منابع پایان نامه درمورد بازده مورد انتظار، حجم معاملات سهام، عرضه و تقاضا، اندازه شرکت

م معاملات سهام ودر درجه دوم با ارزش شرکت مرتبط است محقق در خصوص ساير ويژگي هاي فردي سهام که به عنوان متغير مستقل در اين تحقيق ودر توضيح و تحليل نقدشوندگي مورد استفاده قرار گرفته است به هيچ ارتباط معناداري دست نيافته است.

3-1 بيان مساله تحقيق:
بازارهاي سرمايه به منظور تخصيص بهينه منابع ودر نتيجه افزايش رفاه جامعه ايجاد شده اند ويژگي اصلي بازارهاي مالي جهت تحقق اين هدف شامل :
1)حضور موسساتي که قدرت جلوگيري از تقلب و سوء استفاده را داشته باشد .
2) وجود ابزارهاي مالي متعدد ومتنوع که بازار و توزيع ريسک را تکميل مي کند
3) بازارهايي که بتوان در آن داراييها را در کمترين زمان و هزينه ممکن معا مله کرد مي باشد . بنابراين يکي از اصلي ترين کاربردهاي بازا سرمايه تامين نقدشوندگي است .( اگاروال 25،2008) يکي ازموضوع هاي اساسي ميزان نقدشوندگي دارايي ها ست . نقدشوندگي يک دارايي عبارتست از:
” قابليت خريد و فروش آن داريي در کمترين زمان وهزينه ممکن “. بنابراين تعريف نقدشوندگي در
صورت عدم حضور هزينه هاي معاملاتي به تحقق مي پيوندد . نقش عامل نقدشوندگي در ارزش گذاري دارايي ها بسيار مهم است . زيرا سرمايه گذاران به اين موضوع توجه دارند که اگر بخواهند دارايي خود رابه فروش برسانند آيا بازارمناسبي براي آنها وجود دارد يا خير؟ هرچقدر قابليت نقدشوندگي يک سهم کمترباشد آن سهم براي سرمايه گذاري جذابيت کمتري خواهد داشت . مگر اينکه بازده بيشتري عايد دارنده آن شود . نقدشوندگي تابعي از توانايي انجام معامله سريع با حجم بالاي از اوراق بهادار و هزينه پايين است . به اين معني که قيمت دارايي درفاصله زماني ميان سفارش تا خريد تغيير چنداني نداشته باشد.درجه نقدشوندگي يک سرمايه گذاري وقتي پايين است که قيمت منصفانه آن به سرعت بدست نيايد . ميزان نقدشوندگي سهام26 نيز در تصميمات سرمايه گذاري در تشکيل پرتفوي سرمايه گذاري موثراست. به عبارت ديگر سرمايه گذاري منطقي براي سهامي که نقدشوندگي کمتري دارد صرف ريسک بيشتري را مطالبه مي کنند و بازده مورد انتظار آن بيشتر خواهد بود(يحيي زاده و همکاران ، 1389، 113)27.
بنابر تئوري بازار کارا يکي از خصوصيات بازارهاي کارا و ايده آل عدم وجود هزينه هايي معاملاتي و در نتيجه قابليت نقدشوندگي بالا ست . با افزايش نقدشوندگي هزينه معاملات به شکل چشمگيري پايين خواهد آمد. نقدشوندگي همچنين نقش مهمي را در فرآيند کشف قيمت بازي مي کند.تعداد بسياري ازتحقيقات به تاثيرات نقدشوندگي بربازده مورد انتظارپرداخته اند. با توجه به اهميت نقدشوندگي شناخت عوامل موثر بر آن مي تواند به بهبود آن ياري رساند (رضا پور،1389 ،20)28.
در اين تحقيق کوشش شده است که تاثير ساختار مالکيت از دو جنبه نوع مالکيت و تمرکزمالکيت29 برنقدشوندگي سهام مورد بررسي واقع شود دراين تحقيق نوع مالکيت به چهارطبقه مالکيت نهادي30 ، مالکيت شرکتي31 ، مالکيت مديريتي32 و مالکيت خارجي33 تقسيم شده است همچنين شاخص تمرکز مالکيت درصد مالکيت پنج سهامدار بزرگ مي باشد . دراين تحقيق ازمعيارهاي نقدشوندگي متنوع استفاده شده است که به دو دسته معيارهاي معاملاتي34 و معيارهاي اطلاعاتي35 طبقه بندي شده است . مسئله اصلي در اين تحقيق بررسي تاثير ساختار مالکيت ( نوع مالکيت _تمرکز مالکيت ) بر نقدشوندگي سهام مي باشد بنابراين سوال اصلي اين تحقيق عبارت است از اينکه : آيا بين ساختار مالکيت و نقد شوندگي سهام رابطه معناداري وجود دارد؟با دستيابي به پاسخ اين پرسش ميتوان به منظور افزايش نقدشوندگي سهام اقدامات مناسب تري را بعمل آورد .

4-1 چارچوب نظري :
بازارهاي سرمايه به منظور تخصيص بهينه منابع و در نتيجه افزايش رفاه جامعه ايجاد شده اند . ويژگي هاي اصلي بازارهاي مالي جهت تحقق اين هدف شامل 1- حضور موسساتي که قدرت جلوگيري از تقلب و سوء استفاده را داشته باشند 2- وجود ابزارهاي مالي متعدد و متنوع که بازار و توزيع ريسک را تکميل کند و3- بازاري که بتوان در آن دارايي ها را در کمترين زمان و هزينه ممکن معامله کرد ميباشد.بنابراين يکي از اصلي ترين کارکردهاي بازار سرمايه،تأمين نقدشوندگي است . تئوري هاي جديد پيش بيني ميکنند که هم ميزان نقدشوندگي و هم ريسک نقدشوندگي در بازار قيمت گذاري مي گردد (اگاروال ،2008،158) 36.
موضوع نقدشوندگي در سال هاي اخير توجه زيادي را در مطالعات دانشگاهي و همچنين در نشريات مهم به خود معطوف نموده است . نقدشوندگي يک دارايي عبارت است از “قابليت خريد و فروش آن دارايي در کمترين زمان و هزينه ممکن”.بنابر تعريف،نقدشوندگي در صورت عدم حضور هزينه هاي معاملاتي37 به تحقق مي پيوندد. هزينه هاي معاملاتي به دو دسته آشکار و ضمني تقسيم مي شوند. هزينه هاي آشکار شامل کارمزدهاي کارگزاران و ماليات است که عموماً به راحتي قابل اندازه گيري اند.اما هزينه هاي ضمني شامل هزينه عدم دسترسي آسان به اطلاعات صحيح و کامل ،هزينه هاي جستجو،عدم کارآيي تکنولوژيک، تفاوت بين عرضه و تقاضا، رقابت ناقص و عوامل ديگر مي باشد.
نقدشوندگي نقش مهمي را در فرآيند کشف قيمت بازي مي کند و معياري براي کارايي بازار به خصوص به لحاظ اطلاعاتي است (آميهود و همکاران،2005،89) 38. علاوه بر جنبه تئوري به لحاظ عملي و با توجه به واقعيت هاي موجود همانند پديده صف هاي خريد و فروش و مشکلا ت بسيار ديگر، توجه به نقدشوندگي و تلاش براي حل اين مشکل ضروري مي رسد. افزايش نقدشوندگي مي تواند موجب تقسيم هر چه بيشتر ريسک مالي از
طريق کاهش هزينه هاي سبد گرداني وانگيزش بيشتر سرمايه گذاران در تصميم گيري هاي معاملاتي آنان شود . مطالعات نشان مي دهد که هزينه معاملات در بازارهاي امريکا به لحاظ اقتصادي با اهميت بوده است (لسموند و همکاران ،1999،148). 39
با افزايش نقدشوندگي هزينه معاملات به شکل چشمگيري پايين خواهد آمد . نقدشوندگي همچنين نقش مهمي را در فرآيند کشف قيمت بازي مي کند . تعداد بسياري از تحقيقات به تأثيرات نقدشوندگي بر بازده مورد انتظار پرداخته اند (به عنوان مثال از آخرين تحقيقات مي توان به آميهود 40و ديگران (2005) و ايزلي و اهرا41 (2003) اشاره کرد ). با توجه به اهميت نقدشوندگي شناخت در مورد عوامل موثر برآن مي تواند در بهبود آن ياري بخش باشد .يکي از عوامل تأثيرگذار بر نقدشوندگي ساختار مالکيت شرکتها مي باشد که در تحقيقات زيادي اين موضوع مورد بررسي قرار گرفته است نتايج حاصل از اين تحقيقات تأثير ساختار مالکيت شرکتها را بر نقدشوندگي تأييد مي نمايند.
سطح مالكيت سهامداران دروني يا داخل شركت42 بر نقدشوندگي سهام شركت تأثيرگذار است. هنگامي كه افراد داخل شركت اعم از مديران و كاركنان مالك سهام شركت باشند معاملات آنها قبل از تغييرات بسيار غيرعادي در قيمت سهام شركت صورت مي گيرد. سرمايه گذاران نهادي نقش مهمي در نظارت بازي مي كنند و معمولاً بين مالكيت نهادي43 و نقدشوندگي سهام يك شركت رابطه , وجود دارد. همچنين به واسطة تأثير عمليات مبادله سهام توسط سرمايه گذاران نهادي بر قيمت سهام، ممكن است نقدشوندگي سهام به ميزان قابل توجهي افزايش يابد)ويشني، 1992،99) 44.
چهارچوب نظري کايل45 (1985) به شکل گسترده در مطالعه اثرات معاملات طرف هاي مطلع و کارآيي اطلاعاتي آنها در افزايش نقدشوندگي به کار رفته است. مندلسن و تونکا46 (2004) با استفاده از مدل کايل به اين نتيجه دست يافتند که با حضور طولاني مدت سرمايه گذاران مطلع در بازار، قيمت ها
بهتر مي توانند اطلاعات و ارزش واقعي سهام را نمايش دهند و به اين ترتيب ريسک معاملاتي کاهش
يافته و به سبب کارآيي اطلاعاتي ، نقدشوندگي افزايش مي يابد .
گلاستن و ميلگروم47 (1985)، خاطر نشان مي سازند که در حضور سرمايه گذاران مطلع که به صورت غير استراتژيک عمل مي کنند ريسک کژگزيني سبب مي شود تا بازار سازان هزينه معاملاتي خود را افزايش دهند.

مدل تحليلي تحقيق
متغيرهاي مورد بررسي در اين مدل تحقيق شامل دو گروه متغيرهاي اصلي و متغيرهاي کنترلي است . متغيرهاي کنترلي در اين عبارتند از : قيمت -اندازه – ارزش دفتري به ارزش بازار- نوسان بازده مي باشد . متغيرهايي همانگونه که در شکل 1-1مشخص شده است شامل نوع مالکيت و تمرکز مالکيت به عنوان متغير مستقل و معيارهاي تعيين کننده ميزان نقدشوندگي سهام به عنوان متغير وابسته هستند که نحوه محاسبه آنها در زير آمده است :

شکل شماره 1-1 مدل مفهومي تحقيق

براي آزمون فرضيه هاي اين تحقيق از مدل پيشنهادي روبين48 (2007) استفاده شده است .مدل کلي مورد استفاده در پژوهش به صورت زير است:
LIQUIDITY MEASURES i,t =? + ?1(OWNERSHIP) i,t +? BLOCK i,t+?3 SIZE i,t
+?4 PRICE i,t + ?5 BM i,t + ?6 VOLAT i,t + ? i,t

LIQUIDITY MEASURES :معيار هاي مختلف نقدشوندگي براي شرکت i در دوره t
OWNERSHIP : نوع مالکيت (ترکيب سهامداران) شرکت i در دوره t
BLOCK: تمرکز مالکيت شرکت i در دوره t
SIZE: اندازه شرکت i در دوره t
PRICE: قيمت سهم شرکت i در دوره t
BM: نسبت ارزش دفتري به بازار شرکت i در دوره t
VOLAT: نوسان بازده شرکت i در دوره t
? :جمله خطا براي شرکت i در دوره t

متغير هاي مستقل:
در اين پژوهش متغير مستقل ساختار مالکيت ميباشد که از دو جنبه اساسي زير مورد بررسي قرار گرفته است:
الف :نوع مالکيت (ترکيب سهامداران)
مالکيت نهادي :برابر درصد سهام نگهداري شده توسط شرکتهاي دولتي و عمومي از کل سهام سرمايه است.
مالکيت شرکتي :درصد سهام نگهداري شده توسط اجزاي شرکت هاي سهامي از کل سرمايه است.
مالکيت مديريتي: بيانگر درصد سهام نگهداري شده توسط اعضاي هيئت مديره است.
مالکيت خارجي:برابر درصد سهام نگهداري شده توسط شرکاي خارجي- موسسه هاي مالي خارجي و مليت هاي خارجي است .
ب: ميزان تمرکز مالکيت:
درصد سهام در دست دارندگان بلوک هاي سهام: درصدي از سهام منتشره شرکت که در دست پنج سهامدار بزرگ شرکت مي باشد.
متغير وابسته
براي محاسبه نقدشوندگي سهام از معيارهاي مورد استفاده درپژوهش هاي کوئتو49(2009) اگاروال50 (2008) و روبين51 (2007)انتخاب شده اند. در مجموع 5 معيار دردو گروه معاملاتي (معامله محور) و اطلاعاتي (سفارش محور) استفاده شد که تعاريف عملياتي آنها در زير بيان مي شود:
الف:معيار هاي معاملاتي52:
1- حجم معاملات53 سهام : تعداد سهام معامله شده در يک بازه زماني است.
(1-1) TVO = Trading volume

2- ارزش معاملات54 سهام :از حاصل ضرب قيمت سهام در حجم معاملات بدست مي آيد.اين معيار براي بازه هاي يکساله مورد محاسبه قرار گرفته است.
( 2-1) ( PRICE) × ( TVO) = TVA

TVA: ارزس معاملات سهام
TVO: حجم معاملات سهام
PRICE: قيمت هر سهم
3-نرخ گردش سهام55:حجم سهام معامله شده تقسيم بر تعداد سهام منتشره شرکت در يک بازه زماني مشخص گردش سهام را نشان مي دهد.
(3-1)
TOR : نرخ گردش سهام
TVO : حجم معاملات سهام
S
: تعداد سهام منتشره
ب: معيار هاي اطلاعاتي (شفارش محور)56
معيارهاي اطلاعاتي بر خلاف معيارهاي معاملاتي که به صورت سالانه محاسبه شده اند نيازمند اطلاعات روزانه در ساعت مشخص است.
1- شکاف مطلق قيمت هاي پيشنهادي خريد و فروش:اين مقدار از تفاوت قيمت هاي پيشنهادي خريد و فروش بدست مي آيد. (4-1)
درمعادله بالاABS شکاف مطلق قيمتهاي پيشنهادي، AP it قيمت پيشنهادي فروش و BP it قيمت پيشنهادي خريد مي باشد.
2- شکاف نسبي قيمت هاي پيشنهادي خريد و فروش57: اين نسبت ازتقسيم تفاوت قيمت پيشنهادي خريد و فروش بر ميانگين

دیدگاهتان را بنویسید