی معلمان در بهبود کیفیت یادگیری و افزایش سطح پیشرفت تحصیلی آنان بسیار تأثیر گذار است(سیف، 1392).

بدیهی است که میزان رضایت انسان از فعالیت‌هایش، به لحاظ تأثیر در انگیزش و تلاش او در رسیدن به اهداف پیش‌رو از اهمیت زیادی برخوردار است. حال اگر این فعالیت مربوط به آموزش و تحصیل باشد، به جهت اهمیتی که در تربیت انسانهای فرهیخته و متخصص و رسیدن جامعه به تعالی دارد، حساسیت دو چندانی خواهد یافت. لذا ضروری خواهد بود تا در زمینه متغیرهای پیش‌بین رضایت تحصیلی پژوهش‌های متعددی انجام شود که امید است تحقیق حاضر گامی در این راستا باشد.

1-4- اهداف تحقیق

1-4-1- هدف اصلی

تعیین نقش اهداف پیشرفت، کمال گرایی و شخصیت در پیش بینی رضایت تحصیلی دانش‌آموزان سال سوم و چهارم (پیش دانشگاهی) مقطع متوسطه.

1-4-2- اهداف جزئی

  • تعیین رابطه ویژگی‌های شخصیتی و رضایت تحصیلی دانش‌آموزان.
  • تعیین رابطه ابعاد کمال‌گرایی و رضایت تحصیلی دانش‌آموزان.
  • تعیین رابطه  اهداف پیشرفت و رضایت تحصیلی دانش‌آموزان.
  • تعیین سهم ویژگی‌های شخصیتی در پیش‌بینی رضایت تحصیلی دانش‌آموزان.
  • تعیین سهم ابعاد کمال‌گرایی در پیش‌بینی رضایت تحصیلی دانش‌آموزان.
  • تعیین سهم اهداف پیشرفت در پیش‌بینی رضایت تحصیلی دانش‌آموزان.
  • تعیین سهم ویژگی‌های شخصیتی، اهداف پیشرفت و ابعاد کمال‌گرایی در پیش‌بینی رضایت‌تحصیلی دانش‌آموزان.

1-5- سوالات یا فرضیه‌های تحقیق

فرضیه اول: بین ویژگی‌های شخصیتی با رضایت تحصیلی دانش‌آموزان رابطه وجود دارد.

فرضیه دوم: بین ابعاد كمال‌گرایی با رضایت تحصیلی دانش‌آموزان رابطه وجود دارد.

فرضیه سوم: بین اهداف پیشرفت با رضایت تحصیلی دانش‌آموزان رابطه وجود دارد.

فرضیه چهارم: ویژگی‌های شخصیتی، رضایت تحصیلی دانش‌آموزان را پیش بینی می‌كنند.

فرضیه پنجم: ابعاد كمال‌گرایی، رضایت تحصیلی دانش‌آموزان را پیش‌بینی می‌كند.

فرضیه ششم: اهداف‌پیشرفت، رضایت تحصیلی دانش‌آموزان را پیش‌بینی می‌كند.

فرضیه هفتم: ویژگیهای شخصیتی، اهداف پیشرفت و ابعاد كمال‌گرایی، رضایت تحصیلی دانش‌آموزان را  پیش‌بینی می‌كنند.

تعداد صفحه :122

قیمت :17500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه نقش الگوهای ارتباطی،سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین در پیش بینی فرسودگی زناشویی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان 

نقش الگوهای ارتباطی،سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین در پیش بینی فرسودگی زناشویی در کارمندان متاهل شرکت بیمه رازی

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده :

 پژوهش حاضر، به منظور  بررسی نقش الگوهای ارتباطی،سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین در پیش بینی فرسودگی زناشویی در کارمندان متاهل شرکت بیمه رازی صورت گرفته است . روش این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی می باشد ؛ به همین منظور از جامعه ی مورد مطالعه که 140 نفر را تشکیل می دادند، تعداد 103 نفر به عنوان نمونه، با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب   گردید، و پرسشنامه های  راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(CERQ) ، مقیاس دلزدگی زناشویی (CBM) ، پرسشنامه ی الگوهای ارتباطی(CPQ) و پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز، بر روی آنها اجرا شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره(همزمان) استفاده شد. یافته ها نشان داد که در رابطه ی الگوهای ارتباطی با فرسودگی زناشویی، بین الگوهای ارتباط سازنده متقابل با فرسودگی زناشویی رابطه ی منفی و معناداری در سطح (P<0/000) وجود دارد؛ همچنین بین الگوی ارتباطی اجتناب متقابل با فرسودگی زناشویی رابطه ی مثبت و معناداری در سطح (P<0/000) به دست آمد؛ اما نتایج درمورد الگوی ارتباطی توقع/کناره گیری نشان داد که رابطه ی معناداری بین این الگوی ارتباطی و فرسودگی زناشویی وجود ندارد. سرمایه روانشناختی (امید،تاب آوری،خوش بینی،خودکارآمدی) رابطه منفی و معنی داری در سطح (P<0/000) با فرسودگی زناشویی دارد. رابطه ی تنظیم شناختی هیجان با فرسودگی زناشویی،در بعد راهبردهای مثبت تنها در مولفه ی پذیرش به صورت منفی و معنادار در سطح (P<0/000) به دست آمد،همچنین در بعد منفی نیز تنها در مولفه ی دیدگاه پذیری رابطه به صورت مثبت و معنادار کسب شد. بنابراین این نتیجه به دست آمد که متغیرهای سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان و ابعاد آنها توان پیش بینی فرسودگی زناشویی را دارند، و در مورد متغیر الگوهای ارتباطی تنها دو بعد الگوی ارتباطی اجتناب متقابل و الگوهای ارتباط سازنده متقابل توان پیش بینی فرسودگی زناشویی را دارند.

کلید واژه ها : فرسودگی زناشویی، الگوهای ارتباطی، سرمایه ی روانشناختی،  تنظیم شناختی هیجان ،کارمندان متاهل.

  1-1مقدمه:

 ازدواج به عنوان مهمترین و عالی ترین رسم اجتماعی برای دستیابی به نیازهای عاطفی افراد همواره مورد تایید بوده است .ازدواج رابطه ای انسانی ،پیچیده،ظریف،و پویا است که از ویژگی های خاصی برخوردار است .دلایل ازدواج عمدتا عشق و محبت ،داشتن شریک و همراه در زندگی ،ارضای نیازهای عاطفی_روانی و افزایش شادی و خشنودی است .عاشق شدن و عاشق ماندن ممکن است احساس خوبی باشد پایه و اساس ازدواج نیست .در ازدواج مسائلی مهمتر از عشق وجود دارد که سبب پیوند بین دونفر می شود .پایه و اساس ازدواج وحدت معنوی است . اگر شخصی زندگیش را تنها بر اساس عشق پایه ریزی کند ممکن است بعدها در زندگی فشارهای زیادی را متحمل شود که حتی فرصت فکر کردن به عشق را نداشته باد .(غلامی پور ،1390). توقعاتی که به دنبال عشق روائی به وجود می آیند ،همیشه جزئی از اعتقادات شخصی است .این توقعات ممکن است آگاهانه یا نا آگاهانه یه بیان آمده یا پنهان و فردی یا دوطرفه باشند .(پیرفلک و همکاران،1393)

زمانی که افراد پا به عرصه ی زندگی زناشویی می گذارند با انتظارات و توقعات خاصی،که از پیش در ذهن داشته اند ،وارد این رابطه می شوند ،اما زمانی که متوجه می شوند واقعیت چیز دیگری است به تدریج دچار نوعی احساس سرخوردگی و دلخوری و در نهایت فرسودگی از رابطه ی زناشویی خود می شوند (اسدی و همکاران ،1392)

فرسودگی زوج ها به علت وجود عیبی در یک یا هر دونفر یا اشکال در رابطه ی آنها نیست ،بلکه دلزدگی از عشق روندی است که به تدریج رخ می دهد و به ندرت به طور ناگهانی ظاهر می شود.در واقع صمیمیت و عشق در یک رابطه به تدریج کم رنگ می شود و به همراه آن احساس خستگی عمومی نمایان می گردد. انباشته شدن فشارهای روانی تضعیف کننده ی عشق ،افزایش تدریجی خستگی و یکنواختی و جمع شدن رنجش های کوچک به بروز فرسودگی کمک می کند . درواقع وقتی صمیمیت و عشق به تدریج رنگ می بازد به همراه آن احساس خستگی عمومی عارض می شود و در شدیدترین نوع آن ، این فرسودگی باعث فروپاشی رابطه می شود .(یوسفی و باقریان،1390). این گونه اتفاقات نه تنها سیستم خانواده و اعضای آن بلکه کل جامعه را نیز تحت تاثیر منفی خود قرار می دهد .خانواده و جامعه سالم از پیوند های آگاهانه و ارتباط بالنده و سالم زوج ها شکل می گیرد چنانچه پایه خانواده از استحکام لازم برخوردار نباشد تبعات آن نه تنها برای خانواده بلکه کل جامعه خواهد بود (احمدی ،1392). یکی از راههای برررسی فرسودگی زناشویی به عنوان یکی از مشکلات اساسی در روابط زوجی، بررسی عوامل ایجاد کننده ی آن است. از این میان در این پژوهش، الگوهای ارتباطی زوجین، سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین را به عنوان عوامل دخیل در ایجاد فرسودگی زناشویی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته اند.

 یکی از مدل های مطرح در خانواده که به بررسی تعاملات و ارتباط در خانواده پرداخته است مدل الگوهای ارتباطی اعضای خانواده است .اصولا مفهوم الگوهای ارتباطی خانواده یاطرحواره های ارتباط خانواده ،ساختار علمی از دنیای ظاهری خانواده است که بر اساس ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر و اینکه اعضا چه معنایی از این ارتباط دارند تعریف می شود .(فرهمند،1391). در رابطه ی زوجی خود پنداره ی هر فرد و باورهایش در مورد توانایی های خود نقش بسزایی در ایجاد و حتی کنترل فرسودگی زناشویی دارد.سرمایه ی روانشناختی موضوعی است که هر فرد به صورت باور او به توانایی هایش برای دستیابی به موفقیت ،داشتن پشتکار در دنبال کردن اهداف ،ایجاد اسنادهای مثبت درباره ی  خود و تحمل کردن مشکلات تعریف می شود (دیانت نسب 1393) .با توجه به اینکه زندگی زناشویی مملو از هیجانات مثبت و منفی است روش برخورد با هیجانات و تنظیم و کنترل شان از ویژگی های تاثیر گذار در کنترل کیفیت زندگی زناشویی می تواند باشد. بنابراین تنظیم شناختی هیجان به فرایند شناختی اطلاق می شود که اطلاعات برانگیزاننده ی هیجانی را با راهبردهای مختلف مدیریت می کنند .(واحدی و همکاران،1392).

2-1 بیان مسئله:

خانواده و در راس آن ، رابطه ی زناشویی با قراردادی قانونی و مقدس به نام ازدواج شکل می گیرد و ازدواج و تشکیل خانواده و تلاش برای حفظ آن از اصیل ترین رفتارهای اجتماعی است ،به گونه ای که علی رغم آمار بالای طلاق ، قرار داد ازدواج همچنان مهترین و مقدس ترین تعهد عاطفی و قانونی بین زن و مرد بوده و انتخاب همسر یکی از حساس ترین و سرنوشت ساز ترین انتخاب های پیش روی هر فرد بزرگسالی است. رایج ترین دلیل ازدواج ، عشق است .ازدواج از روی عشق یعنی مجموعه ای از احساسات عمیق و مثبت ما به یک فرد دیگر از جمله دلبستگی ،علاقه صمیمیت ،آمیختگی ،هوس و تفاهم(غلامی پور ،1390).

زمانی که افراد پا به عرصه ی زندگی زناشویی می گذارد با انتظارات و توقعات خاصی ،که از پیش در ذهن خود داشته وارد این رابطه می شوند اما زمانی که متوجه می شوند واقعیت چیزی دیگر است به تدریج دچار نوعی احساس سرخوردگی و دلخوری و در نهایت فرسودگی زناشویی [1] می شوند(اسدی و همکاران ،1392).  فرسودگی مجموعه علایم خستگی عاطفی ،زوال شخصیتی و کاهش بهره وری می باشد . خستگی عاطفی به تهی شدن یا خالی شدن منابع عاطفی که به وسیله تقاضاهای بین فردی ایجاد می شود ،بر می گردد.زوال شخصیت به رشد منفی و گرایشات بی رحمانه و عیب جویانه و بدگمانانه به گیرنده خدمات فردی داشتن تاکید دارد که بعضی آشفتگی ها و پریشانی ها را شامل می شود که کاملا با جنبه روانپزشکی این نشانه ها متفاوت است (نیازپور،1388). اندرسون و پاینز[2](1998)، فرسودگی زناشویی را به عنوان یک خستگی جسمانی ، عاطفی و روانی که در شرایط درگیری طولانی مدت همراه با مطالبات عاطفی ایجاد می شود ،می دانند .دراین تعریف خستگی جسمانی[3] با کاهش انرژی، خستگی مزمن ، ضعیف و تنوع وسیعی از شکایت های جسمی و روان تنی مشخص می شود . درحالیکه خستگی عاطفی[4] شامل احساسات درماندگی ، ناامیدی و فریب می شود،خستگی روانی[5] به رشد نگرش منفی نسبت به خود و کار و زندگی بر می گردد (داورنیا،1392). به اعتقاد کایزر[6](1996) ،سرخوردگی و فرسودگی زناشویی ،کاهش تدریجی دلبستگی عاطفی به همسر است که با احساس بیگانگی،بی علاقگی و بی تفاوتی زوجین به یکدیگر و جایگزینی عواطف منفی به جای عواطف مثبت همراه است .دریک ازدواج سرخورده یک یا هر دو زوج ضمن تجربه احساس گسستگی از همسر و کاهش علایق و ارتباط متقابل ، نگرانی های قابل توجهی در خصوص تخریب فزایند رابطه و پیشروی به سمت جدایی و طلاق دارند .کایزر معتقد است با وجود اینکه تمامی ازدواج ها به نوعی سرخوردگی را تجربه می کنند ،اما بسیاری از این ازدواج ها با کیفیت پایین ادامه یافته و زندگی متاهلی بی ثباتی را تشکیل می دهند که متمایز به فروپاشی است و اگر چه ممکن است لزوما به طلاق منجر نشود ولی مسلما با فراوانی افکار و تصورات درباره جدایی همراه خواهد بود .کینزل و ناسون [7](2000)فرسودگی را یک تجربه روان شناختی شخصی و درونی می دانند که احساسات ،انگیزش،انتظارات و نگرش های فرد را تحت تاثیر قرار می دهد (فیض آبادی 1392).

حال سوال و مسئله ای که پیش می آید این است که چه چیز باعث می شود عشق اولیه که می تواند تضمین کننده ی استحکام بنیه ازدواج باشد به تدریج رنگ می بازد؟ چه چیز پیش می آید که زوجین بعداز گذشت زمان تنها جسما درکنار هم زندگی می کنند و به یکدیگر حس اولیه را ندارند و اغلب جبر اجتماعی است که آنها را کنار هم در یک خانه نگه  داشته ؟این ها مواردی هستند که در تحلیل فرسودگی زناشویی باید بررسی شوند.

در این بین عوامل متعددی روابط زناشویی بین زوجین را در گذرزمان تهدید می کنند و سبب فرسایش عشق و صمیمیت در بین همسران و در نتیجه فرسودگی زناشویی در آنها می شود(پیرفلک و همکاران ،1393).

از میان عواملی که در ایجاد فرسودگی زناشویی نقش دارند می توان به سه عامل الگوهای ارتباطی [8]زناشویی ،سرمایه روانشناختی[9] زوجین و تنظیم شناختی هیجان [10]زوجین توجه کرد.

 ارتباط[11] سراسر زندگی انسان را در برگرفته است .انسان به کمک ارتباط زنده می ماند،رشد می کند و تکامل می یابد و سعادت و خوشبختی و تا حدزیادی به چگونگی رابطه ی او بادیگران بستگی دارد .در این بین ارتباط زناشویی به عنوان طولانی ترین و عمیق ترین نوع ارتباط همواره مورد توجه بوده است (زمانی،1392). مشکلات ارتباطی[12] شایع ترین و مخرب ترین مشکلات در ازدواج های شکست خورده هستند چرا که الگوهای ارتباطی ناکارآمد موجب می شود مسایل مهم زندگی مشترک ،حل نشده باقی بمانند و منبع تعارض تکراری در بین زوج ها شوند درک مشترک الگوهای ارتباطی بین زوج ها درواقع ،روشن سازی تعاملات زناشویی مثبت است که زوج ها را در دریافت و رشد مهارت های ارتباطی یاری می کند (زارعی ،احمدی سرخونی،1391). یکی از راههای نگریستن به ساختار خانواده توجه به الگوی ارتباطی زوجین ،یعنی کانال های ارتباطی[13] است که از طریق آنها زن و شوهر به ارتباط و تعامل با هم می پردازند به آن دسته از کانال های ارتباطی که به وفور در یک خانواده اتفاق می افتد ،الگوهای ارتباطی گفته می شود و مجموعه این الگوهای ارتباطی گفته می شود و مجموعه این الگوها شبکه ارتباطی خانواده را شکل می دهد (فاتحی زاده و احمدی،1384) الگوهای ارتباطی شخصیت ،یادگیری، اعتماد به نفس ، قدرت انتخاب و تصمیم گیری منطقی افراد خانواده به خصوص زوجین را تحت تاثیر قرار می دهد (جاویدی و همکاران،1392). بنابراین الگو های ارتباطی زوجین متغیری قوی و تاثیرگذار در ایجاد فرسودگی زناشویی می تواند باشد.

 

علاوه بر این سرمایه روانشناختی یکی از شاخص های روانشناسی مثبت گرا [14]می باشد که بصورت باور فرد به توانایی هایش برای دستیابی به موفقیت ،داشتن پشتکار در دنبال کردن اهداف ،ایجاد اسناد های مثبت درباره ی خود و تحمل کردن مشکلات تعریف می شود(بهادری خسروشاهی و همکاران ،1391) از نظر لوتانز[15] سرمایه ی روانشناختی سازه ای ترکیبی و به هم پیوسته است که چهار مولفه ی ادراکی – شناختی یعنی امید[16] ،خوش بینی[17]،خودکارآمدی[18] و تاب آوری[19] را دربردارد.این مولفه ها دریک فرایند تعاملی و ارزشیابانه به زندگی فرد معنا بخشیده ،تلاش فرد برای تغییر موقعیت های فشارزا را تداوم داده ، اورا برای ورود به صحنه ی عمل آماده نموده و مقاومت و سرسختی وی را در تحقق اهداف تضمین می کند (پناهی و فاتحی زاده ،1393).  امیدواری یکی از ویژگی های انسان است که به او کمک می نماید تا نامیدی ها را پشت سرگذاشته ، اهداف خود خود را تعقیب کرده احساس غیر قابل تحمل بودن آینده را کاهش دهد بندورا[20] خودکار آمدی را دریافت و داوری فرد درباره ی مهارت ها و توانمندی های خود برای انجام کارهایی که در موقعیت های ویژه به آنها نیاز است ،تعریف میکند . خوش بینی به جهت گزینی اشاره دارد که در آن معمولا پیامد های مثبت مورد انتظار هستند و این پیامد ها به عنوان عوامل ثابت ،کلی و درونی در نظر گرفته می شوند . تاب آوری سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است ،تاب آوری صرف مقاومت منفعل در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده نیست ،بلکه فرد تاب آور مشارکت کننده فعال و سازنده محیط پیرامونی خود است (دیانت نسب و همکاران ،1393). سرمایه روانشناختی درواقع به مفهوم (چه کسی هستی یا خود واقعی )و ( چه کسی می خواهید بشوید یا خود ممکن) بریک مبنای توسعه ای و رشدیابنده باز می گردد (فروهر،1390). بنابراین تفاوت ها در سرمایه ی روانشناختی زوجین به عنوان یک ویژگی روانی می تواند تاثیر بسزایی در شکل گیری فرسودگی زناشویی داشته باشد.

در مورد همبسته ی دیگر فرسودگی زناشویی یعنی تنظیم شناختی هیجان می توان گفت ، وقتی درباره هیجان[21] صحبت می شود ،نباید گفت انسان موجودی است که فقط هیجان ها را تجربه می کند،بلکه آنها را بازبینی ،تنظیم و در برخی موارد با آنها مبارزه می کند و این آن چیزی است که مبانی نظری تنظیم هیجانی را تشکیل می دهد (واحدی و همکاران ،1392). تنظیم هیجان در مدیریت هیجان ها نقش اساسی ایفا می کند(مرادی،1391). در حقیقت تنظیم هیجان فرآیندی واحد و همگون نیست ،بلکه از طریق سازو کارهای مختلفی تحقق می یابد (شهبازی،1392). ایزارد[22] و همکاران با تاکید بر تعامل هیجان و شناخت ،معتقدند که دانش هیجانی نقشی تسهیل کننده در رشد تنظیم هیجانی دارد شناخت ها یا فرآیند های شناختی به افراد کمک می کنند تا هیجان ها و احساسات خود را تنظیم کرده و مغلوب شدت هیجان ها نشوند(واحدی و همکاران،1390). مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخوانده هیجان دارد . به عبارت دیگر راهبرد های تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه  آسیب زا برای آنها اطلاق می گردد . از مهمترین عوامل ایجاد کننده و پیشرفت دهنده ی فرسودگی زناشویی استرس وارد شده و اعمال شده به رابطه و زندگی زوجین است . از آنجا که انسان همواره در معرض تجربه استرس می باشد و قادر به از بین بردن عوامل استرس زا نمی باشد ، دانشمندان راهکارهایی چون تنظیم شناختی هیجان ،شیوه های مقابله با استرس، حتی سازگاری با عامل استرس را پیشنهاد کرده اند. در این راستا از تنظیم شناختی هیجان که کاربرد آن باعث می شود شخص از تنیدگی های روزمره خود بکاهد استفاده شده است (میمندپور،1390).

در این پژوهش مهم ترین سوالی که پیش می آید و محقق درصدد بررسی آن می باشد این است که : آیا الگوهای ارتباطی، سرمایه روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین می توانند در پیش بینی فرسودگی زناشویی نقش داشته باشند ؟

تعداد صفحه :155

قیمت :17500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه مقایسه ی چشم انداز زمان، کیفیت زندگی، تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روانشناسی

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته

رشته: روانشناسی    گرایش: عمومی

عنوان:

مقایسه ی چشم انداز زمان، کیفیت زندگی، تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

زمستان 1393

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                صفحه

چکیده 1

فصل اول: کلیات پژوهش

1- 1مقدمه. 3

1-2 بیان مسئله. 4

1-3 اهمیت وضرورت پژوهش… 6

1-4 اهداف پژوهش… 7

1-5 سوالات پژوهش… 8

1-5-1 سوال اصلی.. 8

1-5-2  سوالهای فرعی.. 8

1-6 تعاریف نظری پژوهش… 8

1-7 تعریف عملیاتی.. 9

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1 پیش درآمد. 11

2-2مبانی نظری تحقیق.. 11

2-2-1تعریف سرطان. 11

2-2-1-1بررسی علائم و نشانه در سرطان. 12

2-2-1-2 اپیدمیولوژی.. 13

2-2-1-3 پاتوژنز سرطان. 13

2-2-1-4 نگاهی کلی به بیماری سرطان پستان. 14

2-2-1-5 عوامل خطرساز سرطان پستان. 15

2-2-1-6 واکنش روانی.. 16

2-2-1-7 کنار آمدن با سرطان. 17

2-2-1-8 مداخلات روانی اجتماعی برای سرطان. 17

2-2-1-9 عوامل ایجاد کننده سرطان. 17

2-2-1-10درمان سرطان. 18

2-2-2چشم انداز زمان. 19

2-2-2-1مفهوم چشم انداز زمان. 20

2-2-2-2چهار چوب چشم انداز زمان. 23

2-2-2-3 چشم انداز زمان گذشته. 24

2-2-2-4چشم انداز زمان حال. 24

2-2-2-5چشم انداز زمان آینده 25

2-2-3 کیفیت زندگی.. 26

2-2-3-1 تعریف کیفیت زندگی.. 27

2-2-3-2 تاریخچه کیفیت زندگی.. 28

2-2-3-3 ویژگی های كیفیت زندگی.. 29

2-2-3-4 عوامل موثر بر كیفیت زندگی از دیدگاه  فرانس… 30

2-2-3-5 اصول اساسی در ارتباط با كیفیت زندگی.. 31

2-2-3-6ویژگی های کیفیت زندگی.. 32

2-2-3-7 نظریه روانشناختی فلسفی کیفیت زندگی.. 33

2-2-4 تصویر بدنی.. 34

2-2-4-1 دیدگاههای نظری در مورد تصویربدنی.. 35

2-2-4-2 عوامل تأثیرگذار بر تصویربدنی.. 37

2-3 تحقیقات انجام شده داخلی و خارجی.. 43

2-3-1تحقیقات داخلی.. 43

2-3-2تحقیقات خارجی.. 45

فصل سوم: روش اجرای تحقیق

3-1روش اجرای تحقیق.. 50

3-2جامعه آماری.. 50

3-3 نمونه و روش نمونه گیری.. 50

3-4 ابزار تحقیق.. 50

3-4-1پرسش نامه چشم انداز زمان. 51

3-4-2 پرسش نامه تصویر بدنی فیشر. 51

3-4-3پرسش نامه کیفیت زندگی 36 – SF. 52

3-5 چگونگی اجرای تحقیق.. 54

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات

4-1 پیش درآمد. 56

4-2 یافته های توصیفی.. 56

4-3 فرضیه های تحقیق.. 57

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1  پیش درآمد. 69

5-2 بحث و نتیجه گیری.. 69

5-3 بررسی فرضیه های فرعی.. 71

5-4-محدودیتهای پژوهش… 76

5-5- پیشنهادات… 76

5-5-1 پیشنهادات پژوهشی برای محققین آتی.. 76

5-5-2 پیشنهادات کاربردی.. 77

منابع : 78

1مقدمه

افزایش شیوع سرطان در سالهای اخیر و اثرات آن بر ابعاد مختلف جسمی- روانی و اجتماعی زندگی بشر سبب شده است که سرطان به عنوان مشکل عمده بهداشتی قرن شناخته شود. سرطان به عنوان سومین علت مرگ و میر بعد ازبیماریهای قلب و عروق و حوادث و دومین علت مرگ درکشور ایران پس از سرطان ریه مطرح است. سرطان پستان% 32 موارد سرطان زنان را تشکیل میدهد. سالانه بیش از 7 میلیون نفر در جهان در اثر ابتلا به سرطان جان خود را از دست میدهند و پیش بینی میشود که تعداد موارد جدید ابتلا تا سال 2020 سالانه از 10 میلیون به 15 میلیون نفر برسد. در این بین سرطان پستان شایعترین نوع سرطان در بین زنان است بر اساس آمار سازمان بهداشت آمریکا، در جهان سالانه بیش از1/1 میلیون موارد جدید سرطان پستان در میان زنان شناسایی میشود. این رقم شامل 10 در صد از کل موارد جدید سرطان و 23 درصد از کل سرطانهای زنان میشود. میزان بروز اختصاصی سنی سرطان پستان در 100000نفر، در جمعیت زنان در کشورهای پیشرفته 8/67نفر و در کشورهای کمتر توسعه یافته 8/23 نفر و در کل جهان 5/37 نفر است. میزان بروز این بیماری در کشورهای توسعه یافته سالانه 1تا 2 درصد و در کشورهای کمتر توسعه یافته هر سال تا حدود 5 درصد افزایش می یابد. در حال حاضر درایالات متحده زنی که تازه به دنیا بیاید 12%(1مورد از 8 مورد) شانس ابتلا به سرطان پستان در طول زندگی را دارد. با در نظر گرفتن شیوع بالای سرطان پستان در خانمها وپیشرفتهای درمانی ایجاد شده که منجر به بقای طولانی مبتلایان گردیده تاثیر بیماری و روشهای درمانی در زندگی مبتلایان به سرطان پستان قابل بحث و مطالعه است. زن بودن و افزایش سن دو عامل مهم و غیر قابل تغییر در بیماری سرطان پستان است، به این خاطر یک مشکل جدی در حوزه سلامت زنان کنترل و پیشگیری از سرطان پستان است. اغلب مطالعات حاکی از آن است که در کمتر از 5% مبتلایان به سرطان پستان عوامل ژنتیکی عامل مستعد کننده بیماری محسوب میشود. قاعدگی زودرس، ناباروری، سن بالا در هنگام اولین زایمان، یائسگی دیررس، رژیم غذایی، فعالیت جسمانی و فاکتورهای هورمونی درونزا(سطح بالای استروژن آزاد نسبت به استروژن متصل به پروتئینهای سرم) یا برونزا(مثل استفاده طولانی مدت از قرصهای جلوگیری از بارداری یا هورمون جایگزین در زنان یائسه) جزء عوامل خطرزای سرطان پستان شناخته شده اند. شیردهی باعث کاهش خطر میشود، بخصوص اگر مدت زمان آن طولانی باشد. توزیع بروز بیماری در گروههای مختلف سنی بین زنان ایرانی و غربی متفاوت است. تحقیقات حاکی از آن است که میانگین سن ابتلا در کشورهای غربی حدود 55 سال است که این میانگین در ایران حدود 10 سال پائینتر از کشورهای غربی است. امروزه از موضوعات قابل بحث در تحقیقات بالینی، ارزیابی کیفیت زندگی که شامل درجه احساس اشخاص از تواناییهایشان در مورد کارکردهای جسمی، عاطفی و اجتماعی است، چشم انداز زمان که شامل آینده، گذشته مثبت، گذشته منفی، تقدیر نگری در حال و لذت جویی درحال است و تصویر بدنی می باشد.  سرطان بر زندگی بیماران در درجات مختلف تاثیر می‎گذارد. عمده مسائل و مشکلاتی که به طور معمول، مبتلایان به سرطان را تحت تاثیر قرارمیدهد، شامل: آثار روانی و عاطفی ناشی از ابتلا به بیماری، اقدامات تشخیصی و درمانی، استرس، درد، افسردگی و آثار بیماری بر روابط خانوادگی، زناشویی، اجتماعی، مشکلات اقتصادی ناشی از بیماری، مسائل تغذیه ای و عوارض ناشی از درمان است. لذا در پژوهش حاضر سعی شده کیفیت زندگی در ابعاد مختلف، چشم انداز زمان و تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان با زنان سالم مقایسه و بررسی شود و برنامه های مداخله‎ای- مراقبتی موثر در ارتقا سلامت این قشر که نقش حساس و مهم در خانواده و اجتماع را دارند شناسایی گردد (محدثی و همکاران، 1391).

1-2 بیان مسئله

      علی رغم پیشرفت های پزشکی توسعه درمان های سرطان و افزایش تعداد بازمانده های سرطان، این بیماری از لحاظ احساس درماندگی و ترس عمیقی را که در فرد ایجاد می کند بی همتاست (لی و وو[1]، 2002). در این میان سرطان پستان شابع ترین و کشنده ترین و از نظر عاطفی و روانی تأثیرگذارترین سرطان در بین زنان است. سالانه حدود یک میلیون بیمار مبتلا به سرطان سینه در جهان شناسایی می شوند و علت مرگ و میر 370 هزار نفر  از زنان مبتلا به سرطان، سرطان سینه است(گارنری و کنت[2]، 2004). یکی از آخرین گزارش های انجمن سرطان ایران نیز نشان از آن است که 25 درصد از کل سرطان ها در زنان ایرانی را سرطان سینه تشکیل  می دهد. در واقع سرطان باعث می شود شغل، وضعیت اقتصادی- اجتماعی و زندگی خانوادگی مختل شود و به خصوص برجنبه های مختلف کیفیت زندگی بیمار شامل وضعیت روحی، روانی، اجتماعی و عملکرد جنسی تأثیر دارد (ودتا و همکاران[3]، 2001).

      چشم انداز زمان اندازه گیری درجه ای از تفکر فرد نسبت به آینده، حال و یا گذشته است. دیدگاه زمان به عنوان یک میانجی بالقوه اجتماعی و اقتصادی با رفتارهای بهداشتی در ارتباط است. تحقیقات نشان داده کسانیکه دارای مشاغل حرفه ای هستند در جهت گیری آینده دچار اشتباه کمتری نسبت به کسانیکه مشاغل غیر حرفه ای دارند، می شوند. چشم انداز زمان برای تصمیم گیری در مورد مواجه شدن با موقعیتی مثل نوجوانان وسیگار کشیدن، زمان تشخیص یک بیماری جدید مناسبترین گزینه است و نقش مهمی در سلامت دارد.

     لوین[4] (1951) تاثیر چشم انداز زمان برشرایط روانی را مورد بررسی قرار داد. او اعتقاد داشت که چشم انداز زمان پس زمینه های اجتماعی و فرایندهای انگیزشی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. وی معتقد بود که چشم انداز زمان بخشی از فرد است. در طی پژوهشی که توسط هولمن و زیمباردو[5] (2003) انجام شد نشان داده شد که رابطه معنی داری بین استانداردهای آموزشی و چشم انداز زمان وجود دارد. در واقع آنها نشان دادند که افراد با سطح سواد ابتدایی و متوسطه نگرش منفی تری ازچشم انداز زمان نسبت به فارغ التحصیلان دارند.

همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد افرادی که بر تجارب منفی گذشته خود تمرکز می کنند دچار مشکلات شخصیتی شدیدتری می شوند. آنهایی که بر گذشته منفی خود تمرکز می کنند افسرده تر هستند و افکار خودکشی بیشتری را گزارش می دهند، در مقابل افرادیکه بر روی خاطرات شیرین و لذت بخش گذشته متمرکز می شوند مشکلات شخصیتی کمتری دارند. بر اساس نتایج پژوهش هولمن و زیمباردو (2003) بین چشم انداز گذشته مثبت و عملکرد سالم فرد رابطه معنا داری وجود دارد. در این راستا کلارک و تیس دیل (1982) نشان دادند که روحیه فرد تحت تاثیر بازیابی خاطرات مثبت گذشته قرار می‎گیرد.

      دنیرو[6] و همکاران (1999) در پژوهشی رابطه بین دیدگاههای زمان، صفات شخصیتی و رضایت زندگی را مورد بررسی قرار دادند. نتایج پژوهش آنها نشان داد، افرادی که برونگرا هستند و چشم انداز گذشته مثبتی دارند، در مقایسه با افرادیکه چشم انداز گذشته منفی دارند، از زندگی حال  خود راضی تر هستند. همچنین آنها نشان دادند که صفات شخصیتی به شدت با سلامت ذهنی مرتبط است و قویترین پیش بینی کننده خلق و خوی فعلی می باشند.

     از آنجا که سینه به عنوان یک قسمت مهم در تصور بدن زن به شمار می آید، لذا هر نوع نابهنجاری در سینه می تواند به تصور بدنی منفی در زن بیانجامد. توصیف احساس فردی که با این مشکل مواجه می شود و یک یا هر دو سینه خود را از دست می دهد بسیار مشکل است، این به معنی پایان زنانگی است. زنی که با سرطان سینه مواجه می شود احتمالاً از صمیمیت با افراد دیگر اجتناب می کند، حتی ممکن است از حمام رفتن به دلیل نقصی که در بدن دارد نیز اجتناب کند(نقی پورو همکاران ، 1391).

    بیماران ماستکتومی مشکلات تصور بدنی را تجربه می کنند، زیرا جراحی این احساس را در بیمار به وجود می آورد که«همه چیز»را از دست داده است و یا به دلیل عکس العمل منفی همسرانشان این احساس در آنها به وجود می آید. چنین شواهدی دال بر این است که اختلال تصور بدنی و رضایت زناشویی با یکدیگر رابطه دارند. به ویژه، همسران از اثر زخم یا جراحی بیزارند و کاهش رضایت زناشویی در آنها پیش بینی می شود. در تحریف و نامتقارنی، تنۀ ناقص پیوسته یادآور ارتباط بدن با تصور خود، هویت جنسی و شرح جنسی است و همیشه یادآور احتمال عود یا متاستاز است. معلوم شده است هویّت جنسی(عزّت نفس جنسی، رخدادهای جنسی و رضایت جنسی) و تصور بدنی در بهزیستی روانی کلی و رضایت زندگی همۀ افراد مهم است. این افراد با مسائلی مانند: احساس انزوای اجتماعی، وحشت از واکنش همسر در صورت تأهل، نگرانی دربارۀ ازدواج در صورت تجرد، ترس از مرگ، دلهرۀ عقیم شدن بر اثر درمانهای مختلف و دلشورۀ از دست دادن جذابیت روبه رو هستند (برونرو سودارث، حسین زاده، 1384).

مطالعات فاکس[7] (1999)، هوساکا[8] و همکاران (2000)و مک گاروی[9] و همکاران (2001) روش تصورات ذهنی هدایت شده را برای افزایش راحتی، بهبود حالتهای روحی، بالا بردن کیفیت زندگی و کاهش حساسیت این اشخاص نسبت به ریزش موها بر اثر شیمی درمانی مفید دانستند.

        از سویی در مطالعات مختلف نشان داده شده که کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان پستان پایین است(وحدانی نیا، 1383). زیرا مسائل روانی ناشی از تشخیص  سرطان  و مشکلات جسمی ناشی از خود بیماری و عوارض جانبی از درمان بر کیفیت زندگی اثر منفی می گذارد. کانر[10] و همکاران (2003)  در مطالعه خود بر روی زنان زیر 65 سال مبتلا به سرطان سینه نشان دادند که  جنبه های فیزیکی، هیجانی، اجتماعی و کیفیت زندگی آنها تحت تأثیر وضعیت منفی سلامت روانی افت می کنند. با توجه به مطالب فوق محقق بر آن شد تا به مطالعۀ این موضوع بپردازد که آیا بین چشم انداز زمان در بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد ؟آیا بین کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد؟آیا بین تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان با زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد؟

1-3 اهمیت وضرورت پژوهش

     با توجه به شیوع سرطان در جامعه و با در نظر گرفتن این که تأثیر این بیماری بر روی تمام ابعاد زندگی فرد مبتلا وی را درگیر مشکلات فراوان دیگر می کند. از جمله آن می توان به تغییر در روابط بین فردی، اضطراب، عزت نفس کم و تصویر بدنی نامطلوب از خود اشاره کرد. بیشترین میزان مرگ ومیر ناشی ازسرطان پستان درسنین ٦٠ – ٣٠ سالگی میباشد . لذا این بیماری به علت رقم بالای مرگ و میر آن در سالهایی كه زنان در اوج مسئولیتهای خانوادگی وشغلی هستند و هم به دلیل نسبت فزاینده زنان مسن در جمعیت ، حائز اهمیت  می باشد. تنیدگیهای روانشناختی ناشی از بیماری سرطان، سبب اضطراب و افسردگی در بیماران میشود و عدم کاهش و درمان این واکنش ها، باعث طولانی ترشدن مدت بستری بیمار، اختلال در درمان های پزشکی و کاهش شانس ومدت زنده ماندن میشود. بسیاری از نگرانیها و افسردگیها در افراد مبتلا به سرطان به دلیل از دست دادن عضو یا قسمتی از بدن یا عملکرد آن عضو، وابستگی به دیگران و از دست دادن نقش خود در جامعه یا خانواده می باشد .اضطراب و افسردگی، شایعترین واکنشهای روانشناختی در بیماران سرطانی است که در برخورد با تشخیص، پیش آگهی و گزینه های درمانی دامنگیر فرد بیمار میشود و درمانهای انجام شده برای خود بیماری نیز میتواند اضطراب برانگیز باشد. از طرفی، تحمل درد در بیماران سرطانی اثرشدید روی کیفیت عمومی زندگی بیمار با تأثیر بر جنبه های جسمانی و روان شناختی دارد. از سویی دیگر درمان های متداول  و رایج در کشور ما بیشتر منوط به شیمی درمانی های طولانی وعمدتاً بر آن است که مرگ بیمار مبتلا به سرطان را به تأخیر بیندازد. بدون در نظر گرفتن نیازهای روانی نمی توان انتظار بهبودی داشت. شناخت متغیرهای این پژوهش می تواند در زندگی این افراد تأثیر بسزایی داشته باشد و شاید بتوان دورنمای زمانی بیماران را تغییر داد و نرخ امید به زندگی را در آنان افزایش داد و تواناییهای شغلی آنها را به حداکثر رساند و وضعیت عملکردی آنان را بهبود بخشید و با تعیین کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان میتوان راه حلهای جدیدی پیش روی روانشناسان و مشاوران و کارکنان درمانی قرار داد تا به بیماران کمک کنند که به طور مستقل قادر به اداره امور زندگی خود درشرایط بحرانی و غیر بحرانی باشند. بنابراین با توجه به افزایش شیوع سرطان سینه و اهمیتی که تأثیر این بیماری در تمام ابعاد زندگی فرد مبتلا دارد و با در نظر گرفتن اینکه افراد مبتلا به سرطان دارای مشکلات متعددی هستند و با عنایت به اینکه اكثریت این مطالعات در كشورهای غربی صورت گرفته كه از لحاظ ساختارجغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی تفاوتهای زیادی با كشور ما دارند ، محقق بر آن شد تا با توجه به ویژگیهای زنان ایرانی با انجام مطالعه ایی به مقایسه چشم انداز زمان و تصویر بدنی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم بپردازد.

 

  1-4 اهداف پژوهش

         پژوهش حاضر سعی کرده است که متغیرهایی که تاکنون در بیماران مبتلا به سرطان مورد بررسی قرار نگرفته است را مورد شناسایی و بررسی قرار دهد. مخصوصاً در مورد چشم انداز زمان که پژوهشی‎های اندکی در ایران روی این متغیر انجام شده است. نتایج این پژوهش می‎تواند برای دانشگاه ها، مراکز و کلینیک های روان شناختی و بیمارستانهای که در این زمینه خدمات ارائه می دهند نوید بخش نتایج سودمند ی باشد.

هدف اصلی: مقایسه ی چشم انداز زمان، تصویر بدنی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

اهداف فرعی:

مقایسه ی چشم انداز زمان بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

مقایسه ی تصویر بدنی بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

– مقایسه ی کیفیت زندگی بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

1-5 سوالات پژوهش

1-5-1 سوال اصلی

آیا بین چشم انداز زمان و تصویر بدنی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

1-5-2  سوالهای فرعی

آیا بین چشم انداز زمان در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

آیا بین تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

آیا بین کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

1-6 تعاریف نظری پژوهش

چشم انداز زمان: بر پایه نظریه چشم انداز زمان هنگامی که فرد در تصمیم گیری گرایش بیشتری به یکی از جنبه های زمان (مثلاً آینده) داشته باشد دورنمای ذهنی وی نسبت به آن زمان شکل می گیرد (زیمباردو و بوید[11]، 1999)

تصویر بدنی: تصویر بدنی در برگیرنده اطلاعات، احساسات و ادراکات آگاهانه و غیر آگاهانه شخص در مورد بدن می باشد. این تصویر از زمان تولد شکل گرفته و همزمان با رشد فرد کامل شده و در طی مراحل زندگی فرد تغییر می کند. (کش و همکاران[12]، 2002).

کیفیت زندگی: دانان جایا  (2006 ؛ به نقل از نجومی و عنبری، 1387) كیفیت زندگی را مجموعه ای چند بعدی از رفاه اقتصادی، شرایط محیطی و وضیعت سلامتی تعریف كرده است كه به وسیله شخص یا گروهی از افراد درك می شود. سازمان جهانی بهداشت، كیفیت زندگی را به عنوان درك فرد از موقعیت خود در زندگی، در متن فرهنگ و نظام ارزشی جامعه می داند كه با اهداف، انتظارات واستانداردهای وی در ارتباط است.

1-7 تعریف عملیاتی

چشم انداز زمان: منظورازچشم انداززمان نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه چشم انداز زمان  ZIPI به دست خواهد آورد.

 تصویر بدنی: منظور از تصویر بدنی نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه تصویر بدنی فیشربه دست خواهد آورد.

کیفیت زندگی: منظور از کیفیت زندگی نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه کیفیت زندگی واروشربون ( 1992 ) به دست خواهد آورد.

تعداد صفحه :117

قیمت :17500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

  • 1