منابع پایان نامه ارشد درمورد عزت نفس، رفتار پرخاشگرانه، دانش آموزان پسر

اتخاذ مي کنند کمتر پرخاشگري مي کنند ( صمدي 1382) .
30-1-2: رويکردهاي نظري به پرخاشگري :
در پاسخ به اين پرسش که چرا انسان مرتکب رفتار پرخاشگرانه مي شود تبينات نظري متفاوتي در زمينه ي پرخاشگري انسان و دليل آن مطرح است که شرح انها در زير مي آيد .
پرخاشگري به عنوان رفتاري غريزي :
کهن ترين و شايد شناخته شده ترين تبيين در مورد پرخاشگري غريزه است که بيان مي کند انسان به گونه اي نامشخص براي رفتار پرخاشگرانه برنامه ريزي مي کند . مشهور ترين صاحب نظران اين ديدگاه فرويد است به باور فرويد پرخاشگري عمدتا ناشي از سرکوب غرايز است که به سوي خود و آزار به خود متوجه شده و سپس به آزار ديگران مي پردازد در اين زمينه نظريه ديگري به وسيله ي لورنز ارائه شده است . بر اساس نظريه وي پرخاشگري از يک غريزه موروثي سرچشمه مي گيرد که برخي از عامل هاي ديگر نيز در آن دخالت دارد .
نظريه هاي که پرخاشگري را به عنوان رفتار ذاتي مي دانند نسبت به کنترل پرخاشگري بدبين مي باشند زيرا که پرخاشگري جزيي از طبيعت انسان است و نمي توان آن را ريشه کم کرد .
پرخاشگري به عنوان يک سائق خارجي : بيشتر روانشناسان اجتماعي به اين ديدگاه باور دارند که پرخاشگري جزئي از ماهيت انسان است و انگيزش براي آسيب رساندن و آزار رساندن به ديگران در ماهيت انسان وجود دارد را مردود دانسته اند .
آنها با اين اظهاريه آغاز مي کنند که پرخاشگري شکل مشترک رفتار انسانهاست . بر اين اساس به نظر آنها رفتار بايد جهاني و ناشي از گرايشهاي انسان باشد . از سويي ديگر انها از وقوع بالاي پرخاشگري استفاده مي کنند تا از وجود غريزه پشتيباني کنند برخي از روانشناسان اجتماعي از رويکرد ديگري پشتيباني مي کنند که مبتني بر اين پيش فرض است که پرخاشگري از يک سائق خارجي براي آسيب رساندن به ديگران ناشي مي شود . اين رهيافت در چند نظريه ي سائق در مورد پرخاشگري بازتاب شده است . ( برکويتز 1978، فثباچ 1984) .
بر اساس اين نظريه شرايط خارجي متفاوت انگيزه اي نيرومند براي انجام رفتار خشونت آميز ايجاد مي کند سائق پرخاشگري به تهديد علقي عليه ديگران مي انجامد . اين نظريه اذعان مي دارد که ناکامي سائق پرخاشگري را تحريک مي کند و اين سائق به هدفهاي گوناگون به ويژه به منابع ناکامي حمبه کرده و آسيب مي رساند .

31-1-2: ويژگيهاي پرخاشگري و خشونت :
الف : بيشتر افراد بالغ که مرتکب پرخاشگري و خشونت مي شوند چه اختلال رواني داشته باشند يا نه بيشتر احتمال دارد که خشونت خود را متوجه افراد آشنا و معمولا اعضاء خانواده سازند. اين واقعيت نشان مي دهد که خشونت توزيع بدون تبعيض ندارد و استثناء احتمالي بر اين الگو خشونت گزارش شده در پسرهاي نوجوان است که به آشناهاي اتفاقي يا افراد غريبه معطوف مي گردد .
ب: به استثناء اختلال شخصيت ضد اجتماعي ، تلاش براي شناسايي اختلالات شخصيتي خاص در بيماران پرخاشگر ناموفق بوده است . و بيماران پرخاشگر گروه ناهمگوني از سنخ هاي شخصيتي را تشکيل مي دهند .
ج: گر چه علاقه فزاينده اي به تفاوتهاي جنسي در استعداد براي ارتکاب خشونت ابراز شده است اما مطالعه بر روي افرادي که مدتهاي طولاني در مراکز روان پزشکي بستري بوده اند نشان مي دهد که شيوع خشونت مرد و زن تقريبا مشابه است ( کاپلان – سادوک 1371) .
32-1-2: روشهاي کنترل پرخاشگري :
روان شناسي پرخاشگري را به طور نسبي قابل کنترل دانسته و روش هاي زير را در کاهش پرخاشگري کار آمد مي دانند .
1- مجازات : در طول تاريخ از تنبيه و مجازات به عنوان وسيله اي براي کاهش برخي از رفتارهاي پرخاشگرانه مانند تجاوز جنسي و کودک آزاري استفاده کرده اند . اگر مجازات و تنبيه در شرايط ويژه اي شود مي تواند در رفتار انسان کارآمد باشد اين واقعيت به اثبات رسيده است که افراد با مشاهده پيامد رفتارهاي ديگران تحت تاثير قرار مي گيرند . اگر افراد بدانند که ديگران براي برخي از رفتارهايشان پاداش دريافت کنند شايد گرايش بيشتري به آن نوع رفتارها پيدا کنند و بر عکس ، بنابراين اگر افراد بدانند که پيامد پرخاشگري مجازات خواهد بود گرايش کمتري به آن خواهند داشت .
2- تخليه هيجان : کارمندي که از رفتار رئيس عصباني است محکم بر روي ميزش مي کوبد و اين کار سبب کاهش ناراحتي او از رئيسش مي شود . بر حسب فرضيات تخليه هيجان هنگامي که افراد ناراحت هستند از راه کنش هاي غير مفيد ولي نيرومند خشمشان فرو مي ريزد و در نتيجه با کاهش سطوح ناراحتي کنش هاي پرخاشگرانه نيز کاهش مي يابد .
3- نمايش فيلم هاي غير خشن : اگر افراد در معرض کنش هاي خشونت آميز به وسيله ديگران در فيلم هاي سينمايي و تلويزيون قرار بگيرند اين امر پرخاشگرانه و خشونت را در بينندگان افزايش مي دهد . به نظر مي رسد که به گونه اي منطقي استدلال پذير است که احتمالا برنامه ريزي مدل هاي غير خشن در زمان ها و مکان هاي تهديد آميز و خشن سودمند است .
4- آموزش مهارتهاي اجتماعي : شايد يکي از دلايل پرخاشگري نبود مهارتهاي اجتماعي افراد در ارتباط برقرار کردن با ديگران است . گاهي افراد نمي دانند که چگونه اميال و خواسته هايشان را با ديگران در ميان بگذارند و در نتيجه گفتار و کردار آنها سبب خشم ديگران مي شود . بنابراين آموزش مهارتهاي اجتماعي و روش هاي مسالمت آمير ارتباط مي تواند پرخاشگري و خشونت را کاهش دهد .
مروري بر تحقيقات انجام شده در ارتباط با موضوع مورد مطالعه :

33-1-2: الف : در ايران :
تحقيق اقاي مهدي ميثميان (1376) در شهرستان ني ريز انجام شده شامل 160 دانش آموز 14 تا 18 سال بوده که نتايج زير را در پي داشته است :
1- اعمال تنبيه نوجوانان باعث بروز پرخاشگري مي شود .
2- مشاهده رفتار پرخاشگرانه باعث بروز پرخاشگري مي شود .
3- بي ارزش شمردن نوجوانان در زندگي زمينه بروز پرخاشگري را فراهم آورد .
4- حوادث ناخوشايند در زندگي نوجوانان باعث بروز پرخاشگري مي شود .
کياني (1383) هم در تحقيقاتش به اين نتيجه رسيده که بين دختران و پسران دانشجو در پرخاشگري تفاوت معني داري وجود ندارد . در تحقيقي شفيعي جم (1379) به اين تحقيق رسيد که جنسيت در ميزان پرخاشگري تاثيري ندارد .
در زمينه ي عوامل پرخاشگري تحقيقاتي در تهران بر روي دانش آموزان پسر مدارس ابتدايي و راهنمايي انجام گرفته که نتايج بدست آمده حاکي از اين است که :
در ميان انواع اختلالات ر فتاري ، پرخاشگري بيش از ساير اختلالات در ميان دانش آموزان بخصوص پسران شايع مي باشد و دانش آموزان پرخاشگر از نظر عاطفي و رواني داراي احساس پيروزي و قدرت ، خودنمايي ، مخفي کردن عيب خود از ديگران هستند . از نظر خصوصيات شناختني ضعف قدرت ، خلاقيت ، پايين بودن سطح توجه را دارا مي باشد و از نظر روابط اجتماعي داراي استقلال و خود مختاري ، عدم همکاري ، انتخاب دوستان ناسازگار و پرخاشگر است . ( مرادي ، عليرضا 1365، نقل از کياني 1383) .
همچنين در تحقيقي که آقاي اصغر گرامي در تيرماه 1376 درباره علل پرخاشگري در نوجوانان و جوانان از ديد مديران و دبيران انجام داده است . برخوردهاي مناسب اجتماعي با نوجوانان و عدم توجه به نظرات و خواسته هاي آنان از جمله عوامل موثر در بروز پرخاشگري شمره شده است .
صادقي و همکاران ( 1379) در پژوهش تجربي انجام شده بر بررسي اثر بخشي آموزش مهار خشم و شيوه عقلاني ، رفتاري ، عاطفي بر کاهش پرخاشگري دانش آموزان پسر دبيرستاني شهر اصفهان مي پردازد . تعداد 24 دانش آموز به مدت 10 هفته مورد آموزش قرار گرفته اند . نتايج بيانگو کاهش پرخاشگري دانش آموزان پسر به شيوه عقلاني ، رفتاري عاطفي بوده است ( نشريه ش 21 دانشگاه اصفهان)
34-1-2: ب: تحقيقات خارجي :
در سالهاي 1977 و 1983 در کشورهاي آمريکا ، استراليا ، فنلاند و لهستان تحقيقاتي انجام شد که بيانگر تفاوت معني دار پرخاشگري در بين آزمودنيهاي مذکر ، و مونث بود ( نقل از کياني 1383)
نيري و ژوزف در سال (1994) نتايج حاصل از مورداذيت و پرخاشگري واقع شدن 60 دانش آموز دختر بين 11 و 12 سال را بررسي کردند انها دريافتند دختراني که بيش از اندازه رفتار آزار و اذيت را از خود بروز مي دهند کمتر از ميزان ادراک و شايستگي فرهنگي در روابط اجتماعي برخوردارند آنها صرفا براي جلب توجه چنين رفتارهايي را بروز مي دهند ( نقل از کياني 1383)
در تحقيقي که توسط ميلز و کارول چي (1984) بر روي 166 پسر و 68 دختر نوجوان با دامنه سني 12 تا 15 سال از لحاظ رياضي خوش استعداد بودند به منظور مشخص کردن تفاوتهاي جنسي در خود پنداره و عزت نفس مشخص شد که دختران نوجوان از غزت نفس و خود پنداره بسيار خوبي برخوردارند و اين دختران بيشتر تمايل داشتند که برونگرا باشند اما در کل دختران نسبت به پسران از عزت نفس کمتري برخوردارند ليکن اين تفاوت از لحاظ آماري معني دار نبود . ( نقل از ناهيد 1382) .
در تحقيق ديگري که توسط رزنبرگ و سايرين (1989) بر روي گروهي از نوجوانان انجام شد و عزت نفس در دختران و پسران نوجوان با هم مقايسه گرديد نتايج بدست آمده از اين تحقيق نشان داد که بين ميانگين عزت نفس دختران و پسران تفغاوت معني داري وجود دارد . در اين پژوهش همچنين رابطه عزت نفس پايين و عملکرد تحصيلي و نيز رابطه بين عزت نفس پايين با بزهکاري و افسردگي نوجوانان مورد بررسي قرار گرفته و نتايج نشان مي دهد که بين عزت نفس پايين و افسردگي و عزت نفس پايين و بزهکاري نوجوانان رابطه آماري معني داري وجود دارد ( نقل از عقيفي1381) .
و هروکافمن (1987) در پژوهشي آموزش برات ورزي را بر روي گروهي از نوجوانان مضطرب آزمودند و نتايج نشان داد که عزت نفس در انها افزايش يافت و پرخاشگري و اضطراب در انها کاهش يافته است ( نقل از ترکمن ملايري 1382) .
هيدروتي بت ( 1989) با روش تجربي بر روي تعدادي آزمودني پرخاشگر نشان داد که به کار گيري فعالانه مهارتهاي مقابله اي نتايج درمان را افزايش مي دهد . در اين تحقيق بخوبي نشان داده شده که افرادي که بخوبي راهکارهاي مقابله اي که شامل مهارتهاي رد کردن ، آموزش جرات ورزي ، مهارتهاي اجتماعي و آرامش عضلاني و کنترل استرس و روس حل مسئله را به کار بردند از ارتباط بهتر و سالمتري برخوردار شدند و ميزان پرخاشگري انها کاهش يافت .
روانشناسي با نام شارپ در تحقيقي به اين نتيجه رسيده که پسران بويژه زمانيکه همراه دختران باشند از دختران پرخاشگرترند . دختران نيز هنگامي که با پسران هستند از زماني که همراه هم جنس خودشان پرخاشگرترند .
اين تحقيق به دو نکته اشاره مي کند :
الف : پرخاشگري پسران نسبت به دختران بيشتر است .
ب: در بروز پرخاشگري الگو نقش زيادي دارد .
35-1-2: سخن آخر در مورد پرخاشگري :
پرخاشگري در برخوردهاي گوناگون انسان و حيوان قابل مشاهده و بررسي است هنگامي که اين گونه رفتارها تحت کنترل قرار مي گيرند حرکت رشد طبيعي ، مطلوب مي شود . اعمال و رفتار پرخاشگرانه ممکن است به صورت گوناگون بروز کند . مشکل هاي مختلفي مانند آزار و اذيت ديگران ، کتک زدن ، شکستن و پاره کردن وسايل و لوازم منزل يا جعبه ديگران دشنام دادن مخالفت ، پرت کردن اشياء و لوازم و تمسخر ديگران ، بي ادبي ، غرغر کردن و فرياد زدن و گاهي به صورت انزوا ساکت شدن و … از اين نوع هستند .
براي پرخاشگري علل و عوامل مختلفي ارائه شده است و ديدگاههاي مختلفي در اين زمينه وجود دارد . طرفداران زيست شناسي نقش دستگاه عصبي بدن مانند مغز و سلسله اعصاب ، غدد درون ريز ، ژن هاي انتقال دهنده صفات ارثي ، عصبي و نيز روابط مغز و رفتار تاثير محيط وراثت را مطرح کرده اند .
از نظر طرفداران ديدگاه روان پويايي ، عوامل رواني به عنوان علل رفتار مورد توجه قرار مي گيرند .
عده اي

دیدگاهتان را بنویسید