تعامل مولوی با مخاطب در فیه ما فیه و مکتوبات- قسمت 3

به کارمی رفت.

۰. هلیدی و متیسن ابتدا وجه را تنها متشکل از دو جزء فاعل و عملگر صرفی معرفی می کنند) ۰387:

873( و سپس در بحث های ادات و وجهیّت )همان: 877(، ادات جهتی را نیز در وجه دخیل می دانند.

  1. 3. در پاسخ عذرخواهی امیر پروانه که نمی توانسته به حضور برسد.
  2. 7. مولوی در خلال وعظ می گوید که چنین سخنانی به امیر پروانه گفته است.
  3. 7. در برخی موارد نیز پرسش در بندهایی بیان شده است که خود در مرتبۀ بند قرارندارند و نقش گروهی اسمی را بازی می کنند. این گونه بندها، بنا بر نظر هلیدی )همان: 835ـ 833( جزو پیکرة این پژوهش قرارنگرفته اند؛ مثلاً«اگر او را بپرسند که مادر تو چه شکل دارد، هیچ نتواند گفتن» )مولوی ،

8358: 831( و «تعیین نمی کنم که این بندة خاص در این دور ما کیست» )همان: 831(.

  1. 7. درصدها بیانگر نسبت کاربرد هر عامل گفتوگویی به کاربرد کلیۀ موارد همان عامل در متن موردنظر است.

 

منابع

حق شناس، علیمحمد )831۰(، «زبان شناسی و نقد ادبی»، زبان و ادب فارسی در گذرگاه سنّت و مدرنیته، تهران ،آگه، 73ـ 53.

/66

صفا، ذبیح الله )8351(، تاریخ ادبیات در ایران، جلد سوم، چاپ هشتم، تهران، فردوس.

مولوی، جلال الدینمحمد )8358(، مکتوبات، تصحیح توفیق هاشم پور سبحانی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.

                           )8317(، فیه ما فیه، تصحیح       بدیعالزمان فروزانفر، چاپ یازدهم، تهران، امیرکبیر.

                           )8311(، فیه  مافیه )و پیوست های نویافته(، تصحیح توفیق هاشم پور سبحانی، تهران ،پارسه.

Halliday, M.A.K. (1985), An Introduction to Functional Grammar, 1st ed, London, Edward Arnold.

                          . and Christian Matthiessen (2014), Halliday’s Introduction to Functional Grammar, 4th ed, London, Routledge.

 

[1] عوامل گفتوگویی هر دو متن بررسی شده را می توان در جدول زیر نشان داد:

 

همان طور که آشکارا دیده می شود، تمام عوامل گفتوگویی در مکتوبات چندبرابر بیشتر از فیه ما فیه به کاررفته اند. این نتایج را می توان بدینشکل توضیح داد: از آنجا که وعظ جایگاه ارشاد و بیان مطالبی است که از منظر گوینده حقیقت مطلق هستند ،مولویِ واعظ نه دیدگاه خود را چندان در گفته هایش دخیل می کند و نه سخنانی