منابع پایان نامه ارشد درمورد عزت نفس، رفتار پرخاشگرانه، مصرف مواد

احساس ارزشمند مي کند ، نسبت به خود ، ارزيابي مثبت داشته باشد و احساس لياقت و کفايت کند . همه نوجوانان صرف نظر از سن ، جنسيت و زمينه فرهنگي به حفظ عزت نفس نياز دارند ، لازمه خلاقيت ، پويايي ، پيشرفت و حرکت ، ارضاي عزت نفس نوجوان است .
والديني که به فرزند خود روحيه و اميد مي دهند توانايي هاي او را تحسيت و تمجيد مي کنند اين نياز را به خوبي در او ارضاء مي کنند و موجب مي شوند که اعتماد به نفس فرزند انها تامين شود و فرزندانشان با اطمينان مسير پر نشيب و فراز زندگي را طي کنند و با روحيه اي مقاوم با مسائل و مشکلات و مسئوليتها مواجه شوند .
در اين اصل دو تصوير متفاوت از ويژگيهاي نوجواني که از عزت تنفس بالايي برخوردار است در مقايسه با ويژگيهاي نوجواني که از عزت نفس پاييني بهره مند است ارائه مي شود ( کلمز و همکاران 1373، محسني 1375) .
الف : نوجواني که از عزت نفس بالايي برخوردار است مستقل عمل مي کند ، احساس مسئوليت مي کند و خود تصميم مي گيرد . او در صورت لزوم به ديگران کمک مي کند ، به پيشرفتهايش افتخار مي کند و. گاهي از خود تعريف مي کند ، از تغيير مثبت و نوآوري استقبال مي کند . عواطف و هيجانها خود را نشان مي دهد و ابراز مي کند و مسائل و مشکلات و ناکامي ها را با شکيبايي تحمل مي کند .
ب: نوجواني که داراي عزت نفس پاييني است فرد متکي است و تصويري منفي از خود دارد ( نمي دانم ، نمي توانم ) . احساس مي کند که ديگران براي او ارزشي قائل نيستند . در رويارويي با مشکلات ، مسائل و ناکامي ها احساس درماندگي مي کند . براي ضعفهاي خود ، ديگران را سرزنش مي کند و به شانس نسبت مي دهد . زود نا اميد مي شود ، بهانه جويي مي کند و نمي تواند انتقاد را بپذيرند . عواطف و هيجانهاي خود را نشان نمي دهد و ابراز نمي کند ( استادان طرح جامع 1380) .
بسياري از اختلالات رواني با عزت نفس پايين رابطه دارد . براي مثال : روانشناسان معتقدند : افسردگي بر اساس زنجيره مهارتهاي شناختني است که شامل معيارهاي شخصيت و ارزيابي منفي از خود است . اساس عزت نفس بر تجربيات زندگي استوار است و شايستگي عاطفي – اجتماعي از عزت نفس مثبت ناشي مي شود و کودک را از مشکلات شديد آينده مي رماند . ( کوپر اسميت 1967 به نقل از بيابان گرد ) .
4-1-2: اندازه گيري عزت نفس :
وقتي از کودکان مي پرسيم که چقدر خودشان را دوست دارند و يا توانائيهاي خود را چگونه ارزيابي مي کنند غالبا پاسخهايي مي دهند که خالي از جانبداري نيست . در مطالعه اي که ارزيابيهاي کودکان از خود با ارزيابيهاي معلمان و همسالان از انان مقايسه مي کند بعضي مشکلات اندازه گيري عزت نفس نشان داده شده است براي سنجش عزت نفس از سه روش استفاده شده است .
الف : کودکان خود را در مقايسه با ساير هم کلاسي هاي خود از لحاظ خصوصياتي مثل محبوبيت و توانش رتبه بندي کردند .
ب: از هر يک از گروههاي سه نفري دانش آموزان سئوال شد که کدام دو نفر به هم شباهت دارند و چرا ؟
ج: فيلمي از کودکان با خصوصيات مختلف نشان دادند و واکنش کودکان را مشاهده کردند تا ببينند کداميک از کودکاني که در فيلم ديده بودند شبيه به خود مي دانند . با هر سه روش بسياري از کودکان نمره هاي نسبتا ثابتي مي آوردند . ( البته تقريبا يک سوم از کودکاني که همسالان و معلمانشان انان را به عنوان نامحبوب و ناتوان رتبه بندي کرده بودند خود را محبوب و توانا ارزيابي کردند .
عزت نفس بعضي از کودکان دست کم در مقايسه با ارزيابيهاي ديگران زياد است . احتمال ديگر اين است که گزارش شخصي انان عزت نفسشان را بالاتر از انچه هست نشان مي دهد . ( هنري ماسن 1373) .
بالا بردن عزت نفس اقدام پسنديده اي و احمقانه است اگر کسي با اين کار مخالفت کند اما مسئله تقويت کردن عزت نفس نوعي مداخله ي انگيزشي است که تقريبا هيچ يافته اي وجود ندارد که نشان دهد عزت نفس اصلا چيزي را بوجود مي آورد بلکه عزت نفس توسط مجموعه موفقيتها و شکستها به وجود مي آيد … آنچه بايد بهبود يابد عزت نفس نيست ، بلکه مهارتهاي ما براي برخورد با دنياست . ( سيگمن به نقل از مارشال ريو 1382) . افزايش عزت نفس موجب افزايش پيشرفت نمي شود بلکه افزايش پيشرفت موجب مي شود که عزت نفس بيشتر شود .
افرادي که عزت نفس کمي دارند دچار اضطراب زيادي مي شوند . برخي معتقدند که مهمترين فايده عزت نفس زياد اين است که از خود در برابر اضطراب محافظت مي کند ( گرين برگ و همکاران 1992، سولون ، وپنيزينسکي 1991به نقل از مارشال ريو 1382) .
زماني که افراد داراي عزت نفس بسيار زياد متوجه مي شوند که ديگران انها را مسخره مي کنند به طرز غير عادي آماده اقدامات پرخاشگري تلافي جويانه مي شوند .
نياز به پيشرفت باعث مي شود که افراد قبل از مشارکت در تکليف شاخس موفقيت خود را زياد برآورد کنند ( ونيز 1974) .
افراد عادي پيشرفت زياد عموما انتظارات پيامد بسيار خوشبينانه اي دارند در حالي که افراد داراي نياز پيشرفت کم عموما انتظارات پيامد نسبتا بدبينانه اي دارند ، انها شانس موفقيت خود را دست کم مي گيرند . همين الگو در مورد افراد داراي عزت نفس کم و زياد مصداق دارد به طوري که افراد داراي عزت نفس زياد از افراد داراي عزت نفس کم انتظارات پيامد بسيار خوشبينانه تري در سر مي پرورانند .
5-1-2: فوايد عزت نفس بالا :
برخي از فوايد عزت نفس بالا عبارتند از :
1- پذيرش هر چه بيشتر خود و ديگران
2- آگاهي بيشتر از آنچه در زندگي مي خواهيم
3- آرامش بيشتر و آمادگي بيشتر براي کنترل استرس
4- مثبت بودن و احساس شادي
5- اشتياق و انگيزه و علاقه مندي بيشتر به زندگي
6- اطمينان داشتن به خود در همه فعاليتها
7- تبديل مشکلات به مبارزه جوييها
8- تمايل بيشتر براي در ميان گذاشتن احساسات با ديگران
9- توجه بهتر به ديگران
10- اشتياق به داشتن مسئوليت بيشتر ، احساس کنترل بيشتر زندگي و استقلال بيشتر
11- احساس متعادل بودن
12- بهبود ظاهر و احساس سر زندگي و پاره اي موارد ديگر .
تحقيقات مربوط به عزت نفس اغلب ناکام و دلسرد کننده است چون درجه رضايت شخصي با تعداد بيشماري از عناصر تشکيل دهنده عملکرد ذهني همراه است . پژوهشگران علاقه خود به مطالعه عزت نفس را از دست داده اند . اما نبايد اين واقعيت را نديده بگيريم که اگر بخواهيم رفتار يک شخص را در تعداد زيادي از موقعيتها پيش بيني کنيم و تنها يک آزمون رواني در اختيار داشته باشيم اين آزمون حتما بايد يک آزمون عزت نفس باشد تا بتوانيم اکثر اطلاعات مورد نياز را بدست آوريم .
عزت نفس با توانايي سازگاري همراه است . کساني که عزت نفس بالايي دارند در مقايسه با کساني که از عزت نفس پاييني برخوردارند بهتر مي توانند با موقعيتهاي مختلف سازگار شوند . افرادي که عزت نفس پايين دارند از احساس تند خويي ، اختلال رفتاري و اندوه رنج مي برند . همچنين اين افراد از بي خدايي و سندرمهاي روان – تني شکوه مي کنند . عزت نفس مخصوصا در روابط متقابل اشخاص بهتر خودنمايي مي کند . کساني که نسبت به خود ديد خوبي دارند ديگران را دوست دارند و ضعفهاي خود را بهتر مي پذيرند . اين افراد به دليل احساسات مثبتي که به ديگران دارند و انها را مي پذيرند بهترين دوستان را به دست مي آورند . در واقع کسي که مثبت و راحت باشد کاري مي کند که ديگران نيز در ارتباط با او مثبت و راحت مي شوند . طبيعتا دارندگان اين ويژگي براي مردم بسيار جذاب مي شوند و در نتيجه ديگران هم در محيط اجتماعي و هم در محيط کار دور او حلقه مي زنند .
هر چند امروزه اصطلاح عزت نفس را در مکالمات روزمره کمتر به کار مي بريم مفهوم عقده خود کم بيني را که مي تواند با عزت نفس پايين مترادف باشد بهتر مي شناسيم . ذهن ها کوچک مولف کتاب بسيار ارزشمند درباره ي عزت نفس معتقد است که عقده خود کم بيني هفت شاخص دارد که عبارتند از :
1- حساسيت نسبت به انتقاد
2- واکنش نامناسب در مقابل خوش خدمتي
3- نگرش بيش انتقادي
4- تمايل به سرزنش کردن
5- احساس آزار
6- احساسات منفي نسبت به رقابت
7- تمايل به انزوا و کم رويي ( گنجي 1381) .
عزت نفس در دوران نوجواني پيامدهاي مهمي دارد . بين عزت نفس زياد و موفقيت تحصيلي و کانون کنترل دروني يعني احساس در اختيار اشتن زندگي رابطه وجود دارد ( چاپ ، فرتمن وراس ، 1997، نقل از پاول 1381) .
نوجواني که عزت نفس زيادي دارند کمتر دغدغه جلب تاييد همسالان خود را دارند و کمتر تحت تاثير فشارهاي آنان قرار مي گيرند ( تورن و ميخاييلو 1996) .
عزت نفس زياد با روابط ميان قوي صميمانه تر و مثبت تر نيز رابطه دارد . بين عزت نفس کم و افسردگي ، بزهکاري ، مصرف مواد و نتيجه گيريهاي ضعيف تحصيلي رابطه هست ( زيمرمن ، کاپلند شوپ و ديمن 1996) .
محققان در حال تحقيق در مورد عزت نفس درد دوران نوجواني متوجه دوروند مي شوند نخست ان که عزت نفس در دوران نوجواني از يک ثبات متوسط برخوردار است ( آلساکروآلوز 1992) .
نوجواني که عزت نفس زياد يا کم دارند کماکان در دوران نوجواني همين روند را طي مي کنند ولي همين ثبات متوسط باعث مي شود تا حدي امکان تغيير فراهم آيد . عزت نفس برخي افراد تغييرات قابل توجهي مي کند ( بلاک و رابيز 1993 ؛ هيوش و دوبويس 1991) . روند دوم از اين قرار است که مردها به طور کلي بعد از اوايل نوجواني از عزت نفس بيشتري برخوردار مي شوند ( بولوگيني ، هالفون 1996) در اواسط و اواخر نوجواني تعداد دختراني که عزت نفس کمي دارند بيشتر است . در حاليکه عزت نفس پسرها بين اوايل نوجواني تا اوايل بزرگسالي افزايش مي يابد ، بسياري از دختران از نعمت اين افزايش عزت نفس محروم مي مانند . ( بلاک و رابينز 1993) . يکي از دلايل عزت نفس پسرها به تصوير بدني بر مي گردد که براي پسرها مثبت تر از دختر هاست . همچنين تا حدودي به پيامهاي ارزش بيشتري قايل است و تاکيد زنان بر دلسوزي و کمک کردن را کم اهميت مي داند ( پاول اس کاپلان 1381) .
6-1-2: تعاريف نظري پرخاشگري :
به هر گونه رفتار معطوف به هدف آسيب رساندن يا مجروح ساختن موجودي ديگر که به منظور اجتناب از رفتاري مشابه بر انگيخته مي شود پرخاشگري اطلاق مي گردد . پرخاشگري تلويحا به قصد آسيب رساندن نيز دلالت مي کند که اين قصد را بايد از اتفاقات پيش و پس از عمل پرخاشگري استنباط نمود در بعضي موارد اثبات قصد آسيب رساندن به ديگري ساده است . پرخاشگران غالبا به تمايل خود براي آسيب رسان به ديگران اعتراف کرده و در صورت عملي نشدن قصدشان ابراز ياس مي کنند . پرخاشگري گاهي معطوف به خود نيز هست و در بسياري از موارد ناخوداگاه شکل صدمات يا تصادفات را پيدا مي کند ( کاپلان ، سادوک 1371) .
7-1-2: پرخاشگري :
همه جوامع راههايي بيابند تا مانع از ان شوند که اعضاي ان يکديگر را بکشند يا به هم آسيب برسانند . همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه اي کنترل مي کنند ولي از لحاظ ارزشي که براي ان قائلند و ميزان محدود کردن ان با هم فرق دارند ( باندورا 1977).
8-1-2: تعاريف پرخاشگري و اعتقادات نظري متفاوت روان شناسان :
روان شناساني که اعتقادات نظري متفاوتي دارند در مورد چگونگي تعريف پرخاشگري اساسا با هم توافق ندارند . موضوع اصلي اين است که بايد پرخاشگري را بر اساس پيامدهاي قابل ديدن ان تعريف کنيم يا بر اساس مقاصد شخصي که ان را نشان مي دهد . بعضي پرخاشگري را رفتاري مي دانند که به ديگران آصسيب مي رسانند يا بالقوه مي تواند آسيب برساند . پرخاشگري ممکن است بدتي باشد ( زدن ، لگد زدن ، گاز گرفتن ) بالفظ ( فرياد زدن ، رنجاندن ) يا به صورت تجاوز به حقوق ديگري ( مانند چيزي را به زور گرفتن ) . نقطه قوت اين تعريف عيني بودن ان است : به رفتار قابل مشاهد

دیدگاهتان را بنویسید