منابع پایان نامه ارشد درمورد عزت نفس، پرسش نامه، سلامت روان

گوشه نشيني و کم رويي دارند در حالي که عده اي ديگر بسيار مغرورند .
ب: از اهداف ديگر اين تحقيق يافتن راهکارهايي براي کنترل خشم در افراد است در زمينه کنترل هيجانها ، اندسته از احساساتي که مي توانند مشکل آفرين باشند بيشتر مورد نظر است . هيجان خشم يکي از قوي ترين انهاست و معمولا زماني ان را نشان مي دهيم که در معرض تهديد ، ناکامي ، آسيب يا ضايع شدن حق قرار مي گيريم بنابراين اين جاي تعجب ندارد که بسياري از مردم در کنار آمدن با آن مشکل دارند و در اينجا و فرض مطرح است :
1- بسته به ماهيت باورهايي که اساس خشم را تشکيل مي دهند خشم مي تواند مناسب يا نامناسب باشد .
2- داشتن راهبردهاي مثبت براي کنترل هر دو نوع خشم بسيار مهم است .
وقتي خشم مناسب است مي تواند به ما کمک کند . به ياد داشته باشيم که همه چيز نمي تواند بر وفق مراد ما باشد بنابراين اين وضعيت مي تواند ما را واردار کند تا براي بهتر کردن اوضاع و رسيدن به اهدافمان وارد عمل شويم . بر عکس خشم نابجا مي تواند بسيار مخرب باشد در هر حال هر دو نوع خشم اهميت موضوع مقابله را مطرح مي کنند که حرکت در اين راستا يکي از اهداف اين تحقيق است .
ج: هدف سوم اين تحقيق يافتن راهکارهاي مناسب براي تعديل باورهايي است که ابزار خشم و پرخاشگري را موجه جلوه مي دهند . باورهايي که از ان ها به عنوان باورهاي غير انطباقي ياد مي شود دکتر ويندي در ايدن ان را در کتاب غلبه بر خشم تحت عناوين باورهاي مربوط به ناراحت کننده بودن اوضاع تحمل ناپذير بودن ناکاميها محکوم کردن خود و محکوم کردن ديگران از ان ياد کرده است .
د: از هدف هاي ديگر تحقيق حاضر اين است که از نتايج ان در مراکز آموزشي ، مشاوره اي ، باز پروري ، آموزشگاهها و غيره … در جهت رساندن به افراد جامعه به منظور داشتن جامعه اي يا افراد داراي روحيه و رواني سالم و روابطي مسالمت آميز و متقابل ، استفاده گردد تا بعنوان در جهت داشتن جامعه اي عاري يا با حد اقل خشونت گام برداشت .

4-1: هميت و ضرورت تحقيق :
اکثر صاحب نظران برخورداري از غزت نفس را به عنوان عامل مراکزي و اساسي در سازگاري عاطفي اجتماعي افراد مي دانند اين باور ، داراي تاريخچه طولاني نيز هست . ايندا روان شناسان و جامعه شناسان از جمله ويليام جيمز ، هربرت ميد ، و جارلزکولي بر اهميت عزت نفس مثبت تاکيد داشتند . چند سال بعد ، نو فرويديان ، چون ساليوان ، و هورموني ، خود پندار را در نظريه هاي شخصيتي شان وارد شخصيتي شان وارد کردند .
سالها بعد روان شناسان نظريه ها را با کارهاي تجربي در هم آميختند و نتيجه گرفتند که عزت نفس و ارزيابي مثبت از خود با شاد کامي و کار کرد مفيد افراد رابطه متقابل دارند . بهره مندي از عزت نفس علاوه بر اين که جزئي از سلامت رواني محسوب مي شود با پرخاشگري افراد نيز در ارتباط است . از طرفي با توجه به پيشرفت تکنولوژي و صنعت که متعاقب آن با وجود منافع براي انسان متاسفانه به طور غير مستقيم تاثيرات سوئي در روابط اجتماعي و عاطفي بشر نيز به همراه داشته است . و ان ها را به رقابت جهت برتري بر يکديگر بسيج نموده است . در اين واداي افرادي که عقب مي مانند به نحوي سعي در جبران ، سازگاري و در جهت منفي سعي در تخريب خويش دارند ، پس در اينجا خويشتن افراد است که عدم توجه به ان باعث بوجود امدن انواع و اقسام نابهنجاريها و مشکلات رواني مي گردد . که نابهنجاريهايي از قبيل : جنايت ، قتل ، اعتياد ، دزدي ، خودکشي و غيره … رابطه نزديکي با خود شناسي و احساس ارزشمندي فرد از خود دارد . لذا هر انساني در حد توان سعي در کشف و مرتفع نمودن علل اين نابهنجاريها دارد و محقق نيز مسئوليتي بيشتر و سنگين تر دارد لذا اين تحقيق تلاشي هر چند ناچيز در اين راستاست تا بتوان از يافته هاي ان در تدوين برنامه هايي که به کاهش پرخاشگري و افزايش عزت نفس کمک مي کند استفاده کرد و از انجا که پرخاشگري در نوجوانان و جوانان که يکي از معضلات اجتماعي است متاسفانه رو به ازدياد است و اين مهم افکار عمومي را نگران کرده است و نيز سلامت روان هر جامعه در گرو رشد تک تک افراد حاضر در ان جامعه است و مشکلات شخصي ، تاثير مستقيمي بر سلامت جامعه دارد بديهي است با روشن شدن زواياي مهم اين امر با برنامه ريزي صحيح مي توان شاهد کاهش پرخاشگري و افزايش عزت نفس در جامعه بود و با شناخت مشکل و راههاي پيدا بين ان و نيز بر خورد صحيح و کارشناسانه با مشکل راه حل هاي مناسب را ارائه داد .
5-1: در بيان ضرورت و اهميت پژوهش حاضر مي توان به موارد زير نيز اشاره کرد :
الف : از عمده ترين فوايد اين تحقيق ان است که زواياي عزت نفس و پرخاشگري و عوامل موثر در کاهش يا افزايش ان براي محقق و افراد ذينفع روشن مي شود . و انگاه بر اساس يافته هاي ان مي توان راهکارهايي در جهت کنترل ، و تعديل عزت نفس و پرخاشگري در افراد و نيز کاهش يا افزايش ان و شرايط و چگونگي پيدايش و ابراز و يا عدم ان ارائه داد و به طور کلي مي توان گامهاي بسيار موثري در جهت کنترل ان برداشت .
ب: فايده دوم و مهم اين تحقيق ان است که با مشخص شدن نتايج تحقيق حاضر مي توان به رابطه عزت نفس با پرخاشگري در افراد پي برد و با توجه به نتايج و به اقتضاي شرايط راهکارهاي لازم و ضروري را در جهت افزايش يا کاهش هر کدام از انها ارائه داد .
ج : از ديگر فايده هاي اين تحقيق پي بردن به چگونگي تفاوت دختران و پسران در عزت نفس و پرخاشگري است و اينکه کدام گروه عزت نفس و پرخاشگري بيشتري دارند .
د : از فوايد عمده اين تحقيق ان است که با توجه به نتايج و پيامدهاي اين تحقيق مي توان برنامه ريزيهاي صحيح و اصولي را با توجه به شرايط انجام داد . تا بتوان گامهايي در جهت افزايش عزت نفس و کاهش پرخاشگري در افراد جامعه برداشت و قدري از نگراني عمومي مردم از افزايش روز افزون پرخاشگري در جامعه کاست و در جهت داشتن جامعه اي مطلوب و اميدوار به آينده امن و مطمئن حرکت کرد .

6-1: سئوالهاي تحقيق :
با توجه به مطالب مطروحه گذشته در اين پژوهش سئوالهايي مطرح است که عبارتند از : يک سئوال اصلي و دو سئوال فرعي که به ترتيب در زير مي آيد :
1- آيا بين عزت نفس و پرخاشگري در دانش آموزان ( دختر و پسر ) پايه متوسطه رابطه اي وجود دارد ؟
2- آيا بين دختران و پسران در عزت نفس تفاوت وجود دارد ؟
3- آيا بين دختران و پسران در پرخاشگري تفاوت وجود دارد ؟
7-1: تعريف نظري و عملياتي متغيرها :
متغير پيش بين : عزت نفس :
تعريف نظري : همچنانکه فرد از خود درکي پيدا مي کند و هويت خود را بايد براي خصوصيات خود ارزش منفي يا مثبت قائل مي شود مجموعه اين ارزيابيهاي فرد از خود عزت نفس او را تشکيل مي دهد .
تعريف عملياتي : منظور از عزت نفس در اين تحقيق آن چيزي است که پرسش نامه عزت نفس ( فرم تجديد نظر شده پرسش نامه کوپر اسميت ، مي سنجد . ( توضيحات بيشتر راجع به پرسش نامه مذکور در فصل سوم خواهد آمد ).
متغير ملاک : پرخاشگري :
تعريف نظري : به هر گونه رفتار معطوف به هدف آسيب رساندن يا مجروح ساختن موجودي ديگر که به منظور اجتناب از رفتاري مشابه بر انگيخته مي شود پرخاشگري اطلاع مي گردد .
تعريف عملياتي : منظور از پرخاشگري در اين پژوهش آن چيزي است که پرسشنامه پرخاشگري AQ آرنولداچ باس و مارک پري مي سنجد .

فصل دوم

ادبيات و پيشينه تحقيق

1-2: مباني نظري تحقيق :
شناخت خود از محورهاي اساسي روان شناسان اجتماعي است . مفهوم حود به خود وابسته و خود مستقل تجزيه مي شود . خود مستقل در فرهنگ هايي پرورش مي يابد که به آزادي فردي اهميت مي دهند . خود وابسته در فرهنگهايي رشد مي يابد که در راستاي تقويت پيوندهاي فرد با گروههاي گوناگون هستند . پندار از خود در نتيجه ي ارزيابي ديگران که در ذهن شخص بازتاب مي شود به وجود مي آيد ( احمدي 1384) . آلپورت پرورش خود را به هفت مرحله تقسيم کرده است که عبارتند از : خود جسماني ، تشخيص هويت خود اعتماد به خود ، گسترش خود ، پندار از خود ، خود به عنوان حريفي ارزشمند و تلاش اختصاصي ، خود داراي سه بعد است که عبارتند از : احساس خود ، ادراک خود و نمايش خود . احساس خود به آن جنبه از خود گفته مي شود که با واکنش فرد نسبت به خودش در ارتباط است . پس از اين مرحله هر فرد در طول زندگي اش به ارزيابي خود پرداخته و وجود خود را درک مي کند اين جنبه از خود در ارتباط با احساسهايي مثبت و منفي فرد درباره ي خودش مي باشد . خود نمايشي به اين معني است که فرد چگونه خود را به ديگران معرفي يا عرضه مي کند . هر فردي يک برداشت و پنداشت از توانمندي و کاستي خود دارد که بر اساس آن خود را مورد ارزيابي مثبت يا منفي قرار مي دهد که اين برداشت ، خود پنداره ي شخص را به وجود مي آورد ( احمدي 1384) .
1-1-2 : عزت نفس :
همچنانکه کودکان از درکي پيدا مي کنند و هويت خود را مي يابند تلويحا براي خصوصيات خود ارزش منفي يا مثبت قايل مي شود . مجموعه اين ارزيابيهاي که کودک از خود مي کند عزت نفس او را تشکيل مي دهد . عزت نفس همان مفهوم خود نيست گر چه اين دو غالبا با هم اشتباه مي شوند . مفهوم خود مجموعه اي است از عقايد فرد درباره خود که بيشتر بر مبناي توصيف است تا قضاوت ممکن است بعضي از بخشهاي خود خوب يا بد تلقي شود ولي بعضي از بخش ها نه خوب تلقي شود نه بد .
اين که کسي سياه موي سياه و صداي نرمي دارد بخشي از مفهوم خود است ولي خصوصيات نه بد هستند و نه خوب . از طرفي عزت نفس به ارزيابيهاي شخص از خصوصياتش اطلاق مي شود . يک پسر بچه 8 ساله ممکن است از خودش اين تصور را داشته باشد که زياد دعوا کند حال اگر براي اين توانايي در دعوا راه انداختن ارزش قابل باشد و به خودش حق بدهد اين خصوصيت به عزت نفس او مي افزايد ولي اگر از اين که مدام دعوا مي کند ناخشنود باشد اين خصوصيت پرخاشگري احتمالا عزت نفس او را کاهش مي دهد . ( هنري ماسن و همکاران 1373) .
2-1-2: عزت نفس و موفقيت :
يکي از دلايل توجه زيادي که به عزت نفس مي شود اين است که ممکن است ضعف بعضي از کودکان در مدرسه ناشي از کمي عزت نفس آنان باشد . چندين برنامه تربيتي براي بالا بردن عزت نفس کودکان به اين اميد طرح ريزي شد . که بتواند عملکرد او را در مدرسه نيز پيش ببرد . چندين برنامه هايي عموما ناموفق از کار آمده است ( شاير و کرات 1979) .
يکي از دلايل ان اين است که احساس خوبي که بطور کلي کودک در مورد خودش دارد به اندازه احساسي که در مورد توانش شناختني يا تکاليف درسي اش دارد همبستگي آشکاري با عملکرد درسي او ندارد . اين برنامه ها در تشخيص اينکه کودک ممکن است در قلمروهاي مختلف در مورد خودش احساس متفاوتي داشته باشد ناموفق بوده اند . و نيز جاي تعجب نيست که اگر کاري کنيم که کودکان در مورد مهارتهاي ورزشي از خود خشنود باشند اين خشنودي در احساسي که در مورد توانايي خود در درس رياضي دارند تاثير نگذارند . ( هنري ماسن 1373) .
3-1-2: اصل حفظ عزت نفس نوجوان :
يکي از موثرترين روشهاي برقراري رابطه ي انساني با نوجوان ، حفظ و تامين عزت نفس نوجوان است . تحقيقات نشان داده اند نوجواني که از عزت نفس يا حرمت خود بالايي برخوردار است بهتر مي تواند زندگي کند ، با ديگران رابطه برقرار کند به پيشرفت تحصيلي نايل گردد و فردي خلاق و پويا باشد . نوجواني که عزت نفسش حفظ شده است در رويارويي با مسائل و مشکلات از استواري و مقاومت بالايي برخوردار است و آسيب پذيري او کمتر است . عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن ( کلمز 1373).
مجموعه احساسات ، عواطف ، نگرشها و تجربيات فرد در طول زندگي او موجب مي شوند که فرد

دیدگاهتان را بنویسید