پایان نامه با کلمات کلیدی استان کرمانشاه، استان کرمان، استان تهران

زياد ميباشد. با مکانيزه کردن برداشت در گلخانه ميتوانيم از سختي کار در اين مرحله از توليد بکاهيم. پس از برداشت آنها را بايد دستهبندي کرده و آماده براي بازار فروش کنيم. توتفرنگيهاي چيده شده با توجه به اندازه و وزن آنها به سه درجه تقسيمبندي شده و در بستههاي مخصوص قرار ميگيرند. با تزريق مواد غذايي مناسب به خاک از هر بوته به طور ميانگين يک کيلو و 400 گرم محصول توت برداشت ميشود. در توتفرنگي با در نظر گرفتن هزينههاي بالاي توليد و حساسيت زياد محصول به شرايط نگهداري، به حداقل رساندن ضايعات پس از برداشت و افزايش کيفيت و مدت نگهداري و کاهش هزينههاي آن از اهميت خاصي برخوردار است. فاکتورهايي نظير نور، دما، کوددهي، آبياري، رطوبت، کنترل آفات و بيماريها و آلودگي هوا در زمان برداشت، تعيين کننده کيفيت توتفرنگي در زمان توليد ميباشد و به طور غير مستقيم در طول عمر توتفرنگيها مؤثر هستند. گروه ديگر عوامل پس از برداشت نظير دما و رطوبت نسبي محيط، ميزان توليد اتيلن، آلودگي به ميکروارگانيسمها، تنفس، ميزان از دست دادن آب و روش برداشت، زخم يا آسيبهاي وارد شده و نامناسب بودن شرايط حمل نيز دوام توتفرنگي پس از جدا شدن از بوته مادري را تحت تأثير قرار ميدهند. بنابراين برداشت توتفرنگي بايد صبح يا عصر انجام شود، ميوه کاملاً قرمز شده باشد و بايد بلافاصله پس از برداشت محصول را خنک بستهبندي نموده و به بازار مصرف ارسال کرد (بنائيان، 1389).
2-6- انرژي
انرژيِ نهادههاي توليد در کشاورزي را ميتوان به دو گروه عمده تقسيم نمود: انرژي مستقيم و انرژي غير مستقيم. انرژي مستقيم ميتواند انرژي سوختهاي فسيلي (ديزل، بنزين، LPG، CNG، زغال سنگ و الکتريسيته نيروگاه حرارتي) يا سوختهاي زيستي باشد. در کشورهاي در حال توسعه علاوه بر اينها از کشش دام نيز استفاده ميشود. سوخت ديزل به مقدار زيادي در انرژي مستقيم مصرف دارد (80-60 درصد). انرژي غيرمستقيم مربوط به انرژي مصرف شده در توليد تجهيزات و ساير مواد مصرفي در کشاورزي است. تقريبا يک سوم انرژي مصرفي در مزرعه شامل انرژي غيرمستقيم است. مصرف غيرمستقيم عمده انرژي براي کودها و به ويژه کود نيتروژن است. ساير اقلام مهم مصرف غيرمستقيم انرژي ماشينهاي کشاورزي، آفتکشها و آبياري مزارع ميباشد. به منظور برآورد انرژي مصرفي در توليد نهادههاي کشاورزي ضروري است که ارزش گرمايي (آنتالپي) آنها بهعلاوه انرژي لازم براي فرآوري و همچنين در اختيار کشاورز قرار دادن اين نهادهها را لحاظ کرد (Kitani, 1999).
2-6-1- شاخصهاي انرژي
شاخصها به عنوان ابزاري هستند که امکان مطالعه و مقايسه سامانهها با يکديگر را ارائه ميدهند. در مکانيزاسيون کشاورزي سه شاخص مهم انرژي وجود دارد که امکان ارائه يک شناخت جامع از وضعيت انرژي در کشاورزي، شيوههاي مختلف انجام مراحل گوناگون توليد محصول و مقايسه بازدهي انرژي در توليد محصولات مختلف با شيوههاي متفاوت در مناطق گوناگون را با يکديگر به محققين، مديران و ساير دستاندرکاران ارائه ميدهد. اين شاخصها عبارتند از:
2-6-1-1- نسبت انرژي (ER4)
نسبت بين کالري گرمائي محصولات خروجي و کل انرژي صرف شده در عوامل توليد بوده، فاقد واحد ميباشد و تأثير واحد انرژي نهاده در دستيابي به اهداف مصرف کننده را نشان ميدهد. اهداف مصرف کننده ميتواند غذا، زيست توده5 و يا سوخت زيستي6 توليدي باشد (Kitani, 1999).
(2-1)

که در اين رابطه، ER نسبت انرژي، Eou انرژي خروجي و Ein انرژي ورودي ميباشد.
2-6-1-2- بازده خالص انرژي (7NEG)
بازده خالص انرژي يا انرژي خالص توليدي تفاضل بين انرژي ناخالص توليد شده و کل انرژي مورد نياز براي توليد است. در فرآيند کشاورزي واحد NEG وابسته به واحد توليد است (مثلا مگاژول در هکتار).
(2-2)

که در اين رابطه، NEG بازده خالص انرژي ( ) ميباشد.

2-6-1-3- بهرهوري انرژي (EP8)
شاخصي از مقدار محصول استحصالي در واحد انرژي ورودي است. نسبت ER به EP در واقع همان ارزش گرمائي محصول است. شاخص EP بسته به نوع محصول کشاورزي، موقعيت و زمان، متفاوت است و ميتواند به عنوان شاخصي براي ارزيابي آنکه انرژي در سامانههاي مختلف توليد آن محصول خاص، با چه کارايي به کار رفته است، باشد. براي بهبود EP در يک فرآيند هم ميتوان انرژي مصرفي در توليد نهاده را کاهش داد و هم عملکرد محصول را بهبود بخشيد و يا از ضايعات کم کرد (Kitani, 1999).
(2-3)

که در اين رابطه، EP بهرهوري انرژي () و Y عملکرد محصول () ميباشد.
ميزان انرژي که براي توليد يک واحد از محصول مصرف ميشود انرژي ويژه ميباشد که عکس بهرهوري انرژي است.
يکي ديگر از شاخصهايي که ميتوان مورد بررسي قرار داد ارزش انرژي ميباشد که نشاندهنده قيمت هر مگاژول انرژي مصرفي بر حسب ريال ميباشد و از تقسيم هزينههاي توليد در هکتار بر انرژي مصرفي در هکتار بدست ميآيد (منصوريان، 1384).
2-6-2- شدت انرژي (9EI)
در انجام محاسبات مربوط به نهادهها و ستادههاي کشاورزي ميزان انرژي به ازاي واحد يک نهاده را
شدت انرژي مينامند. اين ضريب بسته به نوع نهاده يا ستاده واحد متفاوتي خواهد داشت. واحد شدت انرژي براي کود و سم مگاژول بر کيلوگرم ، ماشينها مگاژول بر کيلوگرم در هکتار، الکتريسيته مگاژول بر ليتر و کارگر مگاژول بر ساعت ميباشد.
2-7- مروري بر تحقيقات انجام شده
در اين بخش ابتدا مطالعاتي که در ايران بر روي مصرف انرژي در گلخانهها صورت گرفته است را بررسي کرده و سپس مطالعات ساير کشورها در اين زمينه مورد بررسي قرار ميگيرد.

2-7-1- مروري بر پژوهشهاي کاربردي شاخصهاي اقتصادي و انرژي محصولات گلخانهاي در ايران
صالحي (1384) در تحقيقي به مقايسه وضعيت اقتصادي-اجتماعي طرحهاي گلخانهاي گل و گياه زينتي با سبزي و صيفي در استان اصفهان پرداخته است. نتايج اين تحقيق نشان داد که مالکيت خصوصي در گلخانه سبزي و صيفي بيش از گل و گياهان زينتي بوده، سامانه آبياري گلخانه سبزي و صيفي بهتر از گلخانه گل و گياهان زينتي بوده، بهرهبرداران تمايل بيشتري به احداث واحدهاي گل و گياهان زينتي نشان داده و اشتغالزايي در آن نيز دو برابر بوده، نسبت منفعت به هزينه در هر گروه بالاتر از يک ميباشد و در نتيجه هر دو توجيه اقتصادي دارند.
شعباني (1386) در تحقيقي انرژي مصرفي و آناليزهاي اقتصادي از گلهاي شاخه بريده و بررسي اثر نوع گل، نوع گلخانه، سطح زير کشت، نوع سوخت و نوع پوشش (درصد ضد UV) بر انرژي مصرفي به ازاي هر شاخه گل و بهرهوري اقتصادي، در منطقه محلات در استان مرکزي را مورد بررسي قرار داد. نتايج نشان داد که نوع گل بر انرژي مصرفي براي هر شاخه گل تأثير داشته و گل ژربرا10 کمترين انرژي مصرفي براي هر شاخه و گل مريم بيشترين انرژي مصرفي براي هر شاخه را داشتهاند. نوع گلخانه و سطح زير کشت بر انرژي مصرفي براي هر شاخه گل بيتأثير بوده است. ولي در سطوح بالاي 5000 مترمربع انرژي مصرفي براي هر شاخه گل کمتر ميباشد. نوع گل بر بهرهوري اقتصادي تأثير داشته و گلهاي رز، ژربرا و ليليوم بيشترين بهرهوري اقتصادي و گلهاي مريم، زنبق و ميخک کمترين بهرهوري اقتصادي را داشتند. نوع گلخانه و سطح زير کشت بر بهرهوري اقتصادي بيتأثير بود ولي بهرهوري اقتصادي در گلخانههاي بالاي 5000 متر مربع بيشتر بود. نوع سوخت بر بهرهوري اقتصادي تأثير نداشته است ولي بر کل هزينههاي توليد تأثير داشته است که ناشي از قيمت پايين گاز نسبت به گازوئيل ميباشد. نوع سوخت بر انرژي مصرفي براي هر شاخه گل بيتأثير ميباشد. نتايج همچنين نشان داد که گلخانه با پوشش داراي درصد UV بيشتر عملکرد بهتري را دارند.
پاشايي و همکاران (1387) بررسي و تعيين ميزان مصرف انرژي براي توليد گوجهفرنگي در گلخانههاي استان کرمانشاه را مورد بررسي قرار دادند. نتايج بهدست آمده نشان داد که در گلخانههاي مورد مطالعه متوسط انرژي مصرفي براي توليد يک کيلوگرم گوجهفرنگي گلخانهاي 8081/0 مگاژول بوده است. مقادير متوسط بهرهوري انرژي، متوسط انرژي خالص انرژي و نسبت انرژي نيز به ترتيب 327/1 کيلوگرم بر مگاژول، 426/1225- مگاژول بر هکتار و 9899/0 بودند. بدين ترتيب معلوم شد که در گلخانههاي مورد مطالعه در استان کرمانشاه راندمان و کارايي انرژي پايين بوده و به صرفه نميباشد. اما به دليل اين که قيمت نهادههاي مصرفي انرژي در کشور کم و قيمت محصول گوجهفرنگي گلخانهاي زياد است، کشت گوجهفرنگي گلخانهاي در استان کرمانشاه از نظر اقتصادي مقرون به صرفه است. نتايج بهدست آمده از اين تحقيق نشان داد که ميتوان با تغيير مديريت در کشت گلخانهاي و اصلاح روشهاي کشت و تغيير در رقم بذر گوجهفرنگي، مصرف انرژي در گلخانههاي گوجهفرنگي استان کرمانشاه را بهينه نمود و با ارتقاء تأثير شاخصهاي انرژي، راندمان و کارايي مصرف انرژي را در اين گلخانه افزايش داد.
شعباني (1386) در تحقيقي انرژي مصرفي، ميزان کارايي (نسبت) انرژي و بهرهوري انرژي را در گلخانههاي محلات انجام داد. تحقيقات وي نشان داد که انرژي مصرفي براي توليد هر شاخه گل ميخک 8/7 مگاژول، گل مريم 51/24 مگاژول، گل زنبق 8/14 مگاژول، گل ليليوم 75/24 مگاژول و گل ژربرا 8/9 مگاژول ميباشد.
بنائيان و همکاران (1390) به بررسي الگوي مصرف انرژي و تعيين ارتباط بين انرژي ورودي در کشت توتفرنگي در شهرستان ساوجبلاغ پرداختهاند. با انجام تحليل رگرسيون خطي، اثر انرژي نهادههاي سوخت، کود شيميايي، الکتريسيته و نيروي کارگري بر روي عملکرد محصول معنيدار بود، در حالي که ساير نهادهها اثر معنيداري بر روي عملکرد توتفرنگي نشان ندادند. براساس آناليزهاي انجام شده، انرژي سوخت 61 درصد، کود شيميايي 28 درصد، الکتريسيته شش درصد و نيروي انساني پنج درصد است.
شرافتي (1387) انرژي کل براي توليد خيار گلخانهاي را در استان تهران تعيين کرد. همچنين در اين تحقيق ميزان انرژي مستقيم 16396872 مگاژول بر هکتار، انرژي غيرمستقيم 215720 مگاژول بر هکتار، نسبت انرژي 0072/0، بازده خالص انرژي 16492229- مگاژول بر هکتار و بهرهوري انرژي 16396872 کيلوگرم بر مگاژول را در توليد اين محصول مشخص کرد. عملکرد متوسط خيار گلخانهاي 221 تن در هکتار و انرژي توليدي 120362 مگاژول بر هکتار تعيين شد.
محمدي و اميد (2010) به بررسي رابطه بين نهادههاي انرژي و محصول خيار گلخانهاي و تحليل اقتصادي اين محصول پرداختند. بهرهوري انرژي به ازاي مصرف هر مگاژول انرژي 8/0 کيلوگرم محاسبه شد. نتايج تحليل رگرسيون نشان داد که همه نهادهها بهجزء بذر و کود شيميايي اثر معنيداري بر ميزان محصول دارند و 16396872 مگاژول بر هکتار نيروي انساني بيشترين تأثير را بر ميزان توليد داشت. همچنين تحليل اقتصادي نشان داد که هزينه کل براي توليد يک هکتار محصول خيار گلخانهاي 7/33425 دلار و نسبت سود به هزينه 58/2 ميباشد.
اکبريمقدم و همکاران (1389) نشان دادند که در گلخانههاي شهرستان مشهد سوخت فسيلي 46 درصد، برق 27 درصد، کارگري نُه درصد به ترتيب بيشترين سهم انرژي مصرفي را در توليد خيار گلخانهاي دارند. در اين تحقيق استفاده از ابزارهاي دقيق کنترل حرارت و استفاده از سامانههاي گرمايشي با راندمان بالاتر براي بهينه کردن مصرف انرژي در اين گلخانهها پيشنهاد گرديد.
اميد و همکاران (2010) نشان دادند که مصرف انرژي و انرژي خالص خيار گلخانهاي در استان تهران 43/152908 و 83/55552- مگاژول به ازاي هر هکتار ميباشد و بهرهوري انرژي در کشت خيار گلخانهاي 51/0 است.
قاسمي مبتکر و همکاران (2010) به بررسي مصرف انرژي و ارزيابي حساسيت نهادهها براي محصول جو در استان همدان پرداختند. نتايج نشان داد که انرژي

دیدگاهتان را بنویسید