تاثیر مدیریت زمان بر تنظیم هیجان در طی امتحان و سازگاری تحصیلی (آموزشی) دانش آموزان پیش دانشگاهی- قسمت 2

به اهداف تحصیلی وضع شده، کامل کردن مقتضیات تحصیلی، موثر بودن تلاش¬های فرد برای رسیدن به این شروط و نگرش مثبت به محیط تحصیلی تعریف نموده¬اند (عیدیان، 1385).
1-6-2 . تعاریف عملیاتی متغیرها:
1-6-2-1. مدیریت زمان
در این پژوهش مدیریت زمان نمره¬ای است که فرد از طریق پرسشنامه مدیریت زمان راوری ، الحانی وانوشه، خلیل آبادی(1385) حیطه¬های مدیریت زمان در این پرسشنامه عبارتند از: برنامه¬ریزی، اولویت¬بندی فعالیت¬های مربوط به مطالعه، تخمین زمان موردنیازبرای مطالعه، لیست کردن فعالیت¬های انجام شده و تعیین اهداف.
1-6-2-2. سازگاری تحصیلی
در این پژوهش منظور از سازگاری تحصیلی دانش¬آموزان نمره¬ای است که هر دانش-آموز از پرسشنامه سازگاری سینگ و سینها ( AISS ) به دست می¬آورد. این پرسشنامه سه نوع سازگاری آموزشی، عاطفی و اجتماعی را در دانش¬آموزان مشخص می¬کند که در این پژوهش فقط نوع آموزشی آن در نظر گرفته شد.
1-6-2-3.تنظیم هیجان در طی امتحان
منظور از متغیر تنظیم هیجان در طی امتحان در این پژوهش نمره¬ای است که دانش-آموزان از مقیاس تنظیم هیجانی در طی امتحان توسط شوتز و همکاران ( 2004 ) به دست آورده¬اند. مقیاس تنظیم هیجانی در طی امتحان از چهار بعد و هشت خرده مقیاس تشکیل شده است. بدین صورت که بعد فرایندهای هیجان¬محور دارای دو خرده مقیاس تفکر آرزومندانه و ملامت خویش است؛ بعد فرایندهای تکلیف¬محور به تنهایی یک خرده مقیاس را تشکیل می¬دهد؛ بعد فرایندهای ارزیابی شناختی شامل سه خرده مقیاس همخوانی هدف، عاملیت و کارآمدی در بررسی مشکل است و بعد فرایندهای تکلیف¬محور دست¬یابی مجدددوخرده مقیاس کاهش تنش وارزیابی مجدداهمیت آزمون دارد.

فصل دوم
بررسی منابع

2-1. مقدمه
در این فصل مبانی نظری متغیر‌ها، مهم¬ترین نظریه‌های مربوط به هر متغیر، تعریف و پژوهش‌های صورت گرفته مرور می‌شود. تأکید بر نظریه‌هایی است که به طور مستقیم به موضوع پژوهش مربوط‌اند. به منظور تسهیل درک ارتباط مبانی نظری و پیشینه پژوهشی، یافته‌های بدست آمده از کارهای پیشین در رابطه با هر بخش از روابط مدل مفهومی‌بلافاصله بعد از مباحث نظری ارائه شده است.
2-2 . مدیریت زمان
2-2- 1. مفهوم زمان
ماهیت « زمان» یکی از بزرگ¬ترین رازها و پرسش¬های مردمان باستان بوده است. پرسشی که هنوز پاسخی برای آن یافت نشده است. علیرغم دستاوردهای علمی بشر در سده¬های گذشته، پیشرفتی در زمینه درک مفهوم زمان و تعریفی از آن به دست نیامده است.
بحث از زمان به صورت مستقل برای فلاسفه یونان باستان مطرح نبوده است. پی بردن به چگونگی تشکیل جهان و شناسایی عناصر اولیه تشکیل¬دهنده آن و نیز واحد یا کثیر بودن پدیده¬ها موضوعات اساسی¬ای بودند که ذهن متفکران یونان باستان را به خود مشغول می¬کردند. مفهوم زمان به تبع سخن گفتن درباره چنین مسائلی مورد اشاره واقع شده است. ( موسوی کریمی، 1389 ).
از نظر هایدگر مفهوم زمان را می¬توان در ابدیت یافت و پیش شرط آن اشراف و درک کامل ابدیت است. برای این منظور باید به ابدیت ایمان یافت. اما فیلسوفان به ایمان و یقین در این باره هرگز نمی¬رسند چرا که شک اساس فلسفه است و فلسفه هرگز نمی¬تواند را از میان بردارد. الهیات از نظر هایدگر با دازاین انسانی یعنی هستی نزد خدا و هستی زمان¬مند در انسان سر و کار دارد اما خدا نیازی به الهیات ندارد و ایمان به او وجودش را سبب نمی¬شود. ایمان مسیحی با آن چه در زمان روی داده مرتبط است چون فیلسوف ایمان نمی¬آورد و می¬خواهد زمان را از خود زمان درک کند.
هایدگر زمان به را به سه نوع زمان روزمره و زمان طبیعی و زمان جهانی تقسیم می-کند. در بحث زمان روزمره می¬گوید که زمان آن چیزی است که اتفاقات در آن رخ می¬دهند. زمان در موجود تغییرپذیر اتفاق می¬افتد پس تغییر در زمان است. تکرار دوره¬ای ست، هر دوره، تداوم زمانی یکسانی دارد. ما می¬توانیم مسیر زمانی را به دلخواه خود تقسیم کنیم. هر نقطه اکنون زمانی بر دیگری امتیاز ندارد و اکنونی پیش¬تر و پس¬تر ( بعدتر ) از خود دارد. زمان یکسان و همگن است. ساعت چه مدت و چه مقدار را نشان نمی¬دهد بلکه عدد ثبت شده اکنون است.
هایدگر می¬پرسد که این اکنون چیست و آیا من انسان بر آن چیرگی و احاطه دارم یا نه؟ آیا این اکنون من هستم یا فرد دیگری ست؟ اگر این طور باشد، پس زمان خود من هستم و هر فرد دیگر نیز زمان است و ما همگی در با هم بودنمان زمان هستیم و هیچ¬کس و هر کس خواهیم شد. ( هایدگر ( بی تا )، ترجمه عبدالهی ، 1386).
زمان برای مردمان ایران باستان، پدیده¬ای رازآمیز و مقدس دانسته می¬شده و همواره با جهان مینوی در پیوند بوده است. در متون اوستایی از زمان با نام « زروان » یاد شده است و می¬دانیم که زروان برای باورمندان به آن که زروانیه ( زروانیسم ) خوانده می¬شده¬اند؛ به نوعی نام خدای بزرگ و سرچشمه آفرینش همه پدیده¬های گیتی و از جمله اهورا مزدا بوده است. حرکت¬های روزانه و سالانه خورشید و نیز وزش باد، نمادهایی از زروان و پدیده¬هایی برای درک گذر زمان به شمار می¬رفته¬اند و گرامی دانسته می¬شده¬اند از همین باورهای کهن زروانی است که در طول هزاران سال و در میان همگی اقوام و ادیان، نام¬های در پیوند با زمان ( مانند نام ماه¬ها و تقسیمات شبانه¬روز ) در نزد همگان، نام¬هایی مقدس دانسته می¬شوند. همچنین نوبت¬-های چندگانه ادای نماز در ادیان گوناگون، همواره با جایگاه خورشید در آسمان مرتبط است.
واژه زمان در زبان پارسی و عربی مشترک است؛ در زبان پهلوی Zaman ، در ایران باستان jemana و در سریانی Zabana آمده است. قرن¬ها پس از ظهور زرتشت اولین بار به خدای زمان در بین ایرانیان اشاره می¬شود. هم چنین برخی از محققین معتقدند خدای زمان از خدایان قدیم آریایی هاست. (ابراهیمی، 1373).
امروزه در زبان فارسی می¬گوییم وقت طلاست. در زبان¬های دیگر نیز تعبیرهای متفاوتی چون وقت الماس است، وقت جواهر است بکار رفته است. اما ارزش زمان بیش از طلاست و قابل مقایسه با آن نیست. با ارزش والایی که وقت دارا است باید به گونه¬ای شایسته و بایسته از زمان در دسترس استفاده نمود. بسیاری از افراد ادعا می¬کنند که وقت آن¬ها به هدر نمی¬رود و ابراز می¬دارند که: « من خیلی سازماندهی شده کار می¬کنم، می¬دانم کجا می¬روم. می¬دانم چکار می¬کنم و …. » این گروه از افراد در اقلیت هستند. زیرا زمان با ارزش¬ترین منبعی است که در اختیار انسان¬ها قرار دارد و تمامی منابع دیگر به شرط وجود زمان ارزش می¬یابند و به دلیل همین ارزش و اهمیت، توجه به زمان در بسیاری از فرهنگ¬ها و زبان¬های مختلف تکرار شده است. زمان بسیار با ارزش¬تر از پول است و به همین دلیل این سرمایه بایست بسیار دقیق بکار گرفته شود. ما هنگامی قادر خواهیم بود برداشت درستی از زندگی بر روی کره زمین داشته باشیم که بتوانیم وقت معینی برای زندگی در این کره خاکی بدست آوریم.
خیلی از مردم نسبت به روزهای بدون بهره¬وری و بی¬حاصل خود بی¬تفاوت هستند. در حالی که همگی ما مایل هستیم کارهای بسیاری را در یک روز انجام دهیم، ولی معلوم نیست کارهایمان چقدر ارزش داشته و به چه اساسی اولویت¬بندی شده¬اند، و چقدر وقت باید صرف آن-ها کنیم. مثلاً گاهی اوقات برای گرفتن یک جوراب یا ارسال یک نامه بیشتر از اهمیت آن موضوع وقت صرف می¬کنیم. زمان برخلاف سایر منابع مثل پول، تجهیزات و چیزهای دیگر ثابت است و ما نمی¬توانیم بیشتر از آن چه که هست ایجاد کنیم؛ اگر کار را که ما انجام می¬دهیم متناسب با زمان نباشد تنها کاری که می¬توانیم انجام دهیم این است که مقدار کار را تغییر دهیم و این کار همان « مدیریت زمان » است . زمان از منابع ارزشمند، محدود و البته غیرقابل جایگزین در اختیار بشر است. این منبع قابلیت ذخیره شدن را ندارد. از این رو مدیریت زمان اهمیت یافته و مورد جدی است. (صفا، 1389).
برایان پوسر ( 2002 ) می¬گوید نکته مهم در مورد زمان جهت آن است که به طور مستقیم از گذشته به طرف آینده است. یکی از فیلسوفان یونان باستان گفته است که هرگز دو بار در یک رودخانه شنا نمی¬کنیم یعنی زندگی دائماً در شرف آغاز است مانند فصل¬ها و سال¬ها.
2-2-2.تاریخچه مختصر از زمان:
در اروپای قرون وسطی، کلیسا زمان را تنظیم می¬کرد و قوانینی درباره کارهایی که می-توان یا نمی¬توان در روز خاصی انجام داد وضع می¬کرد؛ قوانین مذهبی زمان¬های معینی از روز را برای نماز خواندن تعیین می¬کرد. گرچه اولین ساعت¬های مکانیکی حدود قرن 13 میلادی ساخته شد ( پیش از آن به طور گسترده از ساعت¬های آبی و شنی استفاده می¬شد) اما از آن¬ها برای قرن¬ها فقط برای مجسمه¬های تزیینی استفاده می¬شد؛ حتی اشخاص مهمی چون ساموئل پینر که یک مقام دولتی قرن 17 بود اوقات روزانه خود را با ساعت خورشیدی یا ناقوس کلیسا تنظیم می¬کرد. ( شیبانی؛ 1382 ).
مفهوم نوین زمان در پی اعتراضات پیوریتنها به تقویم کشیش¬های کاتولیک رم شکل گرفت؛ نظر آن¬ها یعنی شش روز کار در هفته و یک روز استراحت عمدتاً تا پایان قرن 17 مورد قبول عامه بود. با توجه به عقیده¬ مردم شناسان شکارچیان عصر سنگ نمی¬توانستند با یک هفته کار 15 ساعته به راحتی امور خود را بگذرانند اما این فقط مربوط به گذر زمان بود تا مردم متوجه شوند که صرف زمان بیشتر می¬تواند موجب پاداش¬های بیشتری شود. همان طور که تمدن پیش می¬رفت به همان ترتیب طول هفته کاری افزایش یافت؛ گذران زندگی با شغل کشاورزی وقت بیشتری از شغل شکار می¬گرفت ولی این زحمت در شکل طرز زندگی باثبات-تر و راحت¬تر جبران می¬شد. ( لوئیس، ترجمه روح شهباز 1388.)
در قرن 19 صاحبان کارخانه¬ها به طور روزافزونی به زمان توجه پیدا کردند و آن را به مثابه عنصری هم¬سنگ پول می¬شناختند؛ تا آن موقع مردم عادی خود را درگیر چنین جزئیاتی نمی¬کردند؛ برای 150 سال ساعت¬ها وجود داشتند اما در خانه بیشتر کارگران ساعتی نبود که به همراه خود داشته باشند و کنترل وقت کاری دلبخواهی بود، اما این شیوه مورد پسند صاحبان کار نبود آن¬ها می¬خواستند حداکثرداده را از کارگرانشان بگیرند تا حداکثر بازده را از کارخانه-هایشان کسب کنند و چون ماشین¬ها محتاج افراد زیادی برای کار انداختن آن¬ها بودند همه باید همزمان در محل حضور داشتند. همین موضوع در طول قرن بحران¬های متعددی به وجود آورد. ( شیشه بر اصفهان، 1388).
عرفا و فلاسفه هر یک تعریفی از زمان مطرح کرده¬اند. اما لازم نیست به زمان فکر کنیم و تعریفی از آن داشته باشیم. همین که آن را احساس کنیم کافی است. البته امروزه روی یک تعریف از زمان کار می¬کنند. طبق این تعریف، زمان عبارت است از وسیله اندازه گیری فعالیت. ( رحیمی، 1381).
وقت موهبتی است که در این کره خاکی به هر یک از ما به رایگان عطا شده است و میزان آن برای همه یکسان است. موفقیت ما در زندگی بستگی به چگونگی استفاده از این گوهر گرانبها دارد. موفقیت هر شخص در زمینه تحقق اهداف و آرمان¬هایش به مقدار قابل توجهی تابع استفاده موثر از وقت است. ( نصراصفهانی، 1381).
عرفا نیز به واسطه ماهیت ابزار شناختی خود، یعنی دل، از زبان نمادین استفاده می¬کنند و زمان را دارای جنبه درونی می¬دانند و از آن با اصطلاحاتی مانند وقت، آن ، دم ، یاد می¬کنند. عرفا وقت خوش عارفانه را همانا نوعی بی¬وقتی و رها شدن عارف از سیطره زمان و مکان می¬دانند. (روبرتا، ترجمه مژده شیرازی منش و همکاران، 1383).
دین اسلام نیز اهمیت زمان را مورد تأیید قرار داده است. چنان که امام صادق ( ع) می-فرماید: « من استوی یوماه فهو مغبون» باید هر روز نسبت به روز قبل بهتر باشیم. (رضایی کرمی مقدم،1377).
ایرانیان نیز از زمان¬های دور ساعت را می¬شناختند و روایاتی که در شاهنامه راجع به ساعت و تنظیم وقت آمده جملگی گواه بر این است ساعت از نظر آنان همان مقدار زمانی بود که هم اکنون در جهان رایج است و گمان می¬رود به جای ساعت واژه « پاس » به کار می¬رفته است. (جنیدی، 1385).
در فرهنگ و ادب ایران نیز به اهمیت زمان و نحوه درست از آن اشاره شده است . خیام زمان را به پرنده¬ای که بر سر شاخه¬ای نشسته است تشبیه می¬کند ( شیخ نظامی ، به نقل از کرمی مقدم، 1377 ).
ولتر نویسنده، فیلسوف و متفکر بزرگ فرانسوی در یکی از کتاب¬های خود از زبان دو تن از شخصیت¬هایش به موضوع قابل تأملی اشاره می¬کند. یکی از شخصیت¬ها از دیگری می-پرسد: « از تمام چیزهایی که در دنیا وجود دارد، چه چیزی سریع¬ترین و کند¬ترین است؟ چه چیز بلندترین و کوتاه ترین است؟ چه چیز بخش¬پذیرترین و گسترده¬ترین است؟ چه چیز در حد اعلای ندامت را به همراه می¬آورد، ولی بیش از هر چیز دیگری مورد بی¬توجهی قرار می-گیرد؟ چه چیز است که بدون آن هیچ کاری صورت نمی¬پذیرد، کوچک¬ترین چیزها را می¬بلعد و به بزرگ¬ترین¬ها حیات می¬بخشد؟ » و پاسخ می¬شنود : « زمان » ( هیندل ، ترجمه شفیع¬الهی، 1383).
از دیدگاه نظری جامعه شناسان نظام ارزشی هر فرد تحت تأثیر باورهای اوست و باورهای هر انسانی برخاسته از فرهنگی است که در آن رشد و نمو کرده است. نوع نگاه فرهنگ و افراد جامعه به زمان، بر نحوه استفاده و عملکرد افرادی که در چارچوب ارزش¬های آن قرار دارند، تأثیر می¬گذارد. زمان و نوع استفاده از آن یکی از عناصر و معیارهایی است که از طریق آن می¬توان درباره کارآمد بودن و قدرت یک فرهنگ در زمینه بالندگی و خلاقیت افراد آن قضاوت کرد. ( بوریل و مورگان، ترجمه نوروزی 1383).
درگذشته، به دلیل نیازبه دانستن زمان کشت و برداشت محصول؛ کشاورزان فقط به اندازه¬گیری فواصل بلند زمانی توجه داشتند. آن¬ها به هم زمانی دقیق کارانسانی نیازمند نبودند و به ندرت از واحدهای تحقیق برای اندازه¬گیری فواصل کوتاه زمانی استفاده می¬کردند. آنان به طور معمول زمان را نه به واحدهای ثابتی نظیر ساعت یا دقیقه، بلکه به بخش¬های بی¬نظم و غیردقیقی که نمایانگر زمان مورد نیاز برای اجرای وظایف روزمره بود، تقسیم می¬کردند، اما انقلاب صنعتی تصاویر ذهنی مردم درباره زمان را دگرگون کرد. در این دوره به جای فواصل زمانی مبهم، جوامع صتعتی به واحدهای بسیار دقیقی مثل ساعت، دقیقه و ثانیه نیاز داشتند که می¬بایست استاندارد و از فصلی به فصل دیگر و از جامعه¬ای به جامعه دیگر قابل تبدیل باشد.(سپورت، ترجمه خاکی، 1375 ).
2-2-3. علل اتلاف زمان:
* در یک تقسیم¬بندی کلی، عوامل اتلاف زمان، به دو دسته تقسیم می¬شوند:
* عوامل خارجی ( تماس¬های تلفنی، ملاقات¬کنندگان سرزده، سایر مزاحمت¬ها و … )
* عوامل داخلی ( یا خودساخته، فقدان نظم مشخص، شلوغی میز، عدم تمایل به واگذاری کارها به دیگران، امروز را به فردا افکندن، فقدان تصمیم¬گیری موثر … )
اکثر ما تمایل داریم در بیان نقش عوامل خارجی وقت¬کشی، اغراق کنیم و از آن¬ها به عنوان عذرهای قانع¬کننده استفاده نماییم. اما ریشه اصلی اتلاف زمان در خصلت¬های فردی ما نهفته است که باید علل و عوامل آن را شناخت و برای درمان آن¬ها گام¬های موثری برداشت. ( سیدی، 1383 ).
برخی از علل و عوامل اتلاف زمان عبارتند از :
1- بی¬فکری و عمل¬زدگی: به منظور دوری از این آفت باید به برنامه¬ریزی و اولویت-بندی کارها پرداخت. در مدیریت زمان، تعیین هدف¬ها و اولویت¬های مربوط به کار از مهم¬ترین امور به شمار می¬رود، که با توجه به آن می¬توان از به دام افتادن در امور جزئی و غیرضروری نجات یافت.
2– بی¬نظمی: فرد نامنظم علاوه بر اتلاف وقت خود باعث اتلاف زمان دیگران نیز می-شود.
3– پرحرفی و بیهوده¬گویی: پرحرفی باعث اتلاف وقت می¬شود و انسان در آخر می¬بیند از برنامه خود هم عقب مانده و چیزی به دست نیاورده است. پس بهتر است در جایی که لازم باشد حرف بزنیم و بیهوده¬گویی نکنیم.
4– اهمال¬کاری: تعریف منجر به سنگین¬تر شدن بار فرداها می¬شود و نگرانی از کارهای مانده و دشواری انجام آن¬ها به مرور زمان، منجر به بیماری¬های عصبی و یا بی¬تفاوتی نسبت به امور می¬شود و به دنبال آن بی¬نظمی و عدم تعهد نسبت به مسوولیت¬ها رخ می¬دهد و از همه مهم¬تر فرصت¬ها از دست می¬رود.
5– تنبلی و بی¬حوصلگی : فرد تنبل چون اهل کار نیست حتی هدف¬های قابل دسترسی و آسان را نایافتنی می¬بیند و به همین دلیل اوقات خود را به بطالت می¬گذارند. عوامل تنبلی عبارتند از: «عوامل گرایشی» مانند عدم تمایل به قبول زحمت یا ناراحتی، ترس از شکست، عزت¬نفس کم، افسردگی، ملالت، خجالت، احساس تقصیر و … « عوامل شناختی» مانند اطلاعات ناکافی، مشخص نبودن اولویت¬ها ، تردید داشتن، مطمئن نبودن درباره مسئله و ناتوانی در درک اقدام به جا و به موقع، تفکر منفی، هدف¬های مبهم و …. و « عوامل خارجی و محیطی » مانند سردرگمی، نبود تشکیلات، سر و صدا، فشار کاری بیش از حد و … و « عوامل جسمانی» مانند خستگی، استرس، بیماری، ورزش نکردن، بی¬تحرکی در طول روز، پشت میز نشستن و …. ( خطیبی، 1389 ).
همچنین سعید اسلامی در کتاب مدیریت کاربردی وقت، آفات زمان را در سه زمینه دسته¬بندی کرده است: 1- آفاتی که به خود فرد مربوطند، شامل بی¬نظمی¬، نداشتن برنامه اولویت کاری، ضعف ارتباط، عدم اطلاع کافی، بی¬علاقگی، فشار روانی، تعارفات و رودربایستی ، دخالت غیرضروری در برخی کارها.2-آفاتی که به دیگران مربوطند: شامل مکالمات تلفنی، جلسات، تعبیض اختیار.3- آفات پیش¬بینی نشده: شامل تصادفات، خرابی ماشین، بیماری و …. ( شادمان فر، 1392).
جلسات غیرضروری، میز یا محدوده کار نابسامان، تلفن¬های غیرضروری، صرف وقت زیاد برای پاسخگویی به نامه¬ها، مشکل داشتن با تکنولوژی، اختصاص زمان طولانی ب