پایان نامه بررسی سبک های دلبستگی و اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان 

بررسی سبک های دلبستگی و اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف پژوهش حاضر تبیین رابطه ی سبک دلبستگی مادران و سبک کمال گرایی مادران و سبک والدگری با اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم می پردازد.روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی از نوع همبستگی است.جامعه آماری شامل 180 نفر کودکان اوتیسم شهر شیراز بودند و به دلیل کوچک بودن حجم جامعه همه آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند،ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ی سبک های دلبستگی کولینز ورید،(کولینز و رید[1]،1990،به نقل از پاکدامن،1380)،به منظور بررسی روایی و پایایی آزمون نشان دادند که زیر مقیاسهای نزدیک بودن،وابستگی و اضطراب در فاصله زمانی 2 ماده و حتی در طول 8 ماه پایدار ماندند آلفای کرونباخ در تمامی موارد مساوی یا بیش از 80% است آزمون از اعتبار بالایی برخوردار است،سبک های کمال گرایی تری-شورت ضریب بازآزمایی این آزمون 86% بود ،سبک های والدگری بامریند اعتبار بازآزمایی این پرسشنامه را برای سهل گیرانه 69%،برای آمرانه 77% و برای اقتدار منطقی 73% گزارش کرده است،اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم (فرم والدین) برای پایایی آزمون از آلفای کرونباخ استفاده شد،به منظور بررسی روایی نسخه ی نهایی آزمون از روش تحلیل عاملی استفاده شد ، ضریب اعتبار نیز با آلفای کرونباخ پس از حذف 13 سوال برابر با 94% بدست آمد که توسط مادران تکمیل شدند.برای تحلیل داده های پژوهش از روش های آماری شامل میانگین وانحراف معیار ودر سطح استنباطی از همبستگی و رگرسیون خطی همزمان استفاده شد.نتایج پژوهش نشان داد که سبک های دلبستگی و سبک های کمال گرایی مادران و سبک های والدگری با اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم رابطه ی معنادار دارد.بنابراین سبک دلبستگی ایمن ، کمال گرایی مثبت  و سبک والدگری اقتدار منطقی اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم را بطور منفی و معکوس پیش بینی می کند.دلبستگی اجتنابی و اضطرابی، کمال گرایی منفی و  سبک والدگری آزاد گذار اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم را بطور مثبت و مستقیم پیش بینی می کنند.

واژه های کلیدی :سبک های دلبستگی،سبک های کمال گرایی،سبک های والدگری،اختلالات رفتاری،کودکان اوتیسم

مقدمه

اختلالات نافذرشد[2] اولین بار در سال 1980 برای شرح گروهی از اختلالات بكار برده شد كه با مشخصات اختلال در ایجاد روابط معمول بین فردی و اجتماعی و اختلال درفعالیتهای تصوری [3]و اشكال در به دست آوردن مهارتهای گفتاری وغیر گفتاری و تمایلات محدود به یك سری فعالیتها و علائق و تمایل به تكرار نمودن آنها تعریف می شد. اوتیسم یكی از شایع‌ترین اختلال‌های روان‌پزشكی كودكی اوتیسم می‌باشد. علیرغم دامنه وسیع رفتارهایی كه به‌وسیله واژه اوتیسم پوشش داده می‌شود، تقریبا چهار نشانه وجود دارد كه به‌طور غیرقابل تغییر مورد تأكید است: انزوای اجتماعی، عقب‌ماندگی ذهنی، نقایص زبانی و رفتارهای كلیشه‌ای. این كودكان از هر تماس اجتماعی كناره‌گیری می‌كنند؛ وضعیتی كه در تنهایی افراطی‌ اوتیسم نامیده می‌شود (شهریاری،1386،به نقل از سالمی خامنه،1391)،اوتیسم یک بی نظمی پیچیده در کارکرد ارتباطی است که با اختلال رفتاری همراه است. این آسیب شناسی به مجموعه ای از ابزارهای ارتباطی و تماس با دیگری مربوط می شود و بزودی به عنوان یک اختلال رشدی ظاهر شده و تمام قلمروهای اکتسابی کودک را دچار آسیب می کند (دومانت و دبرا[4]،2005 به نقل از یقینی ،1392). این اختلال معمولاً تا پیش از 3 سالگی تشخیص داده می­شوند، ولی با بررسی دقیق رفتار کودک، می­توان سن تشخیص را تا زیر 2 سال، تقلیل داد(گری و تانژ[5]،2001).

ویژگی­های اختلال اوتیسم و همچنین گاهی تشخیص دیر هنگام و دشوار، بروز علایم بعد از یک دوره طبیعی و نرمال رشد کودک، فقدان درمان­های قطعی و موثر و پیش آگهی نه چندان مطلوب، می­تواند فشار روانی شدیدی را بر خانواده و والدین کودک تحمیل کند. در هر اختلال مزمنی پس از مراجعه به پزشک و انجام معاینه­ها و آزمایش های متعدد اختلال تشخیص داده می­شود، شرایط پر درد و رنج برای خانواده به وجود می آید و خانواده را به شدت تحت تاثیرخود قرار می دهد. واکنش­های اولیه والدین به این مساله می­تواند بسیار متفاوت باشد اما اغلب این واکنش­ها تحت تاثیر باورهای  مختلف پدر و مادر و محیط اطرافشان دارای طیف وسیعی از انکارکلی مساله و کنار نیامدن با آن و یا پی­گیری شدید برای درمان متفاوتند و به خاطر مشکلات فراوان این کودکان، خانواده­ها و به خصوص مادران دارای کودک اوتیسم از تنش­ها و فشار های روانی زیادی رنج می­برند ( رضایی و همکاران ،1391،به نقل از میرهاشمی،1385).

تحقیقات نشان داده است که خانواده­های کودکان اوتیسم بیشتر از خانواده­های کودکان عقب مانده  ذهنی و سندرم داون استرس داشته و با آن درگیر هستند(گری[6]،1997). این اختلال تنیدگی­های روانی بسیاری را برخانواده تحمیل می­کند از آن جمله می­توان به سطوح بالای اضطراب، تنیدگی، انزوا و بلاتکلیفی، در والدین و همشیران کودک در خودمانده اشاره کرد (وبستر[7] و همکاران،2004،به نقل از عبادی بناب،1385).کودک اوتیسم و والدین نه تنها بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند بلکه سایر اعضای نظام خانواده یعنی دیگر فرزندان را تحت تاثیر قرار می دهند. وجود کودک اوتیسم اغلب ضایعات جبران ناپذیری را بر پیکر خانواده وارد می کند. میزان آسیب پذیری خانواده در مقابل این ضایعه گاه به حدی است که وضعیت سلامت روانی خانواده دچار آسیب شدیدی می شود (نریمانی ، آقا محمدیان و رجبی ،1386) .

کودک اوتیسم درگیر مشکلات رفتاری از قبیل 1- این کودکان به ندرت ارتباط چشمی با دیگران برقرار می کنند. 2- به چیزهایی که علاقه مند هستند اشاره نمی کنند 3- قایم موشک یا دالی موشه بازی نمی کنند 4- لبخند اجتماعی یا حالات چهره ای (خنده ،گریه،تعجب،هیجان،ترس،خشم و …) را به ندرت نشان می دهند. 5- وقتی کودکان دیگر می خواهند به آنها نزدیک و یا با آنها ارتباط برقرار کنند،از آنها دوری و اجتناب می کنند. 6- واکنش شدیدی در مقابل بافت ها، صداها یا نورهای خاص نشان می دهند. 7- اصرار بر اجرا و انجام کارهای روزمره در یک حالت یا توالی خاص دارند،خود را مستلزم به استفاده از روال یا غذای خاصی می کنند و در صورت بروز تغییر کوچکی به سختی آرام می شوند. 8- علاقه ای خاص به اشیای غیر عادی مانند:پریز برق،درها،پنکه ها وچرخ ها دارند،به صورتی که پرت کردن حواسشان از این گونه کارها بسیار دشوار است. 9- ترس های غیر عادی دارند ،اما ممکن است از بزرگترها نخواهند که آن ها را آرام کنند (ساحل مرادی،1392).

مطالعات انستیتو فرانس پاستور در18 دسامبر 2006 حاکی از این است که اختلال های درخودماندگی ناشی از تغییرات جزئی در ژن هایی است که ساختار مغز را کنترل می کند ، هیچ ژن آتیسم منفردی وجود ندارد اما، تغییرات در حوزه مشخصی از یک کروموزوم انسان غالباً در افراد با اختلالات طیف اتیسم دیده می شود( شانک 3) نام یکی از سه ژن در این قسمت کروموزوم می باشد. برگران  و همکاران او به این نتیجه رسیدند که افراد مهارتهای گفتار و زبان اجتماعی را به نحو مناسبی فقط وقتی پرورش می دهند که دقیقاً مقدار درستی از این ژن و سایر ژن های مرتبط با اتیسم را داشته باشند ( دانیل دنون[8] ، 2006 ؛  به نقل از ، یقینی و همکاران ،1391).علیرغم آثار شناخته شده ی ژنتیکی بر این اختلال نمی توان نقش خانواده بویژه مادر را در اختلالات رفتاری این کودکان نادیده گرفت.

بسیاری از فرزندان موفقیتهای خود را مرهون رفتار والدین به ویژه مادر می دانند. مادر با تشویق فرزندان می تواند موجب تقویت اعتماد به نفس در آنها شود اما باید توجه داشت که توقع زیاد و ایده آلی موجب احساس ضعف و کمبود در فرزند می شود. به تدریج رفتار دیگران را نیز کامل و شایسته ستایش و تحسین نمی بیند. بدین ترتیب نمی تواند به طور صادقانه به افراد محبت بورزد و از زندگی لذت ببرد و امکان دارد منزوی شود. در مقابل مادرانی که می پذیرند همه افراد نکات ضعف و قوت دارند و فرندانشان نیز از این مورد مستثنی نیستند عموماً فرزندانی منطقی-عادل و منصف خواهند داشت که در روابط اجتماعی نیز افرادی موفق و فعال بوده و از بودن با افراد گوناگون با خصوصیات متفاوت لذت می برند. فرزندان باگذشت مادر ارزش بخشش را درمی یابند و در ضمن اینکه کینه توز نخواهند شد اشتباهات خود را نیز مانند دیگران می بخشند و احساس گناه نمی کنند تا این احساس را به دیگران هم منتقل کنند(مرکز تخصصی تستهای سلامت جنین و غربالگری نوزادان،1393).

زیلروسیگمن[9](2002،به نقل از غباری بناب،1385) ، نیز در پژوهش خود دریافتند كه رفتارها و حساسیت والدین كودكان درخودمانده بر رشد مهار تهای ارتباطی در كودكانشان تأثیر می گذارد. روان تحلیل گران ویژگیهای مادر را عامل تأثیرگزار مهمی در رشد كودك می دانند. از این دیدگاه ماهیت رابطه والدین با كودك طی دوران نوزادی و كودكی عامل علّی اساسی درشخصیت  و رفتار كودك است. ویژگیهای مادر نحوه و كیفیت تعامل مادر با كودك را تحت تأثیر قرار می دهد. ماهلر معتقد است باید مبانی نابهنجاریها را در قلمرو روابط مادر- كودک جستجو كرد. به عقیده او درخودماندگی ناشی از شكست در گذار از مرحله درخودماندگی بهنجار به مرحله همزیستی است(دادستان،1378،به نقل از مردانی،1391).

توجه به اهمیت نقش مادر در شکل گیری ویژگی های مثبت و منفی ممکن است موجب نادیده گرفتن نقش پدر و نحوه ی کلی تعاملات والدفرزندی، در خانواده شود.بنابراین پژوهش حاضر با در نظر گرفتن اولویت مادر به بررسی سبکهای والدگری خانواده که در بر گیرنده ی نقش پدر و مادر است نیز می پردازد.

بیان مسئله

اختلال درخودماندگی[10] كه بر اساس تحول نا بهنجار تعامل اجتماعی و ارتباطی و بر مبنای محدودیت قابل ملاحظه فعالیتها ور غبتها مشخص می شود، از وخیم ترین و ناشناخته ترین اختلالات دوران كودكی است. احتمالاً علل زیست شناختی متعدد و همراه با تأثیر عوامل روانیاجتماعی مختلف به طیف گسترده رفتارهای نامعمول افراد درخودمانده منجر می شو عملکر د غیرطبیعی در هر یک از زمینه های مذکور تا سن ۳ سالگی بروز می نماید(دادستان،1387،به نقل از غباری بناب،1385).

اختلالات نافذ رشد شامل اختلالات درخودماندگی اوتیسم، سندرم رت[11] ،توقف رشد در ۱۲ ماهگی و کاهش رشد سر، سندرم آسپرگر[12]،اوتیسم خفیف، رشد گفتار و زبان طبیعی با نقایص اجتماعی کم تر از اوتیسم اختلال فروپاشنده دوران کودکی، از بین رفتن قدرت تکلم و عقب ماندگی ذهنی و اختلال فراگیر رشد طبقه بندی نشده می باشد که در این میان اوتیسم از همه شا یع تر است . بیش از دوسوم افراد مبتلا به اوتیسم، دچار عقب ماندگی ذهنی می باشند و وجود عقب ماندگی ذهنی برای تشخیص ضروری نیست علت این بیماری شناخته شده نیست اما به نظر می رسد عوامل ژنتیکی نقش مهمی در بروز آن داشته باشند.

بیش از دوسوم افراد مبتلا به اوتیسم،دچار عقب ماندگی ذهنی می باشند و وجود عقب ماندگی ذهنی برای تشخیص ضروری نیست. شیوع این اختلال در پسرها حدود 3 تا 4 برابر دخترها می‌باشد. میزان شیوع اتیسم حدود 2 تا 6 نفر از هر 10000 كودك آمریكایی است. در كشوری مانند ایران با جمعیت حدود 70 میلیون نفر احتمال می رود حدود 280 هزار بیمار اُتیستیك وجود داشته باشند و فراموش نكنید كه این تعداد هر روز در حال رشد می باشد (به نقل از مركز كنترل و پیشگیری بیماریها در آمریكا سال ،2001)

با تولد كودك دچار درخودماندگی و آگاهی از اختلال وی، والدین غالباً دچار بهت زدگی، ناباوری و درپی آن سرخوردگیهای  شدیدی می شوند. آنها بایستی با این واقعیت كه كودكشان شرایطی دارد كه وی را تا پایان عمر درگیر می كند، كنار بیایند و انتظاراتشان را متناسب با محدودیتهای او كنند(پیرس و بیلی و هیگنیز[13]،2005).وجود این نوع مشکلات رفتاری در کودکان می تواند بر رفتار فرزندپروری والدین نیز تأثیرگذار باشد(فاربوتکو،سوفرونوف[14]،2007).والدینی که فرزندان دارای مشکل رفتاری با اختلال اوتیسم دارا هستند از استرس بالا،اضطراب،تنش،انزوا و بلاتکلیفی برخوردار هستند که همه اینها بر نحوه عملکرد و حتی بهبود عملکرد کودکان  و یا ایجاد مشکلات رفتاری تاثیر دارد (شیفر[15]،2004).بنابراین پدر و مادر کودک دارای اختلال رفتاری به عنوان اولین مربی به مشکل گفتار، مهارتهای اجتماعی،خودآزاری،دیگر آزاری،پرخاشگری کودکان خود کمک می کنند)هوگستن[16]،2010،به نقل از تاینگ زو،2014).دو عامل مهم که بر مشکل رفتاری کودکان می تواند تاثیر مثبت و منفی بگذارد:1-استرس و سطح احساسات کودک 2-استرس و سطح احساسات پدر و مادر،که احساسات والدین تاثیر تعیین کننده ای بر احساسات کودک و رفتار کودک دارد(می کاب[17]،2012،به نقل از تاینگ زو،2014).

برقراری پیوندهای عمیق با شخص مهم زندگی یعنی مادر برای نوزاد انسان،ارزش حیاتی دارد و این توانایی به صورت ذاتی در او وجود داردو موجب مشکلات رفتاری و اضطراب کمتر فرزند می گردد ( محمدی، ۱۳۸۳).مراقبتهای منظم و محبت آمیز مادر برای ایجاد احساس اعتماد در کودک  ضروری است و خصیصه ی تکراری و ارضاء کننده ی این مراقبت ها، موجب می شود که بعدها کودک بتواند مشکل رفتاری و  ناکامی را بهتر تحمل کند،در عوض اگر مراقبت پایدار نباشد،در کودک مشکلاتی از جمله: احساس عدم اعتماد نسبت به اطرافیان رشد کرده و سبب دلهره و اضطراب و مشکل رفتاری خصوصا در شرایط ناکام کننده می شود (دیلی[18]،2010،به نقل از ایگور سوتگیا،2011).برای آنکه کودک به شکل سالم و هنجار رشد یابد بایستی در حد معقول نیازهای شخصیتی ، روانی ، فیزیکی و اجتماعی او ارضا شود . ناکامی در رفع این نیازها باعث مشکلات رفتاری ، بزهکاری و ناشادی کودک میگردد و شرایط خانوادگی زمینه ساز این ناکامی هاست . از جمله این شرایط : خانواده های از هم پاشیده ، طردشدگی کودک ، سخت گیری و محدودیت شدید ، فقر و کمبودهای شخصی و نبودن معیارهای صحیح اعتقادی و اخلاقی در خانواده را می توان نام برد)سیف نراقی و نادری،1389).

بالبی مدعی شد كه پاسخ گویی والدین به نشانه های رفتار دلبستگی كودك و در دسترس بودن آن ها در موقعیت های استرس زا، پایگاهی امن برای كودك فراهم میسازد كه بر اساس آن انتظارات وی از محیط سازماندهی می شود( کشکولی،1379،به نقل از مرادی،1392).

اینسورث، بلهار، واترز و وال(2008)، بیان کردند كه سبك های دلبستگی محصول تجربه های كودك از رابطة كودكمادر هستند و سه سبك دلبستگی ایمن، اجتنابی واضطرابی را متمایز کردند.بنابراین معتقد بودند که كودكان ایمن به دسترس پذیری مادر بیش تر اعتماد دارند و بیش از كودكان ناایمن اجتنابگر و دوسوگر ا از وی به عنوان پایگاه امن استفاده می كنند. هنگام بازگشت مادر پس از جدایی كوتاه مدت، كودكان ایمن با وی به سهولت تماس و تعامل برقرار می كنند، كودكان اجتناب گر با گسستن و اجتناب ورزیدن واكنش نشان می دهند، و كودكان دوسوگرا به افزایش تردید و دوسوگرایی بین دلبستگی و عصبانیت است و در این مواقع است که کودک درگیر مشکلات رفتاری می گردد.با توجه به اینکه سبک های دلبستگی به سالهای بزرگسالی نیز انتقال می یابد و مادری که در دوران کودکی خود به هر کدام از سبک های دلبستگی گرایش داشته باشد ،در بزرگسالی با فرزند خود مطابق با همان سبک رفتار می کند ،پژوهش حاضر این مسئله را مد نظر قرار داده است.علاوه بر این ویژگی شخصیتی کمال گرایی مادر نیز از جمله مواردی است که می تواند بر تعامل او و کودکش اثرگذار باشد.

هماچك[19](1978،به نقل از آرمین،1390)،با تمایز كمال گرایی بهنجار و نوروتیك معتقد است كه كمال گرای بهنجار از تلاش و رقابت برای برتری و كمال لذت می برد و در عین حال محدودیت های شخصی را به رسمیت می شناسد؛ و كمال گرای نوروتیك به دلیل انتظارات غیر واقع بینانه هرگز از عملكرد خود خشنود نخواهد شد . به طور كلی دو بعد بهنجار و نابهنجار كما ل گرایی مورد تأیید قرار گرفته است. تری  شورت، اوئنز، اس لد و دیویی(2009،به نقل از خرمایی،1390)،بر اساس تقسیم بندی بهنجار نوروتیك كمال گرایی در چارچوب یك مدل نظری، دو نوع كمال گرایی مثبت و منفی را متمایز كردند. كمال گرایی مثبت به آن دسته از شناخت ها و رفتارها اطلاق می شود كه هدفشان كسب موفقیت ها و پیشرفت های سطح بالا به منظور دستیابی به پیامد های مثبت است. كمال گرایی منفی به شناخت ها و رفتارهایی گفته می شود كه هدفشان كسب موفقیت ها و پیشرفت های سطح بالا به منظور اجتناب یا فرار از پیامدهای منفی است.

شكست مادر در ایجاد یك ارتباط گرم، حساس وپاسخ دهنده در سال اول زندگی مشكلات خلقی و رفتاری پایداری در كودك ایجاد میكند(شفران [20]و همکاران،2002).فرزندان والدین کمال گرا از اختلالاتی نظیر بی اشتهایی عصبی،افسردگی،پرخاشگری،اختلال وسواسی ،پرخوری روانی فاصله دارند(منسل[21]،2007).والدین کمال گرا از تایید رفتار فرزندان خود اجتناب می کنند و  به بهتر انجام دادن آن رفتار اصرار می ورزند(پپ[22] ،1998). سازه کمال گرایی می تواند بهنجار یا نوروتیک باشد.کمال گرایی یک عامل تهدید کننده دزر رشد بی اشتهایی روانی و پرخوری روانی به شمار می رود.همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد کمال گرایی می تواند موانعی را در درمان موفقیت آمیز افسردگی،پرختشگری،مشکل رفتاری ایجاد کند و بخش مهم اختلال شخصیت وسواس-بی اختیاری محسوب گردد(کامور[23]،1960).کمال گرایی را شیوه ای از زندگی می داند که فرد برای رهایی از اضطراب اساسی آن را به کار می بندد. گرچه در مفهوم کمال گرایی به صورت گسترده توجه روانشناسان را به خود اختصاص داده است.اما هنوز به عنوان پدیده ای تقریبا” ناشناخته و ناسازگار تعریف شده است(شفران،کوپر و فربرن،2001).بدیهی است که مادران کمال گرا به ویژه کمال گرای منفی معیار های خود را برای کودکانشان نیز به کار می گیرند و پیامد های منفی معیار های سخت گیرانه شامل حال فرزندان آنها هم خواهد شد.این موضوع بویژه زمانی که کودک آنها دارای اختلال اوتیسم باشد حساسیت ویژه ای پیدا می کند.

اگر کمال گرایی را دو روی یک سکه فرض کنیم در این صورت یک روی آن کسب موفقیت و نیل  به هدف و روی دیگر آن ترس از شکست یا سرزنش افراد یا دیگر پیامدهای اجتماعی مربوط به شکست است.قربانیان چنین ترسی معمول تلاش می کنند تا آنجا که می توانند از موقعیت هایی که پیش بینی می کنندعملکردشان در آن موقعیتها طبق استانداردها و ملاکها ی سطح بالا مورد قضاوت قرار خواهد گرفت اجتناب کنند .از سوی دیگرتاثیر تفکر کمال گرایی بر اضطراب نیز مورد ارزیابیهای دیگران از خود که از مولفه های بنیادین کمال گرایی منفی است بارشد و حالات اضطرابی در ارتباط است(شفران،کوپر و فربرن[24]،2001).

گستره ادبیات پژوهشی مربوط به عوامل خطرساز مشکلات رفتاری در کودکان، عمدتاً روی عوامل خانوادگی به عنوان پیش بینی کننده های مشکلات رفتاری  تمرکز نموده اند(مارشاک و سیلیگمن[25]،2000).خانواده های کودکان بامشکلات رفتاری اغلب به علت نیازهای خود با چالشهای زیادی روبرو هستند و به طور معمول برای سازماندهی محیط خانوادگی خود و به دست آوردن منابعی که نیازهای کودك خویش را، برآورده کنند، تلاش زیادی را انجام می دهند(حسینی،1388). شیوة فرزند پروری از دو عنصر تشكیل شده است : در خواست كنندگی والدینی كنترل، و پاسخ دهندگی والدینی گرمی یا پذیرش شده است(فروید[26]،1999).

 برخی از محققان بر این باورند كه یكی از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر پیشرفت از سوی دیگر تاثیر روشهای تربیتی كه والدین در دوران كودكی ونوجوانی اعمال می نمایند بر تمام كاركردهای فرد تاثیر نافذ، انكار ناپذیر و متفاوتی دارند (کیپر[27]،2007).

دارلینگ مدلی را مطرح کرد که والدین مقتدرانه، ،مستبدانه، سهل گیرانه که از آن سه سبک والدگری نتیجه می شود(روپنارین.[28]،2006).والدین مقتدر پیوسته گرم، مسئول و حمایتگر بوده و به صورت منطقی روی فرزندان خود كنترل داشته، با احترام به نظرات آنان به رشد عقلانی آنها كمك بالا و ابتكار حرمت خود  می كنند(آندریس[29]،2002). فرزندان این والدین دارای عمل فردی بوده و محبوب معلمان و دوستان خود هستند . فرزندان این شیوه دارای سازگاری اجتماعی و موفقیت تحصیلی بالا می باشند(آلفرد[30]و همکاران،2003). سبك  والدگری مستبدانه با كنترل و توقع بالا برای تغییر و تصحیح رفتار كودك بیشتر بر تنبیه مبتنی می باشد(کیپ[31]و همکاران،2005).والدین سهل گیر با روابط گرم و پذیرا، كنترل چندانی روی فرزندان خود ندارند وفشار كمتری روی آنان اعمال می كنند(نیلی[32]،2007).نوجوانان خانواده های سهل گیر عزت نفس و مهارت اجتماعی بالا دارند و می توانند روابط گرمی با والدین خود داشته باشند. فرزندان این والدین دارای انگیزش پایین درتحصیل بوده است، ولی دارای سازگاری روانی بالایی می باشند(شیکر[33]،2010).

برای کاهش اختلال رفتاری کودکان پدر و مادر باید اولا تعامل صحیح و مثبت با یکدیگر داشته باشند و همچنین روابط صحیح مادر با کودک خود به عبارت دیگر دلبستگی که بین مادر و کودک بوجود می آید خود عامل رشد شخصیت کودک و نبودن رفتارهای ناصحیح در کودک شناخته شده اگر اختلالی در این روابط بوجود آید،موجب بهم خوردن امنیت عاطفی در کودک می شود و کودک با مشکلات رفتاری درگیر می شود(کشوری،1387).

با توجه به این که سبک‌های دلبستگی زندگی آینده فرد را رقم می‌زند و در مواردی مانند  روابط بین فردی، روابط درون‌فردی (خودپنداره)، مهارت‌های اجتماعی، مقابله تنیدگی‌ها، سازگاری زناشویی، اضطراب و تجارب اضطرابی و برخی موارد دیگر مداخله کرده و تاثیر می‌گذارد بنابراین بالبی معتقد است دلبستگی در رابطه والد و کودک به رابطه عاشقانه بزرگسالی فرد انتقال می‌یابد و می‌تواند بر رفتار، شناخت و هیجانات، در هر زمانی از زندگی، از نوزادی تا بزرگسالی تاثیر بگذارد. دلبستگی در روابط به طور ارادی و داوطلبانه و یا به طور کامل قطع نمی‌شود و هر گونه خللی در یک رابطه دلبستگی دردناک است و موجب سوگواری در فرد می‌گردد (بالبی 1969، فروید 1949، اینسورت[34]،1991). براساس این فرضیات، امنیت را می‌توان به عنوان هسته نظام دلبستگی در روابط دلبستگی بزرگسالی توصیف نمود، که عبارت است از یک رابطه امن با فردی که به او احساس دلبستگی می‌کنیم و به ما پاسخ می‌دهد و موجب اعتماد به نفس در ما می‌شود(اینسورت[35]،1999) بالبی و اینسورت معتقدند که کیفیت و الگوی دلبستگی در روابط عاشقانه بزرگسالی ممکن است شبیه الگوی دلبستگی فرد در رابطه با والدش باشد. از این روی دلبستگی‌های دوران کودکی شخص بر روابط عاشقانه بزرگسالی‌اش تاثیر می‌گذارد.

اهمیت وضرورت پژوهش:

 با توجه به نیاز جامعه و خانواده ها در خصوص مشکلات رفتاری کودکان به ویژه شیوع رو به رشد کودکان اوتیسم و همراه با آن اختلالات رفتاری نگران کننده این کودکان که یک در هر 160 کودک است ضرورت انجام پژوهش مورد این کودکان و خانواده های آنها به شدت احساس می شود و دیگر این که تا کنون پژوهشی که نقش سه متغییر کمال گرایی و سبکهای دلبستگی مادر و هم چنین سبکهای والدگری را در اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم بررسی کرده باشد وجود ندارد.بنابراین مهمترین اهداف این پژوهش عبارت است از رابطه های معنادار که بین سبک دلبستگی و کمال گرایی مادران و والدگری با اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم وجود دارد.

بیماری اوتیسم یکی از بیماری های جدی ،گروه بیماری های رشدی بوده که در اوایل دوره کودکی (معمولا قبل از 3 سالگی) ظاهر می شود و این چنین کودکان دارای یکسری اختلالات رفتاری از جمله تاخیر در یادگیری صحبت کردن و یا اصلا صحبت نکردن-داشتن رفتارهای تکراری برای مثال تاب خوردن مداوم، علاقه غیرطبیعی به بعضی از اشیاء -ناتوانی در گفتن اسم، برقراری ارتباط چشمی – حساس بودن به نور، صدا و یا لمس شدن-  عادات غذایی عجیب- خوردن مواد غیرخوراکی همچون گچ یا خاک-رفتار خودزنی کوبیدن سر به زمین است(شیری،1387،به نقل از اقبال،1394). عواملی وجود دارد که خانواده ها در جامعه امروزی از آن بی اطلاع یا اطلاعات ضعیفی دارا هستند که این عوامل خطر ابتلا کودکانشان به یکسری اختلالات رفتاری اوتیسم در آنها داراست:1-جنسیت کودک: پسرها چهار تا پنج برابر بیشتر از دخترها  2-سابقه خانوادگی : در خانواده هایی که یک کودک مبتلا به اختلال رفتاری و اوتیسم وجود دارد، خطر اینکه کودکی دیگر با این بیماری داشته باشند بیشتر است 3- سن والدین: ممکن است بین سن والدین و ابتلای کودک به اختلالات رفتاری رابطه ای وجود داشته باشد. اعتقاد بر این است که فرزندان والدین بزرگسال بیشتر از دیگران در خطر ابتلا به این اختلال هستند.(امیری،1388).

بنابراین چنین جامعه و خانواده هایی نیاز به پیشگیری از چنین اختلالات دارد هنوز هیچ راهی برای پیشگیری از ابتلای کودک به اختلالات رفتاری یافت نشده است. با این حال با درمان به موقع اختلال بهبود یافته و مهارت های اجتماعی و کلامی کودک ارتقا پیدا می کند. اگر کودک شما مبتلا به اختلالات رفتاری است با مراجعه به مشاوران و متخصصان برای آشنایی با راههای مختلف بهبود کودک، به کودکتان کمک نمایید. درمان بموقع برای کودک مفید بوده، زندگی را برای او آسان تر کرده و از افزایش شدت این مشکل پیشگیری می نماید.(کوهستانی،1385). والدین باید توجه داشته باشند كه مهمتر از عنوان اختلال ، پرداختن به درمان آن است و تشخیص دادن چنین کودکانی برای خانواده ها بسیار مشکل است بنابراین برای تشخیص این بیماری هیچ تست پزشكی وجود ندارد. برای تشخیص در یك كودك باید رفتار ، ارتباط و سطح رشد ذهنی كودك به دقت بررسی شود حتی اگر تشخیص زودهنگام داده شود در درمان و بهبود وضعیّت كودكان مبتلا بسیار مؤثر است.چون کودکی که دچار اختلال رفتاری است یک بیماری نیست و با تشخیص زودتر از هنگام می توان به آنها برای درمان کمک کرد.(داداری،1387). خانواده ها باید در جریان این امر قرار گیرند که مشکلات رفتاری در کودکان از سنین 24 ماهگی تا 6 سالگی خود را نشان می دهد بنابراین مسئولیت درمان این کودکان در وهله ی اول بر گردن خانواده خصوصا دلبستگی یعنی رابطه ای که اول بین مادر و کودک شکل می گیرد است که او تا حدی می تواند پی به مشکل ببرد بنابراین باید والدین خصوصا مادر 1-اطلاعات خود را افزایش دهد که بیشتر بتواند مراقب رفتار و عملکرد کودک باشد.2-والدین خود را همیشه آماده نگه دارد.برقراری ارتباط با کودک خیلی مهم است و در این پژوهش بر آن شدم تا از طریق دلبستگی بین مادر و کودک،تعامل پدر و مادر با هم و همچنین سطح کمال گرایی والدین به رابطه اینها با کاهش یا افزایش اختلال رفتاری کودکان اوتیسم پی ببریم بنابراین نظام تربیتی خانواده و یا به تعبیر دیگر روش فرزندپروری والدین،یکی از عوامل مهم در شکل گیری شخصیت کودک است.(سیاح سیاری و همکاران،1389).  با نظری اجمالی و از منزلی آن دو مشکل  است. در جامعه ما کمتر خانواده ای می بینیم که به دلیل اشتباه کوچکی که فرزندش مرتکب شده،زبان به انتقاد گشاید و یا با سپردن مسئولیت او بدون توجه به توانمندی هایش انتظار دارند که وی از عهده مسئولیت ها کاملا بر آیند.در کشور ما آن چنان که شایسته است به کمال گرایی پرداخته نشده و بشمار پژوهش ها در این زمینه محدود است.مطالعات نشان داده است که دلبستگی ایمن با احساس مثبت،منسجم،نسبت به خود مرتبط است(میکالینسر،1995).

انجام این پژوهش به منظور ارائه دیدگاه های والدین به منظور ارتقاء آگاهی آن ها نسبت به کودکان اوتیسم و همچنین شناخت آسیب ها و پالایش آن ضروری به نظر می رسد.

تعداد صفحه :108

قیمت :17500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

  • 1