دانلود پایان نامه درباره تجدید نظرخواهی، اقدامات متقابل

نیاز داشته باشد. این امر در حکمی خاص که دلایل حمایتی داده است اعلام می‌شود.
قانون 1459: بند1: نقائصی که می‌توانند حکم را نامعتبر کنند می‌توانند به عنوان استثناها در هر مرحله یا درجه از دادگاه پیشنهاد شوند؛ به همین ترتیب، قاضی می‌تواند چنین استثناهایی را خارج از دفتر اعلام کند.
بند2: به غیر از موارد ذکر شده در بند1، استثناها به دنبال تعلل بویژه آنهایی که با افراد و شیوه محاکمه مرتبط هستند، پیش از الحاق این مسأله پیشنهاد می‌شوند، مگر اینکه آنها پس از آن پدیدار شوند. آنها در اسرع وقت تصمیم گرفته می‌شوند.
قانون 1460: بند1: اگر استثنایی علیه صلاحیت قاضی مطرح شد، قاضی خودش باید با موضوع برخورد نماید.
بند2: جایی که استثنا به عدم صلاحیت نسبی مربوط است و قاضی خود را صالح می‌داند، تصمیم خودش مبنی بر تجدید نظرخواهی پذیرفته نیست. با این حال، شکایت از بطلان و انتصاب مجدد کامل ممنوع نیست.
بند3: اگر قاضی عدم صلاحیت خود را اعلام نماید، طرفی که شکایت می‌کند به طور نامطلوبی تحت تأثیر قرار گرفته است موضوع را می‌تواند ظرف پانزده روز متعارف به دادگاه تجدید نظرخواهی ارجاع دهد.
قانون 1461: قاضی در هر مرحله‌ی دعوی اطلاع ‌یابد که کاملاً غیر صالح است، موظف است عدم صلاحیت خود را اعلام کند.
قانون 1462: بند1: استثناها مبنی بر اینکه مسأله‌ای به موضوع حکمی تبدیل شود یا میان طرفین مورد موافقت قرار گیرد، و استثناهای مدافعی دیگر که گفته شده در پایان درخواست قرار گیرد، مطرح می‌شوند و پیش از الحاق این موضوع مورد مطالعه قرار گیرد. با این حال افزایش آنها متعاقباً رد نمی‌شود، اما به پرداخت هزینه امر خواهد شد مگر اینکه آن بتواند نشان دهد که اعتراض با سوء نیت به تأخیر نیافتاده است.
بند2: استثناهای مدافعی دیگر در الحاق موضوع مطرح می‌شوند و در زمان مناسب تحت قواعد حاکم سوالات پیش بینی نشده مورد بحث قرار می‌گیرند.
قانون 1463: بند1: اقدامات متقابل به طور معتبر فقط می توانند در ظرف سی روز از الحاق موضوع مطرح گردند.
بند2: اینچنین اقدامات متقابل با همان درجه از محکمه و به طور هم زمان با اقدام اصلی سروکار دارند، مگر اینکه برخورد با آنها به طور جداگانه ضروری باشد یا قاضی این روند را مناسب تر در نظر بگیرد.
قانون 1464: تردید‌ها در مورد ضمانت هزینه‌های قضایی یا اعطای حقوق رایگان کمک ‌کند که از ابتدای روند درخواست شود، و سایر موضوعات مشابه به طور معمول پیش از الحاق موضوع حل و فصل شوند.
فصل سوم: محدودیت‌های زمانی و تعویق ها182
قانون 1465: بند1: محدودیت‌های زمانی به اصطلاح متعارف، زمان‌های ثابت هستند که دعاوی را در قانون اصلاح می‌کنند. نه آن‌ها را می‌توان توسعه داد و نه می‌توان آن‌ها را تقلیل داد مگر در درخواست طرفین.
بند2: پس از دادخواست طرفین، با درخواست شان، قاضی می‌تواند، به دلیل موجه، توسعه دهد پیش از این که آنها زمان‌ها را تمام کنند که توسط خودشان ثابت شده یا توسط طرفین موافقت شده است. این زمان‌ها را هرگز بطور معتبر نمی‌توان بدون رضایت طرفین تقلیل داد.
بند3: قاضی اطمینان حاصل کند که دادخواهی به دلیل تعویق بیش از حد طولانی نشده است.
قانون 1466: جایی که قانون زمان‌های معین برای اعمال نهایی آیین نامه‌ای ایجاد نکرده است، قاضی، با توجه به ماهیت هر یک از قانون آن‌ها را تعریف ‌کند.
قانون 1467: اگر روزی که برای اقدام قضایی تعیین شده است یک روز تعطیل باشد، مدت معین در نظر گرفته شده به نخستین روز بعد که تعطیل نیست به تعویق می‌افتد.
فصل چهارم: محل محاکمه
قانون 1468: تا آن جا که امکان دارد، محلی که هر دادگاه تشکیل جلسه می‌دهد دفتر رسمی است که در زمان‌های معین باز است.
قانون 1469: بند1: قاضی ای که از منطقه نفوذ خود به زور اخراج شده یا از انجام حق قضاوت در آن جا منع شده است، می‌تواند قضاوت خود را انجام دهد و قضاوت را بیرون از منطقه نفوذ به انجام رساند. با این حال، اسقف اسقف نشین، به این موضوع آگاه است.
بند2: به غیر از شرایط ذکر شده در بند1، قاضی، به دلیل موجه و پس از دادرسی طرفین، می‌تواند برای جمع‌آوری شواهد به بیرون از منطقه نفوذ خود برود. این با اجازه، و در محل تعیین شده توسط، اسقف اسقف نشین محلی که او به آن جا می‌رود، انجام می‌شود.
فصل پنجم: کسانی که می تواننددر دادگاه حضور داشته باشند و نحوه تدوین و حفظ قوانین
قانون 1470: بند1: مگر اینکه قانون خاص در غیر این صورت تجویز شود، هنگامی که دعاوی پیش از دادگاه دادرسی شوند، فقط آن دسته از افراد حاضر باشند که قانون یا قاضی تصمیم می‌گیرد که برای دادرسی دعوی ضروری می‌باشند.
بند2: قاضی می‌تواند مجازات‌های مناسب را برای همه کسانی که در دادگاه حاضر هستند، حرمت و حرف شنوی به خاطر دادگاه ندارند، اعمال نماید. علاوه بر این، او می‌تواند، مدافعان و معاونان را از انجام دفتر شان در دادگاه‌های کلیسایی به حالت تعلیق درآورد.
قانون 1471: اگر شخصی با استفاده از زبان ناشناخته مورد بازپرسی قرار گیرد قاضی یا طرفین، مترجمی توسط قاضی معین کنند و سوگند یاد ‌کند آن طور که لازم است در این دعوی خدمت کند. بیانیه‌ها برای نوشتن به زبان اصلی تحویل داده ‌شوند

دیدگاهتان را بنویسید