پایان نامه اثربخشی آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی (MBSR) در طرح‌واره‌های هیجانی- قسمت 2

ران،1393؛ طلائی و همکاران، 1393). شهید در تحقیقی نشان داد که نرخ افسردگی در خانم‌های نابارور دو برابر بیشتر از خانم‌های بارور است. اخیرا در تحقیقی نوربلا[98]و همکاران(2009) روی یک نمونه ایرانی انجام دادند، متوجه اختلالات روانپزشکی، اللخصوص افسردگی، حساسیت بینفردی و افکار پارانویید شدند که این خانم‌ها دوبرابر بیشتر از خانم‌های نابارور دارند. در تحقیقی که در سال 1991 توسط برگ و ویلسون [99]انجام شد، نشان داد که افسردگی و حساسیت بینفردی همراه با نشانههای سایکوتیک در جمعیت خانم‌های نابارور بطور قابل ملاحظهای بیشتر از جمعیت خانم‌های بارور بود.

افسردگی در بین خانم‌های تحت درمان باروری هستند، ممکن است بر اثر انباشته شدن ناامیدیها و استرسهایی باشد که از یک سری شکستهای درمان بوجود آمده است(دیاموند[100] و همکاران، 1999). ناراحتی، خشم، ناامیدی و ناکامی حاصله از شکست در درمان، ممکن است منجر به افسردگی و سایر اختلالات روانشناختی شود چراکه زمانی برای ناراحتی و غصهخوردن در بین دورههای درمان باروری که زمانبر هست وجود ندارد و در حین این فرایند افزایش سن نیز اتفاق میافتد که این امر روی خوب بودن[101] روانشناختی هم اثر خواهد گذاشت(برنادت[102]،2010).

یکی از موضوعات مورد تاکید در پژوهش‌های اخیر طرح‌واره‌های هیجانی است که با بسیاری از اختلالات روانی از جمله اضطراب، استرس، افسردگی(لیهی،2011)، تعارضات زناشویی(لیهی،2004)، سندرم خستگی مزمن، سندرم روده تحریک‌پذیر، اختلال جسمانی‌سازی، اختلالات خوردن، فوبی اجتماعی، PTSD(لیهی،2002؛ ریمز[103] و چالدر[104]، 2010) و اختلالات شخصیت(لیهی و ناپولیتانو[105]، 2005) ارتباط دارد.

درحالیکه عوامل روانشناختی بسیاری بر روی بیماران نابارور تاثیرگذار است اما سطح اضطراب، افسردگی و استرس افراد در طی دوره‌های مختلف درمان متفاوت است(ویلکینز[106] و همکاران،2010؛ ویلیامز[107] و زاپر[108]،2006) و بسته به اینکه در کدام دوره درمان قرار دارند خانم‌ها در حالتی بین امیدواری و ناامیدی در نوسان‌اند(دومر[109] و همکاران،1992؛ ادنس[110] و همکاران،1999). پژوهش حاضر بر روی خانم‌های ناباروری انجام گرفت که در اولین دوره لقاح آزمایشگاهی(IVF) قرار می‌گیرند، چراکه تحقیقات نشان داده است که بیماران در اولین دوره IVF، سطح اضطراب و استرس و افسردگی متفاوتی از سایر سطوح درمان دریافت می‌کنند(ورهاک[111] و همکاران،2001).

ناباروری از جمله استرس‌هایی است که ساختار روانی و روابط بین فردی شخص را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد(نجمی و همکاران، 1380). هرچند ناباروری در مراحل اولیه به عنوان یک وضعیت بالینی تلقی می‌گردد اما تشخیص آن می‌تواند تاثیرات زیادی بر عملکرد هیجانی زوجین درگیر در این مشکل بر جای بگذارد(ابی[112] و همکاران،1998). این تاثیرات منفی در مطالعات متعدد نشان داده شده است(خیاتا[113] و همکاران،2003؛ مونگا[114] و همکاران، 2004؛ ابی و همکاران، 1992؛ فراهانی،1380؛ حسن‌پور ازغدی و همکاران،1392؛ نجمی و همکاران،1378).

از نظر روان‏شناختی، ناباروری یک دوره‏ی بحرانی است که از عدم تعادل شناختی و هیجانی بین زوج‏هایی که انتظار داشتن بچه را دارند و آنهایی که قادر نیستند به هدفشان برسند، ناشی می‏شود (نیکلز[115] و همکاران، 2001؛ دس‏سوزا و همکاران، 2014). ناباروری می‏تواند نوعی بحران زندگی، بحران هویت، یک بیماری مزمن، یک آسیب، یا علتی از اندوه و سوگواری یا یک تجربه‏ی هستی‏گرایانه و آمیزه‏ای از همه‏ی اینها در نظر گرفته شود (دیاموند و همکاران، 2000). عده‏ای نیز بر این باورند که ناباروری در بیشتر موارد باعث تنش هیجانی می‏شود. آنها شدت هیجان ناشی از ناباروری را به عنوان بحران ناباروری توصیف می‏کنند و معتقدند که ناباروری، در تمام زمینه‏های شخصی، ارتباطی و شغلی زوج‏ها تاثیر می‏گذارد (تقوی و فتحی آشتیانی، 1388).

هنگامی که زوجی نابارور تشخیص داده می­شوند، عمدتا استرسورهای متنوعی را تجربه می­کنند که شامل؛ اختلال در زندگی فردی زوج و روابط زناشویی (اسچمیت، 2009؛ جانسون و جانسون، 2009؛ نیلفروشان و همکاران، 1384)، تغییرات در کیفیت هیجانی مثل اضطراب (فردریکسون، 2015) و افسردگی (تورن، 2009)، روابط جنسی و تغییر در روابط زوج با همکاران (نایس[116]،2013)، خانواده و دوستان (خیاتا و همکاران، 2003؛ بلیت، 2003)، کاهش ارتباط با یکدیگر و اطرافیان، اشکال در فعالیت جنسی (علیزاده و همکاران، 1384)، کاهش حمایت عاطفی همسر (مستوبایشی و همکاران، 2004؛ دی‏سوزا و همکاران، 2014) و حمایت اطرافیان (ماری آنا و همکاران، 2011؛ کالن و هننسی، 2000) و وسواس در مورد باردار شدن، تصمیم­گیری در زندگی، اختلال عاطفی و هیجانی (مظاهری و همکاران، 2001) می­شود. هیجانات معمول همراه ناباروری طولانی مدت شامل؛ بروز رفتارهای تکانشی و خشم­های پراکنده، اضطراب، از دست‏دادن کنترل (نیلفروشان و همکاران، 1384)، به خود بستن شکست‏ها، از دست دادن مقبولیت اجتماعی (جاکوب، مک‏کویلان و گریل، 2007)، احساس تنهایی (کارل و همکاران، 2005)، احساس نارضایتی، احساس گناه، و حسادت (بویوین، گری‏فیث و ونیتیس، 2011) احساس درماندگی و احساس بی‏ارزشی و بی‏کفایتی، انکار، انزوا (نجمی و همکاران،1380) است. چرا که به بر اساس پژوهش‏های فراوانی، افرادی که تحت فشارهای عمده و مزمن قرار گرفته باشند بیش از همکاران در معرض ابتلا به بیماری­هایی مانند افسردگی (تورن، 2009؛ نایس ،2013)، اضطراب (نایس ،2013)، نارضایتی (خسروی، 1380) و اعتماد به نفس پایین (ماهلدست و همکاران، 1987؛ کرمی نوری، 1380) قرار دارند.

 شواهد بالینی و تجربی (بشلیده، مکتبی و تقی­پور، 1380؛ موسانی و سیلورمن، 2009؛ احسان‏پور و همکاران، 2009؛ دی‏سوزا و همکاران، 2014) بسیاری نشان می­دهند که ناباروری به­عنوان یک عامل فشارزا موجب بروز انواع اختلالات روانی یا رفتاری در شخص نابارور می‏گردد. از سویی دیگر، تحقیقات مختلف (پترسون و همکاران، 2008)، نشان داده­اند ناباروری انتظارات زندگی زوج نابارور را به چالش می­کشد و منجر به بروز مشکلاتی در ارتباط زناشویی می‏شود (اسچمیت، 2009) و زندگی آنها را با خطر جدایی و طلاق تهدیدی می‏کند (سودها و ردی، 2011). خاتمه ارتباط زناشویی ممکن است استرس­زا باشد. بررسی­های اسمینک و همکاران (2001)، نشان می­دهند زنان بارورشده با درمان‏های کمک بارداری هم‏چون افراد نابارور از اضطراب، افسردگی و ترس‏های مختلف که مرتبط با عارضه‏شان است، رنج می­برند، نتایج این پژوهش همسو با نتایج حاصل از مطالعات احسان‏پور و همکاران (2009) است.

برگ و ویلسون (1991، به نقل از رشیدی و همکاران، 1391) نشان دادند که؛ افرادی که تحت درمان IVF  قرار می‏گیرند، در مقایسه با دیگران به اضطراب (ورهاک و همکاران، 2007) و آسیب‏های عاطفی و هیجانی بیشتری مبتلا می‏شوند. اضطراب و افسردگی به عنوان شایع‏ترین اختلالات خلقی و اضطرابی، به عنوان علل احتمالی شکست اولین دوره IVF مطرح شده‏اند (اولیویوس و همکاران، 2004). البته هنوز معلوم نیست سطح بالای آسیب‏های روان‏شناختی در زوجین نابارور مربوط به IVF باشد (ییلاق‏بیگی و همکاران، 1393). هم‏چنین، ممکن است این آسیب‏ها به شرایط خاص دیگری هم مربوط باشند؛ به عنوان مثال سن در هنگام درمان عامل بسیار مهمی است (رشیدی، منتظری، عابدی‏نیا، شریعت، اشرفی و رمضان زاده، 1391). هم‏چنین، تحقیقات نشان می‌دهد كه زنان تحت درمان ناباروری هیجاناتی مساوی یا بیشتر از بیماران سرطانی و قلبی دارند (موسانی و سیلورمن، 2009). زوج‌های نابارور تجربه‌ای طولانی‌مدت و مزمن از استرس در هر ماه را دارند. به عبارت دیگر، با رشد درمان‏های ناباروری و روش­های پیچیده‏تر، استرس به همان اندازه افزایش‏یافته و می‏تواند بر نتایج درمان نیز تأثیر بگذارد (موسانی و سیلورمن، 2009).

 فرآیند درمان ناباروری نیز پر استرس است (پیوندی و همکاران، 1390) و هیجانات و شناخت‏های فرد را متاثر می‏سازد (دیویدوا و پیچووا، 2014). برنامه­های درمانی غیر منعطف ناباروری (نیاز به رابطه جنسی صرفاً برای باروری نه به­خاطر احساس لذت از رابطه جنسی)، هم­چنین درمان­های طولانی و وقت­گیر، هزینه‏های فوق‏العاده زیاد درمانی و درمان­های رنج‏آور، به­ویژه هنگامی که منجر به شکست درمان می­شود، همگی ایجاد کننده استرس شدید در زوجین می‏باشند (فراهانی،1380).

تعداد صفحه :159

قیمت :17500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

  • 2