پایان نامه ارشد با موضوع خانواده ها

:
وظيفه اصلي هر جامعه باز توليد خود است براي خلق اعضايي كه رفتارها،آرزوها وهدفهايشان با رفتارها،خواسته ها وهدفهايي كه از طرف جامعه مناسب تشخيص داده مي شود ،تطبيق كند . از طريق فرآيند نيرومند وهمه جا حاضر جامعه پذير ي است كه نيازهاي جامعه به نيازهاي فرد تبديل مي گردد .
جامعه پذيري فرآيند يادگيري است ؛اين فرآيند وسيله اي است كه از طريق آن ما مهارتهاي اجتماعي مانند رانندگيبا اتومبيل ،غذا خوردن با قاشق ،چنگال و…را مي آموزيم . وهمچنين جامعه پذيري وسيله اي است كه در خلال آن ياد مي گيريم كه چگونه دنياي خود را بشناسيم وچگونه با ديگران رابطه متقابل برقرار كنيم ويا اين كه مرد بودن يعني چه وزن بودن يعني چه وديگر اينكه در هر شرايطي چه بايد كرد وچه نبايد كرد واصولا جامعه چه چيزي را خوب مي داند وچه چيزي را بد .
مردم اغلب چنين خوب مي پندارند كه جامعه پذيري مترادف است با تربيت كودك .اين حقيقت دارد كه آموزش سازند. واصلي،در مراحل ابتدايي زندگي رخ مي دهد وبه همين دليل كودكان بايد ارزشهاي اساسي،دانشها،وباور هاي فرهنگي جامعه خود را ياد بگيرند.
بخشي از جامعه پذيري كه در دوران كودكي به وقوع مي پيوندد ،بدان”جامعه انتظاري “مي گويند”واين همان شيوه اي است كه كودكان ارزشها ،سو گيري هاييكه درآينده با آن مواجه خواهند شد ياري مي گيرند.
باز جامعه پذيري(دوباره اجتماعي شدن ):
جامعه پذيري در دوران كودكي به پايان نمي رسد ،ولي به هرحال در سراسر زندگي آدمي ادامه مي يابد .بزرگسالان هم دوباره اجتماعي (باز جامعه پذيري)مي شوند وهنجارها ،ارزشها وانتظارات جديدي را مي آموزند.
در هرگروه يا سازمان جديدي كه عضو مي شويم ويا هر رابطه دوستي برقرار مي كنيم يا در هر تجربه اي كه در زندگي بهدست مي آورديم .ناچاريم كه هويت هاي جديدي را كسب كنيم وبراي هنجارهاو ارزشها ي جديدي “اجتماعي”مي شويم.براي برخي از شغلها ي خاص اجتماعي شدن دوباره به ماكمك مي كند كه انتظارات قبلي خود را كنار گذارده وبرداشت واقع بينانه تري را از اين شغلها ي به دست آورديم به عنوان مثال دانشجويان جديد پليس معتقدند كه شغل آنان حفاظت از مردم است ،بنابراين بايد بياموزند كه زور چيز مناسبي است وگاه بدان احتياج است.برخي اوقات اجتماعي شدن دوباره بزرگسالان از طريق زور صورت مي گيرد تا اين كه هدف هاي مهم سازماني واجتماعي بهتر برآورده شود .ارتباط گروهي از افراد در زندانها ،بيمارستان هاي رواني وپادگان هاي نظامي با جامعه بيرون قطع مي شود واين افراد مجبور مي شوند كه يك زندگي محدود كنندهاي را تحمل كنند.در چنين وضعيتي تجربه هاي جامعه پذيري پيشين به گونه اي منظم از بين مي رود وبه تجربه هاي جديدي شكل مي گيرد كه منافع گروه را تامين كند مثلا در يك پادگان نظامير ،فرد مي آموزد كه هويت پيشين خود را به عنوان يك غير نظاميكنار گذارد.وهويت جديد سر باز ي را پيش گيرد .او بايد بياموزد كه چگونه همچون يك سر باز فكر مي كند و عمل نمايدونيز بايد ياد بگيرد كه دنيا را از ديدگاه يكسرباز نگاه كند .براي كمك به سربازاني كه تازه وارد خومت مي شوند بايد به آنان يا وداد كه هويت پيشين خود را عوض كنند وموقعيت هاي جديد را بپذيرند همه اين كار ها براي آن است كه فرد آنان از بين برود.
همه مي دانيم كه موقعيت هايي نيز وجود داشته است كه در آن اجتماعي شدن دوباره در تنهايي صورت گرفته است وبه همين دليل از اين فرآيند به طور مصيبت داري استفاده استثماري شده است.به عنوان مثال مي توان از خود كشي دسته جمعي در جونز تاون(1978)وبرخورد مسلحانه سال 1993و نابودي قرار گاه ديويد كورش در تگزاس آمريكا ونيز حمله شيميايي متروي ژاپن توسط اعضاي گروه آم شين ريكورا نام برد رهبران اين گروه ها به اعضايشان گفته بودند كه براي دستيابي به يك زندگي پر بار بايد خود را از ديگران جدا كرده و تمام روابط عاطفي و ارزشهاي خود را با آنان قطع كنند .اعضاي گروه چنان از طرف رهبران خود شستشوي مغزي شده بودندكه اختيار خود را به دست آنان سپرده بودند ،به طوري كه هر چه رهبران مي گفتند بدون چون وچرا مي پذيرفته واجرا مي كرند .
هنگامي كه مردم به طور عاطفي وجسماني از دوستان وخانواده خود جدا مي شوند فرديتخود را از دست مي دهند ومي توانند از طريق نفوذ وتهديد به كارهايي دست بزنند كه قبلل تواناييآن را نداشتند.از جمله كشتن خود وديگران
عوامل يا كار گزاران جامعه پذيري :
فرآيند جامعه پذيري داراي جلوههاي گوناگون است كه در سراسر زندگي برفرد تاثير مي گذارد در اين ميان كار گزاران جامعه پذيري ،نهادها يا ساير زمينه هاي ساختاري كه جامعه پذيري بويژه در سالهاي اوليه زندگي در آنها رخ مي دهد ،داراي بيشترين اهميت هستند .
در جامعه هاي نوين :
خانواده،گروه همگان ،مدرسه ورسانه هاي گروهي به واسطه قدرت وتأثير پيوسته اي كه در جامعه پذيري دارند از اهميت فراواني برخورددارند .

1. خانواده :
بدون ترديد ،خانواده در همه جامعه ها ،مهمترين كارگزار جامعه پذيري است . يكي از دلايل اين اهميت ،برعهده داشتن مسئوليت اصلي اجتماعي كردن كودكان در سالهاي حساس اوليه زندگي از جانب اين نهاد است واز آنجا كه نوع روابط اجتماعي در درون خانواده عموماًمبتني بر تماس بسيار نزديك ،مستقيم ،رودرو ،صميمي وغير رسمي است يكي از اساسي ترين ومحوري ترين كارگزاران جامعه پذيري شناخته مي شود . كودكان در خانواده ودر ارتباط با والدين خود به كسب هويت مي پردازند ،همانند آنان مي شوند وآنچه آنها مي كنند ومي گويند انجام مي دهند ودر نتيجه رفته رفته رفتار درست را طبق نظر والدين فرا گرفته ،به كار مي برند . از اين رو دختران وپسران به شيوه هاي مختلف اجتماعي مي شوند والگوي رفتاري متفاوتي را با توجه به جنس خود ياد مي گيرند .
2.گروه همگنان :
گروه همگنان در زندگي كودكان واجتماعي كردن آنان نقش بسيار مهمي دارد معمولاًدوستان وهمه كودكاني كه تقريباًهمسن وهمبازي كودك هستند ودر او تأثير مي گذارند ،شامل گوه همگنان مي شود . كودكان با هم بازي مي كنند وقدري كه بزرگتر شدند با هم گردش مي روند پذيرفته شدن در گروه براي آنها خيلي مهم است زيرا آنان رفتارهاي خود را طبق موافقت گروه اصلاح وتعديل مي كنند به اين ترتيب گفته مي شود كه گروه همگنان يكي از كارگزاران اساسي ومهم جامعه پذيري انسان است.
3.مدرسه :
پر قدرت ترين كارگزار جامعه پذيري بعد از خانواده،مدرسه وتعليم وتربيت است . بنابر ديدگاه كاركردگرايان ،هدف اوليه مدارس ،اجتماعي كردن كودكان است . كودكان معمولاًدر سن 5 سالگي وارد نظام آموزشي (كودكستان )مي شوند آنان با زمينه هاي ذهني ،فكري وفرهنگي گسترده وگوناگوني به مدرسه مي روند در مدرسه مجموعه اي از ارزشها ،هنجارهاودانستنيهاي مهم به آنان آموخته مي شود . در كنار اين دانشي كه به طور رسمي وبه عنوان برنامه درسي به آنها ياد داده مي شود ،دانش آموزان همچنين مجموعه اي از ارشها ومهارتهاي پنهاني را كه در مدرسه وجود دارد وبه وسيله معلمان وكاركنان مدرسه وحتي ديگر دانش آموزان به آنها انتقال مي يابد فرا مي گيرند . براي مثال :آموزگاران تأكيد بسيار دارند كه تمايزي بين دختران وپسران نيست وهمه براي كسب علم ودانش داراي فرصت هاي مساوي هستند؛اما در عمل چنين نيست ؛آنها در طي دوره هاي مختلف زندگي در مدرسه ،با شيوه هاي مختلفي با پسران ودختران سعق مي گويند وموضوعهاي گوناگون ومتفاوتي را با توجه به سن در اختيار آنان مي گذارند . اين امر موجب پيدايي آموزش پنهاني مدرسه (برنامه درسي پنهان )كه بسيار هم مهم است ،مي گردد.
4.رسانه هاي گروهي :
جدا از تجربه مستقيم ،بسياري از مباحث ومطالبي كه درباره جهان مي دانيم از طريق روزنامه ،راديو،تلويزيون وديگر رسانه هاي گروهي كسب كرده ايم .نگرشها والگوهاي رفتاري مااز اطاعات داده شده وراههاي ارائه شده توسط اين رسانه ها تاثير مي پذيرد .براي مثال :بيشتر گرايشهاي ما به سوي ديگر كشورها ،گروهاي قومي ،رفتار ويژه ي جنسي ورويدادهاي سياسي از همين رسانه ها ي گروهي شكل گرفته است.
در حال حاضر با پيشرفت دانش فني وگسترش وسايل ارتباط جمعي شاهد پيدايي تولد نسل هاي تازه هستيم ،كودكان ما از نخستين برههاز زندگيشان در مسير سيلي از امواج گوناگون وپيام هاي متعدد قرارمي گيرند واين اطلاعات از دورتريننقاط جهان وارد خانه هاي آنان مي شوند .بنابراين به نظر مي رسد كه دنياي ارتباط به مرور فرزندان تازهاي در خود پرورش مي دهد ونسل هاي جديد را پديدمي آورد كه دنياي متفاوتي با بزرگترها دارند وبايد براي پرورش بهتر اين نسل برنامه هاي مناسبودر خودر ،تدارك ديده شود .
ساز وكارهاي جامعه پذيري:
براي آنكه جامعه اي ازهم نپاشد وتدوم يابد واعضاي آن از درون به تبعيت هنجارهاي اجتماعي كشيده شوند وارزشهاي فرهنگي جامعه خودرا بپذيرند وبا ديگران همانند گردند بايد از ساز وكارهاي اصلي جامعه پذيري يعني يادگيري ودروني كردن هنجارهاي اجتماعي استفاده كرد.
1-يادگيري:يادگيري از عوامل مهم جامعه پذيري وفرآيند است كه به موجب آن هر موجود زنده (اركانيسم)اطلاعات لازم را براي تغيير رفتار از طريق تجربه كسب مي كند (لنسكي ،636:1369)كودكي كه والدينش اورا واداربه رعايت نظافت ،داشتن اخلاق خوب وپيروي از آداب معشرت مي كنند تابع نوعي يادگيري مي شود كه به وسيله تكرار حركات ورفتارهاي ويژه در ذمن او تثبيت مي شود .كودكي كه مي خواهد بازي تازهاي را ياد بگيرد ،به ديگران مي نگرد واز آنها تقليد مي كند وسپس خود به آزمايش مي پردازد وخطا هاي خود را تصحيح مي كند.به همين شكل ،شخصي كه متني را بوسيله تكرار در دفعات زياد وتصحيح خطاهاي خود به خاطر مي سپارد به حافظه خود نوعي يادگيري را تحليل مي كند .وبالاخره كودكي كه به خاطر گيجي وسر به هوايي خود تنبه مي شود ويا هنگام بروز رفتارهاي مناسب پاداش در يافت مي كند تارفتار نيك وعادت خوب در تثبيت گردد،نيز نوعي يادگيري را تجربه مي كند .
عوامل بسياري در استواري يادگيري موثر ،مانند توانايي،جديت ،شايستگي،تندرستي ورغبت يادگيرنده،عادت هاي شغلي ،گروه همگان ، معلمان ،شكل ومحتواي آنچه كهاز رسانه هاي گروهي برفرد عرصه مي شود وتكرار،پاداش وتنبيه وآزمايش خطا عمده ترين شيوه هايي هستند به كمك آنها امر يادگيري صورت مي گيرد .
2-دروني كردن هنجارهاي اجتماعي:فرد در فرآيند جامعه پذيري،ارزشهاوهنجارهاي فرهنگي جامعه خود را كسب مي كند وبه آن حالتي دروني مي بخشد .اين امر نياز به طي مراحل چون:كنش متقابل با ديگران-تجربه پذيري عاطفي -يادگيري زبان .دارد شواهد مشاهدهاي وتجربي بسياري براي اثبات ضروري كنش متقابل با ديگران وتماس هاي فرهنگي براي رشد ذهني وجود دارد.تاثير اين امر براي رشد طبيعي از مطالعه آدميان دور از فرهنگ وكودكان پرور شگاهي وخانواده هاي از هم پاشيده كه اثرات عاطفي “مهرورزي”آنها از يكديگر دريغ شده به ضوح ديده مي شود.
طبقه اجتماعي :ديگر عوامل جامعه پذيري
طبقه اجتماعياز مردمي كه داراي قدرت ،منزلت وامتياز تقربيا يكساني بر خوردارند تشكيل مي شود .موقعيت طبقاتي به طور تمام وكمال برهمه جنبه هاي زندگي مردم از جمله :ديدگاهاي سياسي ،رفتارهاي جنسي ،عضويت در گروهها ،نوع غذا وانتظار از زندگي مردم اثر مي گذارد . در واقع ،با توجه به دامنه ي نفوذ تفاوتهاي طبقاتي مي توان گفت ارزشها گرايشهاي كودكان متأثر از موقعيت طبقاتي والدينشا است . ملوين كوهن (1979)جامعه شناس آمريكايي شواهدي بدست مي دهد كه ارتباط وپيوند طبقه ي اجتماعي وفرآيند جامعه پذيري را تأئيد مي كند . كوهن با 200نفر كارگر و200زوج طبقه متوسط كه اكثراًفرزندي در كلاس پنجم دبستان داشتند مصاحبه كرد او دريافت كه والدين طبقه متوسط برعكس والدين كارگر گرايشهايي چون :”به خود متك

دیدگاهتان را بنویسید