تاثیر مدیریت زمان بر تنظیم هیجان در طی امتحان و سازگاری تحصیلی (آموزشی) دانش آموزان پیش دانشگاهی- قسمت 5

می¬داند و به زبان ساده¬تر سازگاری تلاشی است برای کنترل استرس به شیوه¬های موثر(به نقل از حبیبی،1381 ).
پیاژه ( 1970) سازگاری را جنبه برخورد و سازش با محیط، در تعامل بین فرد و محیط می¬داند و با توجه به تحولاتی که در فرد و محیط پیرامون وی در طول عمر انسان رخ می¬دهد، سازگاری را فرایندی پویا می¬دانند ( به نقل از فلسفی نژاد، 1374 ).
(نیوکاوکپل، 1991 ) بیان می¬کند که سازگاری فرایندی است در حال رشد شامل توازن بین آنچه افراد می¬خواهند و آنچه جامعه¬شان می¬پذیرد یا به عبارت دیگر سازگاری فرایند دو سویه است از یک طرف فرد به صورت موثر با اجتماع تماس برقرار می¬کند و از طرف دیگر اجتماع نیز ابزارهایی را تدارک می¬بیند که فرد از طریق آن¬ها توانایی¬های بالقوه خویش را واقعیت بخشد. (فرقدانی،1383 ).
2-3-2. ملاک‌های سازگاری مطلوب
معیارهای معینی برای ارزیابی کفایت سازگاری یک فرد نسبت به محیط ابداع شده‌اند. برای مثال ویژگی¬های زیر برای ارزیابی به عنوان پیشرفت و سازگاری خوب اهمیت زیادی دارند.
1- آسودگی یا آرامش روان‌شناختی : یکی از ضروری‌ترین علائم ناتوانی در سازگاری این است که شخص لحاظ روان‌شناختی به گونه‌ای احساس ناراحتی نماید که ممکن است حالت‌های افسردگی ، اضطراب ، وسواس فکری ، اندیشه مربوط به گناه (احساس گناه) یا ترس از بیماری و… را در بر گیرد. فردی که بتواند از اختلال‌های روانی رها باشد، مطمئناً از سازگار خوبی برخوردار می‌باشد.
2-کارایی شغلی: هر فرد باید برای برخورداری از سازگاری بهنجار در محیط شغلی از کارایی و کفایت لازم برخوردار باشد.
3- پذیرش اجتماعی: بعضی از افراد از نظر اجتماعی مورد پذیرش هستند، یعنی افرادی هستند که دیگران آن¬ها را به راحتی می‌پذیرند،‌این گونه افراد در سازگاری موفق‌تر هستند.
4-نشانه‌های جسمانی: یک شخص بهنجار دارای سازگاری خوب باید از نظر جسمانی نیز نسبتاً آرامش نسبی داشته باشد یعنی این که نباید از نشان‌های جسمانی متعدد آزاردهنده رنج بکشد. (شوهان،‌به نقل از فرقدانی، 1383)
تالن (1989) نیز معیارهای زیر را برای سازگاری مطلوب بر می‌شمارد: الف) احساس‌های ذهنی خوب: شخصی که از سازگاری خوبی برخوردار است باید از ترس‌های روان رنجوری و اضطراب رها باشد و از لحاظ روان‌شناختی احساس آسودگی و آرامش فکری داشته باشد.
ب) پیشرفت شخصی و اجتماعی: فرد باید برای سازگاری بهتر توانایی‌های بالقوه خود را برای منفعت شخصی و رفاه جامعه تا جایی که امکان دارد شکوفا کند و از آن¬ها به نحو احسن استفاده نماید.
ج) توانایی کار کردن: بر این اساس سازگاری به عملکرد فیزیکی و فعالیت ذهنی مناسب و متناسب با قابلیت‌های فرد اطلاق می‌شود. (فرقدانی، 1383)

2-3-3.ویژگی¬های افراد سازگار
برای شناخت سازگاری باید ویژگی¬های افراد سازگار را بشناسیم. بسیاری از روان‌شناسان ویژگی¬های زیر را نمودار سازگاری خوب می‌دانند:
1- کارآمدی ادراک : افراد سازگار در تفسیر وقایع و همچنین نسبت به توانایی‌های خود واقع‌بین هستند. آن¬ها ادراک نادرستی از گفتار و کردار دیگران و توانایی‌های خود ندارند. بدین معنی که خود را همیشه بیشتر یا کمتر از آن¬چه هستند یا توانایی دارند،‌ارزیابی نمی‌کنند (اتکینسون و همکاران، ترجمه براهنی، 1378).
2- عزت نفس: افراد سازگار برای خود، شأن و احترام قائل هستند و خود را با ارزش و مورد قبول اطرافیان می‌دانند و به این دلیل در روابط اجتماعی متکی به خود هستند. آن¬ها به راحتی می‌توانند روابط نزدیک و رضایت‌بخش با دیگران برقرار کنند (وظیفه‌شناس، 1380).
3-توانایی کنترل رفتار خود : افراد با سازگاری خوب اطمینان دارند رفتار خود را کنترل می‌کنند و این احساس توانایی در خود، انگیزه افراد در برقراری روابط خوب و محبت با دیگران است (وظیفه‌شناس، 1380).
4-توانایی تحمل و مقابله با ناکامی : فرد سازگار در وضعیت‌های متعارض و مواقع ناکامی‌قادر به شناخت و پذیرش و تصمیم‌گیری مناسب خواهد بود و از پذیرش مسئولت واهمه ندارد (وظیفه‌شناس، 1380).
5-انعطاف‌پذیری : فرد سازگار به خوبی می‌تواند خود را با موقعیت‌های مختلف و گاهی متضاد وفق دهدوحد اکثرانعطاف‌پذیری رادررفتارهای اجتماعی و شخصی بروز دهد (توکلی، 1376).
6- احساس امنیت ( اعتماد به دیگران): فرد سازگار نسبت به دیگران بدبین نیست و به دیگران اعتماد دارد و به همین دلیل قادر به برقراری ارتباط و میل به رابطه اجتماعی در او زیاد است. ( توکلی، 1376).
2-3-4. دیدگاه‌ها در مورد سازگاری
2-3-4-1.دیدگاه زیستی- روانی- اجتماعی
این مدل به صورت تلویحی، مدلی از سلامتی را ارائه می‌دهد که شامل حالت ذهنی، توانایی انجام نقش‌های ارزشمند اجتماعی، رضایت از وضعیت جسمی‌و بدنی و مجموعه‌ای از متغیرهایی می‌شود که اغلب به عنوان «کیفیت زندگی» مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته‌اند. در نظام پیاژه، سازش، تعادل بین درون‌سازی و برون‌سازی است. می‌توان سازش را ساختن مجموعه‌ای از روابط دانست که انسان خود را بین آن¬ها قرار می‌دهد. چنین وضعیتی در نتیجه مجموعه واکنش‌هایی که فرد به وسیله آن¬ها رفتار خود را تغییر می‌دهد تا بتواند به گونه‌ای موزون بر شرایط محیطی معین یا تجربه‌ای جدید پاسخ دهد.
همان طور که به نظر می‌رسد مفهوم «سازش زیستی» معنایی نسبتاً دقیق داشته باشد، ولی وقتی جنبه‌های روانی- اجتماعی سازگاری آدمی‌مطرح می‌شود مسأله بسیار پیچیده می‌گردد، چرا که این سازگاری شخصاً به خاطر حیات صورت نمی‌گیرد. از نقطه نظر روانی- اجتماعی سازگاری به خودی خود به طور انتزاعی وجود ندارد. فرد با چیزی، با موقعیتی و با یک محیط اجتماعی به طبع نظام‌های مرجع خود سازش یافته است که در ضوابط و معیارهای آن و آستانه خودداری از سازش را مشخص می‌کند، بنابراین بدون توجه به جنبه‌های روانی- اجتماعی مشکل است که بتوان حد و مرز این مفهوم را برای انسان مشخص کرد (شادمان، 1383).
2-3-4-2..دیدگاه تحلیل روانی
از دیدگاه تحلیل روانی به فردی سازگار گفته می‌شود که واحد «من» قوی و سالم باشد یا بتواند میان دو پایگاه دیگر شخصیت یعنی « من و فرامن» تعادل و هماهنگی ایجاد کند تا این¬ها بتوانند به وظایف خود به خوبی عمل نمایند. در این دیدگاه،‌شخصیت آدمی‌همانند یک نظام پویایی انرژی تصور می‌شود که در یک تقسیم‌بندی از سه قسمت تشکیل شده است. هریک از این سه نظام، نیروهای روانی مشخص دارند که دائم با یکدیگر در درون سیستم کلی شخصیت در حال فعل و انفعال می‌باشند که مبتنی بر تعارض پایگاه‌های مربوطه می‌باشند و بنابراین دیدگاه رفتار و حالات آدمی‌از جمله رفتارهای سازگار نتیجه عملکرد این نیروهای درونی است. از این دیدگاه ریشه و عمل همه ناسازگاری‌ها در تجربیات کودکی و در رابطه با چگونگی گذراندن مراحل تحول جستجو می‌شود. در این راستا ناسازگاری که به دلیل وجود تعامل بین تکانه‌هایی که در جستجوی تخلیه و رهایی هستند از یک طرف دیگر به وجود می‌آید. وقتی که تکانه‌ها نتوانستند در هشیاری تحمل شوند و فرد نتواند به طور مؤثری در برابر آنان دفاع کند، من راه دیگری ندارد جز این که نشانه‌های سازگاری ایجاد نماید که در این صورت هدف رفتار ناسازگار کاهش تنش یا تعارض است (مک اسمراد ( بی تا ) به نقل از دیلمی،‌).
2-3-4-3.دیدگاه یادگیری اجتماعی
رویکردهای یادگیری اجتماعی، سازگاری انسان را به سان حل مسأله یا رفتار کنار آمدن در نظر می‌گیرند. منظور ما از کنار آمدن، میزان یا درجه‌ای است که افراد می‌توانند سه چالش مهمی‌را که برای موجودیت آن¬ها به وجود می‌آید، برطرف کنند و یا حداقل کنترل نمایند. این چالش‌ها عبارتنداز:
الف) چالش‌های مستقیم حاصل از محیط فیزیکی
ب) چالش‌های ناشی از محدودیت‌ها.
ج) چالش‌های بین فردی مربوط به محیط
دیدگاه یادگیری اجتماعی، سازگاری یا قابلیت انطباقی فرد را به عنوان توانایی برآورده‌سازی و کنار آمدن با فشارهای روانی و مشکلات، همراه با حد اقل بی‌نظمی‌در جریان مداوم زندگی که پیامدهای فوری و دراز مدت رفتار را دربر می‌گیرد، مورد توجه قرار می‌دهد (دیلمی، 1380).
2-3-4-4..دیدگاه علوم رفتاری
سازگاری از نظر علوم رفتاری عبارتند از:
• عمل برقراری رابطه رضایت‌بخش میان خود و محیط
• عمل‌پذیری و کردار مناسب و موافق محیط و تغییرات فیزیکی
• سازگاری موجود زنده با تغییرات درونی و بیرونی (شعاری نژاد، 1370 به نقل از دیلمی، 1380).

2-3-4-5 . دیدگاه مراجع‌محوری
به اعتقاد راجرز خویشتن‌پنداری فرد از اضطرب یا تجربه ارگانیرمی او ناهماهنگ و در تضاد است. هرموقع که ادراک یک فرد از تجربه خودش تعریف یا انکار شود، تا حدودی حالت ناهماهنگی میان «خود» و تجربیات فرد، یا حالت ناسازگاری روانی و آسیب‌پذیری به وجود می‌آید و موجب پیدایش مکانیزم‌های دفاع می‌شود. در حقیقت فرد در مقابل تهدیدهای حاصل از ناهماهنگی میان تجربه و خویشتن‌پنداری، احساس اضطراب می‌کند و سپس با استفاده از یکی از مکانیزم‌های دفاعی در مقابل تهدید و اضطراب حادثه به دفاع از خود می‌پردازد. انسان روان نژند و ناسازگار با مشکل مواجه است زیرا ارتباطش را با خود و دیگران از دست داده است و روابطش نامطلوب است (شفیع آبادی و ناصری، 1389).
2-3-4-6..دیدگاه انسان‌گرایی
بر طبق مدل‌های انسان‌گرایی- هستی‌گرایی، رشد شخصیتی تحریف‌شده یا سد شده، به عنوان عامل عمده‌ی است که سلامت روان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این مدل تأکید روی انگیزه رشد در مقابل ایستایی لزوم بودن و شکل‌گیری خود است. اگر شخصی از فرصت‌های رشد محروم شود اضطراب، ناامیدی و ناکامی‌را تجربه خواهد کرد. تحریف طبیعت بشری به وسیله نیروهای محیطی نامطلوب به ناسازگاری منجر خواهد شد (رستمی، 1383).
بر طبق نظر مزلو افرادی که بیشترین سازگاری را دارند آن¬هایی هستند که در سراسر مراحل زندگی خود بطور موفقیت‌آمیزی رشد کرده‌اندوبه بالاترین مرحله کمال یعنی خودشکوفایی رسیده‌اند. انسانی که به مرحله خودشکوفایی ارتقاء پیدا کرده، نیروهای بالقوه اساسی خویش را به کامل‌ترین صورت تحقق بخشیده است. شخص ممکن است تکانه‌های درونی را بازداری یا تعدیل کند و یا بکوشد تا خواست محیطی را به طریقی تغییر دهد تا تعارض را دفع نماید. پیاژه به فرایند سازگاری اهمیت زیادی می‌داد. او اصطلاحات درون‌سازی و برون‌سازی را به کار برد. منظور از این دو واژه به ترتیب تغییر نسبی خود شخص یا تغییر محیط است. هم درون‌سازی و هم برون‌سازی به حل تعارض‌ها می‌انجامد (چوهان، 1993 به نقل از رستمی، 1383).
2-3-4-7..دیدگاه روان‌شناسی شناختی
در دیدگاه روان‌شناسی شناختی، انسان سازگار به کسی گفته می‌شود که توانایی و قدرت پردازش صحیح اطلاعات را داراست و چون قادر به چنین کاری است لذا یک نظام ارزشی واقع‌بینانه برای خود تنظیم می‌نماید تا تحت تأثیر نوسانات روانی دردناک و اختلاف با دیگران دچار آسیب نشود. این روند به او کمک می‌کند تا به احساس بهتری دست یابد (رستمی، 1383).
در رویکرد شناختی فرض بر این است که افکار غلط فرد موجب رفتارهای ناسازگارانه او می‌شود و افراد برحسب ادراکی که از امور و رویدادها دارند به آن¬ها واکنش نشان می‌دهند و شناخت¬های غلط سبب اختلاط هیجانی می‌شود. بنابراین برای کمک به افراد دارای مشکلات سازگاری به جای کوشش در جهت تغییر دادن رفتار آشکار آنان، سعی می‌شود تا افکار و اندیشه‌های آنان تغییر داده شود (سیف، 1385).
2-3-5 .انواع سازگاری
(اسکات، 1989، به نقل از فرقدانی، 1383) انواع سازگاری را به این صورت تبیین می‌کند: الف) سازگاری تحصیلی ب) سازگاری بین فردی یا اجتماعی ج) سازگاری خانوادگی. سینها و سینگ (1993) نیز سازگاری را به صورت الف) سازگاری آموزشی ب) سازگاری اجتماعی ج) سازگاری عاطفی توصیف کرده‌اند.
2-3-5-1.مفهوم سازگاری تحصیلی
محیط اجتماعی آموزشی وسیع¬تر از محیط خانواده و بیش از آن تابع دگرگونی‌های جامعه است و دارای اختلاف زیادی با محیط خانه می‌باشد. از این رو در نظریات،‌عادات و عقاید دینی افراد تأثیر به سزایی دارد. زیرا محیط آموزشی پلی است که افراد از آن گذشته و پایه دنیای وسیع جامعه می‌گذاردند (بیگلری، 1383).
سازگاری دارای جنبه‌های مختلفی است و به ابعاد مختلف زندگی از جمله زندگی تحصیلی تأثیر می‌¬گذارد. قائل شدن مرز روشنی بین انواع سازگاری کار ساده‌ای نیست و انواع تمایزهایی که در فنون پژوهشی مطرح می‌شود، چندان صریح و واضح نیستند، ولی حیطه‌های کلی برای سازگاری می‌توان بیان کرد مثلاً سازگاری در انتقال در محیط با موقعیت جدید، سازگاری در روابط بین فردی،‌سازگاری در موقعیت‌های آموزشی که به این نوع سازگاری، سازگاری تحصیلی گفته می‌شود (بردستانی، 1383).
سازگاری تحصیلی بعنوان یکی ازابعاد کلی سازگاری روانی- اجتماعی مورد توجه پژوهشگران تعلیم و تربیت بوده است و تلاش¬های زیادی در راستای تعیین عوامل موثر بر آن از سوی محققان به عمل آمده است. مفهوم وسیع سازگاری تحصیلی مشتمل بر خیری غیر از صرف توان بالقوه تحصیلی است (هیلاری و برنت، 1994، به نقل از بردستانی، 1383).
سازگاری تحصیلی مجموع واکنش‌هایی است که توسط آن یک فرد ساختار خود را برای پاسخی موزون به شرایط محیط مدرسه و فعالیت¬های که آن محیط از دانش‌آموز می‌خواهد، تغییر دهد. در نتیجه هر عاملی که این پاسخ¬گویی را در محیط جدید با مشکل مواجه کند، زمینه‌ای برای ناسازگاری او در این محیط فراهم خواهد ساخت (سرخابی، 1371؛ به نقل از بیگلری، 1383).
سازگاری آموزشی قسمتی از سازگاری اجتماعی است. در واقع سازگاری در محیط آموزشی را می‌توان مجموعه واکنش‌هایی دانست که توسط آن، فرد ساختار رفتاری خود را برای پاسخ موزون به شرایط جدید و به فعالیت‌هایی که آن محیط از او می‌خواهند تغییر می‌دهد (اکبری، 1388؛ به نقل از نصیحت کن ، 1389).
2-3-5-2..مولفه‌های سازگاری تحصیلی
از دیدگاه (بارو،1949) مولفه‌های سازگاری تحصیلی به قرار زیر می‌باشد:
– سازگاری با دوره تحصیلی: منظور از این مفهوم میزان رضایت دانشجو در حالت کلی از نظام دانشگاهی وبه ویژه ازرشته تحصیلی خوداست. همچنین این مفهوم علاقمندی دانشجو به تحصیل واین که ادامه تحصیل رامنطقی می‌داندو از درس خواندن لذت می‌برد یا نه را بررسی می‌کند.
– بالندگی و رسایی هدف¬ها (سطح آرزوها و تمنیات): این مفهوم به تمایلات و تلاش‌های فرد برای رسیدن به اهداف،‌اهداف آموزشی و اهداف زندگی فرد و احساس او از ارزش¬های مرتبط با اهداف اشاره می‌کند. در این مقوله مشخص می‌گردد که چه چیزهایی برای فرد مهم هستند و احساس مسئولیت فرد در برابر وظایف اصلیش چگونه است.
– کارآیی فردی یا برنامه‌ریزی و استفاده مطلوب از زمان: این مقوله تأثیر برنامه‌هایی که دانشجو طرح‌ریزی می‌کند و آن رادر زندگی روزمره خود به کار می‌برد را بررسی می‌کند. برنامه‌ریزی دانشجو چگونه است و آیا می‌تواند از وقت خود به بهترین نحو استفاده کند؟
– مهارت¬ها و تمرین¬های مطالعه: ویژگی‌های رفتار مربوط به مطالعه دانشجو در منزل و در کلاس درس اشاره می‌کند. همچنین متون مطالعه توأم با توانایی دانشجو برای حل مشکلات مربوط به تکالیف درسی، در نظر داشتن چارچوب مطالعه، یادداشت‌برداری، به یاد سپردن در حین مطالعه و استفاده از کتابخانه.
– بهداشت روانی: این مقوله موقعیت‌هایی که به سازگاری عاطفی دانشجو مربوط می‌شود را بررسی می‌کند. نشانه‌های رایج ناسازگاری روانی مانندنوسانات خلقی،‌افسردگی، دلتنگی برای خانواده از دست دادن اتکا به نفس،‌اشتغالات فکری، بیهوده و جزئی، احساس ناایمنی و شکست مورد بررسی قرار می‌گیرد.
– مناسبات فردی با افراد دانشکده و همدوره‌ای‌ها: توانایی دانشجو در چگونگی ارتباط با مدرسین و سایر دانشجویان و نگرش او نسبت به آن¬هاست و میزان ارتباط و اعتماد متقابل دانشجو به موقعیت اجتماعی وی در گروه، احترام موجود بین او و اساتید و به طور غیرمستقیم با همدوره‌ای‌ها و در کل نحوه تعاملات او با همدوره‌ای‌ها.
قابل ذکر است که (بایکر و سیریاک‌،1984) انگیزه برای یادگیری، انجام اعمالی برای برآورده ساختن الزامات و نیازهای تحصیلی، داشتن درک واضحی از اهداف تحصیل، رضایت کلی از محیط تحصیلی را بعنوان برخی ازمولفه‌های سازگاری تحصیلی معرفی کرده‌اند (اردلان و حسین چاری، 1390).
2-3-5-3.عوامل موثر بر سازگاری تحصیلی
نظریه‌های یادگیری و موفقیت تحصیلی (ریت کلایف، 1991 و تینتو، 1993،‌به نقل از بالتر،‌) دو نوع از عوامل را مشخص نموده‌اند که بر ادامه یا توقف تحصیلی دانشجویان در دانشگاه موثرند:
* عوامل تعاملی که به تجربیات قبل از ورود به دانشگاه مربوط می‌شوند.
* عواملی تعاملی که به تجربیات بعد از ورود به دانشگاه مربوط می‌شوند.
یکی از مهم¬ترین عوامل فردی آمادگی دانشجو برای ورود به دانشگاه است که به هدف-های تحصیلی و شغلی و بعضی تصمیم‌گیری‌ها برای شغل مربوط می‌شود. تعدادی از مطالعات از این موضوع که عوامل فردی بر پشتکار تحصیلی تأثیر می‌گذارند، حمایت می‌کنند. نگرش‌های دانشجویان درباره رفتن به دانشگاه و ارزش¬ها و حسن اراده و حس استقلال تأثیر مستقیمی‌بر پیشرفت تحصیلی دارند (ویت کلایف، 1991 به نقل از بالتر، 2003).
یکی از معروف¬ترین مدل‌های ارائه‌شده در زمینه سازگاری تحصیلی از سوی (تنیتو،1975) با عنوان تناسب شخص- محیط، ارائه شده است. بر اساس مدل مذکور، چنانچه ویژگی‌های فردی دانشجویان مانند تجارب آموزشی قبلی، مهارت‌ها، انگیزه و قصد ورود به رشته تحصیلی،‌با الزامات و شرایط آموزشی- تحصیلی دانشگاه هماهنگ بوده و منجر به ایجاد تجربه‌ای خوشایند و مورد انتظار