منابع پایان نامه با موضوع انتقال اطلاعات، زمان فوق العاده، ارزش افزوده، دانش آشکار

دانلود پایان نامه

و اعلام جهت صدور حکم به رئيس فدراسيون
* تاييد 3 نفر عضو هيئت رئيسه که از سوي رئيس هيئت پيشنهاد ميگردند.
2-2-3-2 ترکيب هيئت رئيسه
* رئيس هيئت
* نايب رئيس
* دبير
* خزانه دار
* سه نفر به پيشنهاد رئيس هيئت و تصويب مجمع
2-2-3-2-1 وظايف هيئت رئيسه
1. تهيه گزارش عملکرد يکساله هيئت و ارائه آن به مجمع
2. پيشنهاد بودجه سالانه و برنامه تقويم ورزشي به مجمع براساس منابع مالي قابل تأمين
3. نظارت بر اجراي مقررات و برنامههاي ورزشي در رشته يا رشتههاي مربوطه در سطح استان
4. تأييد مسئولين کميتههاي مختلف در هيئت که از طرف رئيس هيئت پيشنهاد ميشوند.
5. تشکيل کميتههاي متناظر در فدراسيون مرتبط در صورت نياز
6. تأييد رؤساي هيئتهاي شهرستانها(يا شهرهاي) تابعه استان بنا به پيشنهاد رئيس اداره تربيت بدني شهرستان(يا شهر) مربوطه
2-2-3-3 رئيس هيئت
بالاترين مقام اجرايي رشتههاي ورزشي تحت پوشش هيئت، در استان ميباشد که از بين افراد علاقمند به ورزش و آگاه به امور مديريت و براي مدت4 سال از طرف مجمع انتخاب ميشوند و انتخاب مجدد وي بلامانع است.
2-2-3-3-1 وظايف رئيس هيئت
1. نظارت بر انجام فعاليتهاي ورزشي مرتبط بر اساس ضوابط و مقررات مربوطه
2. انتخاب نايب رئيس، دبير و خزانهدار
3. انجام اقدامات لازم براي تدوين برنامه، تنظيم تقويم ساليانه هيئت و تهيه بودجه مورد نياز
4. امضاي احکام مسئولين و اعضاي کميتههاي مختلف در هيئت و رؤساي هيئتهاي شهرستانها(و شهرهاي) تابعه
5. امضاي اسناد اداري و مالي و اداري و مالي و اوراق بهادار بر اساس اختيارات حاصله از آيين نامهها و دستورالعملها
6. حسن اداره هيئت و نظارت براي عملکرد کميتههاي مختلف در هيئت و مسابقات ورزشي و برنامه هاي آموزشي و ورزشي در سطح استان
7. پيشنهاد و معرفي سه نفر عضو هئيت رئيسه به مجمع
8. اعلام جهت صدور احکام اعضاي هئيت رئيسه به مدير کل تربيت بدني استان پس از طي مراحل قانوني
9. تشکيل جلسات هيئت رئيسه

2-2-3-4 وظايف نايب رئيس هيئت رئيس
1. در هئيتهايي که رشته يا رشتههاي ورزشي با فعاليت بانوان را تحت پوشش دارند و نايب رئيس هيئت از ميان بانوان انتخاب شده باشد. نايب رئيس مسئول برنامهريزي و هماهنگي امورمرتبط با توسعه ورزش مربوطه در ميان بانوان، پيگيري و هماهنگي فعاليتهاي مختص بانوان و نيز مراقبت از رعايت حقوق بانوان در کليه تصميمات و اقدامات تحت پوشش هيئت ميباشند.
2. در غياب رئيس هيئت، نايب رئيس عهده دار مديريت ميباشند.
3. نايب رئيس مجري دستوراتي است که در چارچوب ضوابط از سوي رئيس هيئت صادر ميگردد.
2-2-3-5 وظايف دبير هيئت
1. اجراي دستورات رئيس هيئت
2. انجام کليه امور اجرايي هيئت
3. تهيه و تنظيم نامهها و نظارت بر نگهداري سوابق و دفاتر و انجام امور مکاتبات و بايگاني مورد نياز هيئت
4. تهيه و تنظيم تقويم ورزشي با کمک کميتههاي مرتبط و بر مبناي تقويم ورزشي فدراسيون و ارائه آن به هيئت رئيسه
5. ابلاغ مصوبات هيئت رئيسه به مراجع مختلف
6. شرکت در جلسات کميتهها براي هماهنگ نمودن امور و هدايت و حمايت لازم
7. دبير جلسات مجمع( بدون حق رأي) و دبير جلسات هئيت رئيسه
2-2-3-6 درآمد و هزينههاي هيئت استان
الف- درآمدها:
1. کمکهاي مالي دولت
2. درآمد حاصله از برگزاري مسابقات
3. درآمد حاصله از برگزاري کلاسهاي آموزشي
4. درآمد حاصله از انجام امور مسابقات ورزشي
5. درآمد حاصله از اجاره اماکن ورزشي
6. کمکهاي سازمانها و اشخاص حقيقي و حقوقي
7. درآمد حاصله از محل حق اعتراض مسابقات
8. درآمد حاصله از فعاليتهاي بازرگاني، تجارتي و خدماتي
9. ساير درآمدهاي مرتبط با فعاليتهاي هيئت با هماهنگي فدراسيون
ب- هزينهها:
1. هزينه اعزام و برگزاري مسابقات و جشنوارهها و آمادگي تيمهاي مرتبط
2. پرداخت حقالزحمه کارکنان فني و اداري و حقالتعليم مربيان و حقالزحمه داوران وهزينه برگزاري کلاسهاي آموزشي
3. هزينه تهيه ملزومات اداري، خدماتي و تبليغاتي
4. کمک به هيئتهاي شهرستانها، شهرها و ساير واحدهاي تابعه
5. کمک به ورزشکاران و پيشکسوتان رشته يا رشتههاي ورزشي تحت پوشش هيئت
6. ساير هزينههاي مرتبط

2-2-4 هيئت شهرستانها و شهرها
در هر يک از شهرستانها و شهرهاي استان هيئتي بنام هيئت ورزشي شهرستانها و شهر بر اساس ضوابط و آييننامه هيئتهاي ورزشي تشکيل خواهد شد. در کلان شهرهايي که ضمن تقسيم بندي منطقهاي، با چند اداره مستقل تربيت بدني فعاليت ميکنند( از جمله تهران) در هر اداره تحت پوشش ميتوان مشابه شهرهاي تابعه استان، هيئتهاي ورزشي تأسيس نمود.

2-3- مديريت دانش
در سالهاي اخير، مديريت دانش به عنوان يکي از جالبترين و چالش برانگيزترين موضوعات مديريت کسب و کار بوده و دايره کاربرد آن همواره با ساير مباحث عرصه مديريت، گستردهتر ميشود. مديريت دانش فرآيندي است که به سازمان ها در شناسايي، انتخاب، سازماندهي، انتشار و انتقال اطلاعات مهم و مهارت هايي که بخشي از سابقه سازمان هستند و عموما به صورت ساختار نيافته در سازمان وجود دارند، ياري ميرساند (جعفري مقدم سعيد 1385، 83). از آنجا که مديريت دانش ريشههايي در سيستمهاي خبره، يادگيري سازماني و نوآوري دارد، به خودي خود ايده جديدي نيست. مديران موفق هميشه از سرمايههاي فکري بهره برده و ارزش آن را تشخيص دادهاند. اما اين تلاشها، سازمان يافته نبوده و تضميني وجود نداشت که دانش به دست آمده به طور مناسب، براي ح
داکثر منافع سازمان، به اشتراك گذاشته شده و توزيع گردد (جعفري مقدم سعيد 1385، 85) در حاليکه، دانش و سرمايه فکري پايه و اساس شايستگيهاي اصلي و نيز راهبردي براي عملکرد بهتر ميباشد. دانش در صورتي نقش راهبردي دارد که سازمان بتواند آن را در فعاليتهاي ارزشآفريني استفاده نموده و از دانش ابزاري براي عملي ساختن فرصتهاي موجود در بازار رقابتي بهرهبرداري کند. زيرا براي شرکتها ديگر امکان پذير نيست که با انجام سريعتر و بهتر کارها مزيت رقابتي خود را حفظ کنند، بلکه مزيت رقابتي هنگامي امکان پذير ميشود که کارهايي صورت گيرد و قابل تقليد توسط ديگران نباشد. در دستيابي به مزيت رقابتي پايدار، هم توجه به دانش موجود و استفاده مؤثر از آن و هم ايجاد ساختاري براي استفاده از دانش نوين اهميت بسيار دارد. سازمان ها بايد به همه امور توجه داشته باشند، زيرا مديريت دانش همچون يک استراتژي کاري، همزمان، در کل سازمان عمل ميکند و ابزار پيشرفت برنامه کلي يک سازمان محسوب ميشود.
2-3-1 تعاريف مديريت دانش
تعاريف متعددي از اين مقولهها ارائه شده است که در اينجا به چند نمونه اشاره ميشود. فرهنگ لغت وبستر (2000) دانش را واقعيت و حالت دانستن بعضي چيزها يا مهارتهايي که به وسيله تجربه يا تداعي حاصل ميشود، تعريف کرده است.
دانپورت و پروساک(2000) دانش را به عنوان ترکيب سيالي از تجارب نظام يافته، ارزشها، اطلاعات مفهومي و بينشهاي متخصصان که چارچوبي براي ارزيابي و تلفيق تجارب جديد و اطلاعات فراهم ميکند، تعريف کرده و بيان ميکند دانش در واقع استنباط و استنتاج ذهني است که فعاليت ميکند (لطيفي نژاد مرجان 1386، 121).
نوناکا (2003) اظهار ميدارد دانش يک مفهوم چند وجهي است ودر بسياري از هويتهاي سازماني شامل فرهنگ، سياستها، اسناد و اعضاي سازمان جاسازي شده است (نوناکا 2003، 90).
دانش يکي از حياتيترين منابع براي رقابتهاي سازماني است. به هرحال تشخيص داده شده است که دانش سازماني ميتواند از کل داراييهاي سازماني مهمتر باشد (ژنگ 2010، 72).
به نظر جونز، مديريت دانش يک رويکرد سيستماتيک يکپارچه جهت شناسايي، مديريت و تسهيم تمام دارايي‌هاي اطلاعاتي سازمان است، که شامل بانکهاي اطلاعاتي، مدارك، سياستها و رويهها ميباشد (جانگ 2003، 118).
همچنين مديريت دانش به عنوان يک کاربرد هدفگرا و سيستماتيک پيمانههايي جهت هدايت و کنترل دارايي هاي دانش قابل لمس و غير قابل لمس سازمان شناخته ميشود که با هدف استفاده از دانش موجود داخلي و خارجي اين سازمانها جهت فعال کردن خلق دانش جديد، ايجاد ارزش، خلاقيت و پيشرفت در نظر گرفته ميشود (لاوسون 2003، 29).
پيتر دراکر اعتقاد دارد “راز موفقيت سازمانها در قرن 21 اجراي صحيح مديريت دانش است”. بنابراين در سازمانهاي هزاره سوم اجراي مديريت د انش ضروري بوده و مؤسسات بايد با برنامه ريزي براي اجراي آن اقدام کنند. موفقيت سازمان ها بطور فزآيندهاي به اين موضوع وابسته است که چطور به طور مؤثر سازمان مي تواند دانش را بين کارکنان سطوح مختلف جمع آوري، ذخيره و بازيابي کند. به هر حال اين منبع سازماني مانند ساير منابع نيازمند مديريت است که به اين طريق مديريت دانش شکل ميگيرد.

2-3-2 انواع دانش
البته در رابطه با دانش، دسته بنديهاي مختلفي انجام شده است:
– دانش بر مبناي شناخت و تخصصهاي رشتهاي
– دانش بر مبناي صريح (آشکار) – ضمني (نا آشکار) بودن
– دانش متمرکز، دانش مولد
– کاربرد و انواع دانشهاي مورد نياز در سطوح گوناگون مديريتي
– اشکال دانش با توجه به سطوح حاملان (دارندگان) آن
– تقسيم بندي دانش بر مبناي بعد(جعفري مقدم سعيد 1385، 95).
در بررسي منابع علمي موجود، رايجترين نوع طبقهبندي محتواي دانش ياد شده، طبقهبندي آن با دانشضمني و دانش آشکار يا دانش رسمي و دانش غيررسمي است. دستاوردهاي کارکنان دانشي که به صورت گزارشها، اوراق، طرحها، برنامهها، يادداشتها و… ايجاد و نگهداري ميشود، دانش رسمي سازمان را تشکيل ميدهد. سازمانهاي دانشي، به آساني و به صورت مرتب، دانش رسمي را گردآوري و نگه داري مي کنند و به آن به عنوان حافظه سازماني اطمينان دارند. نوع ديگر دانش سازماني، دانشي است که در فرآيند ايجاد دانش رسمي نقش دارد و در واقع، زمينه ساز و زيربناي دانش سازمان است. اين نوع دانش در قالب ايدهها، واقعيتها، مفروضات، فهمها، پرسشها، تصميمها، حدس و گمانها، داستانها و ديدگاهها عينيت مييابد. اهميت اين نوع دانش براي سازمان و کارکنان به اندازه دانش رسمي است، اما اين نوع دانش، دانشي زودگذر و ناپايدار است، دانشي سرکش است که تصرف و تسخير آن براي سازمان فوق العاده دشوار است. اين دانش فرآيند مدار را دانش غيررسمي سازمان مينامند. به بيان ديگر، سازمانها دارايي ارزشمندي را در قالب دانش غيررسمي خود دارند که در ميان کارکنان دانشي آنها رايج است، اما اين دارايي معمولا تنها درحافظه جمعي افراد سازمان زنده است، لذا به نحوي ضعيف و ناکارآمد حفاظت و مديريت ميشود. واقعيت آن است که حفظ ونگه داري دانش ارزشمند سازمان با موانع فرهنگي و فني قابل توجيهي روبرو است. اهميت دانش ضمني را اولين بار پليني در سال 1948 مورد توجه و تأکيد قرار داد. اين دانش، دانش نانوشته سازمان است که بيانگر ميزان تجربه و مهارت کارکنان است (ستاري قهفرخي 1386، 98). در نقطه مقابل دانش ضمني، دانش صريح وجود دارد که داراي قابليت کدگذاري و بيان از طريق گويش است (جلالي و همکاران 1384، 85). تفاوت ميان دانش ضمني و صريح سازماني تفا
وت ميان “چه چيز دانستن” و “چگونه دانستن” است که در آن “چگونه دانستن” سازمان، “چه چيز دانستن” را به عمل در ميآورد. هنگامي که کارکنان شرکت را ترک ميکنند، دانش صريح حفظ ميشود، و دانش ضمني پيوسته با کارکنان از دست ميرود (منوريان و همکاران 2007، 69).
2-3-3 سيستمهاي مديريت دانش
سيستمهاي مديريت دانش1 به استفاده از فناوري نوين اطلاعات (مثل اينترنت، شبکه داخلي، شبکه خارجي، فيلترهاي نرم افزاري، انبارهاي داده)، براي سازماندهي، ارتقاء و تسريع مديريت دانش درون و برون سازماني، اشاره دارند (فرخ نژاد قادري 1388، 135). سيستمهاي مديريت دانش، در پي آن هستند که با فرآهم آوردن امکان دسترسي گسترده به مهارت سرمايه انساني سازمان، به آن در تطابق با شرايطي نظير ريزش نيروها، تغييرات سريع و کوچک شدن اندازه سازمان، کمک کنند. يک سيستم مديريت دانش فعال، شش گام را در يک چرخه دنبال مي کند (جعفري مقدم 1385، 100). (مطابق شکل 2-2). دليل چرخه مانند بودن سيستم، بهبود پويايي آن در طول زمان است. در يک سيستم مديريت دانش مناسب، دانش هرگز تمام نميشود، زيرا با گذشت زمان، محيط تغيير ميکند و دانش براي اينکه اين تغييرات را منعکس کند بايد به روز شود .چرخه سيستم مديريت دانش به صورت زير، عمل ميکند.

شکل 2-1: چرخه سيستم مديريت دانش

1. خلق دانش2: دانش هنگامي که افراد، روشهاي نوين انجام کارها را دريافته يا مهارت جديدي کسب مينمايند، خلق ميشود. گاهي اوقات دانش خارجي، وارد سازمان ميشود.

2. کسب دانش3: دانش جديد بايد ارزشمند تلقي شود و به صورتي معقول، ارائه گردد.
3. پالايش دانش: دانش جديد، بايد با شرايط، تطبيق داده شود و بدين ترتيب کاربردي گردد. اينجااست که بينشهاي انسان (قابليتهاي ضمني) بايد در راستاي حقايق عيني، به کار گرفته شوند.
4. ذخيرة دانش: سپس دانش مفيد بايد به شکلي منطقي در يک مخزن دانش، به گونهاي ذخيره شود که ديگران نيز در سازمان بتوانند به آن، دسترسي داشته باشند.
5. مديريت دانش: دانش، مانند يک کتابخانه، بايد به روز نگه داشته شود. بررسيهاي لازم جهت تأييد مرتبط بودن و صحيح بودن آن، بايد دائماً انجام شود.
6. اشاعه دانش: دانش بايد هميشه و همه جا در قالبي مناسب، براي هر کسي که در سازمان به آن نياز دارد، قابل دسترس باشد.
2-3-4 اهميت مديريت دانش
با توجه به آنچه گفته شد، برخورد هوشمندانه با منبع دانش، عاملي مؤثر و مهم در موفقيت سازمانها به شمار ميرود. توجه به مديريت دانش به دلايل زير داراي اهميت است:
– دانش موتور توليد کننده درآمد
– دانش يک دارايي مهم و استراتژيکي سازماني
– رشد روز افزون مشاغلي که بر پايه ايجاد و استفاده از دانش قرار دارد
– همگرايي فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات و آمدن ابزارهاي جديد در اين زمينه
اگر کشورهاي در حال توسعه همچون کشورهاي توسعه يافته به دانش توجه نکنند، فاصله علمي اقتصادي بين کشورهاي ثروتمند و فقير افزايش مييابد.
اشتغال زايي: در سال 2002، 80 درصد شاغلان در پستهاي مرتبط با دانش، در کارهاي خدماتي، سازمانهاي پيشرفته، مشغول به کار بودهاند.
اقتصادي: نزديک به 80 درصد ارزش افزوده در سازمانها، از راه دانش به دست آمده است و ميتوان مزيت رقابتي، تکنولوژي و تحول سازماني را نيز اضافه نمود(علامه و همکاران 2011، 79).
2-3-5 کارکرد مديريت دانش
محققي به نام “کارول گرليک4” کارکردهايي براي مديريت دانش برشمرده است که معرفي آنها در جهت درک رسالت مديريت دانش در

دیدگاهتان را بنویسید