پایان نامه با واژگان کلیدی پرسش نامه، سبک مقابله، گروه کنترل، استان کرمان

دانلود پایان نامه

تبيين يافته هاي اين پژوهش مي توان گفت افرادي که کوشش در پنهان کردن احساسات خود دارند هميشه در حال مقايسه رفتارهاي خود در هنگام بروز هيجان با رفتارهاي استاندارد (يعني هنگامي که فرد هيچ هيجاني را تجربه نمي کند) هستند و مي خواهند در هنگام روبه رو شدن با هيجان مانند زماني رفتار کنند که هيچ هيجاني رخ نداده است.
در پژوهشي که خطيبي، دهقان و عليزاده در سال (1387، 2) انجام دادند به اين نتيجه رسيدند که افراد مبتلا به دردهاي مزمن با سطح بالاتر ترس از درد، در مقايسه با افراد با سطوح پايين تر ترس از درد، ميزان اضطراب ، افسردگي و استرس بيشتري را گزارش مي کنند و همچنين بيماران با ترس بالاتر از درد، اضطراب بيشتري در مقابل نشانه هاي درد نشان مي دهند و اين اضطراب بالاتر در بيماران، با ناتواني جسمي بيشتر در نتيجه درد و گوش به زنگي بيشتري در برابر نشانه هاي مرتبط با آن همراه است. بر مبناي نتايج اين تحقيق مي توان ادعا کرد که افزايش مکانيزم هاي مقابله و نيز آموزش هاي روان شناختي و تغيير شناخت مي تواند در کاهش فاجعه انگاري و نيز گوش به زنگي موثر باشد.
در پژوهشي که ابوالقاسمي و همکاران (1389، 77) براي مقايسه راهبردهاي تنظيم هيجان در سوء مصرف کنندگان داراي واکنش پذيري بالا و پايين انجام دادند نتايج بدست آمده نشان داد که سوء مصرف کنندگان مواد داراي واکنش پذيري بالا از راهبردهاي تنظيم هيجان منفي و سوء مصرف کنندگان مواد داراي واکنش پذيري پايين از راهبردهاي تنظيم هيجان مثبت بيشتري استفاده مي کنند. و همچنين نتايج اين بررسي نشان داد که واکنش پذيري بالا و استفاده از راهبردهاي تنظيم هيجان منفي بيشتر، از عوامل خطر زا براي سوء مصرف مواد است.
نريماني و همکاران (1389، 4) پژوهشي به منظور مقايسه اثر بخشي آموزش هاي ذهن آگاهي و تنظيم هيجان بر سلامت روان جانبازان شيميايي انجام دادند. اين پژوهش از نوع آزمايشي (پيش آزمون، پس آزمون و پيگيري ) با استفاده از دو گروه، يک گروه آزمايشي و يک گروه کنترل بود. يافته ها نشان داد که ميانگين نمرات سلامت روان در گروه آموزش ذهن آگاهي نسبت به گروه آموزش تنظيم هيجان و در گروه آموزش تنظيم هيجان نسبت به گروه کنترل در پس آزمون و پيگيري به طور معناداري بهبود يافته است. همچنين يافته ها نشان داد که ميانگين نمرات علايم جسماني، اضطراب، افسردگي و اختلال در عملکرد اجتماعي در گروه هاي آزمايشي نسبت به گروه کنترل در پس آزمون و پيگيري کاهش معناداري داشته است.

2-14-2 تحقيقات خارجي
مطالعات طولي آکرمن213 و همکارانش (2002، 64) که روي 23 زن مبتلا به ام اس به مدت يک سال انجام شد، مشخص کرد که در 85 درصد موارد تشديد بيماري ام اس بعد از رويدادهاي تنش زا (که حتي 6 هفته قبل رخ داده بود) ايجاد شده است و در حقيقت استرس به عنوان يک عامل فعال کننده در برگشت بيماري ام اس مطرح است.
کالويت214 و همکاران (2005، 21) در مطالعه خود بين علايم اختلالات عاطفي (افسردگي، اضطراب و خشم) و طرحواره هاي ناسازگار اوليه به رابطه معناداري دست يافتند. در مطالعه اينان 407 دانش آموز پرسش نامه هايي از جمله پرسش نامه افسردگي بک پرسش نامه اضطراب صفت- حالت و پرسش نامه بازنگري شده افکار خودکار را پر کردند. در بررسي نتايج اين محققان علاوه بر تأييد عوامل پرسش نامه طرحواره هاي ناسازگار اوليه به رابطه باليني اين طرحواره ها و نشانه هاي اختلال هاي عاطفي افسردگي و اضطراب تاکيد کردند.
اوسبورن و همکاران (2007، 52) در مطالعه اي به بررسي عوامل روانشناختي مرتبط با شدت درد و عملکرد روانشناختي بيماران مبتلا به مالتيپل اسکلروزيس و درد پرداختند، نتايج اين مطالعات نشان داد که متغييرهاي روانشناختي (مثل، حمايت اجتماعي، فاجعه انگاري، باورهاي مربوط به درد، و راهبردهاي مقابله با درد) با شدت درد و عملکرد روانشناختي ارتباط دارد. اين نتايج بيانگر اين مطلب مي باشد که عوامل روانشناختي مي تواند نقش مهمي در کاهش ميزان شدت درد در اين بيماران داشته باشد.
ايکنز215، فيسچر216، نامي217 و روديک218 (1997، 27) نشان دادند که تنها راهبرد مقابله براي پيش بيني نشانه هاي خلقي در بيماران مبتلا به MS مقابله اجتنابي (هيجان محور) و استفاده نکردن از راهبردهاي مقابله مثبت است.
گافولز219 و وندل220 (2006، 71) در تحقيقي در سوئد ميزان استفاده بيماران ديابتي از روش مقابله مسأله مدار را بيش از روش مقابله هيجان مدار گزارش کرده اند، اين در حالي است که در تحقيقات، بيان شده است که شيوه هاي مسأله مدار موجب افزايش موفقيت آميز مراقبت از خويش در بيماران مبتلا به ديابت مي گردد، اما شيوه هاي هيجان مدار مي تواند داراي اثرات زيان باري باشد.
پکنهام221، استيوارت222 و روگرز223 (1997، 2) در مطالعه خود به اين نتيجه رسيدند که سبک مقابله هيجان محور با سطوح سازش ضعيف تر (افسردگي، درماندگي، دشواري در سازش اجتماعي) در بيماران مبتلا به MSرابطه دارد و سبک مقابله مسأله محور با جنبه هايي از سازش بهتر مرتبط است.
دنولت224 (2003، 77) در پژوهشي بر روي بيماران عروق کرونر براي شناسايي سبک هاي ناکارآمد مقابله اي نشان داد، بيماراني که در رويارويي با استرس، از سبک هاي مقابله اي هيجان مدار بهره مي گيرند، در مقايسه با بيماراني که سبک هاي مقابله اي مسأله مدار را به کار مي برند پنج برابر بيشتر به انفارکتوس قلبي دچار مي شوند.
رينولدز225 و همکاران (2000، 10) در مطالعه خود بر روي 807 بيمار سياه پوست و سفيد پوست مبتلا به سرطان سينه به اين نتيجه
دست يافتند که بيماران مبتلا به سرطان در مقايسه با افراد سالم، در مقابله با رويدادهاي فشارزاي زندگي، از راهبردهاي هيجان مدار استفاده مي کنند.
در مطالعه پتيکرو226 (2002، 25)، نتايج بدست آمده نشان داد که بين بيماران سرطاني و گروه غير بيمار تفاوتي در به کارگيري راهبردهاي مقابله اي مختلف وجود ندارد.
در تحقيقي بگلي227 (1994، 15)، بيري228 و پين بيکر229 (1993، 59)، نشان داده شد که تنظيم مشکل دار هيجان ها، نظير خشم و اضطراب در بروز مشکلات جسماني مانند بيماري هاي قلبي- عروقي و معده اي- روده اي نقش دارند.
نتايج پژوهش هاي (گروس1999،2؛ گروس و مونوز230 1995، 2؛ کلينگر231 1993، 5؛ ريف232 و سينگر2331996، 65) نشان دادند افراد در تنظيم مؤثر هيجان ها بر شادکامي روانشناختي، جسماني و بين فردي تأثير مي گذارد.
بيلينگز و موس234 1981، 4؛ روجر235 و همکاران 1993، 15؛ زيدنر236 و عندلر237 1996 تأييد کرده اند که راهبردهاي مسأله مدار و هيجان مدار مثبت در مواجهه با استرس هاي زندگي از جمله سبک هاي مقابله اي کارآمد و مؤثر محسوب مي شوند.
پژوهش مالن238 و همکاران (2006، 61)، بر روي آفريقايي هاي داراي راهبردهاي منفعلانه و فعال نشان مي دهد افرادي که راهبردهاي منفعلانه مقابله اي داشتند نسبت به کساني که داراي راهبردهاي مقابله اي فعالانه بودند، ادراک منفي تري از سلامتي خود داشتند. بنابراين، ادراکات فرد از سلامت خويش از فردي به فردي مي تواند متفاوت باشد و اين مسأله اي است که تحقيقات انساني و روانشناسي هميشه با آن روبه رو بوده اند.

فصل سوم:
روش اجراي تحقيق

3-1- مقدمه
پژوهش با نظر به اساسي ترين عناصر آن عبارت است از فرايند مشخص کردن موضوع و مطلبي ناشناخته و سپس جمع آوري اطلاعات براي شناخت آن موضوع. با توجه به اينکه انتخاب روش پژوهش به ماهيت موضوع، اهداف پژوهش و فرضيه هاي تدوين شده بستگي دارد اين روش بر آن است تا به بررسي و مقايسه طرحواره هاي ناسازگار و خود تنظيم گري در بيماران مبتلا به ام اس و افراد سالم بپردازد.

3-2- جامعه آماري
کليه مبتلايان زن و مرد داراي بيماري ام اس در استان کرمان جامعه آماري پژوهش حاضر را تشکيل مي دهند و جامعه هدف تعداد 1030 نفر زنان و مرداني هستند که به انجمن حمايت از بيماري هاي خاص استان کرمان مراجعه مي کنند.

3-3- روش نمونه گيري و حجم نمونه
تعداد بيماران مبتلا به ام اس که عضو انجمن بيماري هاي خاص هستند 1030 بود که از 811 زن و 219 مرد تشکيل شده است. از بين جامعه هدف زنان و مردان مبتلا به بيماري ام اس که عضو انجمن حمايت از بيماري هاي خاص مي باشند تعداد 102 نفر به شيوه نمونه گيري هدفمند انتخاب شدند و همچنين تعداد 100 نفر افراد سالم نيز برا ي مقايسه و پژوهش شرکت کردند.

3-4- ملاک هاي ورود
? ابتلا به بيماري ام اس
? محدوده سني 25 تا 50
? دارا بودن سواد خواندن و نوشتن

3-5- ملاک هاي خروج
? ابتلا به بيماري روانپزشکي
? ابتلا به ديگر بيماري هاي جسماني و ناتواني جسمي

3-6- ابزارهاي پژوهش
3-6-1 پرسش نامه طرحواره يانگ (شکل کوتاه 239YSQ -SF)
براي اندازه گيري طرحواره هاي ناسازگار اوليه از پرسش نامه اي خود گزارشي که يانگ (2005) طراحي کرده بود استفاده شد. اين پرسشنامه با75 ماده، مقياس پاسخگويي6 درجه ليکرت (کاملاً غلط :1 تا کاملاً درست :6) و 15 خرده مقياس شامل محروميت هيجاني، طرد/ رها شدگي، بي اعتمادي/بد رفتاري، انزواي اجتماعي، نقص/ شرم، شکست، وابستگي/ بي کفايتي، آسيب پذيري به ضرر، گرفتاري/در دام افتادگي، اطاعت، از خود گذشتگي، باز داري هيجاني، معيارهاي سرسختانه، استحقاق، خويشتن داري و خود انضباطي ناکافي استفاده شد. هر پنج ماده اين پرسش نامه مربوط به يک طرحواره و براي بدست آوردن نمره طرحواره ها، ميانگين نمره در هر 5 ماده محاسبه مي گردد. در هر کدام از طرحواره ها که فرد نمره بيشتري کسب کند به آن طرحواره به عنوان طرحواره ترجيحي وي در نظر گرفته مي شود.
اعتبار مقياسYSQ -SF بوسيله آلفاي کرونباخ براي کل آزمون 96/0 و براي تمام خرده مقياس ها بالاتر از85/0گزارش شده است (يانگ 1998، 12). اين پرسش نامه را در ايران آهي (1385، 3) ترجمه و آماده اجرا کرده و همساني دروني آن را برحسب آلفاي کرونباخ در گروه مونث 97/0 و در گروه مذکر 98/0،گزارش کرده است. در پژوهشي که يوسف نژاد شيرواني و پيوسته نگر (1390، 2) انجام دادند آلفاي کرونباخ به ترتيب براي محروميت هيجاني برابر با 80/0، براي طرد/ رهاشدگي برابربا 87/0، براي بي اعتمادي/ بد رفتاري برابر با 77/0 ، براي انزواي اجتماعي برابر با 70/0 ، براي نقص/ شرم برابر با 83/0، براي شکست در پيشرفت برابر با 84/0، براي وابستگي/ بي کفايتي برابر با 80/0، براي آسيب پذيري نسبت به ضرر برابر با 73/0، براي گرفتاري/ در دام افتادگي برابر با 71/0، براي اطاعت برابر با 70/0، براي از خود گذشتگي برابربا 71/0، براي بازداري هيجاني برابربا 79/0، براي معيارهاي سرسختانه برابر با 73/0، براي استحقاق برابر با 66/0، براي خويشتن داري و عدم انضباط کافي برابر با 71/0 و براي کل پرسش نامه برابر با 90/0 به دست آمد. در پژوهش حاضر ميزان آلفاي کرونباخ کل محاسبه شده با 75 آيتم برابر با 97/0 و ضريب پايايي زير مقياس هاي پرسش نامه طرحواره هاي ناسازگار به شرح زير است:
جدول 3-1: ميزان آلفاي کرونباخ طرحواره هاي ناسازگار
محروميت هيجاني
87/0
رهاشدگي
82/0
بي اعتمادي/ بدرفتاري
80/0
ان
زواي اجتماعي و بيگانگي
83/0
نقص/ شرم
84/0
شکست
88/0
وابستگي و بي کفايتي
80/0
آسيب پذيري در برار ضرر و بيماري
83/0
گرفتار/ خودتحول نايافته
81/0
اطاعت
86/0
ايثار
77/0
بازداري هيجاني
79/0
معيارهاي سرسختانه
75/0
استحقاق
67/0
خويشتنداري
71/0

3-6-2 پرسشنامه راهبردهاي تنظيم هيجان240(ERQ)
اين پرسشنامه توسط گروس و جان (2003) طراحي شده است و راهبردهاي تنظيم هيجان را مي سنجد. فرم اوليه آن داراي 16 سوال بوده که آلفاي کرونباخ براي کل پرسشنامه86/0 به دست آمده است. فرم کوتاه و تجديدنظر شده آن 10 گويه دارد که تفاوت هاي فردي را در ارزيابي مجدد شناختي241 و فرونشاني ابزاري242 بررسي مي کند. ماتسوموتو و همکاران (2005، 5) تفاوت بين فرهنگي متوسطي را در هر دومقياس گزارش کرده اند. گزينه هاي آن در مقياس هفت درجه اي ليکرت تنظيم شده است. براي اين ابزار همساني دروني و پايايي بازآزمايي، و روايي همگرا و تفکيکي بالا گزارش شده است. در اين مقياس پاسخ ها در طيف 7 گزينه اي قرار گرفته اند (1= کاملا ناموافق تا 7= کاملا موافق). از دو قسمت، ارزيابي مجدد شناختي (6 گويه) و فرونشاني (4 گويه) تشکيل شده است. در اين پژوهش نسخه اي از اين پرسشنامه که توسط تاشک (1390) مورد ارزيابي قرار گرفته است استفاده شد. اين پرسش نامه در گروه بيماران سرطاني مورد استفاده قرار گرفته است که آلفاي کرونباخ مقياس ارزيابي مجدد 87/0 و مقياس فرونشاني 90/0 گزارش شده است. در تحليل عاملي تاييدي نيز شاخص هاي برازش قابل قبول به دست آمد. نتايج به دست آمده در مورد شاخص هاي اين ابزار مشابه نتايج گزارش شده در پژوهش تاشک (1390)است. آلفاي کرونباخ به دست آمده در اين پژوهش در جدول 3-2 به اين شرح است:

جدول 3-2: ميزان آلفاي کرونباخ تنظيم هيجاني
متغير
آلفاي کرونباخ
فرونشاني
47/0
ارزيابي مجدد
69/0

3-6-3 پرسش نامه راهبرد هاي مقابله اي کارور243
اين پرسش نامه شامل 28عبارت است و در مقياس 4 درجه اي نمره گذاري مي شود. ولراث244 نشان داد که اين مقياس چه در سطح کل و چه در سطح مقياس هاي فرعي، به جز مقياس مربوط به سبک درگيري ذهني يا بي تفاوتي رواني (کمتر از5/0) از همساني و تجانس دروني مناسب (بالاتر از 65/0) برخوردار است. روايي سازه اين پرسش نامه نيز از راه بررسي ارتباط بين سبک هاي مقابله اي و عوامل شخصيت تعيين شد،به اين منظور بين سبک مقابله اي مساله مدار و همچنين هيجان مدار مثبت دو عامل شخصيت، نظير ترديد به خود، ناايمني، حساسيت، وابستگي، شکايت، مقاوم بودن و بي ثباتي هيجاني، در مجموع روابط منفي و بين سبک هاي مقابله اي هيجان مدار منفي و اين عوامل در بيشتر موارد رابطه مثبت داشت. (کارور 1997، 4).
با تحليل عامل صورت گرفته توسط ولراث، سه سبک مقابله مساله مدار،هيجان مدار مثبت و هيجان مدار منفي از اين پرسش نامه استخراج شد. روايي و اعتبار اين پرسش نامه در ايران در تحقيقات متعدد گزارش شده است از جمله پژوهش ملازاده که پايايي و باز آزمايي را 79/0 و آلفاي کرونباخ کل پرسشنامه را 80/0 گزارش نمود. همچنين پس از انجام تحليل عامل روي گويه هاي پرسش نامه مشخص شد که تنها تفاوت با تحليل عاملي ولراث، قرار گرفتن مذهب در گروه راهبرد هاي مساله مدار است

دیدگاهتان را بنویسید