منبع پایان نامه با موضوع پیامبر (ص)، آداب و رسوم، هاشمی رفسنجانی، عصر جاهلی

دانلود پایان نامه

عنوان (قبل گفته شده) نقل شده، و بعضی دیگرش به صورت احتمال ذکر شده است.
4-2-12 تفسیر آیه دوم و سوم ««وَ وَضعنا عَنکَ وزرک – الَذّی اَنقضَ ظَهرک» تفسیر نمونه
«وزر» در لغت به معنی سنگینی است، واژه «وزیر» نیز از همین معنی مشتق شده است، چون بارهای سنگین حکومت را بر دوش می کشد و گناهان را نیز به همین جهت وزر می گویند چرا که بار سنگینی است بر دوش گنهکار. «انقض» از ماده «نقض» به معنی گشودن گره طناب، یا جدا کردن قسمت های به هم فشرده ساختمان است، و «انقاض» به صدایی گفته می شود که به هنگام جدا شدن قطعات ساختمان از یکدیگر به گوش می رسد، و یا صدای مهره های کمر به هنگامی که زیر بار سنگینی قرار می گیرد. این کلمه در مورد شکستن پیمان ها و قراردادها نیز به کار می رود و می گویند فلان کس نقض عهد کرد. و به ای ترتیب آیه فوق می گوید: خداوند آن بار سنگین و کمرشکن را از تو برداشت. قرائن آیات به خوبی نشان می دهد که منظور همان مشکلات رسالت و نبوت، و دعوت به سوی توحید و یکتاپرستی، و برچیدن آثار فساد از آن محیط بسیار آلوده بوده است، نه تنها پیغمبر اسلام (ص) که همه پیغمبران در آغاز دعوت با چنین مشکلاتی عظیم رو به رو بودند، و تنها با امدادهای الهی بر آنها پیروز می شدند، منتها شرایط محیط و زمان پیغمبر اسلام (ص) از جهاتی سخت تر و سنگین تر بود. بعضی نیز «وزر» را به معنی بار سنگین «وحی» در آغاز نزول، تفسیر کرده اند. بعضی نیز به ضلالت و گمراهی و لجاج و عناد مشرکان. و بعضی به اذیّت و آزار فوق العاده آنها. و بعضی به اندوه ناشی از وفات عمویش ابوطالب و همسرش خدیجه و بالاخره بعضی به مسأله عصمت و پاکی از گناه تفسیر کرده اند، ولی ظاهراً همان تفسیر اول از همه مناسب تر است، و اینها شاخ و برگی برای آن محسوب می شود.
4-2-13 تفسیر آیه سوم «الذّی انقض ظهرک» تفسیر راهنما
1- تحمل سنگینی رسالت، بدون امدادهای الهی، برای پیامبر (ص) سخت و کمرشکن بود.
«نَقض» (به فتح «نون») نقطه ی مقابل ابرام (استحکام) و به معنای از هم گسستن بندهای ساختمان، یا ریسمان و یا گره ها است. از صدایی که هم زمان با از هم گسیختگی چیزی به وجود می آید، «انتقاض» تعبیر می شود. [از این رو] به صدای مفصل ها «نقیض» می گویند (مفردات). «نقص» (به کسر «نون») به معنای شتری است که رنج سفر آن را لاغر کرده باشد (العین) جمله ی «و الذی انقضَ ظهرک»، یا به این معنا است که پشت تو را سنگین کرد تا آن را «لاغر» ساخت و یا این که آن را سنگین کرد، تا صدای شکستن و از هم گسستن آن به گوش رسید. (قاموس)
2- پیامبر (ص)، در انجام دادن مسئولیت های سنگین رسالت خویش، حد نهایی طاقت خویش را به کار گرفت.
3- تلاش طاقت فرسای پیامبر (ص)، در انجام دادن رسالت الهی، آن حضرت را بی رمق ساخته، توان او را به تحلیل برده بود.
4- مهجور ماندن پیامبر (ص) و رسالت های او در بین مردم، تاب و توان را از آن حضرت ربوده بود.
5- آداب و رسوم عصر جاهلی برای پیامبر (ص)، کوبنده، آزار دهنده و کمرشکن بود.
در آیه ی قبل، برای «وزر»، مصادیقی احتمالی ذکر شد که از جمله آنها، آداب و رسوم دوران و جاهلیت بود. این احتمالات، گرچه شاهدی قوی ندارد؛ ولی ممکن است هدف از مطلق آوردن کلمه ی «وزر» تعمیم آن به تمام مصادیق احتمالی باشد1 .

1 – هاشمی رفسنجانی، علی اکبر (1386). تفسیر راهنما، جلد 20، ص 433.

4-2-14 تفسیر آیه سوم «الذّی انقض ظهرک» تفسیر نسیم حیات
لغت «اَنقضَ»: شکست. نَقض به معنی شکستن است که صدایش به گوش برسد.
یعنی باری را از دوش تو برداشتیم که پشت تو را شکسته بود.33
4-2-15- تفسیر آیه چهارم «وَ رَفعنا لکَ ذکرک» تفسیر راهنما.
1- خداوند، پیامبر (ص) را در عصر بعثت، نامدار و بلند آوازه ساخت و آن حضرت را در اوج شهرت قرار داد.
2- پیامبر (ص)، فردی آبرومند و دارای مقامی ارجمند در دیدگاه مردم عصر خویش یا رفیع، کنایه از احترام گذاشتن یاد کنندگان است.
3- بلند آوازگی و شهرت پیامبر (ص)، دارای نقشی به سزا در رفع مشکلات رسالت الهی و کاهش سنگینی آن.
حرف «لام» در «لک» یا برای تعلیل است و یا انتفاع. در صورت دوم دلالت دارد که «رفعت ذکر»، برای پیامبر (ص) سودمند است. گفتنی است خطاب به پیامبر (ص) در «لک»- به قرینه «وزرک الذّی انقض ظهرک»- به اعتبار مقام رسالت و رهبری آن حضرت است.
4- آبرومندی نزد مردم، از ویژگی های لازم و سودمند برای رهبران الهی.
5- خوش نامی، نعمتی الهی و سزاوار بازگو کردن و اظهار خرسندی است.
6- خداوند، با توجه دادن پیامبر (ص) به نعمت خوش نامی، آن را عطای ویژه خویش به آن حضرت خواند.
7- توجه پیامبر (ص)، به خدادادی بودن نعمت خوش نامی، مایه اطمینان آن حضرت به دوری اش از قهر و خشم خداوند.

دیدگاهتان را بنویسید