منبع تحقیق با موضوع قانون اساسی، جنگ جهانی اول، امام خمینی (ره)، آداب و رسوم

دانلود پایان نامه

و تربيت فرزندان خود همسو با آداب و رسوم ِ نژادشان و همچنين همکاري و مساعدت با يکديگر مي‌باشند.»اين حکم تاريخي تبديل به نقطه آغاز تعريف اقليت از سوي پروفسور کاپوتوري در گزارش خود جهت حفاظت و دفاع از حقوق اقليت‌ها در سال ۱۹۷۷ شد.(فتاحی،1392).
1-12-3-بهائیت
بهائى گرى به عنوان يك جنبش اجتماعى در قرن سيزده هجري(نوزده ميلادى)در ايران پا به عرصه وجود گذاشت و به عنوان حركتى عليه سنتهاى دينى و اجتماعى حاكم بر جامعه به حيات خويش ادامه داد.اين جنبش در كنار حكومتهاى استعمارى و در مقابل فرهنگ اصيل ملي- اسلامى قرار گرفت و به عنوان ابزار استعمارگران به كار رفت.از نظر اجتماعى، بروز اين جنبش در ايران زمانى بود كه پس از جنگهاى ايران و روس به علت افزايش تماس با فرهنگ اروپايئ ، نو گرايى افكار بسيارى از متفكرين و نيز عوام را به خود مشغول كرده بود و در نتيجه مخالفت با سنتهاى غلطى نظير استبداد شاهان، زمينه براى ظهور حركتهاى اجتماعى فراهم شده بود. در چنين شرايطى جنبشهاى اصلاحى چندى در ايران شكل گرفتند و در اين فضا برخى به فكر تغيير فرهنگ ملى حاكم و ايجاد نوآوريهاى مذهبى افتادند.در نتيجه اين طرز تفكربود كه فرقه هايى چون شيخيه و بهائيه در كنار مكاتب سكولار در ايران ظاهر شدند و همواره در مقابل حركتهاى احياگر سنتهاى ملي- دينى ايستادند و حركتهاى سنت شكن را تأييد كردند. با اين طرز فكر كلى، اين فرقه ها، حتى اگر به قول بعضى به وسيله همان استعمارگران به وجود نيامده باشند، آلت دست استعمارگران قرار گرفتند.
1-12-4-جمهوری اسلامی
بنا به گفته امام، «جمهوري اسلامي‏» نظيري در جهان سياست ندارد اما تركيبي است كه به قالب حكومت اسلامي و محتواي آن اشاره دارد. ايشان در پاسخ به سؤال خبرنگار فاينشنال تايم انگليس كه پرسيد، «دنياي غرب شناخت صحيحي از حكومت اسلامي‏» شما ندارد، مي‏فرمايد: «ما خواستار جمهوري اسلامي مي‏باشيم. جمهوري، فرم و شكل حكومت را تشكيل مي‏دهد و اسلامي يعني محتواي آن فرم، كه قوانين الهي است.» (خمینی ، 157،1373).
جمهورى اسلامى به اين معنى است كه قانون كشور را قوانين اسلامى تشكيل مى‏دهد، ولى فرم حكومت اسلامى جمهورى است، به اين معنى كه متكى بر آراى عمومى است.(خمینی ،240،1367)ماهيت جمهورى اسلامى اين است كه با شرايطى كه اسلام براى حكومت قرار داده است، با اتكا به آراى عمومى ملت، حكومت تشكيل شده و (آن حکومت تنها) مجرى (همان) احكام اسلام مى‏باشد.(خمینی ،444،1367).
اساس پیدایش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر نظریه ولایت فقیه است. نظریه ولایت مطلقه فقیه در سال‌های اخیر توسط امام خمینی (ره)مطرح شده و نظریات مشابهی نیز در آثار فقهای اقدم و فقهای قدیم و فقهای متأخر نیز موجود می‌باشد.برابر قانون اساسی ایران، «اصول حکومت جمهوری اسلامی ایران بر پایه جمهوریت و اسلامیت بنا شده‌است.این نوع حکومت در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ مورد همه پرسی قرار گرفت که ۹۸٫۲ درصد شرکت‌کنندگان به آن رای مثبت آری دادند. (خمینی ،1373،157).

2-1- انواع نظریه ها
2-1-1- نظریه های اندیشمندان و سیاستمداران در مورد فرقه بهائیت
شوقي رباني رهبر بهائيان در روزگار رضاخان و محمدرضا پهلوي در اين مورد چنين مي نويسد:
«هنگامي كه قضيه سوءقصد اتفاق افتاد، حضرت بهأالله در لواسان تشريف داشتند و ميهمان صدراعظم بودند و خبر اين حادثه در قريه افجه به ايشان رسيد. . . سواره به اردوي شاه كه در نياوران بود رفتند و در بين راه به سفارت روس كه در زرگنده نزديك نياوران بود رسيدند. در زرگنده ميرزامجيد شوهر همشيره مبارك كه در خدمت سفير روس پرنس دالگوركي سمت منشيگري داشت آن حضرت را ملاقات كرد و ايشان را به منزل خود كه متصل به خانه سفير بود دعوت و هدايت نمود. شاه از استماع اين خبر غرق درياي تعجب و حيرت شد و معتمدين مخصوص به سفارت فرستاد تا حضرت بهأالله را از سفارت روس تحويل گرفته به نزد شاه بياورند. . سفيرروس از تسليم حضرت بهأالله به نمايندگان شاه امتناع ورزيد و از هيكل مبارك استدعا نمود كه به خانه صدراعظم تشريف ببرند ضمناً از شخص وزير به طور صريح و رسمي خواستار گرديد وديعه پربهايي كه دولت روس به وي مي سپارد در حفظ و حراست آن بكوشد و كاغذي به صدراعظم نوشت كه بايد حضرت بهأالله را از طرف من پذيرايي كني و در حفظ اين امانت بسيار كوشش نمايي و اگر آسيبي به حضرت بهأالله برسد و حادثه اي رخ دهد تو مسؤول سفارت روس خواهي بود. . . (افندی ، 318:1361)
ناصرالدين شاه كه از حادثه ترور سخت به خشم آمده بود، آنچنان كه بايد و شايد به خواسته هاي سفير روسيه توجه نمي كند و «ميرزا حسينعلي» را به زندان مي اندازد. اما به اين سبب كه وي با مساعدت و موافقت دولت روسيه به سلطنت رسيده بود و توان مقابله با قدرت استعماري روسيه تزاري را نداشت و پرنس دالگوركي سفيرروسيه هم مرتباً ماجرا را دنبال مي كرد، سرانجام با اين شرط كه «ميرزا حسينعلي نوري» (بهأالله) براي هميشه از ايران تبعيد شود، با آزادي او موافقت مي كند.

2-1-2-دیدگاه شوقی افندی4
شوقی افندی» جانشین عبدالبهاء می گوید: «دولت اسرائیل وسایل راحتی ما را فراهم کرد». (شهبازی ، 26:1382).
دریکی از نشریات این فرقه آمده است: «با نهایت افتخارو مسرت، بسط و گسترش روابط بهائیت با اولیای اموردولت اسرائیل را به اطلاع بهائیان می رسانیم. بن گوریون – نخست وزیراسرائیل – احساسات صمیمانه بهائیان را برای پیشرفت دلت مزبوربه او ابراز نمودند و ا
و درجواب گفته است: از ابتدای تأسیس حکومت اسرائیل، بهائیان همواره روابط صمیمانه ای با دولت اسرائیل داشته اند.(منصوری،322:1377).
شوقی افندی همواره حمایت از اسرائیل را برهمه دولت های جهان ترجیح داده و به بهائیان فرمان می دهد که به تشکیل محافل روحانی و ملی برمبنای قوانین و مقررات دولت اسرائیل اقدام نمایند. هیئت ریاست بیت العدل اعظم نیز حمایت و رابطه با اسرائیل را یکی از اهداف خود می داند.(افراسیابی،323:1361)
2-1-3- محمد جواد شیخ الاسلامی
دکتر شیخ الاسلامی ــ استاد فقید دانشگاه و نویسنده و مترجم پراطلاع معاصر ــ خاطرات سیاسی سر آرتور هاردینگ (استاد اعظم فراماسونری، و وزیرمختار بریتانیا در ایران زمان مظفرالدین شاه) را به فارسی ترجمه کرده و بر آن تعلیقاتی افزوده است. مستر هاردینگ در بخشی از خاطرات خود، با لحنی جانب دارانه، از بابیان و بهائیان یاد کرده و جناب شیخ الاسلامی با تعریض به حمایت سفیر بریتانیا از آنان نوشته است:
«در عرض یکصد سال اخیر، بابیان و بهائیان ایران همیشه از خطّ مشی سیاسی انگلستان در شرق پیروی کرده اند و ستایش وزیرمختار انگلیس از آن ها امری است کاملاً طبیعی.» (شیخ الاسلامی ،102،1365).

2-1-4-احمد کسروی5
کسروی نوشته است: «آنچه دانسته‌ایم [حسینعلی] بهاء در تهران با کارکنان سیاسی روس همبستگی می داشته، و این بوده چون به زندان افتاد روسیان به رهایی اش کوشیده و از تهران تا بغداد غلامی از کنسول خانه همراهش گردانیده اند. پس از آن نیز دولت امپراتوری روس در نهان و آشکار هواداری از بهاء و دستۀ او نشان دادکه در عشق آباد و دیگر جاها، آزادی به ایشان داده شد.
از آن سو انگلیسیان به نام هم چشمی که در سیاست شرقی خود با روسیان می داشتند، به میرزا یحیی صبح ازل که از بهاء جدا گردیده دستۀ دیگری به نام ازلیان داشت، پشتیبانی می نموده اند. به ویژه پس از آن که جزیرۀ قبرس، که نشیمنگاه ازل می بود، به دست ایشان افتاده که دلبستگی شان به او و پیروانش بیشتر گردیده.
سال ها چنین می گذشت و از دو دسته، آن یکی پشتیبانی از روسیان داشت و آن یکی از هواداری انگلیسیان بهره می جست، و این پشتیبانی و هواداری در پیشامدهای درون ایران نیز… (بی تأثیر) نبود، تا هنگامی که جنگ جهانگیر (جنگ جهانی اول ) پیش آمد. چون در نتیجۀ آن جنگ، از یک سو دولت امپراتوری روس با سیاست های خود برافتاد و از میان رفت و از یک سو دولت انگلیس به فلسطین، که عکا کانون بهائیگری در آنجاست،6 دست یافت. از آن سوی تا این هنگام میرزا یحیی مرد و دستگاه او به هم خورد.
یکی از داستان هایی که دستاویز به دست بدخواهان بهائیگری داده و براستی داستان ننگ آوری می باشد آن است که پس از چیره گردیدن انگلیسیان به فلسطین، عبدالبهاء درخواست لقب ”سر7“ از آن دولت کرده و چون داده اند، روز رسیدن فرمان و نشان در عکا جشنی برپا گردانیده و موزیک نوازیده اند و در همان بزم پیکره ای برداشته اند. پیداست که عبدالبهاء این را پیشرفت بهائیگری و نیرومندی بهائیان پنداشته ، ولی براستی جز مایۀ رسوایی نبوده است و جز به ناتوانی بهائیان نتواند افزود.» (بهائیگری ،89:1323)
دیدگاه فوق را، کسروی در «تاریخ مشروطه» خود نیز، آنجا که در پی تحلیل چرایی و چگونگیِ حمایت ازلیان از مشروطه و حمایت بهائیان از استبداد می باشد، بازتاب داده است: «ما اگر بخواهیم همبستگی ای را که میان بهائیان و ازلیان ــ دو گروه منشعب از فرقۀ بابیه ــ با مشروطه بوده، به راستی روشن گردانیم، باید بگوییم: بهائیان هواخواه خودکامگی و ازلیان هواخواه مشروطه بودند… در جنبش مشروطه، چون دولت انگلیس هواخواه آن می بود، ازلیان پا به میان نهادند. ما تنها در اینجا نام خاندان دولت آبادی را می بریم. حاجی میرزا هادی ــ پدر یحیی دولت آبادی ــ بزرگ این خاندان، نمایندۀ صبح ازل در ایران بود. از آن سوی، چون دولت امپراتوری روس، دشمنی با مشروطه نشان می داد، بهائیان با دستور عباس افندی عبدالبهاء، خود را از مشروطه کنار گرفته از درون هواخواهان محمدعلی میرزا می بودند.» (کسروی ،291:1340)
2-1-5-اسماعیل رائین
رائین، کتابی خواندنی با عنوان «انشعاب در بهائیت پس از مرگ شوقی ربانی» دارد که ضمن شرح انشعاب ها و دودستگی های متعدد و مستمر در بین بابیت و بهائیت، وابستگی آنان به بیگانگان (روس ها، انگلیسی ها، امریکایی ها و صهیونیست ها) را به طور مستند بازگو کرده است.
اسماعیل رائین نیز (همچون کسروی) معتقد است که در تحولات و انشعاباتی که پس از قتل علی محمد باب در میان یاران و هواداران وی رخ داد، بهائی ها سهم روس تزاری شدند و ازلی ها، به ویژه پس از سلطۀ انگلیسی ها بر قبرس (و بیرون آوردن آن از چنگ عثمانی) در سهم لندن قرار گرفتند. رائین این گروه ها را مورد توجه خاص و حمایت ویژۀ بیگانگان دانسته و معتقد است رهبری بهائیت، از آغاز تا امروز، مجموعاً بین روس تزاری، انگلیس و امریکا دست به دست شده است: «از سیصد سال قبل تاکنون، خارجیان همیشه به فرقه های مذهبی در ایران و خاورمیانه توجه خاصی داشتند و حمایت از آنان را از اصول سیاست خود می شمرده اند.»(رائین ،291:1357)
از جملۀ این اقلیت ها تشکیل فرق مختلف ”بابی“، ”ازلی“ و ”بهایی“ و همچنین فرقۀ اسماعیلیه را می توان نام برد. چنان که می دانیم، پس از ایجاد دودستگی میان پیروان سیدعلی محمد باب، صبح ازل به ریاست ”ازلیان“ و میرزا حسینعلی بهاءالله به ریاست فرقۀ ”بهایی“ رسیدند. به طوری که در اسناد و مدارک بایگانی عمومی انگلیس و بایگانی عمومی ه
ند دیده می شود و همچنین بسیاری از مورخان خارجی نیز نوشته اند، این دو فرقه در بدو تأسیس از پشتیبانی خارجیان برخوردار بوده اند. لرد کرزن، سیاستمدار مشهور انگلیسی، در کتاب ”ایران و مسئلۀ ایران“ تصریح می کند: ”صبح ازل که در قبرس سکنی داشت، مقررّی خاصی از حکومت انگلستان دریافت می نمود و در عین حال روس ها هم از وی حمایت می کردند. چنان که تا اواخر انقراض حکومت روسیۀ تزاری، دربار سلطنتی روس از هیچ گونه کمک و جانب داری از بهائیان مضایقه نمی کرد و در مقابل قبرس، عشق آباد کانون بهائیان شد.“ ولی با سقوط حکومت تزاری و تسلط انگلیس ها بر سرزمین فلسطین و تنزل مقام و موقعیت و کاهش سازمان ازلیان، انگلیس ها لقب ”سر“ را به پیشوای بهائیان دادند و چنین وانمود کردند که بهائیان از حمایت آنان برخوردارند. اما به تدریج که بهائیان توسعه و نفوذ جهانی پیدا کردند، به جانب امریکاییان روی آوردند و با گسترش دامنۀ بهائیت در امریکا، در این سرزمین پهناور به فعالیت پرداختند و از انگلیسی ها روی

دیدگاهتان را بنویسید