منابع پایان نامه ارشد درمورد رفتار پرخاشگرانه، تماشاگران، خانواده ها

ساير کودکان نشان مي دهند .
12-1-2: تغييرات رشدي :
کودکان در 12 ماهگي وقتي با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسيله مي کنند رفتار پرخاشگرانه انها غالبا به خاطر اسباب بازي و متعلقات ديگر است و در ارتباط با همسالان ابراز مي شود . کودکان همچنان که به سالهاي پيش از مدرسه و مدرسه نزديک مي شوند کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه مي شنند و در نوع پرخاشگري انان هم تغييراتي ايجاد مي شود يعني وقتي که پرخاشگري ابراز مي شود غالبا خصمانه است و کمتر وسيله اي است و وقتي که به کسي حمله لفظي يا بدني مي شود بيشتر احتمال دارد که با قصدي خصمانه اين کار انجام شده باشد . پرخاشگري لفظي ، دست کم در سالهاي قبل از مدرسه با افزايش سن افزايش مي يابد .
کودکاني که به شدت پرخاشگرند نه تنها به دفعات بيشتري پرخاشگري مي کنند بلکه رفتارشان از لحاظ کيفي هم با ساير کودکان تفاوت دارد و رفتار پرخاشگرانه شان شديد تر و طولاني تر از کودکان ديگر است
13-1-2: ثبات پرخاشگري :
هر چند که پرخاشگري کودکان از موقعيتي به موقعيت ديگر فرق مي کند ولي کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرقد دارند . کودکاني که در سالهاي اوليه به شدت پرخاشگرانه به احتمال زياد در جواني و بزرگسالي هم پرخاشگر خواهند بود و کودکاني که پرخاشگر نيستند به احتمال زياد در بزرگسالي هم پرخاشگر نخواهند بود .
بعضي از مطالعات نشان مي دهد که ثبات پرخاشگري دختر ها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند مطالعه ديگر نشان داده که دختر ها و پسرها از اين لحاظ تفاوتي ندارند ( هنري ماسن و ديگران 1373) .
ثبات پرخاشگري نشان مي دهد که والدين ، معلمان ، و سايرين بايد از همان ابتدا که کودک در حدي مشکل آفرين پرخاشگر است مداخله کنند ( فاگوت و هاگان 1982) .
14-1-2: ادراک مقاصد ديگران و رفتار پرخاشگرانه :
کودکان در مورد پرخاشگري ديگران بر حسب اينکه ان را عمدي يا تصادفي بدانند قضاوتهاي نتفاوتي مي کنند و بر اساس نوع قضاوت خود واکنش نشان مي دهند . مطالعه اي که پسرهاي بسيار پرخاشگر مقايسه مي کند نشان مي دهد که پسرهاي پرخاشگر احتمالا از مقاصد ديگران درکي متفاوت از پسرهاي غير پرخاشگر دارند .
15-1-2: تفاوتهاي جنسيتي :
پسرها پرخاشگر تر از دختران هستند . اين تفاوت در غالب فرهنگها و تقريبا در همه سنين و نيز در غالب حيوانات ديده مي شود . پسرها بيشتر از دخترها پرخاشگري بدني و لفظي دارند ( مک کوي و جکلين ، 1974،1980، پارک و اسلابي ؛1983 ، به نقل از هنري ماسن 1373) . از سال دوم زندگي اين تفاوتها آشکار مي شود . بر اساس مطالعات مشاهده اي در مورد کودکان نوپاي بين سنين 1 تا 3 سال تفاوتهاي جنسيتي از لحاظ تعداد پرخاشگري بعد از 18 ماهگي ظاهر مي شود و قبل از آن اثري از ان نيست ( فاگوت و هاگان ، 1982) ( همان منبع) .
پسرها بخصوص هنگامي که به انها حمله مي شود يا کسي مخل کارشان مي شود تلافي مي کنند . در مطالعه مشاهده اي در مورد کودکان پيش از مدرسه پسرها فقط اندکي بيش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند ، ولي دو برابر دختر ها تلافي کردند ( پارک و اسلابي ،1983، به نقل از هنري ماسن 1373) .
چه چيزي اين تفاوتهاي جنسيتي را توجيه مي کند ؟
بعضي از نظريه پردازان معتقدند که ثبات تفاوتهاي جنسيتي در همه فرهنگها و همه حيوانات ديده مي شود از شواهد محکم در اثبات دخيل بودن عوامل بيولوژيکي است . البته مطالعاتي که رابطه بين هورمون هاي جنسي و پرخاشگري را مي آزمايد نتايج مبهمي در بر داشته است شايد اينکه پسر بچه بالقوه پرخاشگر است يا مي تواند آن را بياموزد علت فيزيولوژيکي داشته باشد ولي محققان در مشخص کردن اينکه نظام زيست شناختي تا چه حد در اين مسئله دخالت دارد چندان پيشرفتي نداشته اند تجربه اجتماعي پسرها و دختر ها از لحاظ پرخاشگري کاملا متفاوت است پرخاشگري جحشي از قالب رفتاري مردانه است و غالبا از پسرها انتظار رفتار پرخاشگرانه مي رود و به طور تلويحي تشويق مي شود .
16-1-2: الگوهاي خانواده و پرخاشگري :
والدين کودکان به شدت پرخاشگري غالبا به هنگام اعمال قواعد معيارها خشونت دارند و پرخاشگرند . معمولا در اين گونه خانواده ها اختلافات جزيي تبديل به مسئله اي عمده مي شود . والدين معمولا در اين خانواده ها در به اجرا در آوردن قواعد شيوه ثابت و روشني ندارند . نمايش خشونت در وسايل ارتباط جمعي تيز به رفتار پرخاشگرانه به خصوص در افرادي که مستعد پرخاشگري هستند ، دامن مي زند . ( هنري ماسن و همکاران 1373).
17-1-2: عوامل تعيين کننده پرخاشگري :
عوامل اجتماعي
ناکامي : تنها عامل بسيار مهم که افراد را به پرخاشگري وا مي دارد ناکامي است . پذيرش وسيع اين ديدگاه از نظريه ناکامي پرخاشگري جاندالرد مايه ميگيرد که در فرم ابتدايي خود معتقد بود که
1- ناکامي هميشه منجر به پرخاشگري مي گردد
و
2- پرخاشگري هميشه ناشي از ناکامي است .
البته اين که معلوم شد که افراد ناکام هميشه با افکار ، کلمات و اعمال پرخاشگرانه به ناکامي خود واکنش نشان دهند و ممکن است واکنش هاي گوناگون داشته باشند مانند کناره گيري ، افسردگي و غيره … و نيز مشخص شده که تمام پرخاشگريها از ناکامي ناشي مي شود . مثال : بوکس باز ها و فوتباليست ها در واکنش به محرکهاي گوناگون رفتار پرخاشگرانه نشان مي دهند .
بررسي دقيق قرائن نشان مي دهد که نقش ناکامي در به وجود آوردن يا نياوردن پرخاشگري بطور عمده به دو عامل بستگي دارد :
1- ناکامي زماني موجب افزايش پرخاشگري مي گردد که نسبتا شديد باشد .
2- ناکامي زماني بيشتر احتمال دارد پرخاشگري بوجود آورد که ناحق و استبداد راي تلقي مي شود تا منصفانه و به حق .

تحريک مستقيم از طرف ديگران :
قرائن موجود حکايت از آن دارد که بدرفتاري و اهانت کلامي ديگران غالبا عامل عمده اي در آشکار ساختن اعمال پرخاشگرانه در شخص است .
18-1-2: مواجه شدن با مدلهاي پرخاشگر :
رابطه بين پرخاشگري و قرار گرفتن در معرض خشونت هاي تلويزيوني مواد توجه فراوان قرار گرفته است . هر چه کودکان فيلم هاي خشن تري را در تلويزيون تماشا کنند . خشونت بيشتري نسبت به ديگران نشان خواهند داد . و با گذشت زمان اين رابطه عميق تر مي شود که ناشي از تاثير تراکمي خشونت وسايل ارتباط جمعي است .
19-1-2: عوامل محيطي :
تاثير آلودگي هوا : گزارش شده که قرار گرفتن در معرض بوهاي مضر نظير بوهايي که از کارخانه هاي سازنده مواد شيميايي با ساير مراکز صنعتي خارج مي شود ، مي تواند موجب تحريک پذيري افراد و در نتيجه پرخاشگري گردد .
تاثير سروصدا : در چندين مطالعه گزارش شده است افرادي که در معرض صداهاي بلند و تحريک کننده قرار مي گيرند ، خشونت مستقيم تري نسبت به افرادي که در معرض اينگونه شرايط محيطي نيستند از خود نشان مي دهند .
تاثير تراکم : بعضي از مزالعات نشان داده که تراکم بيش از حد ممکن است سطح پرخاشگري را بالا ببرد .
جدول 2-1: مکانيسمهاي تاثير خشونت تلويزيوني و سينمايي در رفتار تماشاگران : کاپلاک و سادوک 1371) .
يادگيري از راه مشاهدات
تماشاگران راه هاي تازه آسيب زدن را ياد مي گيرند . روش هايي که قبلا در مجموعه رفتارهاي آن ها جائي نداشت .
رفع مصار
مهارهاي تماشاگران در مقابل انجام اعمال پرخاشگران با مشاهده ديگران هنگام انجام اعمال مشابه تضعيف مي شود .
حساسيت زدايي
حساسيت تماشاگران نسبت به اعمال خشت و نتايج آن نشانه هاي رنج کشيدن قرباني کاهش مي يابد . در نتيجه ، واکنش هيجاني آن ها در مقابل چنين تحريکاتي تضعيف شده يا از بين مي رود .

عوامل موقعيتي :
20-1-2: بالا بودن سطح تحريک فيزيولوژيک :
برخي پژوهش ها حاکي است که تحريک شديد ناي از علل گوناگون نظير شرکت در فعاليت هاي مسابقه اي ، ورزش هاي سنگين و مشاهده فيلم هاي تحريک کننده موجب افزايش پرخاشگري آشکار مي گردند .
تحريک جنسي و پرخاشگري : تحقيقات نشان داده است که تاثير تحريک جنسي برپرخاشگري قويا بستگي به نوع مبناع شهواتي مورد استفاده براي ايجاد چنين واکنش ها و نيز ماهيت دقيق خود واکنش دارد وقتي منبع شهوت انگيز ملايم باشد مثلا تماشاي عکس بدن هاي لخت جذاب ، ميزان پرخاشگري پايين مي آيد اگر بي پرده تر باشد مثل فيلم هاي زوج هايي که به اعمال جنسي گوناگون دست مي زنند سطح پرخاشگري بالا مي رود .
21-1-2: درد به عنوان عامل آشکار کننده :
درد جسمي ممکن است عاملي براي تحريک سائل پرخاشگري گردد . انگيزه براي مضروب ساختن ديگران : چنين سائقي به نوبه خود ممکن است در مقابل هر هدف قابل وصول از جمله انهايي که هيچ وجه نقشي در ايجاد ناراحتي براي پرخاشگري نداشته اند . ظاهر گردد . اين فرضيه علت پر خاشگري افرادي را که خود در معرض پرخاشگري قرار گرفته اند توجيه مي کند ( کاپلان و سادوک ) .
22-1-2: هورمون ها ، داروها و رفتار پرخاشگرانه :
بعضي مطالعات سطح پرخاشگراي را به سندرم عدم حساسيت آندروژني ( که در آن وابستگي به پروتئين دچار نقص بوده و منجر به ظاهر زنانه در اولاد مذکر مي گردد ) و سندرم آدرنوژنيتال ( که در آن قشر آدرنال مادري جنين را در معرض سطوح بالاي آندروژن هاي آدرنال قرار داده و موجب بروز خواص جنسيتي ثانوي مردانه در آن مي گردد ) نسبت داده اند که خود را به صورت بازي هاي خشن و آشفته در دختران پسر نما ظاهر مي سازد .
در مورد دارو ها و مواد شيميايي کليات زير را مي توان دخيل دانست .
مقادير کم الکل پرخاشگري را مهار کرده و مقادير زياد آن موجب سهيل ابراز ان مي گردد . تاثير بار بيتورات ها نظير الکل است اثر حاد آئروسل ها و حلال هاي تجارتي نيز مشابه الکل است . داروهاي ضد اضطراب بطور کلي پرخاشگري را مهار مي کنند هر چند پرخاشگري پاردوکسال گاهي مشاهده مي شود ؛ وابستگي به ترکيبات ترياک ، با افزايش پرخاشگري رابطه دارد همين طور مصرف داروهاي محرک ، کوکائين ، مواد توهم زا ، و مقادير نزديک به سمي حشيش . ( کاپلان و سادوک 1371) .
23-1-5: داده هاي ژنتيک و رفتار پرخاشگر :
مطالعات مربوط به دو قلوها : پژوهش روي دو قلو هاي يک تخمکي حاکي از وجود يک جزء ارشي در رفتار پرخاشگر است .
مطالعات دو دماني : تعدادي از مطالعات نشان داده اند افراد متعلق به خانوادهه هايي که سابقه اختلالات روان پزشکي دارند بيشتر مستعد ابتلا به اختلالات روان پزشکي و دست زدن به اعمال خشن در مقايسه با افراد فاقد اين سوابق هستند . کساني که نمرات بهره هوشي پايين تر دارند به نظر مي رسد بيشتر در معرض بزهکاري و دست زدن به پرخاشگري هستند تا کساني که نمره بهره هوشي ان ها در حد طبيعي است .
تاثيرات کروموزومي : پژوهشي رفتاري مربوط به تاثير کروموزوم ها به طور عمده بر ناهنجاري هاي کروموزوم هاي Xو Y ميمر کز بوده اند به خصوص سندرم 47-xyy مطالعات اوليه حاکي است که افراد مبتلا به اين سندرم با قد بلند و هوش پايين تر از حد متوسط مشخص هستند و بيشتر احتمال دارد که به دليل اقدام به رفتار هاي ناشي جنائي زندان شده باشند . ( کاپلان – سادوک 1371) .
مطالعات بعدي نشان داد که سندرم 47-XYY ، حد اکثر در معدودي از مبتلايان در حصول رفتار خشونت آميز سهيم است . و نيز گزارش شده که برخي از اختلالات متابوليک ذاتي ، که ريشه ارثي دارند و سلسله اعصاب را به طور فراگير تحت تاثير قرار مي دهند ، با شخصت هاي پر خاشگر دارند . نمونه هاي آن عبارتن از : سندرم سان فيليپو ( افزايش ذخيره موکوپلي ساکاريدها ) ، سندرم سپل ميرفوکت ) ( اختلال ذخيره اي نوروني با افزايش ذخيره گانگيوزيد ) و فتيل کتونوري . ( کاپلان – سادوک 1991) .
رفتار جامعه پسند و پرخاشگري :
يک تناقض که طريق مطالعات مشاهده اي در مورد رفتار کودکان پيش دبستاني

دیدگاهتان را بنویسید