پایان نامه با کلمات کلیدی استان همدان، استان زنجان، حمل و نقل

کل نهادهها 25027 مگاژول بر هکتار است. بازده مصرف انرژي، بهرهوري انرژي و انرژي خالص به ترتيب 86/2، 19/0 کيلوگرم بر مگاژول و 46498 مگاژول بر هکتار محاسبه شد. ارزيابي مدل اقتصادي نشان داد که انرژي ماشيني معنيدارترين و مؤثرترين نهاده بر ميزان محصول است.
زنگنه و همکاران (2010) در مطالعهاي ميزان هزينه و انرژي را در دو سطح متفاوت فناوري در مزارع سيبزميني استان همدان بررسي کردند. نتايج نشان داد که در گروه اول که مالکيت ماشين و سطح فناوري بالايي داشتند، 4080 مگاژول انرژي کمتري مصرف شده است. همچنين انرژي خالص در گروه اول و دوم بهترتيب 95/4110 و 67/21744- مگاژول بر هکتار بود. تحليل هزينه نشان داد که اگر چه هزينه کل توليد در گروه اول 04/612 دلار بر هکتار بيشتر است، اما در گروه دوم با اجاره ماشينها و فناوري پايين شاخص سود به هزينه 13/0 کمتر است که با توسعه و افزايش فناوري بايد تقويت شود.

2-7-2- مروري بر پژوهشهاي کاربردي شاخصهاي اقتصادي و انرژي محصولات گلخانهاي ساير کشورها
کيزيل اصلان11 (2009) در تحقيقي که در شهر توکات12 ترکيه در باغات آلبالو انجام داد به اين نتايج رسيد: نسبت انرژي 96/0 بهدست آمد و بيشترين سهم انرژي مربوط به کودها 42 درصد، الکتريسيته 22 درصد و سوخت 21 درصد بود. سهم انرژيهاي مستقيم 52 درصد و غيرمستقيم 48 درصد و سهم انرژيهاي تجديدپذير 20 درصد و تجديدناپذير 80 درصد محاسبه گرديد.
ايسنگون13 و همکاران (2007) تحقيقي در خصوص توليد زردآلو خشک انجام دادند که باغداران به دو گروه تقسيم شده بودند. نتايج اينطور بود که در هر گروه بيشترين مصرف انرژي مربوط به نهادههاي کود و آفتکشها بود.
چتين و واردر14 (2008) در بررسي گلخانههاي توليد گوجهفرنگي به صورت صنعتي دريافتند که توليد گوجهفرنگي 53/45 گيگاژول بر هکتار مصرف انرژي دارد که 82/34 درصد آن مربوط به انرژي سوخت بوده و بعد انرژي کود و سپس انرژي ماشين بيشترين درصد را به خود اختصاص دادند. نسبت انرژي 8/0 و بهرهوري انرژي 99/0 کيلوگرم بر مگاژول بود. تجزيه و تحليل هزينهها نشان داد که مهمترين آنها مربوط به نيروي انساني ماشين، اجاره زمين و آفتکشها بود. بر اساس نسبت سود به هزينه، مزارع بزرگ در مصرف انرژي و عملکرد اقتصادي مناسبتر بودند. در نتيجه مديريت مصرف انرژي در سطح مزرعه منجر به کسب بازده بيشتر شده و ميتواند مصرف اقتصادي انرژي را بهبود دهد.
ازکان و کارادنيز15 (2007) انرژي مصرف شده براي توليد انگور در گلخانه و مزرعه را مورد بررسي و مقايسه قرار دادند. نتايج نشان داد که کل انرژي به کار رفته در گلخانه و مزرعه به ترتيب 24513 و 9/236440 مگاژول بر هکتار به دست آمد. اگر چه انرژي خروجي از انگورهاي گلخانهاي 73396 مگاژول بر هکتار پايينتر از انگورهاي مزرعهاي 120596 مگاژول بر هکتار بود. همچنين نسبت خروجي به ورودي براي توليد انگور گلخانهاي و مزرعهاي به ترتيب 99/2 و 10/5 بود. تجزيه و تحليل اقتصادي نشان داد که هزينه انگور گلخانهاي بيشتر از انگور کشت شده در مزرعه بوده است اما انگور گلخانهاي سود بيشتري داشت چون قيمت انگور گلخانهاي بيشتر از انگور مزرعهاي بود.
ازکان16 و همکاران (2004) در مطالعه موردي در ناحيه آنتاليا در کشور ترکيه پرسشنامهاي از 88 گلخانه که گوجهفرنگي، خيار، بادمجان و فلفل گلخانهاي کشت ميکردند، نشان دادند که توليد خيار با مصرف 77/134 گيگاژول بر هکتار بيشترين ميزان مصرف انرژي را دارد. مصرف انرژي گوجهفرنگي، بادمجان و فلفل به ترتيب 32/127، 68/98 و 25/80 گيگاژول بر هکتار به دست آمد. ضمناً نسبت انرژي خروجي به ورودي براي گوجهفرنگي، فلفل، خيار و بادمجان به ترتيب 26/1، 99/0، 76/0 و 61/0 برآورد شد. نتايج نشان ميدهد که شدت استفاده از نهادهها در توليد سبزيجات گلخانهاي با افزايش در توليد نهايي همراه نبوده است.
هاتيرلي17 و همکاران (2006) در تحقيقي رابطه انرژي ورودي و عملکرد محصول در توليد گوجهفرنگي گلخانهاي را مورد بررسي قرار دادند. اين تحقيق الگوهاي استفاده انرژي و ارتباط بين انرژي ورودي و عملکرد براي توليد گوجهفرنگي در آنتالياي ترکيه را ارزيابي ميکند. نتايج نشان داد که سوخت 35/34 درصد، کودهاي شيميايي 59/27 درصد، الکتريسيته 01/ 16درصد، سموم 19/ 10درصد و نيروي انساني 64/8 درصد بخش عمده انرژي مصرف شده هستند. در اين تحقيق ميانگين عملکرد و انرژي مصرفي به ترتيب در حدود 160 تن و 716/106 گيگاژول بر هکتار بدست آمدند، همچنين نسبت خروجي به ورودي، انرژي ويژه و بهرهوري انرژي به ترتيب 2/1، 3/12380 مگاژول بر تن و 09/0 کيلوگرم بر مگاژول برآورد شدند. اين محققين مدلهاي اقتصادي براي تخمين تأثير انرژي ورودي بر عملکرد را نيز توسعه يافتند.
استراپانسا18 و همکاران (2006) در تحقيقي براي انرژي مصرفي در باغات سيب يونان بين سالهاي 2000-1999 به اين نتايج رسيدند که در عمليات باغداري بيشترين انرژي مصرفي به کنترل آفات 40 درصد، برداشت و حمل و نقل 6/21 درصد و کوددهي 8/16 درصد اختصاص داشته و همچنين براي نهادههاي مصرفي سوخت 33 درصد، ماشينها 25 درصد و کودها به ويژه ازته 15 درصد بيشترين سهم انرژي مصرفي را به خود اختصاص داده بودند. با وجودي که هم ارز انرژي کارگري 2/2 مگاژول بر ساعت در نظر گرفته شده بود، سهم کارگر فقط 7/2 درصد محاسبه شد. کارايي انرژي و شدت آن به ترتيب يک و 5/2 مگاژول بر کيلوگرم به دست آمد (بدون در نظر گرفتن محصول فرعي). در اين تحقيق در سال يک يا دو بار باغات سيب را آبياري ميکردند.
کاناکچي و آکينچي19 (2006) در تحقيقي بر روي محصولات گلخانهاي در ترکيه الگوي مصرف انرژي در توليد سبزيهاي گلخانهاي را براي تعيين نسبت انرژي خروجي به ورودي و روابط حاکم بر آنها مورد بررسي قرار دادند. ضرورت توان ماشينهاي مورد استفاده در عمليات گلخانه با استفاده از رايانه بر اساس سامانه فراگيري اطلاعات اندازهگيري شد. شاخصهاي اقتصادي و انرژي (نسبت خروجي به ورودي، انرژي ويژه، هزينه توليد، درآمد خالص و غيره) محاسبه شد. در نتيجه انرژي قابل استفاده و پيش نيازهاي منبع انرژي توليد سبزيهاي گلخانهاي به ترتيب بين 7/28034-5/238883 و 8/49978-3/45763 مگاژول بر هزار مترمربع به دست آمد. نسبت انرژي چهار سبزي مهم گلخانهاي شامل گوجهفرنگي، فلفل، خيار و بادمجان، به ترتيب 32/0، 19/0، 31/0 و 23/0 محاسبه شد. درآمد عملکرد محصول از توليد سبزيها 3/2775-6/595 دلار بر هزار مترمربع بود. در بين سبزيهاي گلخانهاي نتيجه کشت گوجهفرنگي مفيدتر از بقيه بود.
گالواني و اسکوبيدو20 (2001) در تحقيق خود بر روي انرژي مصرفي در توليد خيار پارامترهاي توازن تابشي خالص، جريان انتقال حرارت در خاک، جريان گرماي نهان تبخير و جريان حرارتي به صورت روزانه در تمام دوره توليد محصول در خارج و داخل گلخانه را با هم مقايسه کردند. نتايج نشان داد که مقادير زيادي از انرژي براي گرماي نهان تبخير صرف شده است.
در يك جمعبندي كلي مشخص گرديد كه توليد محصولات گلخانهاي در مناطق خشك و نيمهخشک بكار گرفته شده است. از آنجاييكه تحقيقات در برخي مناطق ايران و ساير كشورها نشان داده است، توليد محصولات از طريق کشت گلخانهاي راهحل مناسبي براي افزليش عملکرد ميباشد، لذا در اين مطالعه با توجه به اقليم استان زنجان به بررسي اثر سطح زير کشت، نوع محصول (توتفرنگي، خيار و گوجهفرنگي) و نوع کشت (هيدروپونيک و خاکي) بر کارايي انرژي و اقتصادي در گلخانهها پرداخته شده است.

3-1-مقدمه
براي انجام اين تحقيق اطلاعات به صورت ميداني و کتابخانهاي جمعآوري شد. در مورد جمعآوري اطلاعات کتابخانهاي از منابع نشريات داخلي و خارجي، بررسي طرحهاي پژوهشي انجام شده و پاياننامههاي مختلف در کشور و مطالعه منابع لاتين و طرحهاي انجام شده در خارج از کشور استفاده شد. براي بهدست آوردن اطلاعات ميداني پرسشنامه توأم با مصاحبه تکميل شده و همچنين اندازهگيريهاي ميداني نيز صورت گرفت. در پرسشنامه تمام مراحل کشت در گلخانههاي هيدروپونيک و خاکي منطقه مورد بررسي قرار گرفته است. به منظور سنجش ميزان انرژي از شاخصهاي انرژي و از روابط اقتصادي براي محاسبه سهم هزينههاي توليد، عملکرد اقتصادي و نسبت سود به هزينه استفاده شد. پس از محاسبه شاخصهاي انرژي و اقتصادي، تجزيه و تحليل اطلاعات با استفاده از نرمافزار SPSS و مقايسه بين دو نوع کشت گلخانهاي از ديدگاه انرژي و اقتصادي توسط آزمون آماري دانکن انجام داده شده است.
به

دیدگاهتان را بنویسید