تاثیر مدیریت زمان بر تنظیم هیجان در طی امتحان و سازگاری تحصیلی (آموزشی) دانش آموزان پیش دانشگاهی

1-1. مقدمه
با توجه به این که زمان به عنوان یک منبع محدود به شمار می¬رود، لزوم مدیریت آن به خصوص در محیط¬های آموزشی و برای دانش آموزان از اهمیت بالایی برخوردار است. مدیریت زمان برای دانش آموزان عامل مهمی برای موفقیت محسوب می¬گردد. عدم مهارت-های مدیریت زمان و فقدان نگرش مناسب در این رابطه عملکرد مراکز علمی ، بهره¬بری پایین و سطوح بالای اضطراب را به همراه خواهد داشت. برای هر فردی در همه عرصه¬های زندگی وقت ارزش فراطلایی دارد و به جهت تغییراتی که در دهه¬های اخیر در عرصه علوم و فنون انجام شده زمان اهمیت بیشتری یافته و مردم مجبور هستند با سرعت بیشتری کارهای خود را انجام دهند به همین دلیل لزوم مدیریت زمان بیشتر احساس می¬شود و در حقیقت مدیریت زمان یکی از راهبردهای موثر در جهت کاهش میزان آن است وهدف آن جلوگیری ازاتلاف وقت ونظم دادن به زمان انجام کارها است (هاشمی زاده، 1385).
انسان همواره در ارتباط با محیط پیرامون خود با مسائل و مشکلات متنوع و ناشناخته¬ای رو به رو است وبرای پاسخگویی به خواسته¬های خودنیازمندتعامل وسازگاری بامحیط اطراف خود می¬باشد. این در حالی است که در دنیای معاصر، پیشرفت¬های تکنولوژیکی و ارتباطی نیز نقش همنوایی، کنار آمدن و سازگاری با موقعیت¬ها و مسائل پیش رو را ضروری¬تر ساخته است. در دیدگاه روانشناختی، فرایند الگوهای پاسخ¬دهی شخص به تغییرات محیطی را سازگاری می¬گویند ( پاشا شریفی، 1384) و شخصی سازگار است که توانایی و قدرت پردازش صحیح اطلاعات را داراست ( رستمی، 1383 ). سازگاری حاصل تلاش آگاهانه در انطباق و تعامل مناسب ویژگی¬های فردی و شخصیتی، با ماهیت موقعیت¬هایی است که فرد با آن مواجه می¬شود. مفهوم سازگاری در انسان¬ها جریان پویا و بدون انقطاع است. چرا که از یک سو، نیازهای انسانی، متنوع و دائماً در حال تغییر است و از سوی دیگر، اوضاع و احوال محیطی که در آن نیازهای یاد شده بایستی برآورده گردند متغیر و متفاوت است. سازگاری تحصیلی حیطه¬ای خاص از مفهوم عام سازگاری است که به موضوع سازگار شدن فرد با دوره ورشته تحصیلی، محیط آموزشی و الزامات آن می¬پردازد.( به نقل از یوسفی و همکاران، 1389). سین¬ها و سینگ سازگاری را به سه نوع اصلی تقسیم¬بندی کرده¬اند: الف ) سازگاری تحصیلی ب ) سازگاری اجتماعی ج ) سازگاری عاطفی یا هیجانی ( نیک دل، 1385 به نقل از زارعی ، 1391 ).
از طرفی در دیدگاه تکاملی، هیجان، میراثی است که از انسان¬های نخستین برای ما باقی مانده است و از این رو به دلیل کارکردهای ویژه¬ای که دارد، همچنان در نوع بشر باقی می¬ماند. هیجان¬ها به انسان کمک می¬کنند تا بتواند به مشکلات و فرصت¬هایی که در زندگی با آن¬ها رو به رو است، سازگارانه پاسخ دهد. ( لونسون ، 1999). تنظیم هیجانی مرتبط با آزمون شامل فرایندهای مختلفی است که فراگیران برای پایش ، ارزیابی و اصلاح تجربیات هیجانی¬شان به کار می¬برند. (گروس و همکاران، 2006 ، شوتز و دیویس ، 2000 ، شوتز و دیکر 2002 ، شوتز و همکاران ، 2011 ).
1-2 . بیان مساله :
زمان عنصر گرانبهایست که تلف شدن آن ضایعات جبران¬ناپذیری را برای فرد و در نهایت برای یک جامعه دارد. هیچ متاعی با ارزش¬تر از زمان نیست و گران¬ترین هزینه، از دست دادن زمان است. تسلط بر زمان تنها رمز موفقیت آدمی به شمار می¬رود. مهارت¬های مدیریت زمان ابزار و روش¬هایی هستند که فرد را از آن¬جا که هست به آن¬جا که می¬خواهد، می¬رساند( تریسی، 1389). در واقع مدیریت زمان شامل مهارت¬¬های بهره¬برداری بهینه از زمان است. این مهارت¬ها به تدبیر پیش¬¬بینی زمان و تشخیص زمان در اولویت¬های مورد نظر اطلاق شده و خرده مهارت¬هایی از قبیل برنامه¬¬ریزی، سازماندهی و کنترل زمان را در بر می-گیرد. (شادمان فر، سپاه منصور، هومن،1392).
بحث مدیریت زمان موضوعی است که همه ماچه درزندگی شخصی وچه درزندگی حرفه¬ای-مان برای کسب موفقیت به آن نیاز داریم. مدیریت زمان در اواخر دهه 1950 توسط ماکان مطرح گردید. این روش شامل فنونی برای تعیین اهداف کوتاه مدت، چگونگی تبدیل این اهداف به وظایف و فعالیت¬ها برای اجرای سریع¬تر آن¬ها، چگونگی برنامه¬ریزی و اولویت¬بندی کردن کارهای روزانه و چگونگی جلوگیری از وقفه کاری که محدودیت در انجام وظایف ایجاد می-کند، می¬باشد ( رسولی و همکاران، 2009 ). با توجه به این که زمان به عنوان یک منبع محدود به شمار می¬رود لزوم مدیریت آن به خصوص در محیط¬های آموزشی و برای دانش-آموزان از اهمیت بالایی برخوردار است؛ مدیریت زمان فعالیت¬های دانش¬آموزان را نیز می-تواند تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش¬های استوارت و لمبارد (2010) سیبرت و جتینگر (2002) ، گارسیا و پرز ( 2005) نشان می¬دهد که رابطه¬ی معناداری بین مهارت¬های مدیریت زمان و موفقیت¬های تحصیلی دانش¬آموزان وجود دارد.
گورتر و زولاف (2000 ) مدعی¬اند که بالا بردن عملکرد تحصیلی، استقامت در برابر استرس، تفکر در مورد صرف وقت و بالا رفتن آگاهی استفاده از زمان، از پیامدهای مهارت-های خوب مدیریت زمان است. از این رو مدیریت زمان می¬تواند به عنوان روشی برای پایش و کنترل زمان مطرح شود که از این طریق افراد هنگام کار کردن می¬توانند با مدیریت خود در یک زمان واحد، وظایف متعددی را انجام داده، وظایف و مسئولیت¬های خود را درک کنند و با محدودیت¬ها سازگار گردند. ( ایلام و اهرون ، 2003 )
انسان همواره در ارتباط با محیط پیرامون خود با مسائل و مشکلات متنوع و ناشناخته¬ای رو به رو است و برای پاسخ¬گویی به خواسته¬های خود، نیازمند تعامل و سازگاری با محیط اطراف خود می¬باشد. این در حالی است که در دنیای معاصر، پیشرفت¬های تکنولوژیکی و ارتباطی نیز نقش همنوایی، کنار آمدن و سازگاری با موقعیت¬ها و مسائل پیش رو را ضروری-تر ساخته است. سازگاری جریانی است که در آن فرد برای وفق دادن خود با فشارهای درونی و ملزومات بیرونی تلاش و کوشش به خرج می¬دهد. ( رید – ویکتور ، 2004 ). یک فرد زمانی از سازگاری بهره¬مند است که بتواند میان خود و محیط اجتماعی¬اش رابطه¬ای سالم برقرار کند. محیط اجتماعی در برگیرنده خانواده، محل تحصیل، محیط کسب و کار و نظایر آن می¬باشد و اگر فردی نتواند با محیط خود به شیوه¬ای مطلوب رابطه برقرار کند، ناسازگار تلقی می¬شود. سازگاری از بدو تولد همراه با انسان است و در هر برهه¬ی زمانی به گونه¬ای خاص، فرد آن را به کار می¬برد. علاوه بر این، سازگاری دارای عرصه¬های مختلفی نیز هست. مثلاً سازگاری در انتقال به محیط یا موقعیت جدید، در روابط بین فردی و سازگاری در موقعیت¬های آموزشی که از آن تحت عنوان سازگاری تحصیلی یاد می¬شود. سازگاری تحصیلی ناظر به توانمندی فراگیران در انطباق با شرایط و الزامات تحصیل و نقش¬هایی است که مدرسه به عنوان یک نهاد اجتماعی فرا روی آن¬ها قرار می¬دهد ( پیتوس ، 2006 ). دانش¬آموزانی با مدرسه سازگارند که وقتی مدرسه خود را به پایان می¬برند، تجربه حضور و تحصیل را تجربه-ای رشد¬دهنده تلقی نمایند، بتوانند از توانایی¬های خود به نحو مطلوب بهره جویند و در نهایت از نظر تحصیلی کارآمد باشند. ( بیکر و سیریاک، 1989 ؛ به نقل از بیرز و گوسنز، 2003 ). به اعتقاد بیجور کلاند و رهلینگ (2010) مهمترین نگرانی در مدارس امروزی ناسازگاری کلاسی است. بدرفتاری و ناسازگاری دانش آموزان کل فرایند یادگیری را تحت تاثیر قرار می-دهد و با چالش مواجه می¬کند. بورکا و یان (2004؛ به نقل از يعقوبي، محققي، يوسف¬زاده، گنجي، كامران و الفتي، 1393) ناتوانی در مدیریت زمان را از جمله علل عدم تکمیل تکالیف تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان می¬دانند که خود می¬تواند منجر به شکست تحصیلی و در نتیجه ناسازگاری آنان گردد.
از طرف دیگر در سال¬های اخیر حوزه¬ی امتحان دادن بیش از سایر حوزه¬ها مورد توجه قرار گرفته است.( پکرون و همکاران، 2002) امتحان دادن بخشی از زندگی اغلب دانش-آموزان و دانشجویان است. آن¬ها با امتحان دادن رقابت و غرور، و هیجان¬های مرتبط با امتحان از قبیل ترس و اضطراب را تجربه می¬کنند. ( شوتز ، 2004 ). اضطراب امتحان فرد را درباره توانایی¬هایش دچار تردید می¬کند و پیامد آن کاهش توان مقابله با موقعیت¬هایی مانند موقعیت امتحان است، موقعیت¬هایی که فرد را در معرض ارزشیابی قرار می¬دهند و مستلزم حل مشکل یا مسئله هستند. (پارکس – استم و همکاران ، 2010 ).
در واقع تشخیص درست زمان انجام هر کاری، تعیین اولویت¬ها و داشتن برنامه و جدول زمان¬بندی شده از اساسی¬ترین فعالیت¬هایی است که افراد باید در موقعیت¬ها به ویژه موقعیت¬های بحرانی و پر استرس لحاظ کنند. کسا و ارسوی (2002؛ به نقل از شادمان¬فر و همکاران،1392) بین مدیریت زمان و کنترل موقعیت¬های پر استرس رابطه مثبتی وجود دارد به صورتی که استفاده بهینه از زمان در موقعیت¬هایی که استرس بالایی دارد در عملکرد افراد تأثیر بسزایی دارد. در مدرسه نیز موقعیت آزمون مکان مناسبی برای بررسی نحوه چالش دانشجویان و دانش¬آموزان با موقعیت¬های استرس¬زاست ( اتن و چنگ ، 2005 ). دانش-آموزان معمولاً در چنین موقعیتی هیجان¬های مختلفی را تجربه می¬کنند که بسیاری از این هیجانات منفی بوده و نقش مخربی در عملکرد تحصیلی ایشان دارد. اغلب در این مواقع باید هیجانات را مدیریت و تنظیم کرد (حسنی، جعفر و آریانا کیا،1392). تنظیم هیجان مجموعه¬ای ازفرایندهای درونی وبیرونی است که مسئولیت کنترل وارزیابی و تغییر واکنش¬های عاطفی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف او بر عهده دارند (تامسون ،1995؛ به نقل از حسنی، جعفر و آریانا کیا،1392).
متأسفانه بیشترپژوهش¬های تنظیم هیجان درحوزه آزمون دادن، درمورد نحوه مقابله دانش-آموزان و دانشجویان با اضطراب امتحان است (بلگر ، 1990 ؛ کارور و شایر ، 1994 ؛ فولکمن و لازاروس ، 1985؛ کاندو ، 1997؛ زیدنر ، 1998؛ به نقل از شوتز و دیویس ، 2000 ). از نظر تاریخی، مقابله کردن به شکل خاصی از تنظیم هیجان اشاره دارد که هنگام آماده شدن، مواجه شدن و مقابله کردن با هیجان¬های ناخوشایند مرتبط با رویدادهای تهدید برانگیز رخ می¬دهد. لازاروس و همکارانش(1985) برای بررسی فرایند مقابله، مقیاسی به نام روش¬های مقابله را توسعه دادند. در مقیاس روش¬های مقابله میان دو نوع مقابله تمایز وجود دارد. اولی، مقابله مشکل¬مدار، که حل مسئله یا برنامه¬ریزی برای مواجه شدن با منبع استرس و دومی، مقابله¬ی هیجان- مدار که کاهش یا مدیریت ناراحتی هیجانی مرتبط با آن موقعیت را هدف قرار می¬دهد. ( لازاروس و فولکمن، 1984؛ به نقل از لیندرو و کاستیلو ، 2010 ). روش¬های مقابله در ادبیات تنظیم هیجان مبتنی بر رویداد، فرآیندهای تکلیف محور و فرآیندهای هیجان محور نام گرفتند. فرایندهای تکلیف محور و هیجان محور دو حوزه¬ای هستند که به صورت سنتی در ادبیات نظری و پیشینه¬ی پژوهشی فرآیند مقابله مورد بحث قرار گرفته-اند. با این حال، از طریق تلاش¬های پژوهشگران سازه تنظیم هیجانی در طول امتحان، دو بعد دیگر تنظیم هیجانی مرتبط با فرآیندهای آزمون متمایز شده¬اند که شامل فرآیندهای ارزیابی شناختی و فرایندهای تکلیف محور دستیابی مجدد هستند. ( شوتز و دیویس، 2000؛ شوتز و همکاران ، 2004 ؛ به نقل از شوتز و همکاران، 2008 ).
یافته¬های چندین پژوهش نیز نشان داده است که راهبردهای تنظیم هیجانی به طور کلی، اضطراب امتحان را به طور معنادار پیش¬بینی می¬کنند ( کاپا آیدین ، 2009؛ شوتز و همکاران، 2008 ). در مجموع، با توجه به این که تجارب هیجانی منفی مانند اضطراب امتحان می¬تواند منجر به افت محسوس عملکرد فرد در حوزه¬های گوناگون شناختی، ادراکی، عاطفی، هیجانی و اجتماعی شود و دستیابی به فرصت¬های تحصیلی و شغلی (اتن و چنگ، 2005 ) را محدود نماید و تأثیری بر عملکرد امتحان، موفقیت تحصیلی و بهزیستی کلی دانش¬آموزان و دانشجویان بگذارد ( پکرون و همکاران، 2004؛ الودیپ ، 2009 ؛ رانا و محمود ، 2010 ) و با توجه به این که راهبردهای مناسب تنظیم هیجانی در طول آزمون موجب کمک به دانش¬آموزان و دانشجویان برای اثبات مهارت¬ها و دانش واقعی آنان در طول موقعیت¬های آزمون می¬شوند ( دیکر – گان بی و همکاران، 2009) اما در ایران در زمینه عوامل موثر بر به کارگیری راهبردهای تنظیم هیجانی مطلوب در طول امتحان پژوهش چندانی صورت نگرفته است. بنابراین پژوهش حاضر درصدد است به دنبال بررسی تأثیر مدیریت زمان بر تنظیم هیجان در طی امتحان و سازگاری تحصیلی دانش¬آموزان باشد.
1-3. اهمیت و ضرورت پژوهش :
مدیریت زمان را می¬توان از مهم¬¬ترین مهارت¬های هر دانش¬آموزی برای رسیدن به موفقیت¬های علمی دانست (کالینز ، 2010 ). یک دانش آموز با مدیریت درست زمان می¬تواند 1- روزانه حداقل 2 ساعت وقت اضافه داشته باشد. 2- انرژی بیشتر و فشار روانی کمتری را تجربه کند و 3 – احساس کنترل بیشتر روی فعالیت¬های تحصیلی و زندگی روزمره¬اش داشته باشد. وجود برنامه¬ریزی در زندگی با توجه به زمان دردسترس در درازمدت می¬تواند باعث ارتقاء وضعیت تحصیلی هر محصل گردد (سواری و کاندی ،2011؛ ایز و اوزن ،2010؛ استوارت و همکاران،2010).
علاوه بر این در موقعیت¬های آکادمیک استفاده درست و موثر از زمان می¬تواند به عنوان رفتاری در جهت ایجاد انگیزش در دانش¬آموزان باشد (یعقوبی و همکاران،1393). دانش-آموزی که نتواند وقت خود را تنظیم کند از عهده انجام هیچ کاری بر نخواهد آمد و بی¬انگیزه و بی¬هدف خواهد بود. افراد بدون برنامه¬ریزی مشخص در زندگی گاهی تمام وقت خود را در امور غیرضروری و تفریحی از بین می¬برند و گاهی آن قدر فشرده به مطالعه می¬پردازند که دلزدگی¬¬هایی در آن¬ها ایجاد می¬شود. در حالی که مدیریت زمان انجام تمامی فعالیت¬ها را در کنار هم تضمین می¬نماید.
با این وجود مرور پژوهش¬های علمی منتشر شده در زمینه مدیریت زمان نشان می¬دهد که مطالعات اندکی در زمینه رابطه بین مهارت¬های مدیریت زمان و یا اثرات برنامه¬های آموزشی مدیریت زمان در حیطه رفتارهای سازگارانه کلاسی و یا هیجانات دانش آموزان خصوصاً هیجانات مثبت وجود دارد. در اکثر پژوهش¬های انجام شده در حوزه مدیریت زمان ارتباط یا تأثیر این متغیر بروی پیشرفت تحصیلی و یا عملکرد شغلی مورد بررسی قرار گرفته است ( قنبرپور و همکاران، 2013 ؛ ماکان ، 1996 ؛ هال 1994 ؛ هرش ، 1982 ؛ کینگ 1986 و … ). در واقع کمتر به نقش انگیزشی مدیریت زمان در رفتار کلاسی دانش¬آموزان پرداخته شده است. این در حالی است که در کشور ما به دلیل مساله¬ی کنکور و فشارهای وارده از طرف خانواده و اجتماع برای قبول شدن در آن، در دوره پیش دانشگاهی دانش¬آموزان با هیجانات بسیاری چه مثبت و چه منفی(حسنی، 1393) روبرو هستند. در اینجا است که مسأله زمان و برنامه¬ریزی درست برای استفاده بهینه از آن برای دانش¬آموزان امری حیاتی خواهد بود. بنابراین این پژوهش با هدف تأثیر مدیریت زمان بر تنظیم هیجان در طی امتحان و سازگاری آموزشی انجام می¬شود.
1-4. اهداف پژوهش :
1-4- 1 . هدف کلی :
هدف کلی پژوهش حاضربررسی تأثیرمدیریت زمان برتنظیم هیجان در طی امتحان و سازگاری تحصیلی دانش آموزان پیشدانشگاهی که در سال تحصیلی 94 – 93 مشغول به تحصیل می¬باشند.
1-4-2. اهداف فرعی
1 – تعیین تأثیر مدیریت زمان بر تنظیم هیجان در طی امتحان دانش¬آموزان متوسطه
2- تعیین تأثیر مدیریت زمان بر سازگاری تحصیلی دانش¬آموزان متوسطه
1-5. فرضیه‌های تحقیق :
فرضیه اول: مدیریت زمان بر تنظیم هیجان در طی امتحان دانش¬آموزان پیش¬دانشگاهی موثر است.
فرضیه دوم: مدیریت زمان بر سازگاری تحصیلی(آموزشی) دانش¬آموزان پیشدانشگاهی موثر است.
1-6. تعاریف عملیاتی و نظری متغیرها:
1-6-1. تعاریف نظری متغیر‌ها
1-6-1-1. مدیریت زمان :
به مهارت تدبیرپیش¬بینی زمان و اولویت کارهای مورد نظر اطلاق می¬شود. و خرده مهارت-هایی از قبیل برنامه¬ریزی، سازماندهی و کنترل زمان را در بر می¬گیرد (شادمان فر، سپاه منصور، هومن، 1392).
1-6-1-2.تنظیم هیجان در طی امتحان :
تنظیم هیجان مجموعه¬ای از فرایندهای درونی و بیرونی است که مسئولیت کنترل و ارزیابی و تغییر واکنش¬های عاطفی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف او بر عهده دارند (تامسون،1995؛ به نقل از حسنی، جعفر و آریانا کیا،1392). اما تنظیم هیجانی مرتبط با آزمون شامل فرایندهای گوناگون است که دانش آموزان و دانشجویان برای پایش ، ارزیابی و اصلاح تجارب هیجانی خود به کار می¬برند. این سازه دارای چهار بعد است. دو بعد آن تنظیم هیجان مبتنی بر رویداد است که شامل فرآیندهای تکلیف محور و فرآیندهای هیجان محور بوده است. فرایندهای تکلیف محور و هیجان محور دو حوزه¬ای هستند که به صورت سنتی در ادبیات نظری و پیشینه¬ی پژوهشی فرآیند مقابله مورد بحث قرار گرفته¬اند. با این حال، از طریق تلاش¬های پژوهشگران در رشد روایی سازه برای مقیاس تنظیم هیجانی در طول امتحان، دو بعد دیگر تنظیم هیجانی مرتبط با فرآیندهای آزمون متمایز شده¬اند که شامل فرآیندهای ارزیابی شناختی و فرایندهای تکلیف محور دستیابی مجدد هستند. (شوتز و همکاران، 2008 ).
1-6-1-3. سازگاری تحصیلی ( آموزشی ) :
در واقع سازگاری تحصیلی حیطه خاصی از مفهوم سازگاری است که به موضوع سازگار شدن فرد با دوره، رشته تحصیلی و محیط آموزشی و الزامات آن می¬پردازد. متخصصینی چون بیکر و سریاک (1984) معتقدند که سازگاری تحصیلی یک مفهوم چند بعدی بوده و آن را به معنای توانایی افراد در پاسخ¬گویی موفقیت¬آمیز به تقاضاهای متنوع و مختلف محیط آموزشی، داشتن نگرش¬های مثبت نسبت